Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

قرار نیست زنان قربانی شوند.

Việt NamViệt Nam07/03/2024


مادرم همیشه به من می‌گفت که در هر شرایطی صبور باشم، از خانواده‌ام محافظت کنم و همیشه در هر کاری که انجام می‌دهم به دو فرزندم فکر کنم. او همیشه می‌گفت که تمام عمرش پدرم را تحمل کرده است، پس چه اشکالی دارد که شما زنان کمی شوهرانتان را تحمل کنید؟

مادرم همیشه شکایت می‌کند و می‌گوید فکر می‌کند خودش است که رنج می‌کشد، اما آدم‌های زیادی را می‌بیند که خیلی بیشتر از او رنج می‌کشند. می‌پرسد: «خانم الف را ندیدی؟ شوهرش مشروب می‌خورد و آن موقع، قبل از اینکه ماشین داشته باشند، مجبور بود آخر شب شوهرش را از مزارع برنج عبور دهد تا به خانه برسد. یا خانم ب؟ شوهرش قمار می‌کند، بدهی‌های کلانی بالا می‌آورد و او هنوز باید بار بزرگ کردن بچه‌ها و پرداخت بدهی‌هایش را به دوش بکشد. و خانم ج؟ شوهرش زن‌باره است و او باید دندان‌هایش را به هم بفشارد و تحمل کند؛ کوچکترین حسادتی باعث می‌شود شوهرش او را سیاه و کبود کند. آن آدم‌ها به خاطر فرزندانشان خیلی رنج می‌کشند، اما شما دخترها فقط به خاطر اینکه شوهرتان دیر از مشروب به خانه می‌آید یا کمی داد می‌زند، شکایت می‌کنید و تهدید به ترک می‌کنید. وقتی ازدواج می‌کنید باید صبور باشید، فرزندم. همه وقتی ازدواج می‌کنند رنج می‌کشند؛ شما باید سعی کنید زندگی کنید و خانواده را به خاطر فرزندانتان حفظ کنید. زندگی برای زنان اینقدر سخت است.»

۱۵۰۸۴۱۹۹۶۶-۲۵۴۸۲c۹۲۹۹f۱۷۹feb۷۷۷۸۵۳۸۵e۵df۹b۰-watermark.jpg

مامان، می‌دانم که آموزه‌های تو درست است، اما از کی تا حالا تلویحاً از زنان انتظار می‌رود که سختی، رنج و فداکاری را تحمل کنند؟ مردم می‌گویند زنان مثل گل هستند. یک گل زیبایی و غرور خودش را دارد، حتی وقتی پژمرده شده باشد. یک خانواده گرم و شاد نیاز به احترام متقابل از طرف زن و شوهر و فداکاری از هر دو طرف دارد. چرا زنان باید تمام روز کار کنند، از بچه‌ها مراقبت کنند و کارهای خانه را انجام دهند در حالی که مردان می‌توانند استراحت کنند، کار را تمام کنند و سپس تا دیروقت با دوستانشان بیرون بروند و مشروب بخورند؟ حتی در آن صورت هم، آنها آرامش پیدا نمی‌کنند. آنها شروع به شکایت از مرد الف، مرد ب یا مرد ج می‌کنند که در مهمانی مشروب‌خوری دردسر درست کرده‌اند و همسرانشان را مجبور به گوش دادن کرده‌اند. گاهی اوقات آنها به شدت استفراغ می‌کنند و باعث می‌شوند همسرانشان تمیزکاری کنند، برایشان زنجبیل بجوشانند و خودشان را بی‌خواب کنند. مامان، آیا این خیلی ناعادلانه نیست؟ مامان، تو زندگی‌ای پر از فداکاری و استقامت برای فرزندانت داشته‌ای و من از تو بسیار سپاسگزارم. اما بعضی وقت‌ها تو را سرزنش می‌کنم که همه اینها را تحمل کردی، که وقتی پدرت کتکت زد، تلافی نکردی، که وقتی پدرت با کس دیگری رفت، گریه کردی و التماس کردی که عموها و عمه‌ها بیایند و تو را پیدا کنند. چرا باید زندگی‌ات را به کلمه «فداکاری» گره می‌زدی؟

«فداکاری» همیشه کلمه‌ای است که مادران به دخترانشان یاد می‌دهند. زنان باید برای شوهران و فرزندانشان فداکاری کنند. مامان، دیگر نمی‌خواهم به دخترانم و نوه‌هایت کلمه «فداکاری» را یاد بدهم. زنان باید دوست داشته شوند. زنان باید قوی باشند و برای خود و فرزندانشان زندگی کنند. اگر ازدواجی ناموفق باشد، زنان حق دارند به آن پایان دهند، نه اینکه به دنبال شانه‌ای قوی برای تکیه دادن باشند، بلکه باید مستقل و قوی زندگی کنند. زنان شغل دارند، می‌توانند امور مالی را مدیریت کنند، می‌توانند لامپ را عوض کنند، لوله‌ای شکسته را تعمیر کنند، پایه شکسته صندلی را تعمیر کنند... و برای هر کار سنگینی که نمی‌توانند خودشان انجام دهند، حق دارند یک تعمیرکار استخدام کنند؛ هیچ جای نگرانی نیست. زنان می‌توانند حتی به تنهایی فرزندان خود را بزرگ کنند و خوب زندگی کنند.

به همین دلیل است که من کلمه "فداکاری" را دوست ندارم، مامان، که همیشه به ما یاد می‌دادی. حق با توست، مامان، اما این دو کلمه دیگر مناسب نیستند. زنان هرگز نباید خودشان را فدا کنند. در یک خانواده شاد، مادر و همسر باید احساس خوشبختی کنند. مامان، فایده تلاش برای راضی کردن و تحمل همه چیز چیست؟ چرا زنان وقتی حقوقشان را می‌گیرند، به سراغ درمان‌های زیبایی نمی‌روند، از خودشان مراقبت نمی‌کنند و خودشان را با چیزی که دوست دارند پذیرایی نمی‌کنند؟ بعد از اینکه کمی برای خودشان زندگی کردند، از فرزندان و شوهرانشان مراقبت می‌کنند. وقتی به آینه نگاه می‌کنی و می‌بینی که هر روز زیباتر می‌شوی، وقتی به فرزندانت نگاه می‌کنی و آنها را مرتب و خانه را تمیز می‌بینی، آیا این شادتر نیست؟ چرا ژولیده و مدام مشغول باشی؟ به جای اینکه منتظر باشی شوهرت تمام روز بیرون برود و نوشیدنی بخورد، می‌توانی به اسپا بروی یا با دوستانت قهوه بخوری، هر کاری که دوست داری انجام دهی. آیا این شادتر نیست؟

مجبور شدم از کلمه «فداکاری» خلاص شوم، یا بهتر بگویم، بعد از دیدن مرگ یکی از دوستان نزدیکم بر اثر یک بیماری جدی، به یک الهام درونی رسیدم. بعد از مرگ او، همه متوجه شدند که کمد لباس‌هایش پر از لباس‌های طراحان معروف است که هیچ‌کدام برچسب‌هایشان کنده نشده بود. معلوم شد که او آنقدر با کسب و کار و شوهر و فرزندانش مشغول بوده که وقتی برای خودش نداشته است. وقتی فوت کرد، پسرش کلاس دهم بود اما حتی نمی‌توانست استخوان‌های ماهی را جدا کند و شوهرش حتی نمی‌توانست برای هر دوی آنها غذا بپزد. وقتی دیدم شوهرش با کسی رابطه نامشروع دارد، از خودم پرسیدم که آیا فداکاری او ارزشش را دارد یا نه. قابل درک است؛ بدون حضور یک زن، مراقبت از یکدیگر برای یک پدر و پسر دشوار است. مردان، هر چقدر هم که همسرانشان را دوست داشته باشند، به ندرت تمام عمر مجرد می‌مانند. آن موقع بود که از توهم طولانی فداکاری که از کودکی، از طریق ازدواج و بچه‌دار شدن، به من آموخته بودند، بیدار شدم. شروع کردم به مراقبت بهتر از خودم و درک اینکه شادی واقعی چیست.

مامان، زن‌ها فقط وقتی خوشحال هستند که روی خودشان کنترل داشته باشند، وقتی بتوانند هر کاری که دوست دارند انجام دهند. و مامان، من دیگر هرگز به فرزندانم، نوه‌های تو، کلمه "فداکاری" را یاد نخواهم داد. در عوض، به آنها یاد خواهم داد که زنان باید بدانند چگونه از خودشان مراقبت کنند، زیبا باشند، سخت کار کنند، به دنبال فرصت‌هایی برای رشد و توسعه خود باشند و هرگز خودشان را فدای شوهر و فرزندانشان نکنند در حالی که در آشپزخانه حبس شده‌اند.


منبع

برچسب: زنان

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
شادی در دریا

شادی در دریا

جوانی با کودکی همراه است.

جوانی با کودکی همراه است.

بانوج برنج در بان می

بانوج برنج در بان می