سال گذشته، تان هانگِ ریزنقش، پیام اعتراف عاشقانهای از پسری ۱۴ سال کوچکتر از خودش دریافت کرد. او از پاسخ دادن خودداری کرد، زیرا میترسید که دوستی نزدیک بیش از ۱۰ سالهشان را از دست بدهد.
از دشمنان تا بهترین دوستان
پس از عروسیشان در هانوی ، خانم نگوین تی هانگ (تان هانگ، متولد ۱۹۷۸، اهل هانوی) و آقای ها ون دونگ (متولد ۱۹۹۲، اهل های دونگ) در ۲۰ دسامبر مراسم اعلام ازدواج خود را در شهر هوشی مین برگزار کردند.
تان هانگ و خواهر کوچکترش تان ها به خاطر لقبشان، «خوانندگان دوقلوی کوچک»، مشهور هستند. هانگ ۱.۲۴ متر و ها ۱.۲۵ متر قد دارند و هر دو چهرههای ظریف و جوانی دارند.
بیش از ۱۰ سال پیش، این دو نفر هنگام فیلمبرداری یک موزیک ویدیو برای گروه «زندگی زیباست» با دونگ (خوانندهای با اختلال بینایی) آشنا شدند. پس از آن، این سه نفر به همکاری خود در چندین پروژه دیگر ادامه دادند و چندین برنامه دیگر ضبط کردند.
خانم هانگ و همسرش با هم در حال آماده کردن کارتهای دعوت عروسی هستند.
در ابتدا، خانم هانگ از آقای دونگ خوشش نمیآمد و حتی از او متنفر بود. او را پرحرف میدانست و اغلب با مردم شوخی میکرد.
پس از ثبت رکورد کوچکترین گروه دونفره آواز در ویتنام در سال ۲۰۱۶، خواهران تان هانگ و تان ها توسط گروه نگوک ترونگ تیم برای اجرا در ایالات متحده دعوت شدند.
این سفر شامل دونگ و چند هنرمند دیگر نیز میشد. به لطف این، هانگ و دونگ به هم نزدیکتر شدند و متوجه شدند که اشتراکات زیادی دارند.
به دلیل بیماری همهگیر کووید-۱۹، خانم هانگ شغل خود را از دست داد. در آن زمان، آقای دونگ او را در فروش آنلاین کالا راهنمایی کرد. آنها از قبل با هم صمیمی بودند و اکنون حتی صمیمیتر هم شدهاند.
«چون من از دونگ بزرگترم، از سرزنش کردنش ابایی ندارم. برعکس، او دوست دارد مرا اذیت کند و به من بگوید خواهر بزرگترِ سلطهجو.»
ما با هم در ارتباط بودیم و مرتباً همدیگر را ملاقات میکردیم. با این حال، هیچکدام از ما متوجه نشدیم که دوستیمان به عشق تبدیل شده است.
هانگ گفت: «دونگ اولین کسی بود که فهمید به من علاقه دارد. خانوادهاش هم مخفیانه ما را به رابطهمان تشویق میکردند.»
با وجود اختلاف سنی ۱۴ ساله، هانگ و دونگ زوج بسیار مناسبی برای هم هستند.
آقای دونگ در ادامه داستان همسرش گفت: «من همیشه زندگی آزاد را ترجیح میدادم و قصد ازدواج نداشتم. اما، یک روز بارانی در ژوئن ۲۰۲۳، متوجه شدم که به تدریج در تنهایی فرو میروم.»
از خودم پرسیدم که هر روز در زندگی برای چه چیزی تلاش میکنم. و بعد، متوجه شدم که به یک خانه نیاز دارم.
او متوجه شد که قلبش به سمت هانگ کشیده شده است اما جرات اعتراف نداشت. او میترسید که اعتراف ناموفق، دوستی دیرینهشان را خراب کند.
میوه شیرین عشق خواهرانه.
دونگ پس از بررسیهای فراوان، از کسی خواست که ابتدا اشارهای بکند، سپس شجاعت به خرج داد و احساساتش را پیامک کرد. به محض اینکه پیام را فرستاد، سریع تلفنش را خاموش کرد، جرات نکرد منتظر پاسخ بماند.
خانم هانگ پس از دریافت اظهار عشق، بلافاصله پاسخی نداد، اما مدت زیادی در مورد آن فکر کرد. پس از یک هفته، او تصمیم گرفت پاسخی مبهم بدهد. برای آقای دونگ، همین پاسخ برای شروع یک داستان عاشقانه کافی بود.
از زمانی که رابطه آنها از دوستی به عشق تبدیل شد، هانگ کمی بیشتر احساس خجالت میکرد. در همین حال، دونگ از فرصت استفاده کرد و مدام نگرانی خود را نشان میداد و احساساتش را ابراز میکرد.
وقتی آنها شروع به قرار گذاشتن کردند، به دلیل فاصله جغرافیایی با موانعی روبرو شدند، یکی در جنوب و دیگری در شمال زندگی میکرد. با این حال، دونگ بدش نمیآمد که برای گذراندن هرچه بیشتر وقت با دوست دخترش، مدام در حال پرواز باشد.
او کلی کار برای انجام دادن با هم و صحبت کردن با او پیدا کرد. او محبتش را به معشوقش با پیامهای سادهای مثل: صبح بخیر گفتن، شب بخیر گفتن و زنگ زدن به او موقع ناهار و پرسیدن اینکه آیا چیزی خورده است یا نه، نشان میداد.
در ابتدا، خانم هانگ از اختلاف سنی بسیار نگران بود. او نگرانیهای خود را به وضوح ابراز کرد و آقای دونگ به سرعت موانع را برطرف کرد.
او به او نشان داد که اختلاف سنی مهم نیست. اگر عشق به اندازه کافی قوی باشد، هر دو به طور فعال خود را وفق میدهند و از ناسازگاری جلوگیری میکنند.
هر دو از اینکه جفت ایدهآل خود را پیدا کردهاند، خوشحالند.
دونگ با افتخار گفت: «وقتی مردم به اختلاف سنی ۱۴ ساله فکر میکنند، فاصله سنی زیادی میبینند. با این حال، هانگ خیلی جوانتر از سنش به نظر میرسد. اگر همسرم سنش را فاش نمیکرد، خیلیها حدس میزدند که ما همسن هستیم.»
احساسات آنها به بلوغ رسیده بود و قصد ازدواج داشتند. وقتی خبر منتشر شد، خانواده داماد با خوشحالی از آنها حمایت کردند، در حالی که خانواده عروس کمی نگران بودند.
خانم هانگ گفت: «بعضیها فکر میکنند چون آقای دونگ کمبینا است، نمیتواند کار کند یا از خودش مراقبت کند. با این حال، من با او دوست صمیمی هستم و شاهد سفر او برای خودسازی بودهام.»
او به شهر هوشی مین نقل مکان کرد و بیش از ۱۰ سال تنها زندگی کرد. در این مدت، خودش خانه را تمیز میکرد، برای پختن غذا به بازار میرفت و کمی هم دستفروشی میکرد...
خانوادهام که از تلاشهای او خبر داشتند، احساس راحتی بیشتری کردند و با ازدواج ما موافقت کردند.»
در نوامبر ۲۰۲۴، خانم هانگ با خوشحالی در مراسم عروسی آقای دونگ در هانوی قدم زد. اگرچه عروسی آنها مجلل یا رمانتیک نبود، اما وقتی به چشمان یکدیگر نگاه کردند، فهمیدند که به چه چیزی در شریک زندگی خود نیاز دارند.
منبع: https://giadinh.suckhoedoisong.vn/nguoi-phu-nu-124m-lay-chong-kem-14-tuoi-qua-ngot-tu-tinh-ban-hon-10-nam-172250102093903835.htm






نظر (0)