Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

زیبایی ابریشم کوانگ نام از طریق اسناد تاریخی.

از سوابق مسافران باستانی، مبلغان مذهبی و محققان، تصویری واضح از پوشاک مردم استان کوانگ نام در طول تاریخ پدیدار شده است: پر جنب و جوش، استادانه و غنی از نمادگرایی.

Báo Đà NẵngBáo Đà Nẵng26/04/2026

۷۴۹-۲۰۲۶۰۴۱۶۲۱۵۹۰۳۱.jpg
گروهی از ساکنان خلیج دانانگ در اواخر قرن هجدهم. منبع: جان بارو

ابریشم در تمام جنبه‌های زندگی نفوذ کرده بود...

در طول مهاجرت مردم ویتنام به سمت جنوب، استان کوانگ نام خیلی زود به محل تلاقی مردم و فرهنگ‌ها تبدیل شد. این امر نه تنها در زندگی اجتماعی مشهود بود، بلکه عمیقاً در لباس‌ها نیز ریشه دوانده بود، که مستقیماً منعکس کننده سبک زندگی و زیبایی‌شناسی مردم آن بود. در *او چائو کان لوک* (سوابق او چائو باستان)، که توسط دکتر سونگ نام هائو دونگ ون آن در نیمه اول قرن شانزدهم ویرایش شد، این تصویر از طریق خطوط مختصر اما خاطره‌انگیز به تصویر کشیده شده است: «زنان لباس‌های چام می‌پوشند / پسران بادبزن‌های چینی حمل می‌کنند / لباس‌های ثروتمندان و فقرا / همه با اژدها و ققنوس تزئین شده‌اند / لباس‌های بلند قدان و کوتاه قدان / همه قرمز و صورتی هستند.»

دونگ ون آن تنها در چند سطر کوتاه، به وضوح درهم‌آمیختگی فرهنگ‌ها را نشان می‌دهد: نفوذ چام در لباس زنان، عناصر چینی در اکسسوری‌های مردان، و نقوش رایج اژدها و ققنوس که در طبقات مختلف اجتماعی یافت می‌شود. نکته قابل توجه این است که قرمز و صورتی رنگ‌های برجسته‌ای هستند که به نظر می‌رسد بر لباس مردم محلی غالب هستند.

در اوایل قرن هفدهم، مبلغ مذهبی کریستوفورو بوری، که از سال ۱۶۱۸ تا ۱۶۲۲ در دانگ ترونگ زندگی می‌کرد، در سال ۱۶۲۱ سوابق دقیقی را در *دانگ ترونگ* به جا گذاشت. چیزی که بیش از همه او را تحت تأثیر قرار داد، محبوبیت ابریشم بود: «... ابریشم در دانگ ترونگ آنقدر رایج بود که همه ابریشم می‌پوشیدند.»

نه تنها رایج بود، بلکه استفاده از آن او را شگفت‌زده کرد وقتی دید «مردان و زنانی سنگ، خاک، آهک را حمل می‌کنند... بدون هیچ توجهی به زیبا و گرانبها نگه داشتن لباس‌هایشان، یا جلوگیری از پاره شدن یا کثیف شدن آنها. از آنجا که این مکان درختان توت بلندی دارد که در مزارع وسیع کاشته شده‌اند، مردم برگ‌ها را برای تغذیه کرم‌های ابریشم می‌چینند... این ابریشم، اگرچه به ظرافت و نرمی ابریشم چینی نیست، اما بادوام‌تر و قوی‌تر از ابریشم چینی است.»

در اواخر قرن هجدهم، جان بارو، در کتاب *سفری به جنوب ویتنام* (۱۷۹۲-۱۷۹۳)، به جنبه دیگری اشاره کرد: ساده‌سازی لباس‌های روزمره. او مشاهده کرد: «لباس مردم جنوب ویتنام... به شدت کاهش یافت... اغلب ساق پایشان لخت بود و همیشه پابرهنه راه می‌رفتند.» این نشان دهنده سازگاری انعطاف‌پذیر با آب و هوا و شرایط زندگی است.

۷۴۹-۲۰۲۶۰۴۱۶۲۱۵۹۰۳۲.jpg
لباس‌های اجراکنندگان و تماشاگران در یک اجرای اپرای سنتی ویتنامی در دا نانگ در اواخر قرن هجدهم. منبع: جان بارو

وقتی رنگ لباس عوض می‌شود

اگر جنس پارچه پایه و اساس آن باشد، پس سبک و طرح رنگ، روح لباس هستند. از طریق بوری، می‌توان به وضوح ساختار لایه‌ای و توانایی نمایش ظریف رنگ‌ها را مشاهده کرد.

او آنها را اینگونه توصیف کرد: «آنها پنج یا شش دامن ابریشمی ساده، یکی روی دیگری، همه در رنگ‌های مختلف می‌پوشیدند. دامن اول تا زمین کشیده می‌شد و آنقدر با وقار، ماهرانه و باشکوه کشیده می‌شد که انگشتان پا دیده نمی‌شد. سپس دامن دوم، کوتاه‌تر از اولی به عرض حدود چهار یا پنج انگشت، سپس دامن سوم، کوتاه‌تر از دومی و غیره، و بقیه به نسبت یکی کوتاه‌تر از دیگری بودند، به طوری که تمام رنگ‌ها در تنوع هر قطعه نمایش داده می‌شدند. این چیزی بود که زنان از کمر به پایین می‌پوشیدند.» لایه‌های دامن که به تدریج کوتاه می‌شدند، یک اثر تغییر رنگ طبیعی ایجاد می‌کردند. با حرکت آنها، رنگ‌ها ظاهر و ناپدید می‌شدند و ظاهری نرم و پر جنب و جوش ایجاد می‌کردند.

قسمت بالای لباس، سبک استادانه آن را بیشتر برجسته می‌کند، زیرا آنها «رداهایی می‌پوشند که مانند صفحه شطرنج به صورت مورب و در رنگ‌های مختلف آویزان شده‌اند و کاملاً با یک روبند بسیار صاف و نازک پوشیده شده‌اند که به فرد اجازه می‌دهد از میان تمام رنگ‌های پر جنب و جوش، مانند یک بهار شاد و دلپذیر، در عین حال باوقار و ساده، ببیند.»

نه تنها لباس، بلکه مو و لوازم جانبی نیز در شکل دادن به زیبایی نقش دارند: بوری توضیح می‌دهد: «آنها موهای خود را پایین می‌اندازند و روی شانه‌هایشان می‌ریزند؛ برخی موهایشان آنقدر بلند است که به زمین می‌رسد، هر چه مو بلندتر باشد، زیباتر به نظر می‌رسد. آنها یک کلاه بزرگ و لبه پهن می‌پوشند که تمام صورتشان را می‌پوشاند و به آنها اجازه می‌دهد فقط سه یا چهار قدم جلوتر را ببینند. این کلاه نیز بسته به جایگاه اجتماعی هر فرد با ابریشم و نخ طلا بافته می‌شود.»

لباس مردان نیز به هیچ وجه ساده نبود. بوری خاطرنشان کرد: «مردان کمربند نمی‌پوشیدند، بلکه خود را در یک دسته کامل می‌پوشاندند و سپس پنج یا شش ردای بلند و گشاد به آن اضافه می‌کردند. همه از ابریشم در رنگ‌های مختلف و با آستین‌های گشاد و بلند مانند آستین‌های راهبان دوخته شده بودند. از کمر به پایین، رنگ‌ها بسیار ماهرانه و زیبا چیده شده بودند. بنابراین وقتی به خیابان می‌رفتند، مجموعه‌ای هماهنگ از رنگ‌ها را به نمایش می‌گذاشتند.»

در همین حال، طبقه روشنفکر تمایل به خویشتن‌داری بیشتری داشتند: «نویسندگان و پزشکان لباس‌های رسمی‌تری می‌پوشیدند، هرچند لباس‌هایشان پر زرق و برق نبود، معمولاً ردای سیاه و عمامه بر سر. هم مردان و هم زنان ترجیح می‌دادند بادبزن حمل کنند، دقیقاً مانند اروپا (آنها بادبزن را فقط به عنوان یک امر رسمی حمل می‌کردند). اروپایی‌ها هنگام عزاداری لباس سیاه می‌پوشیدند، در حالی که لباس سفید می‌پوشیدند.»

در قرن هجدهم، محققی به نام لو کوی دان، در کتاب خود با عنوان «فو بین تاپ لوک»، توسعه‌ی صنعت بافندگی در این منطقه را بیشتر تأیید کرد: «... مردم تانگ هوا و دین بان می‌دانستند که چگونه پارچه و ابریشم ببافند... با رنگ‌های زیبایی که کمتر از ابریشم گوانگدونگ نبود.»

او همچنین در مورد مد لباس‌های تا حدودی مجلل اظهار نظر کرد: «حتی مردم عادی هم لباس‌های ابریشمی زربافت می‌پوشند... آنها از پوشیدن لباس‌های ساده خجالت می‌کشند.»

از اسناد تاریخی می‌توان دریافت که لباس سنتی مردم استان کوانگ نام، اوج شرایط اقتصادی ، صنایع دستی توسعه‌یافته و تبادل فرهنگی عمیق بوده است. این لباس فقط یک لباس بیرونی نبود، بلکه بیانگر جامعه‌ای پویا بود که در آن زیبایی از غنا، انعطاف‌پذیری و تغییر مداوم خلق می‌شد.

منبع: https://baodanang.vn/sac-lua-xu-quang-qua-tu-lieu-xua-3334320.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
ساخت پرچم

ساخت پرچم

زندگی در روستا

زندگی در روستا

فصل شادی و نشاط

فصل شادی و نشاط