
برای طرفداران GREY D، تصویر این خواننده که گیتار به دست دارد و آهنگهای عاشقانه میخواند، به یک «علامت تجاری» تبدیل شده است. با این حال، تعداد کمی میدانند که ارتباط او با موسیقی با نابترین غرایز یک پسر جوان آغاز شده است. GREY D با یادآوری دوران کودکیاش میگوید که دقیقاً به یاد نمیآورد که موسیقی چگونه او را پیدا کرده است. او فقط به یاد دارد که هر وقت حال و هوای خاصی داشت، پسر جوان به وسط خانه یا جلوی خانه میرفت تا... بنشیند و آواز بخواند.
این خواننده مرد به طور محرمانه گفت: «از پدر و مادرم شنیدم که میگفتند من قبل از اینکه خواندن را یاد بگیرم، آواز خواندن را بلد بودم. آن موقع بود که به یک بار کارائوکه رفتم؛ اصلاً نمیتوانستم بخوانم، اما چون اشعار را حفظ کرده بودم، میتوانستم به طور عادی بخوانم. موسیقی خیلی طبیعی به سراغم میآمد .»

گیتار نقش فوقالعاده مهمی در شکلگیری هنرمند همهکارهای که امروز هست، ایفا کرده است. گری دی که در کلاس ششم یا هفتم شروع به نواختن گیتار کرد، همان آکوردهای ساده اولیه، او را به مسیر ترانهسرایی هدایت کردند. حتی بعدها، زمانی که برای میکس و تنظیم به کامپیوترش چسبیده بود و زمان کمتری برای نگه داشتن گیتار داشت، صدای گیتار همیشه برای او ابتداییترین و اصیلترین احساسات را برمیانگیزد.
فلسفه این حرفه، پرورش مخاطب با قلب اوست.
با وجود اینکه گری دی از سنین پایین استعداد خود را نشان داد و بیش از 10 سال درگیر گیتار بود، تا همین اواخر واقعاً متوجه نشده بود که میتواند امرار معاش کند و موسیقی را به صورت حرفهای دنبال کند. این خواننده جوان اذعان میکند که دورهای از عدم اطمینان و احساس گمگشتگی را پشت سر گذاشته است، که یک "بیماری" رایج برای بسیاری از تازه واردان به عرصه هنر است. او زمانی بین سوالات بیشماری گیر افتاده بود: آیا باید روی ایجاد شناخت برند شخصی تمرکز کند یا تمام تلاش خود را صرف کارش کند؟ آیا باید تصویر خود را در اولویت قرار دهد یا موسیقیاش را؟

و سپس، پس از تجربه مستقیم شکستها و تأمل در تجربیات خود، گری دی پاسخ خود را یافت. انتخاب او نگاه به درون بود. گری دی با اطمینان گفت: «متوجه شدم که از طریق آثارم، با روحم مخاطب را پرورش میدهم. برای اینکه یک اثر کامل باشد، ابتدا باید روح من نیز کامل باشد. تنها در این صورت است که میتوان احساسات واقعی داشت. وقتی اثری طنین احساسی واضحی دارد، طبیعتاً راحتتر پخش میشود و مردم راحتتر با آن همدلی میکنند. بنابراین، دقیقترین راه، سرمایهگذاری روی روح خود است.»
گری دی اعتراف کرد که روش تغذیه روحش... غذا خوردن است. « من فقط چیزهای باکیفیت را در ذهنم میپرورانم. گوشهایم باید به موسیقی زیبا گوش دهند، غذایم باید خوشمزه باشد، کلماتی که جذب میکنم باید زیبا و معنادار باشند و چشمانم باید چیزهای زیبا ببینند. من روحم را با این چیزها «تغذیه» میکنم. سپس، پس از مدتها، آن زیبایی به درونم نفوذ میکند و تأثیر مثبتی بر من میگذارد. نکته مهم دیگر این است که من همیشه سعی میکنم انرژیام را پایدار نگه دارم و فقط با منابع انرژی واقعاً مثبت تعامل داشته باشم.» گری دی گفت.
آگاهی عمیق از مراقبت از هر پنج حس برای تجربه کامل دنیای درون، گاهی اوقات باعث میشود که او موقتاً ظاهر جذاب خود را فراموش کند. گری دی صادقانه اعتراف میکند که وقتی روی ترانهسرایی و کار تمرکز میکند، اغلب از ظاهر خود غافل میشود زیرا تمام توجه خود را به روحش معطوف میکند. این خواننده با خنده گفت: «اما وقتی کار را تمام کردم، آن موقع است که برای اهداف تبلیغاتی به ظاهرم توجه میکنم.»
سفر هنری گری دی نه تنها با شرایط مساعد، بلکه با نقاط عطفی که نیاز به بلوغ داشتند نیز مشخص شده است. این واقعیت که یک پسر جوان تصمیم گرفت به جنوب نقل مکان کند، سپس به تنهایی برای شرکت در دورههای آموزشی در سن کم و بدون تجربه زندگی مستقل زیاد به هانوی رفت، شوک بزرگی برای خانوادهاش بود.

وقتی از گری دی در مورد واکنش خاص والدینش در آن زمان سوال شد، او جزئیات تأثیرگذاری را به اشتراک گذاشت: «والدینم اصلاً واکنش زیادی نشان ندادند. برای من، سکوت آنها، عدم واکنش آنها... این تکاندهندهترین بود. اما فکر میکنم در اعماق وجودشان، آنها خیلی نگران من بودند.»
همین نگرانی خاموش خانوادهاش بود که به نیروی محرکه او تبدیل شد تا مدام تلاش کند، خودش را اثبات کند و به نوازنده بالغ و عمیقی تبدیل شود که امروز هست، گری دی.
منبع: https://vtv.vn/sao-check-grey-d-tiet-lo-su-im-lang-soc-nhat-tu-gia-dinh-100260531145651659.htm








نظر (0)