خیانت ایلیتورگیس سپس چنان شدید مجازات شد که به درسی بصری در مجازات تبدیل شد: ساکنان با شمشیر قتل عام شدند و شهر با خاک یکسان شد. در اینجا، مشخص است که اسکیپیو قصد نداشت خشم ارتش خود را مهار کند. با این حال، روز بعد در زاما، او ظرفیت خود را برای نرمش عظیم حتی نسبت به دشمنی آشکارا متخاصم نشان داد.
در تمام اقدامات او، واضح است که او آینده را پیشبینی میکرد و حتی با اجازه دادن به نابودی ایلیتورگیس، هدف مستقیمی را در ذهن داشت. کاستولو مانعی دشوارتر بود، زیرا پادگان آن با نیروهای باقیمانده کارتاژی تقویت شده بود، اما خبر ایلیتورگیس مدافعان کاستولو را چنان شوکه کرد که فرمانده اسپانیایی آنها متحدان خود را رها کرد و مخفیانه تسلیم شد.
کاستولو با از بین بردن ایلیتورگیس به هدف اخلاقی خود (تنبیه خائن) دست یافت و توانست با حکم سبکتری از مجازات فرار کند. پس از آن، اسکیپیو، مارسیوس را برای حل و فصل شکایات باقی مانده فرستاد، سپس به کارتاخنا بازگشت تا سوگند خود را به خدایان ادا کند و یک مسابقه گلادیاتوری را به یاد پدر و عمویش ترتیب دهد.
شایان ذکر است زیرا، چه به طور اتفاقی و چه به احتمال بیشتر، به دستور اسکیپیو، ماهیت این مسابقه گلادیاتوری کاملاً با روال معمول متفاوت بود. گلادیاتورها، به جای اینکه برده یا زندانی باشند که مجبور به جنگیدن «برای سرگرمی یک جشنواره رومی» باشند، همگی داوطلبانی بودند که بدون دستمزد میجنگیدند.
این مردان یا نمایندگان منتخب قبایل خود بودند، یا سربازانی که مشتاق نشان دادن قدرت خود و کسب افتخار برای اربابان یا خودشان بودند. همه آنها فاقد مقام و منزلت نبودند؛ در واقع، بسیاری از آنها چنان مقام والایی داشتند که میتوان مسابقات گلادیاتوری در کارتاخنا را منشأ مسابقات بعدی قرون وسطی دانست. برخی حتی از آن به عنوان راهی برای تسویه حسابهای شخصی استفاده میکردند و این امر، پیشزمینهای برای توسعه دوئل در آینده بود.
کمی بعد، گروهی از فراریان گادس که از کارتاخنا گریخته بودند، پیشنهاد خیانت دادند و آخرین دژ محافظ قدرت کارتاژیها در هیسپانیا را به اسکیپیو واگذار کردند. اینجا جایی بود که ماگو کشتیها، سربازان فراری از پادگانهای دوردست هیسپانیا و نیروهای کمکی از سواحل آفریقا را که از تنگه عبور کرده بودند، جمعآوری کرده بود.
![]() |
تصویری از اسکیپیو به همراه فرماندهان رومی. منبع: history-maps. |
این فرصتی بود که اسکیپیو نمیتوانست از دست بدهد، بنابراین او فوراً مارسیوس را «با یک ارتش سبک» و لالیوس را «با هفت پاروزن سهطبقه و یک کشتی جنگی پنجپارویی اعزام کرد تا بتوانند اقدامات خود را هم در خشکی و هم در دریا هماهنگ کنند» (لیوی). این چند سطر متن، علاوه بر روشن کردن درک عمیق اسکیپیو از مزایای اقدام هماهنگ هم در خشکی و هم در دریا، همانطور که به وضوح در کارتاخنا نشان داده شد، به ویژه به دلیل اشاره به «یک ارتش سبک» قابل توجه است.
فاصله کارتاخنا تا گادس چهارصد مایل کامل است. برای طی کردن این مسافت، استقرار نیروهای سبک وزن نقطه عطفی در توسعه علوم نظامی بود. این نشان میدهد که اسکیپیو نه تنها عامل زمان، بلکه مزیت یک نیروی تهاجمی بسیار متحرک را در موقعیتی که نیاز به سرعت تعیینکننده برای بهرهبرداری از فرصتها داشت، به دقت در نظر گرفته بود.
علاوه بر این، این احتمال نیز وجود دارد که او قصد داشته با لژیون خود به دنبال او برود؛ اما اگر چنین بوده، این امر خنثی شده است، زیرا هم اسکیپیو و هم برنامههایش به دلیل بیماری ناگهانی که او را بستری کرد، مختل شدند. شایعات اغراقآمیز به سرعت در سراسر منطقه پخش شد که او بر اثر بیماری درگذشته است و باعث چنان هرج و مرجی شد که «متحدان وفاداری خود را از دست دادند و ارتش نظم و انضباط خود را از دست داد.»
منبع: https://znews.vn/scipio-san-phang-thanh-illiturgis-post1657609.html








