
حفظ عادات سالم و شرکت در فعالیتهای بدنی و فرهنگی یکی از راههایی است که زنان میتوانند هر روز زندگی شادتر و سالمتری داشته باشند (تصویر تزئینی).
زمانی بود که خانم کیم نگوک (از بخش تان آن) در گردبادی از مشغله گرفتار شده بود. او علاوه بر شغل اداریاش در یک شرکت خصوصی، تقریباً تمام کارهای خانه را انجام میداد و از هر دو خانواده، والدین، فرزندان، آشپزی و موارد دیگر مراقبت میکرد. سرعت سرسامآور زندگی از صبح تا شب باعث میشد که از خودش غافل شود. او دعوتها برای رفتن به قهوه یا خرید با همکارانش را رد میکرد، زیرا میترسید که وقتش تلف شود. استرس طولانی مدت منجر به بیخوابی و تحریکپذیری او شد. تنها زمانی که در آشپزخانه غش کرد و از حال رفت، با دیدن وحشت همسر و فرزندانش، متوجه شد که نمیتواند به "تحمل این همه مسئولیت" ادامه دهد. از آن به بعد، او شروع به رها کردن خود کرد و کارهای خانه را با اعضای خانواده به اشتراک گذاشت. هر روز صبح، او برای پیادهروی وقت میگذاشت؛ عصرها، تلفن خود را زودتر کنار میگذاشت تا به موقع به رختخواب برود. پس از چند ماه، او بهتر میخوابید، احساس آرامش بیشتری میکرد و فضای خانواده شادتر میشد. خانم نگوک به این نتیجه رسید که وقتی سالم و شاد هستید، خانه شما واقعاً آرام است.
در حالی که خانم نگوک پس از یک دوره خستگی تغییر کرد، خانم هوانگ اوآن (در بخش نین کیو) با سوالی که فرزندش پرسیده بود، از خواب بیدار شد. او بیش از پنج سال است که به صورت آنلاین کار میکند و در چرخه کسب درآمد گرفتار است و تقریباً هیچوقت تلفن همراهش را از کنارش دور نمیکند. بیدار ماندن تا ساعت ۱ یا ۲ بامداد برای نهایی کردن سفارشات و تطبیق کالاها برای مدت طولانی، او را خسته کرده و با درد گردن و شانه، ریزش مو و تیرگی پوست مواجه کرده است... وقتی شوهرش نصیحتی ارائه میدهد، او عصبانی میشود؛ وقتی فرزندش صحبت میکند، او فقط به طور خلاصه پاسخ میدهد زیرا چشمانش به صفحه تلفن دوخته شده است. یک بار پسرش میپرسد: «مامان، آیا تلفن از من مهمتر است؟» این سوال معصومانه باعث میشود تمام شب فکر کند. پس از آن، خانم اوآن روال خود را دوباره برقرار کرد، ساعات کاری خود را به وضوح تعریف کرد و بعد از ساعت ۹ شب به مشتریان پاسخ نداد. به جای اینکه تا دیروقت بیدار بماند، صبح زود بیدار میشود تا ورزش کند و صبحانه معمولی بخورد. در ابتدا، او نگران کاهش درآمد بود، اما در واقعیت، کارش کارآمدتر شد زیرا ذهنش روشنتر شده بود. حالا، او میداند که چگونه از خودش مراقبت کند، و از چیزهای کوچکی مثل خواب کافی، حفظ سلامتی و مرتب کردن ظاهرش شروع کند. از نظر او، اگر زنان همیشه خسته و تحریکپذیر باشند، نمیتوانند «شعله» خانواده را «روشن نگه دارند».
داستان خانم تویت ترین (از بخش کای رانگ) سفری برای خودشناسی پس از سالها محدود بودن به کارهای خانه است. شوهرش دور از خانه کار میکرد و او را با همه چیز، از مراقبت از کودک و حمل و نقل گرفته تا آشپزی و تمیزکاری، تنها میگذاشت. این چرخه بیپایان کارهای خانه باعث شد که او به طور فزایندهای گوشهگیر، در معاشرت مردد، در مکانهای شلوغ خجالتی و به تدریج ظاهر جوان خود را از دست بدهد. اغلب، با نگاه کردن به آینه، زنی نحیف با صورتی بیروح را میدید. به طور اتفاقی، یکی از دوستانش او را به کلاس یوگا در نزدیکی خانهاش دعوت کرد و او پذیرفت. در کلاس، او نه تنها ورزش میکرد، بلکه از زنان دیگر در موقعیتهای مشابه نیز آرامش مییافت. به تدریج، او توجه بیشتری به خواب و رژیم غذایی خود کرد و یاد گرفت که زمان خود را مدیریت کند. آخر هفتهها، او به طور فعال از شوهرش برای کمک به کارهای خانه درخواست میکرد تا بتواند موهایش را مرتب کند، خرید کند یا با دوستانش ملاقات کند. این تغییر چشمگیر نبود، اما هر کسی که او را میدید متوجه میشد که او روشنتر، پرانرژیتر و پذیراتر از قبل شده است.
برای خانم نهو وای (در بخش آن بین)، سفر به سوی یک زندگی بهتر پس از یک دوره طولانی انزوا آغاز شد. پس از فروپاشی ازدواجش، او به تنهایی دخترش را که در مدرسه راهنمایی بود، بزرگ کرد. در طول روز، او در یک کارخانه پوشاک کار میکرد و عصرها، برای کسب درآمد اضافی، لباسها را تعمیر میکرد. او مانند سایهای آرام زندگی میکرد و تمام انرژی خود را وقف دخترش میکرد. یک بار، دخترش با پساندازش یک گیره موی کوچک برایش خرید و گفت: "مامان، باید کمی شیکپوش باشی، وقتی لبخند میزنی خیلی زیبا به نظر میرسی." این حرف او را خفه کرد. از آن به بعد، او کم کم شروع به تغییر کرد: کمتر شیفت شب میگرفت، آخر هفتهها در کلاسهای ورزشی در مرکز فرهنگی بخش شرکت میکرد و یاد میگرفت که در موقعیتهای مشابه با دیگران راحت باشد. او زودتر به رختخواب میرفت، مرتبتر غذا میخورد و گاهی اوقات با دخترش صبحانه میخورد. زیرا ناگهان فهمید که داشتن یک زندگی مناسب و شاد نیز راهی برای حمایت از دخترش است.
چهار داستان، چهار موقعیت متفاوت، اما همه آنها یک نقطه مشترک دارند: وقتی زنی یاد میگیرد به خودش گوش دهد، زندگیاش شروع به بهتر شدن میکند. زندگی بهتر لزوماً به معنای چیزی بزرگ نیست؛ گاهی اوقات صرفاً به استراحت در زمان مناسب، داشتن یک رژیم غذایی متعادل، ورزش بیشتر و مسئولیت کمتر مربوط میشود. هر چه زنی بیشتر از خودش مراقبت کند، سلامت خود را حفظ کند و زندگیاش را متعادل کند، پایه و اساس خانوادهاش برای خوشبختی پایدار قویتر میشود.
متن و عکسها: KIEN QUOC
منبع: https://baocantho.com.vn/song-tot-hon-moi-ngay-a200776.html






نظر (0)