Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

قلب یک مادر

در دهکده جوانان تو دوک (بخش تو دوک، شهر هوشی مین)، که تحت مدیریت مستقیم نیروی داوطلب جوانان شهر هوشی مین است، خانم تاچ نگوک ترانگ (۴۵ ساله) مدیر بخش خانواده است. برای او، مراقبت و بزرگ کردن ۱۴ کودک در خانه ۱۲A فقط یک شغل نیست، بلکه سفری از عشق و درک متقابل است.

Báo Thanh niênBáo Thanh niên04/11/2025

«اگر خانواده‌ای نداری، مادرت خانواده‌ات خواهد بود.»

خانم ترانگ که سابقه پزشکی دارد و در زمینه ترک اعتیاد کار کرده است، وقتی برای اولین بار (در سال ۲۰۱۲) به خانه خانوادگی نقل مکان کرد، از تعداد زیاد کودکان آنجا کلافه شده بود. در ابتدا، او به سادگی فکر می‌کرد: «سعی می‌کنم تا ساعت ۵ بعد از ظهر آنجا بمانم و بعد به خانه بروم.»

Tấm lòng người mẹ và hành trình Thi đua yêu nước tại Làng Thiếu niên Thủ Đức - Ảnh 1.

کار روزانه‌ی ترانگ سرشار از عشق بی‌کران یک مادر است.

عکس: توی لیو

ترانگ در مورد چند ماه اول مادر بودن برای بچه‌ها می‌گوید: «اما کار اینجا معمولاً از صبح تا صبح روز بعد طول می‌کشد، بنابراین خودم را به چالش کشیدم که شب را پیش بچه‌ها بمانم. عصرها، مادران معمولاً بچه‌ها را زیر پشه‌بند می‌گذاشتند تا بخوابند. وقتی دیدم که دختر کوچک (که سرطان خون دارد و از یک طرف بدنش فلج است) لنگان لنگان پشه‌بندش را می‌بندد، خیلی دلم برایش سوخت. با خودم فکر کردم: «چطور می‌تواند اراده داشته باشد که پشه‌بندش را مرتب بگذارد و ببندد؟» در آن لحظه از خودم پرسیدم: «بستگانش کجا هستند؟ چرا باید او را اینجا رها کنند؟» بعد با خودم گفتم، اگر او هیچ خویشاوندی ندارد، من می‌مانم و خانواده‌اش می‌شوم.»

رویای من این است که خانه‌ای بسازم تا وقتی فرزندانم بزرگ شدند، جایی برای بازگشت به خانه داشته باشند. آنهایی که بزرگتر هستند، کار می‌کنند و خانواده دارند، هنوز هم می‌توانند همسر و فرزندانشان را برای جشن گرفتن تعطیلات به آنجا بیاورند، از یک غذای گرم لذت ببرند و کسی منتظرشان باشد. برای کسانی که دیگر اقوامی ندارند، این یک "خانه" واقعی خواهد بود.

خانم تاچ نگوک ترانگ

از آن به بعد، برنامه روزانه خانم ترانگ از روال بچه‌ها پیروی می‌کرد. ساعت ۵:۳۰، بچه‌ها را بیدار می‌کرد و دانش‌آموزان ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را برای آماده شدن برای مدرسه «دسته‌بندی» می‌کرد، در حالی که گروه پیش‌دبستانی به بهداشت و صبحانه رسیدگی می‌کرد. ساعت ۷:۰۰، غذا می‌گرفت، به آشپزخانه می‌رفت، تمیز می‌کرد، لباس‌ها را می‌شست و غیره. تا ساعت ۱۱:۰۰، او باید آشپزی و آماده کردن غذا را برای استقبال از بچه‌ها از مدرسه به خانه تمام می‌کرد، آنها را حمام می‌کرد، به آنها غذا می‌داد و می‌خواباند. ساعت ۱:۰۰، بچه‌ها را بیدار می‌کرد تا برای کلاس‌های بعدازظهرشان آماده شوند. در روزهای بارانی، خانم ترانگ آب را گرم می‌کرد تا هر کودک را به صورت جداگانه حمام کند، سپس موهایشان را خشک و بسته می‌کرد. ساعت ۵:۴۵، بچه‌ها شام می‌خوردند و ساعت ۶:۳۰، شروع به درس خواندن می‌کردند، زمانی که خانم ترانگ آن را «پراسترس‌ترین روز» توصیف کرد.

وقتی فرزندانش بیمار می‌شوند، ترانگ آنها را نزد پزشک می‌برد و وقتی در بیمارستان بستری می‌شوند، او برای مراقبت از آنها می‌ماند. یکی از فرزندانش آسم دارد، بنابراین وقتی هوا سرد می‌شود، او برای نیمه‌شب زنگ هشدار را تنظیم می‌کند تا از آنها مراقبت کند. در طول همه‌گیری کووید-۱۹، او هفت ماه متوالی در روستا ماند. خانواده ترانگ در بخش تان اوین (شهر هوشی مین) زندگی می‌کنند و شوهرش به شیفت‌های طولانی او عادت دارد، بنابراین هر وقت وقت آزاد داشته باشد، همیشه برای دیدنش به آنجا می‌رود.

رویای یک خانه

ترانگ کارش را بدون هیچ مهارتی شروع کرد و مددکاری اجتماعی و روانشناسی کودک را به صورت خودآموز آموخت. با این حال، اصل راهنمای او ساده باقی ماند: او باید بچه‌ها را می‌پذیرفت.

بخش خانواده جایی است که از کودکان خردسال با زخم‌های عاطفی عمیق استقبال می‌کند. خانم ترانگ مجبور بوده با کودکانی که روزها کلمه‌ای صحبت نکرده‌اند یا موارد پیچیده‌ای مانند LK، کودکی که والدین بیولوژیکی‌اش او را رها کرده‌اند و خاطره‌ای ماندگار از او به جا گذاشته‌اند، سر و کار داشته باشد.

ترانگ به طور محرمانه گفت: «ک. ایمانش را از دست داده و عمیقاً آسیب دیده است. او فقط به هر چیزی که من می‌گویم «بله، بله» می‌گوید، اما آن را انجام نمی‌دهد، یا برعکس عمل می‌کند. من درک می‌کنم که کودکان اینگونه به دنبال جلب توجه هستند، اینگونه از خود در برابر ناامنی‌ها دفاع می‌کنند. من باید در کنارشان بمانم و در زمان مناسب به آنها پاداش دهم. من به طبیعی‌ترین شکل ممکن از فرزندانم مراقبت می‌کنم، درست همانطور که مادرم وقتی کوچک بودم از من مراقبت می‌کرد، بدون موعظه یا سخنرانی. هر کودکی یک جنبه طبیعی دارد، تا زمانی که بزرگسالان برای تحمیل یک قالب عجله نکنند.»

Tấm lòng người mẹ và hành trình Thi đua yêu nước tại Làng Thiếu niên Thủ Đức - Ảnh 2.

خانم ترانگ منبع حمایت عاطفی برای کودکان آسیب دیده است.

عکس: هوانگ ون

و همه بچه‌ها هم خوش‌رفتار نیستند. بعضی از بچه‌ها آنقدر شیطنت می‌کنند که کل محله گیج می‌شوند و باید آنها را به خانه ۱۲A بیاورند تا خانم ترانگ آنها را "نجات" دهد. بعد از یک گفتگوی صمیمانه با او، کودک به حالت عادی برمی‌گردد. او می‌خندد: "احتمالاً فقط سرنوشت است، "تقدیر" این حرفه."

مدل فعلی در دهکده جوانان تو دوک این است که بچه‌ها از ۴ سالگی به بخش خانوادگی نقل مکان می‌کنند. دختران تا فارغ‌التحصیلی از دانشگاه در آنجا می‌مانند، در حالی که پسران در ۱۲ سالگی به بخش مدیریت مردان می‌روند. یک بار، هفت پسر به طور همزمان از آنجا رفتند و خانه ناگهان خالی شد. خانم ترانگ آنقدر ناراحت بود که می‌خواست شغلش را ترک کند. او به اشتراک گذاشت: «من آنها را از ۳ تا ۱۲ سالگی بزرگ کردم، هرگز مادر نبودم، اما آنها را مثل فرزندان خودم دوست داشتم. وقتی آنها ناگهان رفتند، احساس فقدان و درد زیادی کردم. اما سعی کردم بمانم زیرا بچه‌های دیگر هنوز به مادر نیاز داشتند.»

بزرگترین شادی ترانگ تماشای بزرگ شدن فرزندانش است. او با احساسی عمیق داستان تائو، دخترخوانده‌اش، را تعریف کرد که به دانشگاه رفته، ازدواج کرده و حالا صاحب فرزند شده است. او و همسرش حتی در کارت دعوت عروسی‌اش، تائو را به عنوان والدین بیولوژیکی خود معرفی کردند. او با لبخند گفت: «وقتی تائو را به کسی دادم، فکر نمی‌کردم که دیگر هرگز برای دیدنم نیاید. اگر برمی‌گشت، این شانس من بود. حالا حتی مادربزرگ هم شده‌ام و خیلی خوشحالم.»

Tấm lòng người mẹ và hành trình Thi đua yêu nước tại Làng Thiếu niên Thủ Đức - Ảnh 3.

خانم ترانگ امیدوار است فرزندانش در بزرگسالی موفق شوند، شغل داشته باشند و بتوانند از خودشان حمایت کنند.

عکس: هوانگ ون

ترانگ ۱۳ سال است که عمیقاً نگران تنهایی بچه‌هاست. او تعریف می‌کند که عصرها، بعد از اینکه بچه‌ها به رختخواب می‌روند، معمولاً دم در هر اتاق می‌ایستد و به آنها نگاه می‌کند. او با صدایی گرفته و پر از احساس می‌گوید: «آنها پتو و بالش دارند و با هم در رختخواب می‌خوابند، اما هنوز هم احساس تنهایی می‌کنند. بعضی‌ها حتی به من می‌گفتند وقتی بزرگ شوند و ازدواج کنند، فقط با کسی مثل مادرشان، ترانگ، ازدواج خواهند کرد.» او می‌داند که او تنها الگوی خانواده‌ای است که بسیاری از بچه‌های اینجا می‌توانند با او ارتباط برقرار کنند.

بنابراین، خانم ترانگ در هر تعطیلات تت، از هیئت مدیره دهکده جوانان تو دوک می‌خواهد که فرزندانش را به خانه مادرش (بخش تان اوین، شهر هوشی مین) ببرند، که او با محبت آن را «رفتن به خانه پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌اش برای جشن گرفتن تت» می‌نامد. بچه‌ها می‌توانند لباس‌های سنتی آئو دای بپوشند، به معبد بروند و غیره تا فضای یک جشن خانوادگی تت را تجربه کنند.

خانم ترانگ اظهار داشت: «رویای من این است که خانه‌ای بسازم تا وقتی فرزندانم بزرگ شدند، جایی برای بازگشت به خانه داشته باشند. وقتی بزرگتر شدند، کار کردند و خانواده خودشان را تشکیل دادند، بتوانند همسر و فرزندانشان را به آنجا بیاورند تا تت (سال نو قمری) را جشن بگیرند، از یک غذای گرم لذت ببرند و کسی منتظرشان باشد. برای کسانی که دیگر خویشاوندی ندارند، این یک «خانه» واقعی خواهد بود.»

خانم تاچ نگوک ترانگ یکی از ۴۷۸ الگوی برجسته در جنبش تقلید میهن‌پرستانه شهر هوشی مین برای دوره ۲۰۲۰-۲۰۲۵ است.

منبع: https://thanhnien.vn/tam-long-nguoi-me-185251104183911404.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

سال نو ۲۰۲۶ بر فراز پشت بام نها ترانگ مبارک!
نمایشگاه «هزاران سال فلسفه» در فضای میراثی معبد ادبیات.
باغ‌های منحصر به فرد درختان کامکوات با ریشه‌های متمایزشان را در روستایی در کنار رودخانه در هانوی تحسین کنید.
پایتخت گل ویتنام شمالی، پر از مشتریانی است که برای عید تت (سال نو قمری) زود خرید می‌کنند.

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

گردشگران خارجی در جشن‌های سال نو به مردم هانوی می‌پیوندند.

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول