Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

چول چنام تامای تت

اواخر بعد از ظهر. ابرهای سفید و پف کرده در آسمان حرکت می‌کردند و به تدریج به رنگ خاکستری نقره‌ای درمی‌آمدند و پایین‌تر می‌آمدند. سپس باران بارید. رگباری شدید. کارگران تعمیرگاه خودرو و ماشین‌آلات که توسط شرکت «د» اداره می‌شد، مجبور شدند کار خود را رها کنند و برای پناه گرفتن از باران به داخل ساختمان دویدند.

Báo Quảng NamBáo Quảng Nam13/04/2025


تت خو می از نگوین تام مای آ

تصویرسازی: HIEN TRI

دِونگ مشغول شستن قوری برای درست کردن چای شد. سپس از نوئن چیا پرسید: «جشنواره چول چنام تمای کی است؟» نوئن چیا پاسخ داد: «جشنواره چول چنام تمای سه روز طول می‌کشد، از سیزدهم تا پانزدهم آوریل. در بسیاری از جاها، تا هفدهم آوریل ادامه دارد.» دِیو با بی‌تفاوتی پرسید: «امروز چه روزی است؟» سنگ توک گفت: «این آخر هفته، جشن چول چنام تمای است. ما این روز را تعطیل خواهیم بود و با مردم خمر در سنول جشن خواهیم گرفت.» کیم خارون اضافه کرد: «به یاد داشته باشید، وقتی برای جشن چول چنام ثمای (Chôl ch'năm th'mây) با خمرها می‌روید، پول و مدارک خود را در کیسه‌های پلاستیکی بپیچید تا از خیس شدن آنها جلوگیری شود. در طول جشن، مردم خمر با پاشیدن آب روی اقوام، دوستان و مهمانان گرامی از دور و نزدیک، به یکدیگر تبرک می‌جویند... خمرها معتقدند هر کسی که مانند موش غرق شده خیس شود، در سال جدید خوش شانس خواهد بود.»

هنوز باران می‌بارید، هرچند نه خیلی شدید. نون چیا توضیح داد که چول چنام تمای مهمترین جشنواره سال است، بنابراین قبل از جشنواره، مردم خمر به معابد روستاهای خود می‌روند تا به راهبان در شستن مجسمه‌های بودا، تمیز کردن محراب‌ها و جارو کردن محوطه معابد کمک کنند. کیم خارون افزود: «بیشتر مردم خمر پیرو بودیسم هستند؛ آنها با تقوا زندگی می‌کنند و این زندگی را موقتی می‌دانند.»

کارگران ویتنامی می‌خواستند درباره جشنواره سال نو چول چنام تامای بیشتر بدانند، بنابراین از کارگران کامبوجی خواستند که آن را با جزئیات بیشتری توضیح دهند. آنها با اشتیاق توضیح دادند. جشنواره چول چنام تامای طی سه روز برگزار می‌شود. روز اول ماها سونگکران، آغاز سال نو نامیده می‌شود. روز دوم اوانابوت، روزی برای نشان دادن احترام به اجداد، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها و والدین است. روز سوم ثنگای لنگ ساکا، روزی برای استقبال از بخت خوب و نعمت‌ها در سال جدید است.

مانند ویتنامی‌ها، مردم خمر نیز در طول سال نو چول چنام تامای (Chôl ch'năm th'mây) غذاهای سنتی زیادی را برای پذیرایی از اقوام، همسایگان و دوستانی که به دیدارشان می‌آیند، تهیه می‌کنند. بای خاچ چروت (Bai xach ch'rut) دنده‌های خوک کبابی با برنج است. آموک (Amok) ماهی بخارپز شده در شیر نارگیل است که در برگ موز پیچیده شده است. نوم آنسوم (Num ansom) کیک برنجی چسبناک با مواد داخل موز یا ماش است. سه روز سال نو پر از بازی‌های محلی مانند مسابقه قایق‌سواری در رودخانه، ساختن کوه‌های شنی، ساخت معابد و برج‌های شنی و اجرای رقص‌های آپسارا (Apsara) و روم‌وونگ (Romvong) است.

سنگ توک گفت: «غیرممکن است که همه چیز را در مورد جشنواره چول چنام تامای به شما بگویم!»

سول بِی گفت: «این آخر هفته، اگر به شهر اسنول بروید، می‌توانید حس کنید که سال نو خمر چگونه است!»

در روز ماها سونگکران، حدود ساعت نه صبح، دِه، مک، دائو، دیو، دونگ و "چهار نفر" شامل هو تین لوی، مای هوانگ لونگ، نگوین دای تو و تران بوی تین برای بازی به شهر اسنول رفتند. در تقاطع روبرو، جمعیت زیادی در حال حرکت بودند که توسط جمعیتی دیوانه وار که می‌خندیدند و فریاد می‌زدند، احاطه شده بودند. کارگران ویتنامی که کنجکاو بودند، به جلو گام برداشتند. و آنقدر به آنها آب پاشیده شد تا خیس شدند. پنج روتکُ (1) ظروف پلاستیکی بزرگی پر از آب را حمل می‌کردند و پسران و دختران خمر ایستاده بودند و آب را برمی‌داشتند و به جمعیت دو طرف جاده می‌پاشیدند و فریاد می‌زدند: "چنام ثمای ساماخی!" (2).

بسیاری از جمعیت نیز با پوست نارگیل و لیوان‌های پلاستیکی از سطل‌ها و کوزه‌هایی که مردم در دو طرف جاده گذاشته بودند، آب برمی‌داشتند و آن را به کسانی که روی گاری‌ها ایستاده بودند می‌پاشیدند و با صدای بلند فریاد می‌زدند: «چنام تامای ساماخی!». مک، دائو، دیو، دونگ و «کوارتت» به جمعیت مشتاقی که در امتداد جاده در حال حرکت بودند، پیوستند. مردان خمر با دیدن کارگران ویتنامی که آرام به نظر می‌رسیدند، الکل آوردند و به آنها نوشیدنی تعارف کردند. آنها گفتند: «چول تامای فقط با کمی الکل لذت‌بخش است.» در ابتدا، کارگران ویتنامی مردد و محتاط بودند، اما با کمی الکل در بدنشان، به سرعت به جمعیت پیوستند. آنها همچنین به شعار «چنام تامای ساماخی» پیوستند و مشتاقانه از سطل‌ها و کوزه‌هایی که در دو طرف جاده قرار داده شده بود، آب برمی‌داشتند و آن را به گاری‌ها و جمعیت در میان تشویق و تحسین همه می‌پاشیدند.

هر جا که مخزن آب رد می‌شد، تا نمی‌دانست چه کسی آب را به داخل آن پمپ می‌کند، اما مردان و زنان جوانی که روی مخزن ایستاده بودند، مدام آب را با قاشق برمی‌داشتند و به اطراف می‌پاشیدند، با این حال به نظر نمی‌رسید که مخزن هرگز خالی شود. آن مخازن آب مانند دیگ برنج جادویی تاچ سان در افسانه ویتنامی بودند که دائماً خالی و سپس دوباره پر می‌شدند.

کارگران ویتنامی احساس گرسنگی و خستگی می‌کردند، بنابراین جمعیت را ترک کردند و در حالی که خورشید سایه‌های گردی را زیر پاهایشان می‌انداخت، به پیاده‌رو رفتند. چی موآن دوستانش را برای ملاقات با کارگران ویتنامی هدایت کرد و آنها را به خانه‌اش در روستای خریل کول دعوت کرد تا سال نو چول چنام تمای را جشن بگیرند.

یک درخت انبه کهنسال، سایبانی خنک و سایه‌بان بر فراز حیاط وسیع انداخته بود. یک تخته بزرگ و بلند بر روی شش تیرک چوبی که محکم در زمین کاشته شده بودند، قرار داشت. دو صندلی در دو طرف میز نیز تکیه داده شده بودند. فن مالی، همسر چی موآن، غذای تازه پخته شده را در بشقاب‌ها می‌ریخت. چی موآن و دوستانش برای کمک به حمل ظروف به آنجا رفتند. در کمترین زمان، همه چیز به همراه سه کوزه شراب کهربایی رنگ، مرتب روی میز چیده شد.

چی موآن همه را به نشستن دعوت کرد. او دستانش را به هم مالید و گفت: «به مناسبت سال نو چول چنام تامای، خانواده‌ام دوستان محترم ویتنامی و خمری خود را دعوت کرده‌اند تا با ما جشن بگیرند. این افتخار ویژه‌ای برای خانواده من است که پو هن، یکی از بزرگان محترم روستای خریل کو، نیز حضور دارد. لطفاً جام‌هایتان را به افتخار «ساماخی ویتنام - کامبوج» بالا ببرید.»

همه فریاد می‌زدند «ساماخی ویتنام - کامبوج» و لیوان‌هایشان را سر می‌کشیدند. در مجموع حدود بیست نفر بودند که می‌خوردند، می‌نوشیدند و گپ می‌زدند. چی موآن به دلیل عدم اطلاع قبلی با یک نوشیدنی تنبیه شد که کارگران ویتنامی را غافلگیر کرد. چی موآن خندید و پذیرفت. چی موآن پس از اتمام نوشیدنی جریمه‌اش، گفت که برای ایجاد یک غافلگیری، اطلاع نداده است و همین باعث شد ماجرا جالب‌تر شود.

غذاهای خمر شباهت‌هایی با غذاهای ویتنامی دارند و همین امر آنها را برای همه خوشمزه می‌کند. به گفته پو هن، فقط سس ماهی متفاوت است! سس ماهی ویتنامی برای خمرها مناسب نیست زیرا خیلی شور است! برعکس، سس ماهی پروهوک خمر به دلیل بی‌مزه بودن و بوی تندی که دارد، به ذائقه ویتنامی‌ها خوش نمی‌آید.

جشن و سرور تا پاسی از ظهر ادامه داشت. وقتی مهمانی تمام شد، کارگران ویتنامی روی خانه‌ی چوبی در چی موآن دراز کشیده و خوابیده بودند.

با فرارسیدن غروب، صدای خنده و گفتگو در «فوم خریئل کور» طنین‌انداز می‌شود.

سپس او اول از همه بیدار شد. او مک، دائو، دیو، دونگ، هو تین لوی، مای هوآن لونگ، نگوین دای تو و تران بوی تین را تکان داد. فن مالی خندید و پرسید: «شماها که بیدارید؟ خیلی زیاد نوشیدید، خسته نیستید؟» مک چی موآن را سرزنش کرد: «چرا زودتر ما را بیدار نکردید تا بتوانیم به خانه برویم؟ حالا فرصت رفتن به شهر اسنول برای دیدن رقص رومونگ را از دست داده‌ایم...» چی موآن دستش را تکان داد: «نگران نباش! امشب، روستای کرومیا کنار نهر بزرگ تا صبح رقص رومونگ را اجرا خواهد کرد. بعد از شام، اگر دوست داشته باشید، من شما را می‌برم...»

تاریکی همه جا را فرا گرفت. صدای طبل‌های تورو و سیکو از روستای کرومیا طنین‌انداز شد. چی موآن برادران ویتنامی را برای تماشای رقص روموونگ هدایت کرد. حیاط معبد کرومیا بزرگ بود و در هر گوشه آن چهار چراغ برق روشن بود.

برادران ویتنامی و چی موآن با جمعیت اطراف قاطی شدند و رقص دو به دوی پسران و دختران خمر را تماشا می‌کردند که دایره‌ای تشکیل داده بودند که خلاف جهت عقربه‌های ساعت می‌چرخید. برادران و مک در سکوت تماشا می‌کردند. یک دست بالا برده شد، مانند گلبرگ نیلوفر آبی باز شد، دست دیگر پایین آمد، انگشتانش جمع و خم شد. یک پا به جلو رفت و با استفاده از پای دیگر به جلو قدم برداشت، به پهلو چرخید و باسن خود را تاب داد. حرکات دست و پای آنها ریتمیک و زیبا بود و صدای طبل‌های سیکو، روتو و آهنگ دلنشین آهنگ را دنبال می‌کرد. چهره‌های دختران، به ویژه، درخشان، چشمانشان برق می‌زد و لبخندهایشان روشن و شاد بود.

چی موآن کنار دِ و مک ایستاد و گفت: «رقص روم‌وانگ خیلی ساده است؛ بعد از مدتی تماشا کردن می‌توانید آن را یاد بگیرید.» از او پرسیدند: «چه آهنگ‌هایی می‌خوانند که ملودی‌های روان و عمیقی دارند؟» چی موآن پاسخ داد: «هنگام رقص روم‌وانگ، مردم معمولاً آهنگ‌های محلی خمر مانند «شال صورتی»، «گل پاپایا»، «آواز بلبل»، «آواز درخت موم» و غیره را می‌خوانند.»

در حالی که غرق در تحسین جشن‌های شبانه بودند، دِ، مک، دیو و دونگ ناگهان توسط دو دختر خمر که تعظیم کرده و دستانشان را دراز کرده بودند، مورد استقبال قرار گرفتند: «از شما دوستان ویتنامی دعوت می‌کنیم تا در رقص روموونگ به ما بپیوندید تا سال نو چول چنام تامای را جشن بگیرید.» دیو و دونگ وحشت‌زده و عقب‌نشینی کردند و در میان جمعیت محو شدند. دِ و مک، گیج و مبهوت، ایستاده بودند. کسی در همان نزدیکی یک بطری شراب به چی موآن داد و به هر یک از دو دختر یک فنجان چینی داد. چی موآن فنجان‌ها را با شراب پر کرد و دو دختر آن را به دِ و مک تعارف کردند. چی موآن گفت: «بنوشید، سپس می‌توانید روموونگ را برقصید تا واقعاً به روح برسید.»

یک دوز، سه هفت، این همه یک دوز است. همانطور که ث و مک فنجان های شراب خود را خالی می کردند، صدای آواز، موسیقی و طبل بلند شد. همراه با بقیه، Thế، Mạc و دو دختر به رقص روموانگ پیوستند. وقتی آهنگ تمام شد، ث و مِک به دو دختر تعظیم کردند و به جای خود بازگشتند. با دیدن اینکه حرکات Thế و Mạc خیلی بد نبودند، Đạo، Điếu، Dương، Hồ Tiến Lợi، Mai Hoàn Lương، Nguyễn Đại Tại Tầín و Tựer شجاعانه به رقص romvông پیوست.

جمعیت اطراف آنها را تشویق کردند. مک به دِ گفت: «وقتی در این رقص گروهی شرکت می‌کنند، پسرها و دخترها به راحتی یکدیگر را می‌شناسند. شاید به همین دلیل است که در آن زمان، تعداد زیادی از سربازان داوطلب ویتنامی در روستاها عاشق یکدیگر می‌شدند.» مک با تکان دادن سر تایید کرد.

فضای جشنواره روموونگ، که سال نو چول چنام تامای را در روستای کرومیا جشن می‌گیرد، با گذشت شب پر جنب و جوش‌تر می‌شد. آواز، موسیقی و طبل زدن مردم را به حلقه‌هایی از رقص در خلاف جهت عقربه‌های ساعت کشاند. چندین مرد ویتنامی با شور و شوق به آنها پیوستند. به نظر می‌رسید روح بهار در قلب مردان و زنان جوان شکوفا می‌شود...

(1) کلمه خمری به معنای ارابه گاو نر است، وسیله حمل و نقل رایج در مناطق روستایی کامبوج.

(2) کلمه خمر به معنای سال نو وحدت است.


منبع: https://baoquangnam.vn/tet-chol-ch-nam-th-may-3152650.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
ساحل کت با

ساحل کت با

موج‌سواری در خلیج وین های

موج‌سواری در خلیج وین های

غار Huyen Khong، Ngu Hanh Son

غار Huyen Khong، Ngu Hanh Son