در روز عزیمت به خدمت سربازی ، توآن چند وسیله شخصی برداشت و تمام اعتماد و مسئولیت خود را به همسر و فرزندانش سپرد. فاصله بیش از ۲۰۰ کیلومتری از زادگاهش تا انبار لجستیک-فنی ۷۸۹، اداره لجستیک-فنی، سپاه ۳۴ ارتش، روی نقشه خیلی دور نیست، اما برای جوانانی که زود ازدواج میکنند و بار امرار معاش را به دوش میکشند، این فاصله گاهی به اندازه خاطراتشان طولانی است.
توآن در اولین روزهای حضورش در ارتش، هنوز عادات یک کشاورز را حفظ کرده بود: زودتر از همتیمیهایش بیدار شدن، و ابتکار عمل را در انجام هر کاری که میدید به دست میگرفت. توآن که موقتاً از خانوادهاش دور بود، احساس پوچی مردی را داشت که برای اولین بار خانه محبوبش را ترک میکند. شبهایی در مه سرد نگهبانی میداد و به داستانهای همتیمیهایش درباره زادگاهش گوش میداد، توآن در حسرت عمیقش سکوت میکرد... سربازان همیشه در مواجهه با سختیها قوی هستند، اما وقتی دلتنگ خانوادهشان میشوند، آسیبپذیرترند، چیزی که همه تجربه میکنند، اما همه نمیتوانند با صدای بلند بگویند.
![]() |
یک تین توان به همراه همسر و فرزندانش. |
آنچه توآن برای همیشه به یاد میآورد، زمانهایی است که همسر و فرزندانش صدها کیلومتر برای ملاقات او در واحد سفر میکردند. تمام هفته قبل، او نمیتوانست آرام بنشیند و آرزو میکرد که زمان سریعتر بگذرد. وقتی چهره آشنایی را دید که وارد دروازه واحد میشد، پسر کوچک با عجله به سمت پدرش دوید تا او را محکم در آغوش بگیرد، در حالی که همسرش پشت سرش ایستاده بود، لبخند میزد و از عشق و اشتیاق اشک میریخت... در آن زمان، توآن نمیتوانست چیزی بگوید، فقط به آرامی دستش را روی شانه همسرش گذاشت و فرزندش را در آغوش گرفت. همان لحظه ساده کافی بود تا سرباز جوان معنای دو کلمه "خانواده" را عمیقاً درک کند - مکانی که به او قدرت ایستادگی و رشد در محیط سخت اما پر از عشق نظامی را داد.
همچنین در جریان این دیدارها با همسر و فرزندانش، سرهنگ دوم فان کوانگ وین، مدیر سیاسی انبار فنی-لجستیکی ۷۸۹، برای صحبت با خانواده توآن آمد. وین به همسر توآن گفت: «نگران نباش، واحد همیشه اهمیت میدهد و بهترین شرایط را برای توآن ایجاد میکند تا با آرامش خاطر آموزش ببیند و مأموریت خود را به خوبی انجام دهد. لطفاً از خانواده و فرزندانتان به خوبی مراقبت کنید، زیرا تنها زمانی که پشت جبهه قوی باشد، سرباز میتواند احساس امنیت کند و محکمتر قدم بردارد.» سخنان ساده اما گرم تشویقآمیز، همسر توآن را تحت تأثیر قرار داد و توآن اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد و محبت و مسئولیت واحد را نسبت به خود به وضوح بیشتری احساس کرد.
در طول دوران خدمتش در ارتش، توآن توجه زیادی از سوی فرماندهان و همتیمیهایش دریافت میکرد. با درک اینکه وضعیت خانوادگی توآن هنوز دشوار است، او همسر و فرزندان کوچکی داشت، واحد همیشه همه شرایط را فراهم میکرد، به توآن نزدیک بود، وقتی توآن دلتنگ خانه بود او را تشویق میکرد، وقتی توآن غم و اندوه داشت با او شریک میشد و همیشه آماده بود تا از پایگاهش حمایت کند تا پایگاهش احساس امنیت کند. توآن میدانست که پشت هر تلاش او، چهره سختکوش همسر، آغوش کوچک فرزندانش و کمک خاموش واحد قرار دارد.
همتیمیهایش اظهار داشتند که توآن فردی صادق، کوشا و همیشه در تمام کارهایش فعال است. کارهایی که توآن انجام میدهد قابل ستایش نیستند، بلکه به این دلیل است که توآن در اعماق قلبش همیشه فکر میکند: «من باید سعی کنم همسر و فرزندانم به داشتن شوهر و پدری با لباس نظامی افتخار کنند.» این یک انگیزه پایدار است که از عشق ساده اما مقدس یک مرد بالغ سرچشمه میگیرد.
اکنون، با نزدیک شدن به پایان خدمت سربازی، توآن میفهمد که ماهها آموزش نه تنها یک وظیفه و نظم و انضباط است، بلکه سفری است که به او کمک میکند تا بالغتر و شجاعتر شود. واحد از او حمایت میکند، رفقایش به او محبت میکنند و خانوادهاش هر روز دلیلی برای تلاش به او میدهند.
منبع: https://www.qdnd.vn/quoc-phong-an-ninh/xay-dung-quan-doi/them-tu-tin-buoc-ve-phia-truoc-1014434







نظر (0)