Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

«تا آخرین قطره خون از حزب پیروی کنید.»

«ما راهپیمایی برای جنگ در لائوس را آغاز کرده‌ایم... این راهپیمایی پر از سختی، حمل بارهای سنگین، راهپیمایی شبانه‌روزی و پیمودن مسافت‌های طولانی بود، اما فکر می‌کنم زندگی من باید به عنوان یک ویتنامی قهرمان پر از افتخار و غرور باشد، من باید در برابر دشمن محکم بایستم و به جلو حرکت کنم تا قدردانی‌ام را به حزب و عمو هو عزیز جبران کنم... بنابراین باید تا آخرین قطره خونم از حزب پیروی کنم.» این‌ها نوشته‌های دفتر خاطرات یک سرباز داوطلب ویتنامی در لائوس است که در موزه تاریخ نظامی ویتنام نگهداری می‌شود.

Báo Quân đội Nhân dânBáo Quân đội Nhân dân02/09/2025


طبق اطلاعات جمع‌آوری‌شده توسط محققان تاریخی، این دفتر خاطرات متعلق به یک سرباز داوطلب ویتنامی است که در لائوس درگذشته است. نام او احتمالاً لی نگوک تین بوده است.

در دفترچه یادداشت، صفحه‌ای با دست‌خطی متفاوت وجود داشت که احتمالاً توسط رفقایش ثبت شده بود: «متولد ۱۹۴۶. از گروه قومی کائو لان. پدرش عضو حزب بود... توین کوانگ . بسیار مهربان. انگیزه‌های جنگی او بسیار درست بود. روح پاک. شور و شوق انقلابی بالا. مورد اعتماد و محبت افسران و سربازان. شجاع در نبرد. در حین مشورت با معاون دسته در یک شرایط بسیار دشوار درگذشت...»

این صفحه از دفتر خاطرات است.

با خواندن دفتر خاطرات، می‌توانیم حس مسئولیت و افتخار سرباز انقلابی را در زمانی که کشور در خطر است، حس کنیم، سربازی که آماده است تا خود را فدای حفاظت از استقلال و آزادی سرزمین پدری و سعادت مردم کند: «یک عضو حزب کمونیست باید بداند چگونه مسیری را انتخاب کند که شایسته زندگی و شایسته مرگ باشد. حتی اگر کسی فقط 20 سال زندگی کند، بهتر از صد سال زندگی بیهوده است. زندگی عالی داشتن، مرگ باشکوه. زندگی و وجود من صرف به دست گرفتن اسلحه برای کشتن دشمن و حفاظت از استقلال و آزادی سرزمین پدری و حاکمیت ارضی جمهوری دموکراتیک ویتنام شده است. بنابراین، به عنوان یک مرد جوان که در ارتش زندگی می‌کند، باید ایدئولوژی خود را تعیین کنم، روحیه مبارزه بالایی داشته باشم، موضع ایدئولوژیک محکمی داشته باشم و آماده پذیرش وظایف سنگین و فداکاری برای سرزمین پدری باشم.»

این دفتر خاطرات، علاوه بر نوشته‌هایی که ایمان خود را به رهبری حزب و رئیس جمهور هوشی مین در طول جنگ مقاومت سراسری ابراز می‌کنند و محبت قلبی خود را نسبت به مردم جنوب که توسط دشمن پایمال می‌شوند، نشان می‌دهند، شامل صفحاتی نیز می‌شود که احساسات خالص بین‌المللی را بیان می‌کنند.

در ۱۳ دسامبر ۱۹۶۸، دسته او عازم ماموریتی در لائوس شد. او نوشت: «ما راهپیمایی خود را برای جنگ در لائوس آغاز کرده‌ایم. قبل از رفتن، من طرز فکر و روحیه بالای مبارزه‌ام را تعیین کرده بودم. به طور خاص، این راهپیمایی پر از سختی، حمل بارهای سنگین، راهپیمایی شبانه‌روزی و پیمودن مسافت‌های طولانی خواهد بود. اما فکر می‌کنم زندگی من باید به عنوان یک ویتنامی قهرمان، سرشار از افتخار و غرور باشد. من باید در برابر دشمن محکم بایستم و به جلو حرکت کنم تا مهربانی عمو هو عزیزمان و مردم ویتنام را جبران کنم. بنابراین، باید تا آخرین قطره خون از حزب پیروی کنم. مردم ویتنام و مردم لائوس یکی هستند.»

انقلاب ویتنام و انقلاب لائوس یکی هستند. میهن ما و دوست ما یکی هستند، بنابراین من بسیار مشتاق رفتن به مأموریت‌های بین‌المللی هستم. من برای فداکاری یا پاداش محاسبه نمی‌کنم، حتی اگر خودم را در لائوس فدا کنم، این برای مردم، برای میهن، برای انقلاب مشترک ملت‌های ویتنامی و لائوس است. مردم لائوس و ویتنام باید متحد شوند تا با آمریکایی‌ها بجنگند تا ملت‌های خود را آزاد کنند و برای پیشرفت بشریت تلاش کنند... "در طول چهار روز ۲۵، ۲۶، ۲۷ و ۲۸ دسامبر ۱۹۶۸، من در فا تی جنگیدم. بمب‌ها و گلوله‌ها زمین را لرزاندند، اما عزم من، حتی اگر به معنای فدا کردن جانم در نبرد بود، این بود که با تمام وجود به مردم لائوس و ویتنام وفادار بمانم. بهتر است در فا تی بمیرم تا اینکه به بردگی گرفته شوم. فا تی منطقه مهمی از میدان نبرد لائوس است، بنابراین دشمن نیز حمله کرد تا از فا تی به عنوان سکوی پرشی برای حمله به لائوس استفاده کند." آن مکان نیز بسیار مهم است، بنابراین حتی اگر مجبور به جنگیدن و فداکاری شویم، نمی‌گذاریم فا تی از دست برود.

آخرین نوشته در دفتر خاطرات آمده است: «آم و تین به جلسه خلاصه گردان در روستای هوی ما رفتند و درباره خانواده‌ها، همسران و فرزندانشان با یکدیگر درد دل کردند. آنها علاقه عمیقی به یکدیگر داشتند. اگرچه آنها از یک پدر و مادر متولد نشده بودند، اما زادگاه‌هایشان توسط رودخانه‌ها و کوه‌ها از هم جدا شده بود، با این حال آنها مجبور بودند از کوه‌های زیادی عبور کنند تا به هم برسند. از آن به بعد، تین و آم با یکدیگر درد دل کردند، تبدیل به دوستان صمیمی شدند، به یکدیگر اعتماد و کمک کردند و با هم برای تکمیل کارشان پیشرفت کردند. عزیزم، اگرچه سلامتی ما محدود است، اما برای حزب و مردم، باید ماموریت خود را به پایان برسانیم و همانطور که سوگند یاد کردیم به میهن خود بازگردیم: «قول می‌دهم بروم، تا زمانی که دشمن آمریکایی شکست نخورد، به میهن خود باز نخواهم گشت» (۲۴ ژانویه ۱۹۶۹).

این دفتر خاطرات، هم روحیه تزلزل‌ناپذیر و هم احساسات ناب و اصیل بین‌المللی یک سرباز انقلابی را منعکس می‌کند: «امروز با شنیدن صدای دور تیراندازی که در باد پیچیده شده بود، خبر پیروزی... قلبم سربازان را به یاد می‌آورد، مبارزان عزیزی که بر سختی‌های زیادی غلبه کردند، کسانی که برای آزادسازی میهن خود رفتند، مردم و روستاها را مانند فرزندان خود دوست داشتند، والدین مهربان خود را گرامی می‌داشتند، مردم در سفرشان آنها را دوست داشتند و گرامی می‌داشتند، مادران پیر هدایایی آوردند، اما او آنها را رد کرد. برادر، تو کی هستی که اسم، سن و سرزمینت را پنهان می‌کنی؟ می‌خواهم از تو بپرسم، روستاییان می‌خواهند از تو بپرسند، اما تو نمی‌خواهی بگویی، فقط لبخند می‌زنی، مدت زیادی لبخند می‌زنی، بعد می‌گویی لائوسی هستی اما از سرزمینی دور... برادر، مردم می‌گویند تو ویتنامی هستی، چون دشمن مشترکی داری و عشق بین‌المللی پرولتری مشترکی که برای جنگیدن به همراه داری، آیا این درست است، برادر؟ تو کمونیستی از ویتنام هستی، آه، کمونیست‌های گذشته چقدر زیبا بودند، من کاملاً نفهمیدم، برادر، حالا لذتش را دارم.» از ملاقات با شما، سربازان..." "سربازان به اینجا آمدند تا دشمن مشترک را بکشند، با انترناسیونالیسم پرولتری متحد شدند و برای جنگیدن عازم شدند و به پیروزی آزادسازی جنوب کمک کردند."

این دفتر خاطرات که در طول سال‌های ۱۹۶۸-۱۹۶۹ - دوره‌ای به‌خصوص سخت از جنگ مقاومت علیه ایالات متحده - نوشته شده است، یک دفترچه یادداشت خود-جلد با ابعاد ۹ سانتی‌متر در ۱۲ سانتی‌متر است که حمل آن در جیب بسیار راحت است. تنها نیمی از جلد آن که از کاغذ سیمانی ساخته شده، باقی مانده است؛ نوشته‌ها کم‌رنگ شده‌اند و برخی از کلمات ناخوانا هستند. این دفترچه هم به‌عنوان دفتر خاطرات و هم به‌عنوان دفترچه یادداشت استفاده می‌شد. محتوای آن بسیار متنوع است، از جمله سوابق جلسات، مطالعات و قطعنامه‌ها. در یک صفحه، فهرست کمک‌هزینه دسته برای ژانویه ۱۹۶۹ آمده است. چند صفحه اول شامل چندین آهنگ است: سه آهنگ ویتنامی، دو آهنگ لائوسی و یک ترجمه ویتنامی از سرود بین‌المللی. از دو آهنگ لائوسی، یکی به‌عنوان آهنگ آوازی و دیگری به‌عنوان ترجمه ویتنامی (مثلاً «شنیدن صدای شلیک گلوله در دوردست») ضبط شده است.

متن و عکس: NGUYEN ANH THUAN

* برای مشاهده اخبار و مقالات مرتبط، لطفاً به بخش مربوطه مراجعه کنید.

    منبع: https://www.qdnd.vn/nuoi-duong-van-hoa-bo-doi-cu-ho/theo-dang-den-giot-mau-cuoi-cung-844450


    نظر (0)

    لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

    در همان موضوع

    در همان دسته‌بندی

    از همان نویسنده

    میراث

    شکل

    کسب و کارها

    امور جاری

    نظام سیاسی

    محلی

    محصول

    Happy Vietnam
    سایگون شاد

    سایگون شاد

    رژه الهه در ماه کامل اولین ماه قمری

    رژه الهه در ماه کامل اولین ماه قمری

    روشن کردن آینده

    روشن کردن آینده