بعدازظهر شنبه، وقتی خورشید کمکم داشت غروب میکرد، خانم هوآ، یک کارمند بازنشسته، با احتیاط پنکه سقفی اتاق نشیمن را خاموش کرد و به آرامی گفت:
- من اخیراً اخبار را میخوانم و میبینم که قیمت برق افزایش یافته است. وقت آن است که دوباره در مورد صرفهجویی در مصرف انرژی صحبت کنیم، آقا.
وقتی همسرش از افزایش قیمت برق صحبت کرد، آقای هوآن آهی کشید و گفت:
- با افزایش دوباره قیمت برق، حقوق بازنشستگی من و همسرم کمی کمتر خواهد شد، اینطور نیست؟
بعد از گفتن این حرف، این زوج به جای اینکه در اتاق را ببندند و کولر را روشن کنند که هم برق زیادی مصرف میکرد و هم هوا را خفه میکرد، نوهشان را به پارکی در همان نزدیکی بردند تا از هوای تازه لذت ببرد.
خانم هوآ به محض رسیدن به پارک، با خانم نگان، معلم مدرسه ابتدایی، که فرزندش را برای هواخوری بیرون آورده بود، ملاقات کرد. خانم نگان در حالی که عرق پیشانی فرزندش را پاک میکرد، به خانم هوآ شکایت کرد:
- آقا، تازه اول تابستونه و هوا خیلی گرمه. و علاوه بر اون، قیمت برق هم بالا رفته. خانواده من باید شروع به صرفهجویی در مصرف برق کنن. اما راستش رو بخوای، با یه بچه کوچیک تو خونه، همه چی به برق نیاز داره. اگه یه چیزی رو خاموش کنی، باید یه چیز دیگه رو هم روشن کنی؛ خیلی سخته آقا...
نام کوچولو، پسر نگان، که کنارش نشسته بود، با هیجان حرفش را قطع کرد:
- مادرم گفته در مصرف برق صرفهجویی کنم، برای همین دیگر اجازه ندارم زیاد تلویزیون تماشا کنم.
خانم هوآ خندید و گفت:
- بچه خوب عمو هو بودن یعنی صرفهجو بودن، درسته. این روزها کولر گازی و چراغهای روشن داریم، اما باید بدونیم چطور ازشون در زمان و مکان مناسب استفاده کنیم تا هدرشون ندیم.
خانم نگان پس از گوش دادن به خانم هوآ، لحظهای فکر کرد و سپس گفت:
- یادم میآید یک بار خواندم که عمو هو چطور موقع نوشتن نامهها کاغذ را تا میکرد تا در هزینهها صرفهجویی کند. او حتی با دقت هر غلط املایی را اصلاح میکرد تا مجبور نباشد دوباره بنویسد و کاغذ و جوهر را هدر دهد. بعد هم داستانی هست که به کادرها و سربازان یادآوری میکرد که صرفهجویی کنند. آموزش صرفهجویی به فرزندانمان آسان نیست، نه عمو؟ من فقط به آنها یادآوری کردم که هنگام ورود و خروج از اتاق دارای تهویه مطبوع، در را ببندند، اما روز بعد دوباره آن را میبندند و حتی با روشن بودن تهویه مطبوع، در را کاملاً باز میگذارند. دارم به این فکر میکنم که با خانوادهام در مورد نصب یک سیستم برق خورشیدی صحبت کنم؛ این کار باعث صرفهجویی در برق و حمایت از جنبش زندگی سبز میشود.
خانم هوآ سر تکان داد.
- اما پسانداز پول به معنای زندگی در سختی نیست، بلکه به معنای استفاده مناسب از منابع است. زمانی که در دفتر کار میکردم، هر بار که یک کمپین پسانداز راهاندازی میکردیم، تمام دفتر داوطلبانه شرکت میکرد. ما نه تنها در برق، بلکه در آب، کاغذ چاپ و ... نیز صرفهجویی میکردیم. حتی در آن زمان، دفتر ما از چاپ دو رو استفاده میکرد، اما اگر کاغذ سفیدی باقی میماند، آن را برش میدادیم و به عنوان کاغذ پیشنویس یا برای دفترچه یادداشت استفاده میکردیم. اکنون، شاید لازم باشد این روحیه را در هر خانواده دوباره زنده کنیم.
نام کوچولو به آرامی آستین مادرش را کشید و لبخندی زد و گفت:
- مامان، از فردا بیا یه مسابقه بذاریم ببینیم کی از همه خسیستره. هرکی اشتباه کنه، تنبیهش اینه که یه هفته خونه رو تمیز کنه.
خانم نگان لبخندی زد و سر فرزندش را نوازش کرد:
باشه، پسرم، بیا همه با هم برای پسانداز پول رقابت کنیم.
وام نگوین
منبع: https://baohaiduong.vn/thi-dua-tiet-kiem-411557.html






نظر (0)