Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

شعری برگرفته از طوفان‌ها اثر فان ژوان لوات

Báo Thanh niênBáo Thanh niên21/11/2024


اشعار او در دوران دبیرستانش در نِگه آن منتشر شد، سپس نویسندگی‌اش زمانی که در دانشگاه هانوی ادبیات خواند، به شدت شکوفا شد. با این حال، پس از دنبال کردن خستگی‌ناپذیر حرفه روزنامه‌نگاری، فان ژوان لوات تنها با ترس و لرز مجموعه اشعار خود، *Tiếng làng* (صداهای روستا )، را پس از ۶۰ سالگی به انتشار رساند (انتشارات انجمن نویسندگان ویتنام، ۲۰۲۴)، که شامل بیش از ۷۰ شعر است.

Thơ chắt từ bão dông của Phan Xuân Luật- Ảnh 1.

روزنامه‌نگار و شاعر فان خوان لوات (مدیر ایستگاه رادیو و تلویزیون فو ین )

عکس: دائو دوک توان

در «آوای روستا»، دوباره با شعری مواجه شدم که مدت‌ها موضوع بحث دانش‌آموزان بود:

دلم خیلی برای هانوی تنگ شده!

گل شیر معطر، خواب پاییز را آرام می‌کند.

کروکودیل‌ها مردمی را که بعدازظهر قدم می‌زدند تماشا می‌کردند.

برگ‌های درخت ترمینالیا کاتاپا (Terminalia catappa) به طرز غم‌انگیزی، وارونه، در امتداد خاکریز آویزان شده‌اند.

(هانوی)

شعر فان ژوان لوات سرشار از رایحه‌ای لطیف و رنگ‌های پر جنب و جوش از عشق و اشتیاق شکننده است:

دروازه باغ را باز کردم و علف‌های عجیب و غریب زیادی جمع کردم.

و رنگ‌های پاییزی تا به امروز باقی مانده‌اند.

(پاییز ۲)

عطر شکوفه‌های شاه بلوط به طرز ظریف و عجیبی معطر است.

بهش بگو اون مکان مال منه.

(شکوفه‌های شاه بلوط)

من از رباعیات فان خوان لوات، به خصوص رباعیات شش و هشت هجایی او بسیار تحت تأثیر قرار گرفته‌ام. آنها فشرده، مختصر و حتی به طور مبهمی برانگیزاننده هستند:

ما برمی‌گردیم تا رابطه عاشقانه‌مان را از بین ببریم.

مثل کف روی آب در فصل سیل، سرنوشت من سرنوشت میگو یا میگو است.

توده‌ای از کاه در وسط مزرعه سوزانده شد.

بیا گوشی رو قطع کنیم تا زیاد خیس نشیم، عشق من به میگو و میگو.

(کوبیدن)

یک عمر خنده، یک عمر دلشکستگی.

در میان آن محیط ناامن، بی‌اختیار می‌خندید.

خنده در میان غم عمیق موج می‌زند.

با خنده در طوفان، خود را در آرامش می یابم.

(خنده)

این مقدار تلخی در یک روز وجود دارد.

همه آن تلخی، و حالا همه آن عطر شیرین.

با وجود اینکه یک عمر غم و اندوه و کینه را پشت سر گذاشته است.

یک کاسه برنج، نشانه‌ای از سپاسگزاری برای زندگی.

(یک روز)

من با ابیاتی روبرو هستم که از طوفان‌ها تقطیر شده‌اند. مطمئناً، بدون طوفان‌ها، شاعری وجود ندارد. شاید فقط شعر بتواند تلخی زندگی انسان را به طور کامل بیان کند. اینها سطرهای صمیمانه اشعار عاشقانه فان هستند:

شب‌های بی‌خوابی فراوان

دلم برات تنگ شده

مثل شمعی فروزان نشسته‌ام

تماس بگیرید

ستاره ای خاموش

(به یاد داشته باشید ۱)

تعظیم در برابر نیستی

شمعی از شفق به تو تقدیم می‌کنم.

دست‌هایت را پهن کن

رعد و برق

امواج خروشان

قلب آویزان

سکوت غم انگیز

مه

(به یاد داشته باشید 2)

اوه، دوباره خودم را به خواب می‌زنم.

لالایی تصویر نوزاد را به گهواره می‌آورد.

دلم برای کسی میسوزه

سایه‌ی زمانی که تنها بودی، مرا به خواب ببر

(بدون عنوان ۲)

فان ژوان لوات درباره این نوار دورافتاده و متروک در دلتای مکونگ نوشت:

مادر در قحطی برای فرزندش لالایی می‌خواند... آه...

خواب کودکی در میان صدای تیراندازی.

خواب کودکی که زمانی با صدای امواج در هم آمیخته بود.

گیاه برنج دوران بارداری سخت و طاقت فرسایی را پشت سر می گذارد.

(منطقه مرکزی)

فان ژوان لوات هر کلمه‌ای را که درباره مادرش، درباره نگ آن، زادگاهش، می‌گوید، گرامی می‌دارد:

مادرم هنوز لباس‌های وصله‌دار می‌پوشد.

خیار و گوجه فرنگی در تمام طول سال

مه مانند رشته‌های نقره‌ای آویزان است.

آفتاب سوزان، رنگ پوستم را تغییر داد.

(مامان)

در ماه مارس، صدای رعد و برق متفاوت است.

خورشید می‌درخشید، سپس ناگهان رگبار باران عصرگاهی شروع شد.

گل کاپوک قرمز هرگز از عمل به وعده خود کوتاهی نکرده است.

ساحل رودخانه بار دیگر شعله‌ور شد.

(مارس)

پیمانکار عصرها کجا شکوفه‌های بنفش را در امتداد مسیر پراکنده کرد؟

من بیست سالمه، دارم خلاف جهت باد تو جاده راه میرم.

(زمین)

Thơ chắt từ bão dông của Phan Xuân Luật- Ảnh 2.

مجموعه شعر «صداهای روستا» اثر روزنامه‌نگار و شاعر فان شوان لوت

عکس: دائو دوک توان

شاعران از نظر عمق احساساتشان متفاوتند. فان خوان لوت با سرزمینی که دهه‌ها در آن زندگی کرده، شعری برای «پرداخت بدهی خود» سروده است:

توی هوآ

روزمره

هنوز باد می‌وزد

مثل یک نت در آسمان آبی

برج باستانی

مثل ملودی دریای آبی

او با خوشحالی جست و خیز کنان پیش رفت.

امواج خروشان

(باد توی هوا)

رویایی خیرخواهانه برای زیبایی، برای بشریتی که گرفتار این همه درگیری است:

زمین پس از یک روز گرمای شدید، آرام گرفت.

شاید بشر جنگ را فراموش کرده باشد.

...

با دیدن زیبایی تو، ناگهان شاعر می‌شوم.

و با ملودی ماه بلرزند.

و آرزوی همیشگی بشریت.

با صدای موسیقی بتهوون، آرام بخوابید.

(ماه)

فان ژوان لوات علاوه بر سرودن شعر درباره زندگی و عشق، نویسنده شعر کودک نیز هست. او از دیدگاه کودکی خودش، از دیدگاه پدری که فرزندش را برای خواباندن تکان می‌دهد، می‌نویسد:

چشمان نوزاد کاملاً باز است.

خالص و رنگارنگ

غنچه گل تازه شروع به باز شدن کرده است.

بادبادک کج می‌شود و تاب می‌خورد.

(سنگ مرمر کودک)

کودک منتظر ماند، چشمانش قرمز و متورم بود.

مادرم در مکانی بی‌کران است.

سه کیسه پر از کار

قوز کرده بود و موهایش سفید شده بود.

(کودک منتظر پدرش است)

مایلم مجموعه شعر «آواهای روستا » اثر شاعر فان شوان لوت را به شما، ای خویشاوندانم، معرفی کنم.

فان ژوان لوات، روزنامه‌نگار و شاعر، در سال ۱۹۶۴ در هوا تان، ین تان، نگ آن متولد شد. او فارغ‌التحصیل رشته ادبیات از دانشگاه هانوی است. او در حال حاضر مدیر ایستگاه رادیو و تلویزیون فو ین است.

کتاب‌های منتشر شده: Tiếng làng ( مجموعه شعر، انتشارات انجمن نویسندگان ویتنام، ۲۰۲۴ در دست انتشار: Võ Văn Và… ( مجموعه مقالات و گزارش‌ها )، Chuyện làng ( مجموعه نثر ) .



منبع: https://thanhnien.vn/tho-chat-tu-bao-dong-cua-phan-xuan-luat-185241121085446955.htm

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
دختر خمر

دختر خمر

مزارع برنج پلکانی مو کانگ چای را کشف کنید.

مزارع برنج پلکانی مو کانگ چای را کشف کنید.

زادگاه

زادگاه