Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

نامه‌هایی که از پنجره‌ی بهاری نوشته شده‌اند

همین الان که اینجا نشسته‌ام و دارم می‌نویسم، بیرون نم نم باران شروع به باریدن کرده است. من اغلب این باران‌ها را باران‌هایی می‌نامم که روح تت (سال نو ویتنامی) را با خود دارند، زیرا گرد و غبار سال کهنه را می‌شویند و به باغ اجازه می‌دهند دوباره سبز شود...

Báo Đắk LắkBáo Đắk Lắk14/02/2026

زیر نم نم باران و هوای سرد، هنوز دلم می‌خواست در خیابان‌ها پرسه بزنم، از کوچه‌ها و محله‌های آشنا با خانه‌هایی که هم آشنا و هم ناآشنا بودند، عبور کنم. درختان کنار جاده پس از روزها غرق شدن در سیلاب‌های وسیع، دوباره سرپا شده بودند.

مردم شروع به بافتن حصیرهای بامبوی جدید و حصارکشی باغ‌های سبزیجات خود برای تت (سال نو قمری) کرده‌اند. اگرچه کدوها و کدو تنبل‌ها هنوز داربست‌ها را نپوشانده اند، اما نهال‌ها در آفتاب شکوفا شده‌اند. در نسیم صبحگاهی توی هوا، بوی آهک تازه و کاشی به وضوح قابل حس است. روی پایه‌های خانه‌هایی که زمانی فرو ریخته بودند، اکنون اتاق‌های زیر شیروانی محکم در حال بازسازی هستند. هر آجری که گذاشته می‌شود، نشان دهنده رویای پرورش‌دهنده بازسازی یک زندگی است.

هنوز یادم هست وقتی بالاخره آب سیل فروکش کرد، وقتی تلفن‌ها دوباره شروع به کار کردند، دوستان و همکارانم به من اطمینان دادند: «اشکالی ندارد، همه چیز خوب است، می‌توانیم دوباره شروع کنیم!» و بعد از اینکه همه چیز تمیز شد، پرسیدی که آیا من ناامید هستم؟ در مواجهه با خشم طبیعت، ترس انسان واقعی است، اما ناامیدی نه. در این سرزمین ویتنام مرکزی، جایی که سیل پشت سیل می‌آید، روزهای سیل‌های پیاپی برای همه به خاطره تبدیل شده است. کودکانی در میان سیل‌ها به دنیا آمده‌اند. افراد مسن باران را روی پشت بام‌ها تحمل می‌کنند، دستانشان هنوز به زندگی چسبیده است و منتظر نجات هستند. مردم خود را از میان آب‌های سیل پرتاب می‌کنند و برای جان بسیاری می‌جنگند. حتی حیوانات خانگی نیز چند بار با صاحبانشان از سیل فرار کرده‌اند...

تصویرسازی: تران تان لانگ

شهر لا های در کنار رودخانه کی لو، اولین محل کارم پس از فارغ‌التحصیلی، مرا به یاد می‌آورد. در ماه‌های آوریل و دسامبر، مه غلیظی بر شهر حکمفرما بود و ورودی شهر، پلی آهنی فیروزه‌ای رنگ داشت که در آب منعکس می‌شد و مانند یک شعر زیبا بود. با وجود محیط دلنشینش، هر سال در ماه اکتبر سیل می‌آمد. حیاط مرکز فرهنگی منطقه به پناهگاهی برای افراد بی‌شماری تبدیل شده بود که به دنبال سرپناهی برای فرار از آب‌های خروشان بودند. در حالی که منتظر بودند باران بند بیاید و آب فروکش کند، آنها در مورد برداشت محصول صحبت می‌کردند، از فرزندانشان می‌پرسیدند و در مورد برنامه‌های بلندمدت خود بحث می‌کردند...

دقیقاً به دلیل آب و هوای سخت است که مردم ویتنام مرکزی اغلب از چیزهای ساده لذت می‌برند. برای همسایه، آن لذت، سالم نگه داشتن کتاب‌های قدیمی و رنگ و رو رفته‌اش با وجود رسیدن سیلاب به پشت بام است. برای دیگری، لذت پیدا کردن گوساله طلایی‌اش است که پس از بازگشت از سیل، به نحوی هنوز روی سقف آهنی موج‌دار لنگر انداخته است. و برای دیگری، لذت درختان باغش است که پس از سیل نقره‌ای، یک روز صبح جوانه‌های کوچک و جدیدی می‌زنند و با دقت قدرت می‌گیرند تا در میان زمین و آسمان دوباره زنده شوند.

گذشته از همه اینها، توی هوآ اکنون سرمای آخرین روزهای دوازدهمین ماه قمری را با خود حمل می‌کند. سرمای دوازدهمین ماه قمری اینجا متفاوت است؛ نه سرمای لرزان، بلکه سرمایی ملایم، نامحسوس و ماندگار، آنقدر که یک مسافر را وسوسه می‌کند تا در یک کافه خیابانی توقف کند و به آهنگ تأثیرگذار «من هنوز به تو مدیونم / پرندگان به کوهستان بازمی‌گردند / آسمان از باران مه آلود است / آسمان از باران مه آلود است...» گوش دهد. این سرما به اندازه‌ای است که به کت و روسری یک زن جوان نفوذ کند، آنقدر که در طول یک قرار ملاقات پر از کلمات ناگفته، دستان گرم را در دستان دیگری بپیچد. آنقدر که باعث شود مزارع گل نزدیک روستای گل بین نگوک شروع به شکوفه دادن کنند؛ آنقدر که اردک‌های وحشی، که هنوز به دنبال سرپناه نگریخته‌اند، به آرامی در امتداد رودخانه عمیق و روان با قدم بزنند. و سرمای توی هوآ با نم نم باران ملایمی همراه خواهد بود، آنقدر که شانه‌های کسانی که به بازار تت می‌روند را خیس کند و به آنها اجازه دهد درخت زردآلوی گلدانی ایده‌آل خود را انتخاب کنند، به طوری که باران ریز بهاری تازه شروع به باریدن بر روی شاخه‌های تازه جوانه زده می‌کند و عطر لطیف آنها را به خانه می‌برد.

این سطور را به عنوان تشکری از دوستانم می‌نویسم که تمام شب را بیدار ماندند و منتظر تایید سلامت از سوی همه در مناطق سیل‌زده بودند. آنها به هر طریق ممکن به من و بسیاری دیگر گرما و عشق فرستادند. آنها به کنارم آمدند و به من اطمینان دادند که "همه چیز خوب است!" اکنون، از طریق تنها پنجره‌ای که پس از سیل دست نخورده باقی مانده بود، بیشه بامبوی قدیمی دوباره سبز شده است. سارهای قهوه‌ای نیز بازگشته‌اند و در گوشه‌ای از باغ پرسه می‌زنند. گل‌ها هنوز جلوی دروازه‌ها شکوفه می‌دهند. لباس‌های نو و تازه در نسیم صبحگاهی خشک می‌شوند. دود گرم آتش آشپزخانه، عطر مرباهای خانگی و عطر عود از گورهای اجدادی هنوز پابرجاست و کسانی را که دور از خانه هستند، فرا می‌خواند. مهم نیست که فاجعه طبیعی چقدر شدید باشد، زندگی و ایمان بی‌وقفه ادامه دارد و بیرون پنجره، آفتاب بهاری از راه رسیده است...

ملکه

منبع: https://baodaklak.vn/van-hoa-xa-hoi/202602/thu-viet-tu-o-cua-mua-xuan-42f37a5/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
عموی ما

عموی ما

برخاستن

برخاستن

طلوع خورشید بر فراز دریا

طلوع خورشید بر فراز دریا