Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

بدرقه کودک به مدرسه.

روزی که فرزندشان خانه را ترک می‌کند، والدین با عجله مشغول آماده کردن وسایل هستند و در عین حال می‌خواهند آشناترین چیزها را که با فرزندشان مرتبط است، نگه دارند.

Báo Sài Gòn Giải phóngBáo Sài Gòn Giải phóng14/09/2025

وقتی صدای جیرجیرک‌ها زیر آفتاب طلایی محو می‌شود، دانش‌آموزان سراسر کشور مشغول آماده شدن برای سال تحصیلی جدید هستند و بسیاری از آنها دور از خانه درس خواهند خواند. در پس جاه‌طلبی‌ها و رویاهای این جوانان، چشمان نگران والدینشان نهفته است.

اشک شوق مادر...

به عنوان والدین، همه ما امیدواریم که فرزندانمان فرصتی برای تحصیل و تجربه یک محیط وسیع‌تر و توسعه‌یافته‌تر داشته باشند. اما برای والدین، این آینده روشن اغلب به قیمت وعده‌های غذایی بدون خنده و خانه‌ای کوچک که ناگهان خالی می‌شود، تمام می‌شود... روزی که فرزندانشان خانه را ترک می‌کنند، والدین با عجله وسایل خود را آماده می‌کنند و در عین حال می‌خواهند آشناترین چیزهای مربوط به فرزندانشان را نیز حفظ کنند. اگرچه ناگفته، اما هر عملی سرشار از محبت والدین است. شاید به همین دلیل است که لحظه جدایی بسیار تأثیرگذار است.

خانم هونگ ترانگ (۴۲ ساله، ساکن استان ها تین) تعریف کرد: «روزی که خبر قبولی دخترم در دانشگاه حقوق هانوی را شنیدم، از خوشحالی گریه کردم. وقتی وسایلش را جمع کرد و آماده سوار شدن به اتوبوس به سمت شهر شد، دوباره گریه کردم، اما این بار احساسم متفاوت بود. اگرچه می‌خواستم به او نصیحت کنم و چیزهای زیادی را با او در میان بگذارم، اما نمی‌توانستم خودم را راضی کنم که آنها را بگویم. فقط می‌توانستم به این فکر کنم که در اتاق اجاره‌ای‌اش به چه چیزهایی نیاز دارد و چگونه آنها را برایش بخرم. در نهایت، دیگر نتوانستم او را همراهی کنم؛ فقط توانستم در ایستگاه اتوبوس کنارش بنشینم و اتوبوس را تماشا کنم تا از دید ناپدید شود.»

condithi.jpg
والدین فرزندان خود را در سفرشان به بزرگسالی همراهی می‌کنند. عکس: HOANG HUNG

این روزها، والدین به همان اندازه که منتظر نتایج دانشگاه فرزندانشان بودند، مضطرب هستند. مادر روزی چندین بار به بازار و باغ می‌رود و هر چیز خوشمزه‌ای را که می‌خواهد برای بچه‌هایش بردارد و با خود ببرد، بررسی می‌کند. پدر با دقت تمام وسایل برقی و پریز برق را بررسی می‌کند تا مطمئن شود که سالم هستند. خواهر و برادرهای کوچکتر، خواهر و برادرهای بزرگترشان را تماشا می‌کنند که با خودشان مشغولند و با لکنت زبان می‌گویند: «برادر بزرگ به زودی می‌رود؟»، «آیا خواهر بزرگ فردا هم پیش ما می‌خوابد؟»...

بسیاری از والدین که نگران شرایط زندگی فرزندانشان و پیچیدگی روزافزون کلاهبرداری‌ها هستند، برای یافتن محل اقامت به همراه فرزندانشان به این منطقه سفر می‌کنند. حتی پس از دریافت نامه پذیرش و درخواست کمک از آشنایان در شهر، بررسی دقیق لیست خانه‌های اجاره‌ای در رسانه‌های اجتماعی و صحبت با صاحبخانه‌ها، هنوز احساس ناراحتی می‌کنند. بسیاری از والدین می‌گویند که حتی با آمادگی قبلی، تمام روز را صرف جستجو می‌کنند بدون اینکه اتاق مناسبی پیدا کنند. مکان‌های خوب بسیار گران هستند، در حالی که مکان‌های با قیمت مناسب، محیط‌های نامناسب یا امنیت ناپایداری دارند.

آنه تو (۱۸ ساله، دانشجوی دانشگاه بین‌المللی - VNU-HCM) با یادآوری روزهایی که با پدرش زیر آفتاب سوزان شهر هوشی مین به دنبال محل اقامت می‌گشتم، گفت: «پشت سر پدرم نشسته بودم و فقط می‌خواستم گریه کنم. موتورسیکلت آشنایی که قبلاً مرا در جاده‌های خاکی زادگاهم حمل می‌کرد، حالا مرا در جاده‌های آسفالت شهر حمل می‌کرد. با دیدن پدرم که روزها پشت سر هم به این طرف و آن طرف می‌رفت، هم دلم برایش سوخت و هم دلم خواست هر چه زودتر اتاقی بگیرم، اما کمی هم خودخواهانه بود، کاش سفر بیشتر طول می‌کشید تا بتوانم بیشتر پیش او بمانم. وقتی موتورسیکلت ایستاد، فهمیدم که باید با پدر و مادرم خداحافظی کنم، با دوران کودکی‌ام خداحافظی کنم و سفر جدیدی را آغاز کنم.»

خانه‌ای در قلبت داشته باش.

دست‌های کوچک بچه‌ها هرگز این همه بار را حمل نکرده بودند، با این حال آنقدر قوی بودند که هر یک از اعضای خانواده را محکم در آغوش بگیرند. آن آغوش فقط یک خداحافظی نبود؛ بلکه قلب‌هایی را که کم‌کم خالی می‌شدند، پر می‌کرد. وقتی آن کیسه‌ها در اتاقی عجیب باز شدند، به نظر می‌رسید هر کودک لایه‌هایی از عشق را که با دقت توسط والدین و پدربزرگ و مادربزرگشان پیچیده شده بود، از خود جدا می‌کند: برچسب‌های مادرشان روی هر نوع گوشت، مرغ‌های مادربزرگشان که تخم‌مرغ‌های خوشمزه‌ای برایشان تهیه می‌کردند - بعضی از تخم‌مرغ‌ها بزرگ بودند، بعضی کوچک، اما وقتی سرخ می‌شدند بوی فوق‌العاده‌ای می‌دادند؛ کدو تنبل‌های حیاط خلوت شیرین بودند؛ و پدربزرگشان قبلاً دسته‌هایی از پول را با واحدهای مختلف در کیسه‌های برنج انداخته بود...

از زمانی که فرزندشان برای تحصیل در دانشگاه به شهر نقل مکان کرد، خانم تان تائو و همسرش (ساکن استان هونگ ین) بیشتر از تلفن‌های هوشمند استفاده می‌کنند. خانم تان تائو تعریف کرد: «قبلاً، من فقط از رسانه‌های اجتماعی برای تماس تصویری با اقوام دور استفاده می‌کردم. از زمانی که فرزندم به دانشگاه رفت، یاد گرفتم که چگونه پیامک بفرستم و استیکرهای سرگرم‌کننده بفرستم تا آنها را تشویق کنم. من درک می‌کنم که فرزندم به تدریج مشغول خواهد شد و زمان زیادی برای تماس با خانه نخواهد داشت، بنابراین پیامک دادن به او کمک می‌کند تا احساس راحتی بیشتری داشته باشد. در واقع، در ابتدا، خانواده‌ام مکالمات بسیار خوشایندی داشتند، اما وقتی زمان خداحافظی فرا رسید، می‌خواستم گریه کنم. شاید به همین دلیل است که فرزندم از ترس نگران کردن ما، دیگر به خانه زنگ نمی‌زند.»

حتی با اینکه با زندگی جدیدم سازگار می‌شوم، خانه همچنان مکانی جدایی‌ناپذیر است. هر بار که به خانه برمی‌گردم و دوباره آنجا را ترک می‌کنم، خداحافظی حتی دردناک‌تر می‌شود. مای فونگ (دانشجوی سال چهارم دانشگاه حقوق هانوی) می‌گوید: «اولین باری که با خانواده‌ام خداحافظی کردم، نمی‌دانستم دوری از خانه چقدر طولانی و دشوار خواهد بود، بنابراین تا حدودی از تجربه زندگی مستقل هیجان‌زده بودم. اما بعد از آن اولین بار، هر بار که به خانه می‌روم، احساس غم و تنهایی بیشتری می‌کنم. گاهی اوقات، وقتی سعی می‌کنم جلوی اشک‌هایم را بگیرم تا والدینم نفهمند که گریه می‌کنم، صدایم می‌لرزد. می‌ترسم والدینم دوباره نگران دوری فرزندشان از خانه شوند.»

روزی که کودکی برای یافتن افقی جدید رهسپار می‌شود، والدین نیز باید راه خود را از آسمان کوچک خود - فرزندشان - جدا کنند. در پس چشمان اشکبار و دستان لرزان و مردد، امید، غرور و اعتمادی نهفته است که والدین به فرزندانشان بخشیده‌اند. آن عشق، نیرویی نهفته در درون هر فرد است که او را گام به گام در سفر چالش‌برانگیزش محافظت و هدایت می‌کند. هر چه دنیا را وسیع‌تر ببینند، هر کودک بیشتر می‌فهمد که خانه در قلبش چقدر مهم است.

منبع: https://www.sggp.org.vn/tien-con-di-hoc-post812925.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

نمای نزدیک از یک درخت پوملو از نوع دین در گلدان، به قیمت ۱۵۰ میلیون دونگ ویتنام، در شهر هوشی مین.
با نزدیک شدن به عید تت، پایتخت گل همیشه بهار در هونگ ین به سرعت در حال فروش است.
پوملو قرمز که زمانی به امپراتور تقدیم می‌شد، اکنون فصلش است و تاجران سفارش می‌دهند، اما عرضه کافی نیست.
روستاهای گل هانوی مملو از جمعیت هستند و خود را برای سال نو قمری آماده می‌کنند.

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

باغ کامکوات بی‌نظیر و بی‌نظیر را در قلب هانوی تحسین کنید.

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول