Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

صدای افتادن گل‌های ققنوس

Báo Hà TĩnhBáo Hà Tĩnh14/05/2023


تازه اول تابستان بود، با این حال به نظر می‌رسید آسمان در آستانه‌ی ترک خوردن است؛ جیرجیرک‌ها تمام روز، حتی پس از آنکه شهر در تاریکی فرو رفته بود، بی‌وقفه جیک‌جیک می‌کردند. به عکس‌های قدیمی خیره شده بودم که ناگهان صدای افتادن گل‌های ققنوس را شنیدم و قلبم مملو از گردبادی از احساسات شد.

صدای افتادن گل‌های ققنوس

ماه مه از راه می‌رسد و رنگ‌های پر جنب و جوش، عطرهای معطر و صداهایی که مختص روزهای سوزان تابستان است را با خود می‌آورد. عکس: اینترنت.

تازه اول تابستان بود، با این حال به نظر می‌رسید آسمان در آستانه‌ی ترک خوردن است؛ جیرجیرک‌ها تمام روز، حتی پس از اینکه شهر در سکوت فرو رفته بود، بی‌وقفه جیک‌جیک می‌کردند. با استفاده از یک لحظه استراحت، کابینت چوبی را باز کردم، کتاب‌های قدیمی‌ام را زیر و رو کردم و دفتر خاطرات دوران معصومانه‌ی مدرسه‌ام را پیدا کردم که حالا با گذشت زمان فرسوده و لکه‌دار شده بود. هر صفحه را به آرامی ورق می‌زدم، به عکس‌های قدیمی خیره می‌شدم که ناگهان صدای افتادن گل‌های ققنوس را شنیدم و قلبم پر از گردبادی از احساسات شد.

ماه مه از راه رسیده است و رنگ‌ها، عطرها و صداهایی را که مختص روزهای سوزان تابستان است، با خود آورده است. هر کسی، خواسته یا ناخواسته، می‌تواند این جنبه‌های خاص ماه مه را بشنود و احساس کند. اما شاید مسلم باشد که همه به اندازه کافی هوشیار نیستند تا نفیس‌ترین صداها را بشنوند و تشخیص دهند، صداهایی که حتی در یک لحظه گذرا نیز درک آنها دشوار است و با نسیم ملایم همراه هستند: صدای افتادن گل‌های ققنوس.

شکوفه‌های درخت پر زرق و برق در ماه مه، به ماه مه، شور و حرارتی سوزان و سرشار می‌بخشد. خورشید ماه مه طلایی است، آسمان ماه مه آبی شفاف و گسترده. ماه مه، سرود احساسات پرشور است. به نظر می‌رسد که رنگ قرمز درخت پر زرق و برق با خورشید پیوند می‌خورد و آسمان را می‌سوزاند. آن رنگ قرمز همچنین احساس اشتیاق و دلتنگی را در افراد شعله‌ور می‌کند و به خاطرات اجازه می‌دهد تا دوباره در جریانی مداوم زنده شوند.

صدای افتادن گل‌های ققنوس

گل ققنوس به ماه مه، شور و حرارتی آتشین و سرشار می‌بخشد. عکس: اینترنت.

صدای افتادن گل‌های ققنوس بی‌صدا با جیک‌جیک جیرجیرک‌ها در هم می‌آمیزد... آن صدا خاطرات قدیمی زیادی را در من زنده کرد. چه مدت است که چنین لحظه‌ی آهسته و ماندگاری را تجربه نکرده‌ام تا همه چیز را در اطرافم حس کنم؟ در آفتاب سوزان، حتی گلبرگ‌های گل ققنوس هم صاف به نظر می‌رسند. آنها به آرامی، مانند جیک‌جیک یک پرنده، می‌افتند و سپس در حیاط‌ها یا روی چمنزارها پژمرده می‌شوند. گاهی اوقات، وزش باد یا عبور ماشین‌ها جریان‌های چرخشی ایجاد می‌کند و باعث می‌شود گلبرگ‌ها پراکنده شوند.

فصل شکوفه‌های پر زرق و برق درختان آن سال، آخرین فصل زندگی دانشجویی‌ام را به یاد دارم. یک صبح دل‌انگیز اردیبهشتی را با لباس فرم سفید مدرسه‌ام به یاد می‌آورم، دسته‌هایی از شکوفه‌های پر زرق و برق را در دست داشتم و مشتاقانه عکس‌های سال آخر را با معلمان و دوستانم می‌گرفتم. آن لحظات اشک‌آلود، خداحافظی‌های تأثرانگیز، وعده‌های فردا و روزهای دیدار مجدد. همچنین هرگز نمی‌توانم آن خاطره شیطنت‌آمیز اما معصومانه از مراسم فارغ‌التحصیلی کلاس دوازدهم را فراموش کنم، زمانی که از درختی بالا رفتم تا چند شکوفه پر زرق و برق برای تزئین کلاس بچینم، تصادفاً لیز خوردم و افتادم، خوشبختانه فقط دست‌ها و پاهایم خراش برداشت. خاطرات آن فصل امتحانات، آن فصل خداحافظی‌ها، به وضوح به ذهنم می‌آیند...

صدای افتادن گل‌های ققنوس

صدای افتادن گل‌های ققنوس، کشف دوباره روزهای گذشته از طریق نوشته‌های دفتر خاطرات قدیمی، باعث می‌شود تابستان را بیشتر دوست داشته باشم. (تصویر تزئینی: اینترنت)

آن زمان، ما قول‌های زیادی به هم می‌دادیم و هر روز را در کنار هم برای تحقق رویایمان که دانشجوی ادبیات شدن در دانشگاه علوم تربیتی هانوی بود، سپری می‌کردیم. اما بعد، زندگی به من نشان داد که هر قولی کاملاً محقق نمی‌شود. اوایل پاییز، من و دوستم شادی رسیدن به آرزوهای دیرینه‌مان را با هم تقسیم کردیم. در روز ثبت‌نام، دو پسر روستایی ساده‌لوح چمدان‌هایمان را بستیم و با اتوبوس به هانوی رفتیم تا «در شهر خانه اجاره کنیم» و سفر جدیدی را آغاز کنیم. اما بعد، به دلیل شرایط خانوادگی، با وجود تمام تلاش‌هایش، او مجبور شد ترک تحصیل کند و برای کمک به خانواده‌اش به جنوب برود. من در هانوی ماندم و به دوستم قول دادم که سخت درس بخوانم تا رویای مشترکمان برای معلم ادبیات شدن را به واقعیت تبدیل کنم. فارغ‌التحصیل شدم و در هانوی ماندم و کار کردم و از آن زمان، دیگر فرصتی برای ملاقات دوباره با دوست قدیمی‌ام نداشته‌ام.

خاطرات و حسرت تابستان‌های گذشته، مانند رودخانه‌ای در فصل سیل، در زادگاهم جاری می‌شوند. افتادن یک گل ققنوس، جستجوی گذشته از طریق نوشته‌های دفتر خاطرات قدیمی، باعث می‌شود تابستان را بیشتر دوست داشته باشم، گل‌های دوران مدرسه را بیشتر گرامی بدارم و خاطرات و دلتنگی دوستانم را با لباس‌های سفیدشان و شیوه‌ی گوش دادن غیرعمدی اما عمیقاً خاص و حساسم را بیشتر قدر بدانم...

تران ویت هوانگ



منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

خیابان گل نگوین هو چه زمانی برای تت بین نگو ​​(سال اسب) افتتاح می‌شود؟: رونمایی از نمادهای ویژه اسب.
مردم برای سفارش گل ارکیده فالانوپسیس یک ماه زودتر برای عید تت (سال نو قمری) به باغ‌های ارکیده می‌روند.
روستای شکوفه‌های هلو نها نیت در طول تعطیلات تت، مملو از جنب و جوش و فعالیت است.
سرعت تکان‌دهنده‌ی دین باک تنها ۰.۰۱ ثانیه از استاندارد «برتر» در اروپا کمتر است.

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

چهاردهمین کنگره ملی - نقطه عطفی ویژه در مسیر توسعه.

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول