Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

وطن زبان مادری است(*)

روزنامه تای نگوین با احترام صفحه شعر ویژه‌ای را به مناسبت هشتادمین سالگرد انقلاب آگوست و روز ملی (۲ سپتامبر) - نقطه عطفی تاریخی که تصویر ویتنام امروز را شکل داده است - به خوانندگان خود تقدیم می‌کند.

Báo Thái NguyênBáo Thái Nguyên31/08/2025

نگوین ویت چین

وطن زبان مادری ماست

وطن زبان مادری است

لالایی از گهواره

در گذر از سختی‌های سال‌ها

آنها ما را بزرگ کردند تا به آنچه هستیم تبدیل شویم.

وطن، ابری سپید است.

در بالای رشته کوه وسیع ترونگ سون

خیلی از پسرها افتادند.

باشد که میهن ما تا ابد پایدار بماند.

وطن، گیاه برنج است.

نه فصل طلایی ترانه‌های فولکلور

مثل هیکل یک دختر روستایی

به فصل رویایی دلخوشیم

وطن باد است.

بر فراز قله‌ی وی شوین

در خون قرمز می‌تپد

قهرمانان بی‌نام

وطن، امواج شور است.

بر آب‌های متلاطم دریای شرق

هوانگ سا سندز کینه به دل دارد.

جزایر ترونگ سا در قلب ما حک شده‌اند.

وطن صدای جوانان است.

املا در کوه‌های مرتفع

در پی بارش‌های سیل‌آسا و سیلاب‌های ناگهانی

شعر کودکانه چشم قرمز

وطن ترانه‌ای است

جاری بر رودخانه‌های سرزمینم

آهنگ های محلی Quan Ho و آهنگ های محلی Vi Dam

سرزمین باستانی در دوردست‌ها طنین‌انداز می‌شود.

وطن زبان مادری است

از میان طوفان‌ها و گردبادهای بی‌شمار

آتش‌های گرم بی‌شماری روشن کنید

در میان رشته کوه ها و رودخانه های بی پایان.

لا تی تونگ

همراه شدن با زمان

زادگاه من در کنار رودخانه واقع شده است.

به سوی سپیده دم بیداری

هر قطره گل و لای، زمین را غنی می‌کند.

پایه و اساسی که اجداد ما بنا نهادند، به زمان‌های بسیار قدیم برمی‌گردد.

حومه شهر تا افق امتداد دارد.

جایی که تپه‌های چای بی‌پایان امتداد دارند

جایی که شالیزارها پر از غله هستند.

ابرهای طلایی بال‌هایشان را گشودند و پرواز کردند.

سایه فیل، رنگی باشکوه و عمیق به رنگ آبی-بنفش است.

حومه شهر تابستان و زمستان را پشت سر می‌گذارد.

طوفان‌های زیادی را پشت سر گذاشته است

در حال عبور از پاییز ، با پرچم‌های سرخ درخشنده .

ستاره ویت باک ، باد نگان

حومه شهر در طول زمان پابرجا مانده است.

از افسانه‌ها و قصه‌های پریان سرزمین‌های بی‌شمار

هنوز پر از شور و حال جوانی.

از خانه‌های سنتی چوبی گرفته تا آسمان‌خراش‌های سر به فلک کشیده.

روستایی آمیخته با افسانه‌ها

صدای ریتمیک چنگ طنین انداز می شود.

رودخانه کائو به خودی خود خنک و زلال باقی می‌ماند.

منطقه سین کیانگ مملو از عطر معطر چای است.

طبیعت با اولین قدمی که به زمین می‌گذارید آغاز می‌شود.

جاده به سمت افق باز می‌شود.

وو سا ها

نقطه عطف ۱۰۸

اینجا جایی نیست که قهرمانان از گوشه و کنار سرزمین در کوه لیانگشان جمع شوند.

این قطعاً اطلاعات تماس وینافون نیست.

شماره زمان

اثر قرن بیستم

۱۹۴۱

بهار

کمون ترونگ ها، ناحیه ها کوانگ، استان کائو بانگ

ما باید نام یک مکان را به خاطر بسپاریم.

۳۰ سال پیش

۱۹۱۱ میلادی.

اتصال این دو نقطه کمی بیش از دو هزار کیلومتر است.

و با این حال 30 سال طول کشید.

نقطه عطف ۱۰۸!

من در روح سنگ غوطه‌ورم.

کوه‌های سرزمین من هرگز در برابر بادهای سرد مرزی نلرزیده‌اند.

آسمان صاف است، مثل چشم یک کودک.

کدام تکه زمین شاهد اشک‌های رئیس جمهور هوشی مین بود؟

رویای شکوفه‌های هلو، صورتی روشن، جذابیت یک دختر جوان.

من گیج و مبهوت در مورد او فکر می‌کردم.

۱۰۸

چه کسی می‌تواند تعداد قدم‌هایی را که او برای رسیدن به اینجا برداشته بشمارد؟

چه کسی می‌تواند تعداد قدم‌هایی را که او از این مکان تا روز اعلام استقلال برداشته است، بشمارد؟

پک بو مقدس است.

مه مرموز

تاریخ، سفری است که با ردپاهایی رقم می‌خورد که روح ملت ما را در خود جای داده‌اند.

قدم‌های من

کوچک و نحیف…

۱۰۸

وقتی لب‌های او سرزمین اجدادی را لمس کرد، تمام ملت دگرگون شد.

از آن زمان تا به حال، جنگل سبز باقی مانده است.

بادهای تاریخ، دنیای جدیدی را زیر و رو کرده‌اند.

به کوه‌ها نگاه کردم.

سرم را پایین انداختم و به خودم نگاه کردم.

ای سرزمین مادری من!

هنوز هم اشعار استاد در ذهنم طنین انداز است:

ساختن یک ملت با دو دست (*) !

(*) سطری از شعر «پک بو باشکوه» اثر رئیس جمهور هوشی مین .

LU MAI

نمای تپه

چراغ مه شکن را باز کنید.

می‌بینم که ابرها از حرکت ایستاده‌اند.

چون لب‌های آن شخص لبخند را فراموش کرده بود.

با هر قدم، کوه خم می‌شود و شعله‌ای می‌افروزد.

انگشتان نرم، کاشی‌های خزه گرفته‌ی سقف را می‌چینند.

آهنگ محلی موئونگ هنوز از صخره‌ها طنین‌انداز است.

آن سوی روستای قدیمی

بامبوی عاجی رنگ که با تور بسته شده، زمان

با جویباری روبرو شدن، و گلدوزی کردن یک لباس.

چشمانی که باران سیل‌آسای جنگل، بیش از پیش آنها را پوشانده است.

درناها در طول فصل سوزان پرواز می‌کنند.

گنگ در میان رویای یک غریبه از هم می‌پاشد.

اولین باری که یخ یاد گرفت به خاطر بیاورد

علف‌ها دور هر ردپا می‌چرخند.

دود تند آشپزخانه، گرسنگی، یک لالایی.

باد دروازه را باز کرد و گل‌های وحشی از خجالت سرخ شدند.

خواب خاکستری درون گلدان چوبی

عطر دل‌انگیزی از دامنه‌ی تپه به مشام می‌رسید.

پونگ تی هونگ لی

فیا بیوک

                      

تعظیم در برابر درخت کهنسال

من دوست دارم امروز را در جنگل بمانم.

درختانی که به صورت پلکانی در هم تنیده شده اند

در آغوش آبی بی‌کران

به ضربان قلب جنگل مقدس گوش دهید.

از شیره‌ی زمزمه‌گر برگ‌های لطیف.

جوانه‌ها آنقدر معطرند که به خورشید می‌رسند.

پرنده آبی آواز خواند.

آواز می‌خوانی تا وقتی که نوشیدن را فراموش کنی

بگذار صدای آوازت در ابرها شناور شود.

ابرها به آرامی از کنارمان می‌گذرند.

در مورد صبح‌های زود و شب‌های دیرهنگام در روستا

بافنده‌ای در حال بافتن پارچه‌های زربفت در مزرعه.

من امروز درخواست سرپناه در جنگل دارم.

در باران سیل آسا

حتی اگر نتوانم کوه را در آغوش بگیرم.

اما قلب من پر از Phja Bjoóc است...

هنرهای رزمی سلطنتی

گل نیلوفر آبی در جزیره کلرادو

گوشه خیابان کوچک

مانند میوه مربع شکل ترمینالیا کاتاپا در بالای جزیره

او از دل میوه خرمالو بیرون آمد.

بال‌های سفید به آرامی در برابر امواج تاب می‌خورند

صدای گیتار، مهتاب که درخشش طلایی رنگی داشت.

تا نیمه روی سطح آب پاشیده شده است

جزیره وسیع و نیمه غرق شده کان کو

پسرها روی برج مراقبت، در میان ابرهای سرگردان

وطن در نفس من

سینه شنی

دوازده فاتوم مواج

رنگ درخت، گونه‌های آفتاب صبحگاهی را می‌پژمرد.

نیلوفر آبی وست لیک

شکوفه‌های معطر بر شانه‌های سرباز شکفته بودند.

منبع: https://baothainguyen.vn/van-hoa/202508/to-quoc-la-tieng-me-1bf1a06/


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
لذت خواندن.

لذت خواندن.

معدنچیان آواز می‌خوانند

معدنچیان آواز می‌خوانند

گل‌ها به روشنی شکوفا می‌شوند.

گل‌ها به روشنی شکوفا می‌شوند.