نویسنده در کمون مین هونگ کار میکرد، جایی که در سال ۲۰۱۷ یک گردباد رخ داد.
خبرنگار «۴ در ۱»
«این ایستگاه رادیو و تلویزیون منطقه بو دانگ است. از شهر دوک فونگ با فرکانس ۱۰۲ مگاهرتز پخش میشود.» این اطلاعیه ۲۱ سال و ۶ ماه است که با من مانده است. اولین روز کارم در ایستگاه منطقه را با نگرانی به یاد دارم. نشسته بودم و گزارشهای خبری را میخواندم که در آن زمان فقط گزارشهای دستنویس روی کاغذ A4 و خلاصههایی از روزنامه بین فوک بودند. در آن زمان، بین فوک فقط روزنامههای چاپی داشت، نه روزنامههای آنلاین مانند امروز.
بعد از بیش از یک هفته آشنایی، به من وظیفه ضبط اولین برنامه خبریام برای ایستگاه رادیویی منطقه داده شد. در کمال تعجب، درست بعد از آن برنامه، مدیر وقت ایستگاه، آقای ترین دین تیو، تصمیم گرفت مرا برای ضبط برنامه «جوانههای جوان» منتقل کند و دلیلش را این گذاشت که «صدای من خیلی بچهگانه است» و برای یک برنامه تفسیر سیاسی مناسب نیست...
برخلاف انتظاراتم، کار در ایستگاه رادیویی منطقه به من این امکان را داد تا علاقهام را دنبال کنم: انتقال و پخش مؤثر محتوای خبری و پیامها به عموم.
وقتی در این حرفه باتجربهتر شدم، به یک گزارشگر «چهار نفره» برای این ایستگاه تبدیل شدم و به عنوان گزارشگر، سردبیر، گوینده و تکنسین تجهیزات خدمت میکردم. این به آن معنی بود که باید در هر مرحله، از جمعآوری اطلاعات، ویرایش، ضبط، رسیدگی به مسائل فنی و نهایی کردن برنامه قبل از پخش، حضور داشتم.
نویسنده این مستند را در سیامین روز سال نو قمری در کمون تونگ نات فیلمبرداری کرده است.
ایستگاه رادیویی منطقه کارکنان کمی دارد، بنابراین من باید مسئولیتهای زیادی را بر عهده بگیرم. بخشی از این احتمالاً به این دلیل است که من به این کار بسیار علاقه دارم. علاوه بر این، من به طور فعال در بسیاری از برنامههای رادیویی زنده مانند کنگره حزب منطقه یا جلسات شورای خلق در تمام سطوح منطقه شرکت میکنم... یک بار، آقای نگوین آنه هوانگ، رئیس وقت کمیته خلق منطقه، پس از پرسیدن درباره وضعیت کاری من و اطلاع از اینکه به ندرت مرخصی دارم، بسیار درک کرد و بار را با همکارانش تقسیم کرد.
منطقه بو دانگ وسیع است و شامل ۱۶ بخش و شهر میشود که بخش دانگ ها دورترین بخش آن است و تقریباً ۵۵ کیلومتر از مرکز منطقه فاصله دارد. برای ارائه اطلاعات دقیق و واضح از مردم عادی، مجبور بودم مسافتهای طولانی را طی کنم تا به بسیاری از بخشهای دورافتاده و منزوی برسم. یادم میآید یک بار به من ماموریت داده شد تا در بخش دانگ ها اخبار جمعآوری کنم. بعد از ساعت ۱۱ شب، در حالی که تجهیزات و کابلهای روشنایی را با خود حمل میکردم، به دفتر برگشتم. تجهیزات را در حالی که خسته و ترسیده بودم، در زیر باران شدید به بالای تپه تا ایستگاه بردم، اما برنامه رادیویی صبح روز بعد باید قبل از پخش به پایان میرسید. با تمام شجاعتم، ماندم تا کارم را تمام کنم و ساعت ۲ بامداد بود. در آن لحظه، دروازه اصلی ایستگاه منطقه توسط یک درخت افتاده مسدود شده بود، بنابراین مجبور شدم از ورودی کناری عبور کنم. اما در نیمه راه تپه، یک درخت اکالیپتوس از ریشه کنده شد و جلوی ماشینم افتاد. با تلو تلو خوردن و افتادنهای مکرر، بالاخره درست قبل از طلوع آفتاب به خانه رسیدم. خاطرهای که هنوز هم هر وقت به یادش میافتم، اشک در چشمانم حلقه میزند.
وضعیت اسفناک خبرنگاران زن
اغلب گفته میشود که بارداری برای زنان دوران سختی است. در این دوره، آنها باید بسیار محتاط باشند و کارهای سبک و مناسبی را انتخاب کنند تا ایمنی مادر و جنین تضمین شود. با این حال، برای خبرنگاران زن، این روزها حتی خاصتر است زیرا آنها باید سلامت مادر و فرزند را کنترل کنند و در عین حال در مکانهای مختلف نیز کار کنند.
فرزندم فقط چهار ماه داشت که تشویق شدم برای حمایت از آژانس، به خصوص در دوران همهگیری کووید-۱۹، زودتر به سر کار برگردم. فرزندم را پیش شخص دیگری گذاشتم و وظایفم را به عهده گرفتم و به تنهایی کار کردم، با پشتکار دوربین فیلمبرداری، میکروفون و ضبط صوت را برای مصاحبهها به کار گرفتم و دوربینی را برای عکس گرفتن به گردنم انداختم. تنها کاری که باید انجام میدادم تمرکز شدید بر جمعآوری اطلاعات و مطالب لازم برای کارم و انتشار اطلاعات در مورد پیشگیری و کنترل همهگیری بود. پس از بازگشت به دفتر، در جنبههای فنی پخش اخبار ظهر در رادیو و تلویزیون و روزنامه بین فوک (BPTV) کمک کردم و مقالات خبری را برای برنامه رادیویی روز نوشتم که سپس در اوایل بعد از ظهر برای گزارش کنفرانسها یا سفرهای میدانی از آنها استفاده میکردم.
یک بار، وقتی فرزندم بیمار بود، پرستار بچه آنقدر نگران شد که با من تماس گرفت. اما چون من در یک ماموریت مهم بودم، جرات نمیکردم چیزی بنویسم مگر اینکه مستقیماً آن را بشنوم، بنابراین از او خواستم کمی بیشتر از فرزندم مراقبت کند. وقتی کارش تمام شد و با عجله برگشت، فرزندم از کم آبی بدن از حال رفته بود. آن بار، او از من خیلی عصبانی بود که وقتی فرزندم بیمار بود به خانه نمیآمدم.
با مادری که روزنامهنگار است، جشن گرفتن شب سال نو با خانواده و بردن بچهها به اولین روز سال تحصیلی جدید یک لذت بود. و برای من، چیزی بود که هرگز نتوانستم تجربه کنم.
سخت نیستند . دلسرد
در چارچوب عصر فناوری نسل چهارم، رسانهها با روندهای توسعه آینده در حال تغییر هستند تا با کاربردهای فناوری دیجیتال همگام شوند. ما که در این حرفه هستیم، باید خود را با این تغییرات وفق دهیم تا وظایف خود را به خوبی انجام دهیم. به عنوان مثال، وقتی رویدادهایی صبح در منطقه رخ میدهد، من باید برای ایستگاه رادیویی منطقه، سایت خبری آنلاین منطقه و سایر رسانههای استان، اخبار بنویسم و مقالاتی را ارسال کنم. هر همکاری نیاز به روش متفاوتی برای ارائه اخبار و مقالات دارد. طبیعتاً، من باید با سبکهای مختلفی بنویسم تا با هر کدام مطابقت داشته باشد. رادیو به جلوههای صوتی نیاز دارد؛ روزنامههای چاپی و آنلاین به عکس نیاز دارند؛ تلویزیون به تصاویر واضح نیاز دارد... و مواقعی بوده که به دلیل ارسال مقالات با فرمت اشتباه، توبیخ شدهام.
نویسنده (وسط) و همکارانش در حال لذت بردن از غذاهای سریع در رویداد «صدای هاون برای همیشه در روستای بوم بو طنینانداز است»، دسامبر ۲۰۲۴.
بدون آموزش حرفهای منظم، برای انجام خوب وظایفم، همیشه باید از تجربیات همکارانم بیاموزم تا دانش، مهارت و تجربه زندگی بیشتری کسب کنم. علاوه بر این، همیشه باید در ارتباط نزدیک با مردم عادی باشم و روابط نزدیکی با مقامات محلی، سازمانهای دولتی و مردم منطقه برقرار کنم تا کارم را تسهیل کنم.
با وجود مشکلات، من همیشه به کارم افتخار میکنم. هر بار که میبینم مقالات مشترکم در BPTV و سایر روزنامهها منتشر یا پخش میشوند، احساس شادی و هیجان میکنم. در سکوت به خودم یادآوری میکنم که بیشتر تلاش کنم تا مقالات خبری با کیفیتتری تولید کنم که توجه عموم را جلب کند. این همچنین انگیزهای برای من است تا بیشتر سفر کنم، بیشتر بنویسم و مقالات جالبتر، مرتبطتر و معنادارتری بنویسم که به طور صادقانه تمام جنبههای زندگی را منعکس کنند.
در طول بیش از ۲۱ سال خدمت، در تعطیلات و جشنوارهها، زمانی که همه در حال استراحت و لذت بردن از خود هستند، من مجبورم با شدت بسیار بیشتری نسبت به معمول کار کنم. اما مهمتر از همه، با عشق و علاقهای که به حرفهام دارم، به شغلی که «من را انتخاب کرده» متعهد و وفادار میمانم.
منبع: https://baobinhphuoc.com.vn/news/636/173625/toi-yeu-nghe-da-chon-toi






نظر (0)