Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

میوه‌های وحشی زادگاهم

امروزه میوه‌ها فراوان و ارزان هستند، بنابراین هر کسی می‌تواند آنها را برای فرزندان و نوه‌هایش بخرد تا بخورند و بچه‌ها دیگر مجبور نیستند مانند گذشته آرزوی خوردن آنها را داشته باشند. اما نسل ما، در جستجوی میان وعده‌ها، از کاوش، دویدن، پریدن و بالا رفتن لذت می‌برد. اگرچه خطراتی وجود داشت، اما به طور کلی ورزش زیادی بود که ما را سالم و چابک می‌کرد.

Báo Sài Gòn Giải phóngBáo Sài Gòn Giải phóng04/01/2026

زادگاه کوچک و باریک من در جزیره آن هوآ (استان وین لونگ ) به دو منطقه تقسیم شده است: بخش بالایی، از لوک توآن تا وانگ کوای، فو وانگ، فو توآن و چائو هونگ، در تمام طول سال آب شیرین دارد، بنابراین مملو از درختان میوه مانند رامبوتان، انبه، لونگان و آلو است؛ در حالی که منطقه از دین ترونگ تا دای هوآ لوک، تان تری، توآ دوک و توی توآن، نزدیک به دریا است و شش ماه آب شور و شش ماه آب شیرین دارد و همین امر باعث کمبود درختان میوه می‌شود. خانه پدربزرگ و مادربزرگ پدری من در تان تری و خانه پدربزرگ و مادربزرگ مادری من در دای هوآ لوک است، بنابراین به جز درختان نارگیل و نخل نارگیل، به سختی میوه دیگری وجود دارد. بنابراین، حتی اکنون، به یاد من، میوه‌های زادگاه من بیشتر توت‌های وحشی هستند.

اول، سیب کاستارد است که به نام مایونگ کایو (به زبان محلی "مانگ چا") شناخته می‌شود. سیب‌های کاستارد به صورت وحشی و به وفور در امتداد کانال‌ها، لبه‌های برکه‌ها و نزدیک شالیزارها می‌رویند... به محض اینکه روی درخت ظاهر می‌شوند، میوه می‌دهند. هیچ‌کس به آنها توجه زیادی نمی‌کند تا زمانی که روی درخت به رنگ زرد طلایی برسند، سپس ما بچه‌ها آنها را می‌چینیم، در شیشه برنج پنهان می‌کنیم تا قبل از خوردن بیشتر برسند.

گاهی اوقات، آنها حتی زحمت غذا خوردن را به خود نمی‌دادند، فقط از عطر لطیف و غنی که در ظرف برنج نفوذ کرده و به هر تکه پوست چسبیده بود، لذت می‌بردند... میوه ستاره‌ای دانه‌های زیادی داشت، طعمی ترش، و گاهی حتی کمی تلخ. به هر حال، وقتی بزرگسالان نبودند، بچه‌ها میوه ستاره‌ای را با کمی شکر له می‌کردند و آن را به یک وعده غذایی خوشمزه تبدیل می‌کردند، زیرا آن ترشی، در ترکیب با شکر، بسیار شیرین و معطر می‌شد! بعداً، اضافه کردن یخ آن را حتی خوشمزه‌تر هم می‌کرد!

کدو حلوایی بطری‌ای در تمام طول سال موجود است، اما درخت اقاقیا فقط در فصل خشک رشد می‌کند. اقاقیا درختی بزرگ و چوبی با برگ‌های بیضی شکل، تنه خاردار و میوه‌های رسیده به رنگ صورتی مایل به قرمز با گوشتی شیرین و گاهی کمی گس است. در آن زمان، کودکان کمبود غذا داشتند، بنابراین اغلب برای چیدن میوه از درختان اقاقیا بالا می‌رفتند - درختان اقاقیای شیرین که سال به سال از آنها بالا می‌رفتند، خارهایشان ساییده می‌شد.

بسیاری از کوهنوردان ماهر، میوه‌های بزرگ و ترک‌خورده‌ای را که ما آنها را «اقاقیای غول‌پیکر» می‌نامیدیم، می‌چیدند. کسانی که نمی‌توانستند بالا بروند، از چوب‌های بامبو برای چیدن آنها استفاده می‌کردند. پس از آن، تمام گروه زیر سایه خنک درخت می‌نشستند و از هر تکه خوشمزه میوه اقاقیا لذت می‌بردند... گاهی اوقات، پس از چیدن آنها، آنها را به هم می‌بستیم و دور کمرمان می‌بستیم تا... دستاوردمان را به یکدیگر نشان دهیم!

قبل از اینکه بفهمم، فصل بارندگی از راه رسید و سال تحصیلی تقریباً تمام شده بود. در امتداد جاده شنی روستایی که با ردیف‌های متراکمی از درختان انجیر پوشیده شده بود، قدم می‌زدم. درختان انجیر عمر طولانی دارند و بسیار کند رشد می‌کنند؛ به نظر می‌رسید برخی از درختان بیش از یک دهه بدون هیچ رشدی رشد می‌کنند (بعدها با خواندن روزنامه فهمیدم که درختان انجیر باستانی در دونگ لام، هانوی، بیش از هزار سال قدمت دارند و اینجا جایی است که نگو کویون قبل از شکست دادن ارتش هان جنوبی، فیل خود را بست).

میوه‌های کوچک، رسیده و زرد روشنِ دوئوی، به اندازه‌ی یک انگشت، برای بچه‌ها سورپرایزی لذت‌بخش بودند. خانه‌ی پدربزرگ و مادربزرگ مادری‌ام هم درختان دوئوی زیادی داشت که به عنوان پرچین کاشته شده بودند. هر سال، من میوه‌های رسیده‌ی دوئوی می‌خوردم، بنابراین هر درخت را از حفظ می‌شناختم: بعضی از آنها میوه‌های ریز و تیره رنگ اما بسیار شیرین داشتند؛ بعضی دیگر پر از میوه بودند و کل درخت را زرد می‌کردند، اما فقط پرندگان آنها را می‌خوردند زیرا میوه‌ها کوچک و بی‌مزه بودند؛ و بعضی میوه‌های بزرگ و شیرین داشتند اما بسیار کم بودند... بعدها، وقتی به زادگاهم برگشتم و آن درختان دوئوی را دیدم، انگار مادربزرگم را دیدم که جایی جمع شده و برگ‌ها را جارو می‌کند و قلبم پر از حسرت می‌شد...

گذشته از این، درختان گواوا، حرا و نارگیل آبی به صورت وحشی در همه جا رشد می‌کردند. بعد از مدرسه، بچه‌ها برای چیدن میوه‌ها پرسه می‌زدند و گاهی اوقات توسط بزرگسالان به خاطر «مزاحمت ایجاد کردن در محله» سرزنش می‌شدند، اما چه کسی می‌دانست که در آن سن، هوس انواع غذاها را می‌کردند و خانواده‌هایشان فقیر بودند، بنابراین به سختی چیزی برای خوردن وجود داشت... اکنون، میوه‌های زیادی وجود دارد و ارزان هستند، همه می‌توانند آنها را برای فرزندانشان بخرند، بنابراین بچه‌ها دیگر مجبور نیستند مانند ما حسرت بخورند. اما نسل ما، در جستجوی تنقلات، عاشق کاوش ، دویدن، پریدن و بالا رفتن بود و اگرچه خطراتی وجود داشت، اما به طور کلی ورزش زیادی بود که ما را سالم و چابک می‌کرد.

منبع: https://www.sggp.org.vn/trai-dai-que-nha-post831887.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

خیابان گل نگوین هو چه زمانی برای تت بین نگو ​​(سال اسب) افتتاح می‌شود؟: رونمایی از نمادهای ویژه اسب.
مردم برای سفارش گل ارکیده فالانوپسیس یک ماه زودتر برای عید تت (سال نو قمری) به باغ‌های ارکیده می‌روند.
روستای شکوفه‌های هلو نها نیت در طول تعطیلات تت، مملو از جنب و جوش و فعالیت است.
سرعت تکان‌دهنده‌ی دین باک تنها ۰.۰۱ ثانیه از استاندارد «برتر» در اروپا کمتر است.

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

چهاردهمین کنگره ملی - نقطه عطفی ویژه در مسیر توسعه.

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول