Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

زندگی‌ای که زیر بارِ وزنِ... قراضه‌های آهن است.

Báo Thừa Thiên HuếBáo Thừa Thiên Huế02/08/2023


باران و آفتاب پایدار

در گرمای سوزان ظهر تابستان، به زنی برخوردم که با جمع‌آوری ضایعات فلزی امرار معاش می‌کرد و در خیابان شوان ۶۸ استراحت می‌کرد. با شروع مکالمه، فهمیدم که او تران تی شوان هانگ از منطقه ۴، هونگ سو وارد (شهر هوئه ) است. او با شمارش سنش گفت: «من در سال ۱۹۶۴ متولد شده‌ام و بیش از ۴۰ سال سابقه در تجارت ضایعات فلزی دارم.» او در ۱۹ سالگی ازدواج کرد؛ شوهرش کشاورزی با درآمد ناپایدار بود. او جمع‌آوری ضایعات فلزی را به عنوان نقطه شروع خود انتخاب کرد. با حدود ۱ میلیون دونگ در جیبش، می‌توانست با اطمینان در سراسر محله فریاد بزند: «کسی ضایعات فلزی می‌خواهد؟»

او گفت در روزهای اولیه کارش، که با گاری برای جمع‌آوری ضایعات فلزی کار می‌کرد، هم خجالت می‌کشید و هم شرمنده بود. شب‌ها دست و پایش درد می‌کرد و مرتباً به دلیل قرار گرفتن در معرض باران و آفتاب دچار سرماخوردگی و تب می‌شد. مواقعی بود که به دلیل ندانستن نحوه دسته‌بندی ضایعات فلزی و خرید آنها با قیمت نامناسب، پول از دست می‌داد... اما در تمام این سال‌ها، او جرات نکرده است که یک روز را برای جمع‌آوری ضایعات مرخصی بگیرد، زیرا تمام خانواده‌اش به درآمد او وابسته هستند. باید اعتراف کرد که خانم هانگ در امرار معاش خود سرمایه‌گذاری کرده است. در ابتدا، او یک جفت تیرک خرید، بعداً به یک سه‌چرخه و سپس به یک ریکشا روی آورد، اما در نهایت، دوچرخه آخرین راه حل او باقی مانده است زیرا می‌تواند به راحتی حتی به دورافتاده‌ترین کوچه‌ها و خیابان‌ها نیز برسد.

خانم تران تی توی از بخش توی چائو (شهر هونگ توی) که نزدیک به ۵۰ سال سن دارد، اگرچه از خانم هانگ جوان‌تر است، اما او نیز بیش از ۳۰ سال است که در این حرفه فعالیت می‌کند. او با لبخندی غمگین تعریف می‌کرد: «مادرم هم در تجارت ضایعات فلزی کار می‌کرد، بنابراین من در ۱۸ سالگی راه او را دنبال کردم. هر وقت بیرون می‌روم، همیشه لباس محافظ و دستکش‌های ضخیم می‌پوشم و تمام روز صورتم را می‌پوشانم تا با شغلم هماهنگ باشم. گاهی اوقات حتی خودم را یک زن نمی‌دانم زیرا هرگز آرایش نمی‌کنم، بنابراین پیدا کردن شوهر برایم دشوار بود. حالا، در این سن، عروسی‌ها و مراسم تشییع جنازه‌های زیادی در زادگاهم برگزار می‌شود. هر بار که کسی مرا دعوت می‌کند، قلبم تند می‌زند؛ به ندرت می‌روم. چون باید لباس‌هایم را آماده کنم و آرایش کنم و نمی‌توانم تمام سال لباس جدیدی بخرم.»

زنانی که قراضه جمع‌آوری می‌کنند معمولاً میانسال هستند، اما برخی حتی مادربزرگ هم هستند. هر کدام داستان غم‌انگیزی دارند. آنها هر روز 30 تا 40 کیلومتر برای جمع‌آوری قراضه سفر می‌کنند. به گفته خودشان، برای یافتن مقدار زیادی قراضه باید مسافت زیادی را طی کنند. آنها نمی‌توانند در یک مکان بمانند زیرا مردم همیشه قراضه برای فروش ندارند. بزرگترین نگرانی آنها فصل بارندگی است، زمانی که صاحبان خانه تمایلی به جابجایی وسایل خود ندارند و تجارت قراضه کساد می‌شود... استراحت ناهار آنها حدود ده دقیقه طول می‌کشد که در طی آن یک وعده غذایی 15000 دانگ ویتنامی می‌خورند و برای فرار از آفتاب روی چرخ دستی‌های خود یا زیر درختی استراحت می‌کنند.

خطر در کمین است

این گاری سه چرخ هم به عنوان وسیله‌ای برای جمع‌آوری ضایعات فلزی و هم به عنوان مکانی برای استراحت زنان عمل می‌کند. مانند خانم هو و خانم هان که معمولاً هر روز گاری‌های خود را در منطقه ترونگ آن پارک می‌کنند، آنها هنوز فرزندان خود را با این گاری‌های جمع‌آوری ضایعات فلزی همراه خود می‌آورند. بچه‌ها خیلی کوچک هستند که نمی‌توانند سختی‌های امرار معاش را زیر آفتاب و باران در کنار مادرانشان تحمل کنند. گاهی اوقات، ضایعات فلزی به اسباب‌بازی‌های جدیدی در دست آنها تبدیل می‌شود. اکثر افراد در این حرفه درآمد کمی دارند و با دست خالی زندگی می‌کنند. آنها ممکن است روزانه بین ۵۰۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰۰ دونگ درآمد داشته باشند، اما بعضی روزها اصلاً هیچ درآمدی ندارند. این بدان معناست که آنها هیچ درآمدی برای پوشش هزینه‌های خود ندارند. با وجود کار خستگی‌ناپذیر در تمام طول روز، وقتی بسیاری از زنان فاش کردند که درآمد ماهانه آنها از ۵ میلیون دونگ تجاوز نمی‌کند، کاملاً شگفت‌زده شدم. بنابراین، روزهایی که ضایعات فلزی زیادی می‌خرند، با زود رفتن به خانه برای بازی با فرزندانشان به خود پاداش می‌دهند.

خانم دو مای آنه که برای امرار معاش از روستا به شهر نقل مکان کرده بود، با دوچرخه‌سواری در خیابان‌های شلوغ و حمل ضایعات فلزی، استرس قابل توجهی را متحمل شد. او با یادآوری خاطراتش، لرزید: «حدود 30 کیلوگرم بار حمل می‌کردم و مدام زمین می‌خوردم. هنگام عبور از جاده با ضایعات فلزی حجیم روی دوچرخه‌ام، نمی‌توانستم دستم را برای علامت دادن بالا ببرم. ضایعات فلزی دست و پا گیر بودند، بنابراین اغلب تصادف می‌کردم؛ خوشبختانه، نمی‌مردم.» ناگفته نماند که او اغلب از قطعات تیز فلز و شیشه دچار بریدگی و خونریزی در دست‌ها و پاهایش می‌شد. خانم آنه که از جوانی ضایعات فلزی جمع‌آوری می‌کرد، با انواع و اقسام افراد، از جمله پیرمردی که او را آزار می‌داد، مواجه شده است. او از تجربه آموخته است: «هر وقت مردی از من می‌خواهد که برای تمیز کردن قوطی‌های آبجو به خانه‌اش بروم، از او می‌خواهم که آنها را به بیرون ببرد، نه اینکه به داخل برود و آنها را بردارد. من باید از خودم مراقبت کنم.» در حال حاضر هیچ سیاستی برای محافظت از جمع‌آوری‌کنندگان ضایعات فلزی وجود ندارد. برای بسیاری از زنان، این حرفه مناسبی است، زیرا کنار کشیدن از کار به معنای نداشتن درآمد و نداشتن حقوق بازنشستگی است تا در هنگام خستگی بتوانند استراحت کنند.

«وقتی عرق خشک می‌شود، پول از دست رفته است؛ اگر بیمار شوی، محکوم به فنا هستی، خدای من!» فریادهای زنان مرا تسخیر کرد، زیرا آنها نان‌آوران اصلی خانواده‌هایشان هستند. وقتی از خانم نگوین تی می، اهل بخش آن هوآ، در مورد آرزوهایشان در حرفه‌شان پرسیدم، گفت: «می‌خواهم تحت پوشش بیمه اجتماعی و بیمه سلامت باشم، در حین کار از حقوقم محافظت شود، یا صرفاً از جامعه احترام و قدردانی دریافت کنم.» او افزود: «بزرگترین غم برای جمع‌آوری‌کنندگان ضایعات، تحقیر ناشی از نگاه‌های تحقیرآمیز همسایگان است... و درد دل آزار و اذیت و قلدری صاحب‌خانه‌هایی که به دلیل حضور جمع‌آوری‌کنندگان ضایعات، مشکوک به سرقت هستند.»

خانم هانگ با ناراحتی گفت: «در این عصر دیجیتال ، حتی خرید قراضه آهن هم نیاز به به‌روزرسانی و ارتباط با صاحبان خانه دارد، اما ما آنقدر فقیر هستیم که تعداد کمی از مردم تلفن هوشمند دارند؛ در بهترین حالت، آنها تلفن‌های «آجری» اولیه دارند، بنابراین ما نمی‌توانیم با بسیاری از سفارش‌ها ارتباط برقرار کنیم.»

هر فردی شرایط و سختی‌های خاص خود را دارد، اما همچنان ایمان و امید را گرامی می‌دارد و با کار صادقانه خود از خانواده‌هایشان حمایت می‌کند و تضمین می‌کند که فرزندانشان آموزش مناسب دریافت کنند. من این را وقتی فهمیدم که داستان خانم توی را شنیدم، که دخترش بورسیه تحصیلی دریافت کرده و در چین در حال تحصیل است... چهره مادر بیچاره وقتی درباره دخترش صحبت می‌کرد، روشن شد و این نیز هدف زندگی بسیاری از زنانی است که با وجود تلاش برای امرار معاش، هرگز تسلیم نمی‌شوند.



منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
خانواده، ها؟

خانواده، ها؟

جوانی من ❤

جوانی من ❤

قطار بهاری

قطار بهاری