اعضای باشگاه والیبال تفریحی محله A غرق در تمرین بودند که آقای خنگ وارد شد و گفت: «شما امروز اینقدر زود تمرین میکنید؟ و آقای هویین حتی وقتی از آنجا رد شد به من زنگ نزد تا همه ما بتوانیم به او ملحق شویم.»
آقای هوین، رئیس باشگاه، با شنیدن نام آقای خانگ، پاسخ داد: «وقتی از آنجا رد میشدم، قصد داشتم او را صدا بزنم، اما دیدم که غرق در پیامک دادن با تلفن همراهش است، بنابراین نخواستم حواسش را پرت کنم.» خانم لان، داوطلب سابق جوانان زن و عضو بنیانگذار باشگاه، اضافه کرد:
- خدای من، او در فیسبوک و زالو پست میگذارد، به کسی پیام نمیدهد. و من متوجه شدهام که اخیراً، آقای خنگ چیزهای منفی زیادی را به صورت آنلاین پست میکند. اگر او به این طرز فکر ادامه دهد، در دراز مدت برایش خوب نخواهد بود، زیرا او همه چیز را در سایههای خاکستری خواهد دید!
- من چی نوشتم که میگی منفیه یا مشکل داره؟
| تصویر نمایشی / tuyengiao.vn |
- نوشتی اما یادت نیست؟ فقط یک مثال ساده برایت میزنم: در طول سی و دومین دوره بازیهای SEA، دهها مقاله در فیسبوک و زالو منتشر کردی که حاوی اطلاعات نادرست در مورد هیئت ورزشی ویتنام بود و مربیان، ورزشکاران و مسئولان هیئت را تحقیر و توهین میکرد. حتی یک شعر طنز نوشتی که اساساً میگفت سرمایهگذاری در هیئت ورزشی اتلاف پول است و کشور ما فقط درگیر رقابت برای دستاوردهای واهی است و به زندگی مردم اهمیتی نمیدهد... و هنوز هم فکر میکنی این درست است؟
اما من از درک و دیدگاه خودم میگم...!
خانم لان با دیدن آقای خانگ که سرسختانه بحث میکرد، با عصبانیت گفت:
- قصد داشتم در مقطعی بازخوردم را به صورت خصوصی ارائه دهم، اما از آنجایی که شما قبلاً بهانههایتان را آوردهاید، اکنون آن را برای شما تحلیل میکنم. در مورد حضور کشورمان در بازیهای SEA، شما در ابتدا از هیئت ورزشی ویتنام به دلیل حضور افراد غیرمرتبط که در این سفر "همراهی" میکردند، انتقاد کردید - در واقع، این افراد مقاماتی بودند که در امور خارجه و تدارکات کار میکردند. در مقاله دیگری، از هیئت ما به دلیل تکیه صرف بر "امتیاز میزبانی" برای قرار گرفتن در صدر انتقاد کردید، اما در واقع، وقتی بازیها در کشورهای دیگر برگزار میشد، ما همچنان قاطعانه در صدر منطقه قرار داشتیم... من نظرات شما را مغرضانه، فاقد روحیه سازنده و تا حدودی افراطی میدانم؛ واقعاً غیرقابل قبول است.
آقای خانگ زیر رگبار بیوقفه استدلالها و شواهد قانعکننده خانم لان، زبانش بند آمده بود و صورتش سرخ شده بود. در این لحظه، آقای تائو، مسنترین عضو باشگاه، نزدیک شد، به شانه آقای خانگ زد و به آرامی گفت:
آقای خانگ، همه ما در سنی هستیم که به ندرت به آن میرسیم. ما باید به جای انتشار اطلاعات نادرست یا محتوای تأیید نشده به صورت آنلاین، آنچه را که درست است بپذیریم و در مورد آنچه نامناسب است، انتقاد سازنده ارائه دهیم. ما باید در استفاده از رسانههای اجتماعی الگوی خوبی باشیم تا فرزندان و نوههایمان بتوانند از ما پیروی کنند!
آقای خنگ که دید پیشنهادهای همه منطقی و از ته دل است، لحظهای تأمل کرد و سپس به آرامی گفت: «فهمیدم! حالا من تغییر خواهم کرد، دیگر در اینترنت بیهدف نمینویسم. وقتی مینویسم، باید دقیق، مستدل و قانعکننده باشد، درست است خانمها و آقایان...؟»
فیلمنامه نبرد
منبع






نظر (0)