Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

و مه برگشته است…

Việt NamViệt Nam25/10/2023


یک روز صبح، ناگهان با مه غلیظی مواجه شدیم که زمین را پوشانده بود و همه چیز را در خاکستری تیره و مبهمی فرو برده بود. او فریاد زد: «هوا دارد تغییر می‌کند، باران تمام شده!» من چیزی را زیر لب زمزمه کردم تا آن را از ذهنم پاک کنم، ذهنم درگیر این فکر بود: «مه از چه ماهی اینجا آمده است؟»

چه ماهی است که مه از راه رسیده؟ ناگهان، متوجه می‌شوم که تقریباً پایان اکتبر است. زمستان دیگری در راه است. از اینکه یک سال دیگر تقریباً تمام شده، جا می‌خورم. قدم‌های زمان بسیار طولانی است، مانند غولی که می‌تواند یک سال را با یک قدم طی کند، در حالی که من خودم فقط به آرامی تلو تلو می‌خورم، همزمان غذا می‌خورم و چرت می‌زنم. انگار همین دیروز بود که با دوستانم در کافه‌ها می‌گشتم، غذای خیابانی می‌خوردم، در کتابفروشی‌ها گشت می‌زدم و به کتابخانه‌ها سر می‌زدم... و با این حال، قبل از اینکه متوجه شوم، بیش از ده سال گذشته است. از اینکه متوجه می‌شوم دارم پیر می‌شوم، از اینکه متوجه می‌شوم هنوز دست خالی هستم، جا می‌خورم. غمی ناگهانی و غیرقابل توضیح مرا فرا می‌گیرد. چه ماهی است؟ چه سالی است؟ کاش می‌توانستم زمان را در یک جعبه بریزم، آن را در یخچال بگذارم و آن را مهر و موم کنم تا برای همیشه یخ بزند، دیگر قادر به حرکت نباشد. آن وقت، می‌توانستیم آزادانه پرسه بزنیم، آزادانه بخوابیم و با فراغت مطالعه کنیم... دیگر از پیر شدن نمی‌ترسیدیم. دیگر از پایان سال نمی‌ترسیم. اینطور بهتر نیست؟

شبنم.jpg

سپس ناگهان به افکار ساده‌لوحانه‌ام خندیدم. همه چیز محدود است، تنها زمان است که بی‌نهایت است. تنها زمان است که هرگز پیر نمی‌شود. پذیرش محدودیت، پذیرش تغییر، پذیرش حتی فقدان، تنها راه امید به تولد دوباره است. مانند تغییر فصل‌ها در طول سال. پاییز از راه می‌رسد و سپس محو می‌شود و جای خود را به زمستان پیش رو می‌دهد. هوای ملایم و خنک جای خود را به سرمای قریب‌الوقوع می‌دهد.

همه چیز با مه شروع شد. مه نیمه شب از خواب بیدار شد و با جدیت در جاده‌ها، مزارع و کل چشم‌انداز پخش شد. حتی بزرگراه شلوغ، که از دود اگزوز داغ بود، نمی‌توانست مه را از بین ببرد و رانندگان را مجبور می‌کرد سرعت خود را کم کنند و با احتیاط رانندگی کنند. مه سرد از ماسک‌هایشان عبور می‌کرد و گلویشان را خنک می‌کرد. بنابراین، زمستان واقعاً از راه رسیده بود. سال بالاخره به پایان می‌رسید. ترکیبی از غم و شادی، حسی از حسرت و آرزو. آنها بار دیگر شاهد شکوفایی گل‌های بی‌شماری بودند. آنها دوباره به خانواده‌هایشان ملحق می‌شدند. اما غمی آرام نیز وجود داشت زیرا زمان والدینشان رو به کاهش بود. چه کسی می‌داند آخرین روز آنها چه زمانی خواهد بود؟ بنابراین، بزرگترین غم برای سالمندان، احساس منفعل بودن در مورد زمان و ناتوانی در برنامه‌ریزی دقیق برای خودشان است.

چه چیزی می‌تواند تکان‌دهنده‌تر از تغییر فصل‌ها باشد؟ ناگهان متوجه بوی تند شکوفه‌های گل شیر در باد می‌شوم. شب‌ها که در خیابان‌های آشنا رانندگی می‌کنم، از بوی تند گل‌ها احساس خفگی می‌کنم. با خودم می‌خندم و به یاد می‌آورم که قبل از اینکه گل‌های شیر در این منطقه کاشته شوند، به آرامی آهنگ "گل شیر" را زمزمه می‌کردم و آرزوی استشمام عطر جادویی این گل عشق را داشتم. اما وقتی بالاخره آنها را بو می‌کردم، زبانم را بیرون می‌آوردم و فرار می‌کردم زیرا عطر آن بسیار قوی و ناخوشایند بود. واقعاً همه چیز فقط در تصورات ما زیباست.

هوا خشک‌تر می‌شود و جهت باد تغییر کرده است. طولی نمی‌کشد که باد شمال شروع به وزیدن می‌کند. فصل باد شمال، فصل خشکی است. پوست ترک می‌خورد و پوسته پوسته می‌شود. لب‌ها خشک و خونین می‌شوند. بدترین چیز، سرمای گزنده‌ی شبنم شبانه است. شبنم همه جا آویزان است. از شکاف‌ها به داخل خانه نفوذ می‌کند. شبنم باعث می‌شود بدن کاملاً خسته به نظر برسد. و شبنم غمی را می‌پراکند که در تمام زمین نفوذ می‌کند، به طوری که هر روز صبح وقتی در را باز می‌کنید، رنگی تیره می‌بینید و فقط می‌توانید آه بکشید و از اینکه شبنم چقدر غلیظ است، افسوس بخورید. با این حال، هنوز هم دوست دارید با حواس پرتی جلوی در بایستید، به شبنم خیره شوید و آرزو می‌کنید که آن را روی آن جمع کنید - مطمئناً فوق‌العاده نرم و خنک خواهد بود.

یک صبح سرد و مه آلود، سرم را روی شانه همسرم گذاشتم و سعی کردم کمی گرما پیدا کنم. چه چیزی می‌تواند بهتر از خوابیدن در کنار کسی که دوستش دارید باشد؟ فقط یک آغوش است، فقط گرما، اما این یک پیوند قوی بین زن و شوهر است. در چنین مواقعی، در سکوت از مه سرد تشکر می‌کنم تا بتوانم از این احساس دنج با عزیزم لذت ببرم. معلوم شد که مه هم دوست داشتنی است.


منبع

برچسب: مه

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
هتل اینترکانتیننتال هانوی

هتل اینترکانتیننتال هانوی

نوزاد کثیف

نوزاد کثیف

با عشق و اعتماد مردم به پیش می‌رویم.

با عشق و اعتماد مردم به پیش می‌رویم.