Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

زیباییِ سرخوردگان.

کتاب *زیبایی سرخوردگان* جدیدترین اثر نویسنده نگوین نگوک توان است.

Báo Tuổi TrẻBáo Tuổi Trẻ12/01/2026


نگوین نگوک توان - عکس ۱.

«زیبایی سرخوردگان» توسط انتشارات فان‌بوک و انجمن نویسندگان ویتنام منتشر شده است.

کتابی نازک برای ثبت روزهای طولانی. آنقدر طولانی که انگار زمان در آن محو می‌شود، بی‌پایان، بدون ماه‌ها یا روزها، در حال حرکت است. و انگار فضا به جایی محدود شده که هیچ‌کس نمی‌خواهد پایش را در آن بگذارد: بیمارستان.

گرفتار یک پیشگویی شدید از مرگ.

زمان کش می‌آید، فضا کوچک می‌شود. در این فضا-زمان، انسانی کوچک وجود دارد که از درد به خود می‌پیچد و در محدودیت‌های خفه‌کننده‌ی یک زندگی روزمره‌ی یکنواخت گرفتار شده است.

در همین حال، بیرون ، به نظر می‌رسد دنیا با ریتمی پرجنب‌وجوش در جنب‌وجوش است.

اما «اینجا»، انگار همه چیز در یک فنجان لاته است که مدام توسط یک موجود متافیزیکی با قاشق هم زده می‌شود. همه چیز دور خودش می‌چرخد و روزها غیرواقعی به نظر می‌رسند.

همه چیز پوچ به نظر می‌رسید. پوچ، مثل تصور اینکه یک فرد جوان و سالم روی تخت بیمارستان بستری باشد، اطرافش پر از سرم و سوزن باشد. و از همه وحشتناک‌تر، گرفتار شدن در دام یک حس شدید پیشگویی مرگ.

نگوین نگوک توان - عکس ۲.

نگوین نگوک توان، نویسنده و نقاش. عکس: FBNV

در چنین محیطی، عجیب خواهد بود که به یک «خسته‌کننده» تبدیل نشویم. اما خستگی اشکال مختلفی دارد.

همانطور که بویی جیانگ زمانی به «سرخوردگی‌اش از شعر» اشاره کرد: «سرخوردگی از شعر، اما همچنان سرودن شعر - این شیوه‌ی زندگی است.»

در *زیبایی سرخوردگان* ، نگوین نگوک توان شعر می‌سراید. اشعار نه پر آب و تاب و نه تزیینات غیرضروری دارند. ابیات سرراست هستند، گویی شعر درست در بحبوحه‌ی تقلاهای خود شاعر برای نفس کشیدن، دمیده می‌شود.

شاید نگوین نگوک توان، نویسنده، انکار کند: «من شعر نمی‌گویم.» این کاملاً اشکالی ندارد، زیرا (به تقلید از بوی جیانگ): گفتن اینکه شعر نمی‌گویی، سرقت ادبی است.

شاعر اورانگوتان همچنین نوشت: «لبخند زدن در تاریکی، این راه است. هرگز سنجاقک گرفتن اما ادعا کردن که همیشه آنها را می‌گیرید، این راه است... رنج بردن بی‌حد و حصر در شب تاریک جهان، در عین حال ادعا کردن که جهان باشکوه است، این راه است... پنج روز غذا نخوردن، در حالی که ادعا می‌کنند پنج روز و نیم غذا نخورده‌اند، این راه است. غذا نخوردن، در حالی که ادعا می‌کنند غذا نخورده‌اند، این راه است...»

نگوین نگوک توان در تمام فعالیت‌های روزانه بیمارستان به دنبال «راه» می‌گشت. در رفاقت با سایر بیماران. در ویزیت‌های پزشک. او در ملاقات‌های کوتاه، در سفرهای خانه و سپس بازگشت به بیمارستان جستجو می‌کرد.

بین دو فضا و دو ایالت، افرادی ظاهر می‌شوند که می‌آیند و می‌روند. یک زن X، یک زن Z... آنها الهه‌های الهام، محرم اسرار، دوستان، اقوام هستند. یا صرفاً سایه‌های زودگذری در زندگی هستند که حس پشیمانی پایداری را از خود به جا می‌گذارند.

لحظه حال تنها چیزی است که واقعاً اهمیت دارد.

نوشته‌های «زیبایی سرخوردگان» مانند امواجی است که پیوسته فرو می‌ریزند و سپس فروکش می‌کنند و برعکس. مانند درد است، برمی‌خیزد، فروکش می‌کند و سپس دوباره تکرار می‌شود. آن آدم‌ها در زندگی او می‌آیند و می‌روند، در میان روزهای نامشخص و مبهم، زمانی که زندگی و مرگ، شادی و غم به نظر می‌رسد معنای یکسانی دارند.

نگوین نگوک توان همه چیز را به سخره می‌گیرد. مرگ. زندگی. عشق. نوستالژی. او حتی شعر را هم به سخره می‌گیرد، هرچند این اثر مانند شعری است که بخش‌های کوتاهی دارد که به جای یک نظم منسجم، توسط احساسات نویسنده به هم متصل شده‌اند.

این کتاب که همچون شعری وجود دارد، لحظه را گرامی می‌دارد؛ تنها لحظه است که حقیقتاً ارزشمند است. پس نپرسید خانم ایکس یا آقای کی چه کسانی هستند. نپرسید سرنوشت شخصیت‌هایی که در این متن ظاهر می‌شوند چه خواهد بود.

از همان لحظه‌ای که ظاهر شدند، از چنگ نویسنده گریختند. زندگی‌ای بدون گذشته و بدون آینده را در خود حمل می‌کردند. فقط حال. فقط لحظه‌ای که توسط این کلمات خلق شده بودند.

نگوین نگوک توان با ژانر بازی می‌کند. از همان ابتدا، نحوه‌ی نامگذاری این اثر، رویکردی بازیگوشانه را نشان می‌دهد: نیمه‌زندگینامه. آیا این به معنای نیمی از حقیقت است؟ و با این حال، آن نیمه به وضوح تعریف نشده اما با هم ترکیب شده و دنیایی خیالی به سبک نگوین نگوک توان خلق می‌کند.

در آن دنیا، به نقطه‌ای می‌رسیم که نمی‌دانیم آیا شخصیت‌های ارائه شده در اینجا همگی یکی و یکسان هستند یا خیر. همه آنها حالت‌های بی‌شماری هستند که از یک واقعیت واحد استخراج شده‌اند، مستقل از هم وجود دارند و یکدیگر را منعکس می‌کنند. آنها غم، خشم، تنهایی و حتی ترس را منعکس می‌کنند. اما حتی در تنهایی نیز نوعی لذت وجود دارد.

«از میان همه ترس‌ها، تنهایی وحشتناک‌ترین است. این ترس، گوشه‌گیری ما را نشان می‌دهد. این ترس، روزهایی را نشان می‌دهد که بی‌معنی هستند. اما در عین حال، نوعی لذت عجیب و غریب است. این حس به ما این آگاهی را می‌دهد که دیگر نمی‌توانیم به آن بچسبیم.» (صفحه ۱۶۲)

بنابراین، نگوین نگوک توان همه چیز را با هم ترکیب کرد و یک اثر مالیخولیایی زیبا خلق کرد. مالیخولیایی که فرد را در تنهایی خود محصور نمی‌کند، بلکه همیشه به بیرون نگاه می‌کند و پیوسته به جهان چشم می‌دوزد. حتی اگر آن جهان پر از تلخی‌ها و دردهای بی‌شماری باشد.

به همین دلیل است که ادبیات در زندگی ضروری است. ما باید احساسات خود را از طریق شعر بیان کنیم، حتی زمانی که زندگی همیشه شاعرانه نیست.

نگوین نگوک توان با لحنی آرام و دلنشین ما را به دنیایی می‌برد که به هیچ وجه شاعرانه نیست. حتی در میان هرج و مرج ادبیات، هنوز هم می‌توانیم در این اثرِ سرشار از سردرگمیِ وجودی، رگه‌هایی از لطافت و نرمی بیابیم.

«بیمارستان، روزهای خالی، ساختمان متروکه که بوی مواد ضدعفونی‌کننده می‌دهد. / جایی که من نشسته‌ام، نیمکت سنگی به سردی یک قبرستان است. / منظورم این است که شب قبل، کمی باران در شهر بارید. / صدای ترافیک بیرون روی لباس‌هایم، روی نیمکت، می‌افتد و جای خود را به صداهای طبیعی قطرات باران می‌دهد. / کلمات قطرات باران.»

صدای برخورد باران به سقف آهنی موج‌دار، تق‌تق و تق‌تق می‌کند. / چه کلماتی از من؟ / روی نیمکت کوچک پارکی می‌نشینم. هیچ بیمارستانی شاد نیست. حتی این دنیای کوچک نیمکت‌های پارک هم نه. / باران روی مسیر جمع می‌شود. خزه‌ها زیر پا آواز می‌خوانند و آن را لغزنده می‌کنند. / دلم برایت تنگ شده. / گودال‌های آب باعث می‌شوند دلم برایت تنگ شود. (صفحات ۲۸-۲۹).

اغلب، همین حسرت و پشیمانی است که ما را در این دنیای پر از رنج نگه می‌دارد: برای ادامه زندگی، برای ادامه مواجهه با تراژدی‌های زندگی، و برای ادامه نوشتن شعر.

برگردیم به موضوع

هیون ترونگ خانگ

منبع: https://tuoitre.vn/ve-dep-cua-ke-chan-chuong-20260112092100832.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
جشنواره برنج جدید

جشنواره برنج جدید

شهر سلطنتی هوئه

شهر سلطنتی هوئه

تام دائو

تام دائو