Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

نوشته شده در پای کوه مقدس

با بیش از ۴۰۰ صفحه، حتی پس از بستن کتاب، تصویر کوه مقدس و زندگی سرگردان مردم هنوز مرا آزار می‌دهد. این همان احساسی است که پس از خواندن رمان «منطقه مه آلود، تونل‌های عمیق و جزایر متروک» نوشته هو تان وو، که اخیراً توسط انتشارات دا نانگ منتشر شده است، داشتم.

Báo Quảng NamBáo Quảng Nam11/05/2025


۴۵۹-۲۰۲۵۰۵۰۵۱۴۳۴۵۵۲.jpg

جلد کتاب رمان «منطقه مه آلود، تونل‌های عمیق و جزایر متروک» نوشته هو تان وو (عکس: XH)

اگرچه قبلاً داستان‌های کوتاه هو تان وو را در روزنامه‌هایی مانند توئی تره، تین فونگ و لائو دونگ خوانده بودم، اما این رمان بود که واقعاً مرا با شور و اشتیاق و مهارت نویسندگی او شگفت‌زده کرد.

تبدیل خاطرات به طلا

هو تان وو، به عنوان روزنامه‌نگار روزنامه‌ی توئی تره، که مسئولیت‌های دفتر نمایندگی منطقه‌ای روزنامه را نیز بر عهده دارد، هنوز هم با پشتکار کلمات را بر کاغذ سفید می‌بافد. نوشتن تقریباً ۱۴۰۰۰ کلمه برای یک رمان اول، حتی برای یک نویسنده‌ی حرفه‌ای، کار آسانی نیست. با این حال، وو آن را نوشته است و می‌توان گفت که به موفقیت اولیه دست یافته است.

هو تان وو در سال ۱۹۷۸ متولد شد و با مدرک اقتصاد از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد، اما اشتیاق او به نویسندگی او را به روزنامه‌نگاری سوق داد. او که اصالتاً اهل نونگ سون بود، دوران جوانی فقیرانه‌اش را با کوه افسانه‌ای کا تانگ پیوند نزدیکی داشت.

او پیش از ترک زادگاهش به مقصد شهر، برای امرار معاش با مشاغل طاقت‌فرسایی مانند گله‌داری گاومیش، کشاورزی و استخراج طلا دست و پنجه نرم می‌کرد. این تجربه زندگی به هو تان وو اجازه داد تا درباره «درس‌های روستایی» (نگوین هوی تیئپ) تأمل کند و آنها را بشناسد و به عنوان بازتابی ملموس از زندگی شخصی‌اش در کتاب‌هایش بگنجاند.

کل رمان مجموعه‌ای از رویدادها و شخصیت‌هایی است که از روستای ها پدیدار می‌شوند، در جنگل‌های کوهستانی مه‌آلود، معادن طلا، خیابان‌های شهر و تا اقیانوس در هم تنیده‌اند. شخصیت‌ها آنقدر آشنا هستند که خواننده ممکن است فکر کند قبلاً آنها را جایی دیده و کاملاً درک کرده است، اما معلوم می‌شود افکار و تأملات پنهانی وجود دارد که خواننده را شگفت‌زده خواهد کرد.

من مدت زیادی نیست که هو تان وو را می‌شناسم و با او دوست هستم، اما به اندازه کافی طولانی هست که بفهمم او فردی چند استعدادی و چند وجهی است. ما هنوز خیلی صمیمی نشده‌ایم، اما همین که ببینم وو علایقش را دنبال می‌کند، چه سفرش به ادبیات باشد و چه موسیقی ، کافی است.

وو، مهم‌تر از همه، همیشه عمیقاً به روستای فقیر خود، خانواده، اقوام و همسایگانش که در آن متولد شده بود، وابسته بود. بنابراین، هر کجا که بود، وو همیشه روح خود را به سمت خاطرات متمایل می‌کرد، آماده بود تا خود را فدا کند و آن خاطرات را برای خود به طلا تبدیل کند.

پسر افسانه‌ای لین

با بستن آخرین صفحه از اولین رمان هو تان وو، «منطقه مه آلود، تونل‌های عمیق و جزایر متروک»، تقریباً همه چیز را فراموش کرده بودم. دیگر دریاها و دریاچه‌های خطرناک، جنگل‌ها و کوه‌های عمیق یا اقیانوس پهناور را به یاد نمی‌آوردم؛ و نه چیز زیادی از زندگی تان - شخصیت اصلی - که در جوانی خود قبل از رهایی خود مبارزه کرد، یا سرنوشت‌های عجیب و مرگ‌های فراموش‌نشدنی آقای لین، آقای هیپ و نان پیر به یاد می‌آوردم...

۴۵۹-۲۰۲۵۰۵۰۵۱۴۳۴۵۵۱.jpg

نویسنده هو تان وو

با مرور فضاها و زمان‌های مختلف در بخش‌های مختلف: باد در دهکده‌ی ها (۸ فصل)، رقص در تونل عمیق (۱۹ فصل) و مجمع‌الجزایر گمشده (۵ فصل)، من فقط توانستم نگاهی اجمالی به چهره‌های انسانی بسیاری از مردم با وجود آشکار و پوچشان بیندازم، که بین هستی و آرزو، بین برهنگی و تمدن، بین آسودگی و خطر گرفتار شده‌اند.

از طریق بازی و درک، من معتقدم که شخصیت اصلی رمان، به نام تان، در واقع وو (بخشی از نام مستعار هو تان وو) است. سپس این شخصیت را به عنوان وو به یاد خواهم آورد، که در روستایی در دامنه کوه چوا متولد شد، جایی که او به قله کوه نگاه کرد و دید: روستا همیشه فراموش می‌شود، مهم نیست چه کسی آن را اداره کند.

لینه سان (به تعبیر نویسنده هوآنگ فو نگوک تونگ) هم واقعی است و هم یک توهم، زیرا نماد چیزی مقدس و غیرممکن است، پر از آرزوهایی که در نهایت منجر به از دست دادن معنای واقعی آن می‌شود.

دیدن و جستجوی کوه مقدس، سفری در زندگی است که به این درک منجر می‌شود که مانند جنگلی که از آن عبور می‌کند، تکه‌های سرسبز و مناطق کم رشد وجود دارد. گیاهان دارویی گرانبهایی وجود دارند، اما گونه‌های سمی نیز در کنار هم زندگی می‌کنند. حیوانات ملایم و وحشی وجود دارند. مارها و افعی‌ها در کنار طاووس‌ها و سسک‌ها زندگی می‌کنند. زندگی همین است! (گزیده ای از یک رمان).

اولین، آخرین و تنها سوال رمان این است که چرا قهرمان داستان، و در واقع ما، نمی‌توانیم کوه مقدس افسانه‌ای زندگی‌مان را پیدا کنیم.

هو تان وو حرف‌های زیادی زده و داستانی صدها صفحه‌ای را روایت کرده است. اما برای من، نویسنده در پایان این کتاب، که غبار جهل است، به طور مبهم پاسخ می‌دهد: روستایی زیبا در کنار رودخانه، جایی که مزارع معطر برنج در امتداد آن امتداد یافته و قله‌های بلند و پوشیده از ابر کوه را در آغوش گرفته‌اند. منطقاً، ارواح آنجا باید به بی‌خیالی مه کوهستان و به لطافت عطر برنج باشند، اما چرا؟ چرا قدم‌ها اینجا همیشه اینقدر آهسته هستند؟

آیا به این دلیل است که روح آنها از ردپاهایی که در طول زمان گام برمی‌دارند، غافل است؟ «چشمان روستاییان همیشه به قله کوه بلند و پوشیده از مه خیره شده است. بله، همه اینها به خاطر مه است. به خاطر آن قله کوه دور و مرموز. مقصر این است و نه هیچ کس دیگر. این علت تمام مصیبت‌هایی است که بر این سرزمین وارد شده است. همه اینها به خاطر مه است. بله، به خاطر قله کوه مه آلود...» (گزیده ای از یک رمان).

من به اندازه کافی خوش شانس بودم که از زادگاه نویسنده هو تان وو بازدید کنم. در حالی که لیوان شرابی را در دست داشتم، به رودخانه تو در بالادست، با صخره‌های عمیق و مقدس هون کم دا دونگ خیره شدم، سپس به مهی که جنگل‌ها را پوشانده بود و ابرهای سفیدی که بر فراز قله کوه کا تانگ می‌چرخیدند، نگاه کردم. قلبم سرشار از احساسات شد. تصویر کوه مقدس در شرابی که در دست داشتم منعکس شده بود.

هر چیز دیگری زائد خواهد بود. من معتقدم وقتی هو تان وو می‌داند چگونه زندگی را بر اساس لایه‌های معنای انسانی‌اش، بر اساس تجربیات خودش، کالبدشکافی کند، اولین رمان او «منطقه مه‌آلود، تونل‌های عمیق و جزایر متروک» ارزش امید بستن و پیش‌بینی کردن را دارد، نیرویی قدرتمند در ژانر ادبیات اجتماعی.


منبع: https://baoquangnam.vn/viet-duoi-chan-linh-son-3154520.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
وقتی مأموران ارتباطات اجتماعی به روستاها می‌آیند.

وقتی مأموران ارتباطات اجتماعی به روستاها می‌آیند.

بازار کشور

بازار کشور

فانوس دریایی موی دین

فانوس دریایی موی دین