Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

لانگ سون، سرزمین سپاسگزاری

من بارها به مناطق شمال غربی و شمال شرقی کشورمان سفر کرده‌ام، اما این تنها دومین باری است که به لانگ سون می‌روم. برخلاف اولین سفرم که ۲۰ سال پیش بود، سفر از هانوی به لانگ سون اکنون در بزرگراه فوق‌العاده روان است. وقتی در ماشین نشسته‌ام، می‌توانم ببینم که کشور چقدر تغییر کرده و توسعه یافته است.

Báo Đắk LắkBáo Đắk Lắk26/08/2025




    آهنگ محلی «چه کسی با من به لانگ سون می‌آید؟» مدام در گوشم طنین‌انداز می‌شد... از پنجره که به بیرون نگاه می‌کردم، در سمت چپ بزرگراه نزدیک مرکز شهر، رشته‌کوه‌های بی‌پایانی از کوه‌های آهکی دیده می‌شد. کسی فریاد زد: «گذرگاه چی لانگ!» درست است، در گذشته، گذرگاه چی لانگ درست کنار جاده بود، اما اکنون بزرگراه جدید آن را از دوردست‌ها قابل مشاهده می‌کند. به لطف فاصله، قله‌های کوه، به رنگ نقره‌ای کم‌رنگ مانند موهای جنگجویان سفیدمو با چشمان خیره، شمشیرهای کشیده، رو به شمال، به وضوح قابل مشاهده هستند. سپس، ناگهان، ذهنم به این سرزمین، مکانی با گذرگاه نام کوان، مکانی با کینه‌های ماندگار در شعر باستانی، و رودخانه کی کونگ که در بالادست با بسیاری از بناهای معروف جریان دارد، سرگردان شد: دونگ دانگ خیابان کی لوا را دارد / آنجا تو تی است، آنجا پاگودای تام تان است...

    ما این سفر را سفری به ریشه‌هایمان نامیدیم. چشم‌انداز وسیع و مواج قوس شمال شرقی، که بسیاری از مکان‌ها شمالی‌ترین نقطه کشور هستند، اما مسلماً لانگ سون جایی بود که متحمل وحشیانه‌ترین و بی‌معنی‌ترین جنگ شد، جنگی که هیچ‌کس نمی‌توانست پیش‌بینی کند. از میان بیابان‌های متروک پس از جنگ، مرکز شهر لانگ سون اکنون به خیابان‌های طولانی و سرسبز، آسمان‌خراش‌های سر به فلک کشیده، بازارهای شلوغ و رودخانه کی کونگ که هنوز هم مانند روبانی ابریشمی در بعدازظهرهای مرزی به آرامی جریان دارد، می‌بالد.

    نشانگر مرزی 1106 در دروازه مرزی بین‌المللی Huu Nghi.

    به گفته آقای نگوین دونگ باک، سردبیر روزنامه و ایستگاه رادیو-تلویزیون لانگ سون، ایستگاه رادیو-تلویزیون لانگ سون با سایر ایستگاه‌های استانی در سراسر کشور متفاوت بود. در اوایل دهه ۱۹۸۰، در اینجا جنگ صدا و تصویر وجود داشت، شبیه به جنگ بلندگوها و پرچم‌ها در دو طرف پل هیِن لونگ و رودخانه بن های در گذشته. یعنی، هر دو طرف مرز برای ارتقاء کیفیت صدا و تغییر فرکانس‌ها رقابت می‌کردند. البته، همکاران ما در طرف ویتنامی، به ویژه کادر فنی، در طول زمستان سرد، جان خود را در قله کوه یخی مائو سون به خطر انداختند تا سیگنال را با دقت حفظ کنند و هر خبر و گزارش را ارائه دهند. آقای دونگ باک گفت: "اکنون پایدار است، حتی مردم در آن طرف مرز سیگنال خوبی دریافت کرده‌اند و نامه‌هایی در ستایش کیفیت برنامه‌های ما نوشته‌اند."

    البته، آرامش چیزی است که همه آرزویش را دارند. ما ظهر به دروازه مرزی بین‌المللی هوو نگی رسیدیم، خورشید مثل عسل می‌درخشید و مثل فرشی در تمام طول مسیر گسترده شده بود. دروازه مرزی نه بزرگ بود و نه کوچک. از طرف ما، ساخت و ساز چشمگیر بود، با یک مسیر پیاده‌روی سرپوشیده برای گردشگران، یک مرکز تجاری با مغازه‌های معاف از مالیات، یک ایستگاه مرزبانی، گمرک... همه چیز کامل بود. ما در دروازه مرزی و علامت مرزی عکس گرفتیم. من به دروازه‌های مرزی زیادی رفته‌ام و بارها با علامت‌های مرزی عکس گرفته‌ام، اما هر بار احساس می‌کنم عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفته‌ام و احساساتی شده‌ام...

    شب در لانگ سون پر از ستاره بود. به درخواست ما، همکارمان ما را به نقطه صفر راهنمایی کرد. این همان جایی است که عکس معروف سربازی با کلاهخود چوبی و تفنگ B41 خود را روی نقطه عطف نگه داشته است. این سرباز چیز زیادی در مورد خودش نگفت، اما تصویرش در طول جنگ مرزی شمالی ۱۹۷۹ به نمادی از دفاع ملی تبدیل شد. او در مورد خودش صحبت نمی‌کرد، اما ناشناس هم نبود. تقریباً دو دهه بعد، بسیاری از خبرنگاران روزنامه‌های مهم درباره او نوشته‌اند. نام واقعی او تران دوی کونگ (همچنین با نام تران هوی کونگ شناخته می‌شود) از تین های، استان تای بین است. کونگ، کهنه سربازی که علیه آمریکایی‌ها جنگید، در شدیدترین دوره نبرد کوانگ تری شجاعانه جنگید. در سال ۱۹۶۷، کونگ از ارتش مرخص شد و برای کار به عنوان کارگر به زادگاهش بازگشت. با این حال، هنگامی که مهاجمان از مرز عبور کردند، او بلافاصله دوباره ثبت نام کرد و به هنگ ۵۴۰، لشکر ۳۲۷ پیاده نظام، سپاه چهاردهم پیوست. او بعدها تعریف کرد که فشنگ‌های قدرتمند و نفرت‌انگیز B41 او به همراه رفقایش در وارد کردن ضربات قاطع به دشمن نقش داشتند، با این عهد که تا آخرین قطره خون از میهن و کشورش دفاع کند.

    تمام اعضای هیئت، که عمیقاً متأثر شده بودند، می‌خواستند با این بنای تاریخی عکس یادگاری بگیرند. مرد میانسالی از آن طرف خیابان، با دیدن ما که در حال انتخاب موقعیت و تنظیم زاویه دوربین بودیم، با خوشرویی به سمتمان آمد و گفت: «اگر برای عکس‌هایتان به چیزی نیاز دارید، می‌توانم آن را رایگان در اختیارتان قرار دهم. من همه چیز دارم، از یونیفرم نظامی و کلاهخود گرفته تا حتی یک تفنگ B41 پلاستیکی که دقیقاً شبیه تفنگ واقعی است...» ما زبانمان بند آمده بود و در سکوت از شهروند لانگ سون تشکر می‌کردیم که با اقدامات خود، این نماد میهن‌پرستی را چندین برابر کرده بود.

    اما لانگ سون فقط یک مکان مقدس که از جنگ جان سالم به در برده نیست، فقط یک منطقه مرزی با کوه‌های آهکی سر به فلک کشیده و باغ‌های معطر بادیان و دارچین نیست. لانگ سون همچنین ما را با گرمای غذاهایش از ارتفاعات شمال شرقی مجذوب خود کرد. وعده‌های غذایی با همکاران، طعم شیرین و ترد سبزیجات وحشی، بشقاب‌های بخارپز سوسیس و احشاء خوک محلی و برنج چسبناک معطر را به ما ارائه می‌داد... همه اینها با هم ترکیب شدند تا یک ملیله پر جنب و جوش، یک وعده غذایی ساده که به یک تجربه فرهنگی ارتقا یافته است، ایجاد کنند. با نوشیدن یک لیوان شراب برنج گیاهی قوی، تمام شک و تردیدها از ذهنم محو شد، در حالی که این ابیات را می‌خواندم: «چه کسی با من به لانگ سون خواهد رفت؟ با فراموش کردن تلاش‌های والدینم که مرا بزرگ کردند. با در دست داشتن یک کدوی شراب و یک مشت اسپرینگ رول، در میان شادی، تمام سرزنش‌های شما را فراموش می‌کنم.»

    آیا شخصیت ترانه‌ی عامیانه، نصیحتش را فراموش کرد؟ من همیشه آن سفر، آن بازگشت به سرزمین پرمهر لانگ سون، جایی در شمال شرقی کشورمان که سرشار از عشق است، را به یاد خواهم داشت.


    منبع: https://baodaklak.vn/phong-su-ky-su/202508/xu-lang-an-tinh-3150f62/


    نظر (0)

    لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

    در همان موضوع

    در همان دسته‌بندی

    از همان نویسنده

    میراث

    شکل

    کسب و کارها

    امور جاری

    نظام سیاسی

    محلی

    محصول

    Happy Vietnam
    من عاشق ویتنام هستم

    من عاشق ویتنام هستم

    میوه شیرین

    میوه شیرین

    طلوع خورشید بر فراز سرزمین مادری‌ام

    طلوع خورشید بر فراز سرزمین مادری‌ام