«عبور کردن» معمولاً به معنای عبور کردن یا سبقت گرفتن است، اما وقتی با حروف اضافه ترکیب میشود، معانی بسیار دیگری نیز دارد.
«از کسی رد شدن» به معنی عبور کردن از کنار چیزی است و زمانی استفاده میشود که اتفاقی میافتد بدون اینکه فرد از آن خبر داشته باشد یا از آن لذتی نبرده باشد.
مثال: در حالی که او مشغول پروژه خود بود، مرگ عمویش از کنارش گذشت (در حالی که او مشغول پروژه خود بود، از فوت عمویش بیخبر ماند).
تا حالا شده حس کنی زندگی فقط داره میگذره؟
«غش کردن» به معنای غش کردن یا از دست دادن هوشیاری است: دود باعث شد برخی از افرادی که در ساختمان گیر افتاده بودند، غش کنند (دود باعث شد برخی از افرادی که در ساختمان به دام افتاده بودند، غش کنند).
«Pâšād aštā» یک عبارت بسیار رایج به معنای ترک کردن یا مردن است. اغلب برای کاهش تأثیر آن به جای «مردن» از این عبارت استفاده میشود: او از زمان فوت شوهرش دیگر مثل قبل نبوده است.
وقتی کسی فوت میکند و چیزی را به دیگر اعضای خانوادهاش به ارث میگذارد یا منتقل میکند، از اصطلاح «به ارث رسیده» استفاده میکنیم: تجارت ماهی از نسلی به نسل دیگر در خانوادهاش منتقل شده است.
«به دیگران واگذار کردن» میتواند هم به معنای «مردن» و هم به معنای «گذشتن» باشد. این عبارت زمانی استفاده میشود که کسی میخواهد وسایل استفادهشدهاش را به کسی بدهد یا اطلاعاتی را به او منتقل کند.
"رد کردن" به معنای رد کردن یک فرصت است: او پیشنهاد استاد شدن را رد کرد و در صنعت فیلم شغلی گرفت (او پیشنهاد استاد شدن را رد کرد و در صنعت فیلم شغلی گرفت).
وقتی چیزی «دست به دست» میشود، به طور مساوی بین افراد زیادی در یک گروه توزیع میشود: بازیکنان فوتبال در حالی که در طول استراحت به صحبتهای مربی خود گوش میدادند، آب را دست به دست میکردند.
در محل کار، اگر کسی در طول فرآیند ارتقا نادیده گرفته شود، «از او صرف نظر میشود»: او را نادیده گرفتند در حالی که تازه وارد ارتقا یافت.
بهترین پاسخ را برای پر کردن جای خالی انتخاب کنید:
خان لین
لینک منبع







نظر (0)