این زوج که بیش از ۱۵ سال با هم زندگی کرده بودند و در اوایل چهل سالگی بودند، بالاخره صاحب فرزند شدند. اقوام و همسایگان از این اتفاق خوشحال شدند و برایشان دعای خیر کردند.
خود لان هم یادش نمیآید چند شب بیخوابی را با نگرانی و غم گذرانده است... چون بعد از بیش از یک دهه از ازدواجشان، او و شوهرش هنوز هیچ خبر خوبی نداشتهاند.
لان و توان توافق کردند که در پنج سال اول پس از ازدواجشان، «برنامهریزی» کنند تا بر ساختن حرفه خود تمرکز کنند. با وجود فشار هر دو خانواده برای بچهدار شدن، آنها خود را وقف کارشان کردند و از طریق تحصیل، مهارتهای حرفهای خود را افزایش دادند. زمانی که آنها شغل پایدار و خانهای راحت داشتند، بارداری برایشان دشوار شد. با شنیدن نام پزشکان یا متخصصان ماهری که میتوانستند ناباروری را درمان کنند، برای معاینه و درمان از آنها کمک گرفتند.
به گفته پزشک، مشکلات سلامتی خانم لان ناشی از محیط کارش و همچنین فشار بچهدار شدن بود. اگرچه او این را با صدای بلند بیان نکرد، اما میدانست که شوهرش به شدت فرزند میخواهد. خانم لان با همسرش در مورد احتمال ترک شغلش صحبت کرد. از آنجایی که آنها یک ملک بزرگ در مکانی مناسب داشتند و با سالها تجربه مدیریت کسب و کار، او تصمیم گرفت یک فروشگاه مواد غذایی در منطقه مسکونی افتتاح کند. آقای توآن با تمام وجود از همسرش حمایت و به او کمک کرد. پس از مدتی، فروشگاه به تدریج جا افتاد و خانم لان احساس راحتی بیشتری کرد. با تغییر محیط کار، او احساس کرد که زندگیاش سبکتر و آرامتر شده است و در درمان خود پشتکار نشان داد.
بالاخره، آنها خبر خوب را دریافت کردند. برای آنها، استقبال از فرزندشان به دنیا شادی بزرگی بود، هرچند دیر، اما واقعاً مقدس و معجزهآسا بود. خوشحالترین فرد احتمالاً مادر شوهر توآن بود. او مسئولیت مراقبت از نوزاد را در طول سال گذشته بر عهده گرفت تا لان بتواند قبل از بازگشت به مدیریت کسب و کار، استراحت کند و سلامتی خود را بازیابد.
از این به بعد، فرزند دلبندتان انگیزهای خواهد بود برای شما تا بر مشکلات غلبه کنید، با هم خانهای شاد بسازید و فرزندتان را به عنوان یک بزرگسال عاقل و بالغ تربیت کنید.
روانپزشکی
منبع: https://baocantho.com.vn/ba-ngon-nen-lung-linh--a201798.html






نظر (0)