Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

او سربازی از پایتخت است.

Việt NamViệt Nam30/12/2023

عموی من واقعاً خاص است، حداقل برای من. او در خانه اقوام زیادی دارد، اما من تنها کسی هستم که با او تماس می‌گیرد و تماس می‌گیرد. هر وقت اتفاقی در خانه می‌افتد، من اولین کسی هستم که به او اطلاع می‌دهم. او اول با من تماس می‌گیرد تا در مورد هر چیزی بپرسد، چه عروسی باشد و چه مراسم تشییع جنازه. با وجود سنش، به رادیو گوش می‌دهد و روزنامه می‌خواند. او همیشه به اتفاقات شهرش، کوانگ تری ، علاقه‌مند است، به اخبار گوش می‌دهد و سپس تماس می‌گیرد تا در مورد آن بپرسد و نظراتش را به اشتراک بگذارد. به دلیل برنامه کاری شلوغ من، من مرتباً با او تماس نمی‌گیرم. او بیشتر با من تماس می‌گیرد. گاهی اوقات در ساعات کاری تماس می‌گیرد و من نمی‌توانم جواب بدهم، یا وقتی به خانه می‌رسم فراموش می‌کنم که دوباره تماس بگیرم، اما او همچنان بدون هیچ سرزنشی با من تماس می‌گیرد.

او سربازی از پایتخت است.

عموی من همیشه روزنامه‌های سال نو کوانگ تری را به عنوان هدیه‌ای ویژه از زادگاهش گرامی می‌داشت و برایشان ارزش قائل بود - عکس: TU LINH

در سن ۱۵ سالگی، خانه را ترک کرد تا به انقلاب بپیوندد. سپس، در سال ۱۹۵۴، او و ارتش برای تصرف پایتخت پیشروی کردند. محل کار او قبل از بازنشستگی، منطقه نظامی پایتخت (که اکنون فرماندهی پایتخت نام دارد) بود. خانه او در محله قدیمی هانوی ، در یک آپارتمان ۱/۲ متری در طبقه سوم یک ساختمان قدیمی است که از سال ۱۹۵۴ در آن زندگی می‌کند. این آپارتمان فقط برای یک تخت دو نفره و یک صندلی چند منظوره که می‌توان آن را بیرون کشید تا در صورت نیاز به تخت تبدیل شود، یک یخچال کوچک و یک اتاق زیرشیروانی اضافی برای نگهداری وسایل دیگر جا دارد. خانه کوچک است، اما مردم همیشه سخاوتمند هستند. هیچ کس از حومه شهر به دیدار او نمی‌آید مگر اینکه برای صرف غذا به خانه‌اش سر بزند و سوغاتی‌هایی از هانوی با خود به خانه ببرد.

هفته‌ی پیش، عمویم با من تماس گرفت تا یادآوری کند شماره‌ی سال نوی کوانگ تری را برایش بفرستم؛ او از سلامتی خانواده، اقوام، روستا و برخی رویدادهای مهم استان جویا شد. او همچنین از من پرسید: «آیا در مراسم تشییع جنازه‌ی مادر قهرمان ویتنامی، فان تی کت، که به تازگی فوت کرده، در زادگاهمان شرکت کردی؟ او از اقوام دور من است؛ سال گذشته که به زادگاهم برگشتم، به دیدنش رفتم و او هنوز سالم است...» او در ۹۶ سالگی هنوز وقایع و افراد را با وضوح و روشنی شگفت‌انگیزی به یاد می‌آورد.

بیش از ۲۰ سال است که هر سال تت (سال نو قمری)، برای عمویم یک نسخه از روزنامه سال نو کوانگ تری، به همراه برخی از خوراکی‌های سنتی تت از زادگاهش مانند بان چونگ (کیک برنج چسبناک)، مربای زنجبیل و سبزیجات ترشی می‌فرستم. هانوی از این خوراکی‌ها کم ندارد و برخی حتی خوشمزه‌تر هستند، اما عمویم هنوز هم هدایای تت از زادگاهش را گرامی می‌دارد، به همراه روزنامه سال نو که در کنار آن قرار دارد و فصل بهار را در شهر گرم‌تر می‌کند. و هر سال، پس از خواندن روزنامه تت، با من تماس می‌گیرد و از توسعه و رونق روزافزون زادگاهش ابراز خوشحالی می‌کند. هر کسی که به خانه‌اش سر می‌زند، با افتخار می‌گوید: «من در هانوی زندگی می‌کنم، اما همیشه می‌توانم روزنامه چاپی ارسالی از کوانگ تری را بخوانم!»

در یک صبح آخر هفته‌ی زمستانیِ به‌شدت سرد، در رختخواب غلت می‌زدم و نمی‌توانستم از زیر پتوی گرمم بیرون بیایم که ناگهان پیامکی از پسر عمویم مرا از خواب پراند و مرا بهت‌زده گذاشت. عمویم دو روز بیمار بود و در کمای عمیقی به سر می‌برد. شاید امسال نمی‌توانست روزنامه‌ی بهاری‌ای را که برایش فرستاده بودم و پر از طعم و حال و هوای زادگاهمان بود، بخواند. تصویر آشنای سرباز پیری که با دقت هر سطر را می‌خواند و سپس با خوشحالی با اقوام تماس می‌گرفت تا از تغییرات سرزمین مادری‌اش تعریف کند، دیگر در مقابل فرزندان و نوه‌هایش وجود نداشت. تماس‌های تلفنی پر از اشتیاق و محبت عمیق برای کوانگ تری کمتر می‌شد... هانوی به‌شدت سرد بود. قلبم درد می‌کرد...

سه‌شنبه لین


منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
زیبایی

زیبایی

ویتنام شاد

ویتنام شاد

رژه سواره نظام.

رژه سواره نظام.