| کوهها و جنگلهایی که زمانی وحشی و متروک بودند، اکنون به حومهای آباد و سرسبز تبدیل شدهاند. |
در اوایل اکتبر ۱۹۷۷، کمیته حزب شهر هوئه تصمیم به تأسیس نیروی داوطلب جوانان گرفت و اتحادیه جوانان شهر را موظف کرد تا جوانان مشتاق را برای ثبت نام جهت پیوستن به این نیرو بسیج کند. تنها در عرض چند هفته، ۱۸۰۰ نفر ثبت نام کردند و در دو هنگ "سازماندهی" شدند.
آنها مردان و زنان جوانی در اواخر نوجوانی و اوایل بیست سالگی بودند که در شهر متولد شده و با قمه و بیل آشنا نبودند، اما اراده و عزم جوانیشان آنها را به افرادی تبدیل کرد که به معجزات دست یافتند. از جمله موفقیتهای فراوان دو هنگ سابق داوطلبان جوان شهر هوئه، میتوان به پاکسازی جنگلهای وحشی، ساخت جادهها، تأسیس منطقه اقتصادی جدید هونگ لام و اسکان مجدد ۳۰۰۰ خانوار شهر هوئه در امتداد رودخانه دونگ نای در ارتفاعات مرکزی باشکوه جنوب اشاره کرد...
آقای دو دوک دو، رئیس کمیته رابط داوطلبان جوان شهر هوئه در لام دونگ ، و رفقایش با احساسات از آن روزها یاد میکردند، روزهایی که هر لحظه عمیقاً در خاطراتشان حک شده بود. آن سالها بسیار دشوار و پر از چالشها و خطرات بیشماری بودند، اما در قلب جوانان شهر هوئه در آن زمان، تنها سخنان رئیس جمهور هوشی مین خطاب به داوطلبان جوان طنینانداز بود: «هیچ چیز دشوار نیست/ فقط ترس از فقدان پشتکار/ کندن کوهها و پر کردن دریاها/ با عزم و اراده، هر چیزی را میتوان به دست آورد.»
آقای دو و دیگران به یاد آوردند: ساعت ۸ صبح ۱۵ دسامبر ۱۹۷۷، در حیاط کاخ تای هوآ در ارگ سلطنتی هوئه، در حضور رهبران استان بین تری تین و شهر هوئه، اتحادیه جوانان کمونیست هوشی مین شهر هوئه مراسم خداحافظی باشکوهی برگزار کرد. رفیق هوانگ لان - عضو کمیته حزب استان و دبیر کمیته حزب شهر - پرچم پیروزی را به سرهنگ دوم نگوین تای لونگ - رئیس هیئت فرماندهی منطقه اقتصادی هوئونگ لام (استان لام دونگ) - اهدا کرد و با دو هنگ داوطلب جوانان که شهر محبوب هوئه را ترک میکردند تا مستقیماً به ارتفاعات مرکزی با مأموریت شناسایی، احیای زمین و استقبال از مردم برای ساخت منطقه اقتصادی هوئونگ لام در منطقه ۳ ناحیه بائو لوک، استان جنوبی لام دونگ بروند، خداحافظی کرد...
***
در میان گفتگو، همه ما به سمت شیب ما اوی نگاه کردیم، مکانی که برای همیشه در قلب مردم هوئه از آن دوران حک شده است. ما اوی نام شیبی است، نه خیلی بلند اما بسیار طولانی که مرز بین مزرعه کشاورزی منطقه ۳ در منطقه بائو لوک و منطقه اقتصادی هوئونگ لام را تشکیل میدهد. این تپه که قبلاً با نام نقطه ۱۶۷ شناخته میشد، در اواخر سال ۱۹۷۷ ما اوی نامگذاری شد، زمانی که یک تیم داوطلب جوان، شامل بیش از ۳۰۰ زن جوان اهل هوئه، راه را باز کردند، از شیب بالا رفتند تا جنگل را پاکسازی کنند و خانههایی بسازند تا برای استقبال از مردم هوئه برای ساختن سرزمین جدیدشان آماده شوند. در آن زمان، هنوز باران میبارید، شیب تند بود، جاده گلآلود بود و آنها مدام از بالا و پایین سر میخوردند. بسیاری از زنان جوان، خسته و گرسنه، با دیدن منطقهای وسیع از بامبو، نی و جنگلهای بکر پر از حیوانات وحشی، مارها، زالوها و حلزونها، نمیتوانستند جلوی فریاد زدن خود را بگیرند: "اوه، ما اوی!" فریاد «اوه، ما اوی!» تقریباً نوعی درخواست کمک بود. برای یادآوری همیشگی آن روزهای دشوار اولیهی ساخت جاده و پاکسازی زمین، مردم هوئه نام این سراشیبی را تا به امروز حفظ کردهاند و آن را به یک نشان متمایز از پایتخت باستانی در میان ارتفاعات دورافتاده تبدیل کردهاند...
از نام خاطرهانگیز شیب ما اوی، دور هم نشستیم و خاطرات آن روزها، زمستان بسیار سرد ۱۹۷۷ را مرور کردیم. پس از تکمیل ساخت منطقه اقتصادی بوئون هو (داک لاک) با بیش از ۵۰۰۰ هموطن و رفیق، به سرهنگ دوم نگوین تای لانگ، کمیسر سیاسی فرماندهی نظامی شهر و عضو کمیته دائمی کمیته حزب شهر هوئه، دستور داده شد تا به همراه نگوین کو سو، نگوین وان هوئو و ترین هونگ کوونگ، به همراه گروهی از داوطلبان جوان، برای بررسی منطقه جنوبی استان لام دونگ، هممرز با استان دونگ نای، به منظور آمادهسازی برای جذب افراد برای ساخت پنجمین منطقه اقتصادی شهر هوئه در استانهای جنوبی، بروند. پس از روزها جستجوی طاقتفرسا در جنگل، در ۲۹ نوامبر ۱۹۷۷، تیم نقشهبرداری به منطقه ۳ (نام مکانی در طول جنگ مقاومت علیه ایالات متحده) رسید و در آنجا، تیم با چندین رهبر محلی مانند وو، با و تام بیچ، رهبران هیئت مدیره مدیریت منطقه اقتصادی لام دونگ، ملاقات کرد. آقای تام بیچ بر روی نقشهای با مقیاس ۱/۲۵۰۰۰، منطقه وسیعی به مساحت حدود ۴۰ کیلومتر مربع را دایره کرد و گفت: «منطقهای که شما رفقا برای بازپسگیری زمین به آنجا آمدید، قبلاً پایگاه مقاومت منطقه ۶ بود. این سرزمین با خون بسیاری از رفقا و هموطنان آغشته شده است و سنت غنی دارد. رفاه مدیون دستان و ذهن شما رفقا و مردم هوئه است...»
صبح روز بعد، هفت برادر، با قطبنما در دست، در همان جهت حرکت کردند و مسیری را به سمت سرزمین ناآشنا در دایره ۴۰ کیلومتری که روز قبل روی نقشه مشخص شده بود، باز کردند. نگوین تای لانگ با بالا رفتن از تپهای مشرف به اطراف، با خوشحالی فریاد زد: «رفقا، استان همسایه ما چنین سرزمین شگفتانگیزی به ما داده است! برنج، وسعت وسیعی از مزارع برنج که در مقابل چشمان ما گسترده شده است! واقعاً دشتی در وسط فلات است. فوقالعاده است!» سو، مردی محتاط، پس از حفر هفتاد و هشت سانتیمتر با چاقو و همچنان بیرون آوردن مشتی هوموس سیاه، با اطمینان گفت: «این یک منطقه برنجخیز فوقالعاده خواهد بود.» برادران با دنبال کردن نهر دا لی، در اعماق دامنههای کوه، ناگهان به تپههایی از سیبزمینی شیرین برخوردند که در میان منطقهای متراکم از علفهای کوگون و بامبوهای خاردار پنهان شده بودند، اما هنوز غدههایی داشتند. گیاهان باستانی کاساوا، تنههایشان به قطور درختان، سنگرهای فروریخته و چند شیء دیگر مانند قمقمههای آب، قمهها و قابلمهها و ماهیتابههای زنگزده - این آثار، گواهی بر روحیه شکستناپذیر و مقاوم یک پایگاه مقاومت قهرمانانه بودند. همه این تصاویر، موجی از احساسات، روحیهای استوار و اعتقاد و عزم راسخ را در تیم بررسی القا کرد: اگر مردم و ارتش ما آمریکاییها را در این سرزمین شکست دادند، قطعاً بر فقر و عقبماندگی نیز غلبه خواهند کرد.
کمتر از یک ماه پس از بررسی، در ۱۷ دسامبر ۱۹۷۷، تیپ داوطلبان جوانان شهر هوئه پیشروی خود را به سمت سرزمین جدید آغاز کرد. هر دو هنگ تیپ داوطلبان جوانان، با نزدیک به ۱۸۰۰ عضو، از راه رسیدند و بلافاصله چاقوهای خود را برای پاکسازی جنگل، برنامهریزی مناطق مسکونی و کشت زمین برداشتند. اولویت اصلی کشاورزی و زمینهای کشاورزی بود. کسانی که خانه نداشتند، سرپناههای موقت برپا کردند. از سپیده دم تا غروب، همه در جنگل میماندند، درجا غذا میخوردند و میخوابیدند. بسیاری از شرکتها حتی کل واحدها را برای پاکسازی مزارع زیر نور ماه بسیج کردند. برخی از زنان جوان، به محض ورود، از صدای زوزه میمونها و غرش ببرها میلرزیدند و گریه میکردند، اما به تدریج خود را وفق دادند، درختان را بریدند، مزارع را پاکسازی کردند، کاهگلها را بریدند و مانند مردان خانه ساختند. کسانی که اعصاب ضعیفی داشتند و در آن روزهای سخت در جنگل وسیع زندگی میکردند، اغلب احساس میکردند که روحیهشان متزلزل شده و غرق در ترس شدهاند. آن دو با خود اندیشید: «آن روزهای آخر زمستان، بارانهای جنگلی بیوقفه میبارید. در پناهگاههای موقت، برادران و خواهران تا مغز استخوان خیس شده بودند.» شب تاریک پر از هقهق دختران جوان بود که با صدای باران و آواز پرشور مردان جوان در هم میآمیخت و در سراسر جنگل بکر طنینانداز میشد. رفقای ما، خیلی غمانگیز بود! این پسران و دختران شهری، که هنوز در مدرسه بودند، و برخی حتی هرگز چاقو یا قمهای در دست نگرفته بودند؛ از کوهها بالا میرفتند و از نهرها عبور میکردند، زالوها و حلزونها دست و پایشان را میگزیدند، مگسها و پشهها مانند کاه به آنها هجوم میآوردند، آب سمی، مارهای سمی، گرسنگی، مالاریا و گال در سراسر بدنشان پخش میشد. سلامتی آنها روز به روز رو به زوال بود، موهای دختران دسته دسته میریخت و نهرها آنها را با خود میبردند. بسیاری از آنها در حالی که بیلنگ و چاقو در دست داشتند، مانند Võ Yên Thế و Lê Cảnh Thị Dạ Hương سقوط کردند.
***
در میان چالشهای سخت بیشمار، تحت رهبری فرماندهی محل ساخت و ساز و شاخه حزب، ۱۸۰۰ داوطلب زن و مرد جوان از شهر هوئه به تدریج بر مشکلات غلبه کردند و وظایف خود را با موفقیت به پایان رساندند. حتی یک نفر هم تسلیم نشد. حتی یک نفر هم تسلیم سختیها نشد. همه آنها از طریق کار و تلاش به بلوغ رسیدند. بیش از ۵۰۰ هکتار از جنگلهای کهنسال، بامبو، بوتههای خاردار و نیزارها بلافاصله پس از آمادهسازی زمین، پاکسازی و برای کاشت آماده شدند. وقتی دوباره روایتهای صمیمانه درباره گروه جوانان داوطلب شهر هوئه را خواندم، واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم. در مقالهای که در اوایل سال ۱۹۷۸ توسط روزنامهنگار پیشکسوت وو توک در روزنامه لام دونگ منتشر شد، هوئه نوشت: «وقتی یک سال بعد رسیدیم، آن مردان جوان قبلاً آنجا را ترک کرده بودند. آنها به سرزمینهای جدیدی رفتند که به جلو اشاره میکردند. آنها با خوشحالی سفر خود را آغاز کردند و مفتخر بودند که وظیفه افتتاح جادهها و ایجاد روستاها در این مناطق روستایی جدید را بر عهده دارند. آنها آماده پذیرش و غلبه بر همه چالشهای سخت روزهای اولیه بودند. افتخار از آن آنهاست - پیشگامان!...»
همه داوطلبان جوان سابق به هوئه بازنگشتند؛ تعداد قابل توجهی از آنها داوطلب شدند که بمانند و در ساختن دولت و ادارات محلی مشارکت کنند. در پاسخ به فراخوان استان لام دونگ، برای تشکیل یک گروه اصلی برای کمک به ساختن و شکل دادن به دستگاهها و ادارات دولتی در سرزمین جدیدشان، بیش از ۴۰ داوطلب جوان سابق از شهر هوئه داوطلب شدند تا زندگی شهری را ترک کنند و در ارتفاعات مرکزی جنوبی آفتابی و بادخیز بمانند و با مردم هوئه که سرزمین اجدادی خود را برای سکونت در این سرزمین جدید ترک کرده بودند، بمانند. بسیاری از آنها بعداً به مقامات کلیدی در مناطق دا ته و دا هوآی و در استان لام دونگ تبدیل شدند...
(ادامه دارد)
منبع: https://huengaynay.vn/chinh-polit-xa-hoi/bai-1-dong-ky-uc-cua-nhung-nguoi-mo-dat-152660.html







نظر (0)