Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

شرکت در مسابقه «فردا از نگاه من»: رویای من این است که دامپزشک شوم.

دلیلی که به من انگیزه می‌دهد فقط تحسین نیست، بلکه ترس هم هست. می‌ترسم که روزی، اگر لو دوباره به شدت بیمار شود و من دانش یا زمان کافی برای رساندن او به بیمارستان نداشته باشم، شاید... لو برای همیشه مرا ترک کند. این ترس از دست دادن به قوی‌ترین انگیزه‌ای تبدیل شده است که مرا در مسیر فتح رویایم هدایت می‌کند.

Báo Dân ViệtBáo Dân Việt25/05/2026

عصرهای ملایم، وقتی نور طلایی خورشید از پنجره کوچک به داخل می‌تابد، اغلب آرام می‌نشینم و به حیاط جلویی محبوبم خیره می‌شوم. آنجا صدای خش‌خش برگ‌ها را می‌شنوم، بوی خاک مرطوب بعد از باران را استشمام می‌کنم و گربه کوچکم، لو، را می‌بینم که در خوابی آرام مچاله شده است. در آن فضای آرام، ذهنم به سمت "فردا"، به آینده‌ای نه چندان دور، می‌رود. آن آینده، سفری است برای دامپزشک شدن، رویایی ساده، اما سرشار از مسئولیت و دلسوزی.

در سن ۱۴ سالگی، زیباترین سن نوجوانی، زمانی که روح هنوز پر از شگفتی است، اما همچنین شروع به پرورش رویاها و انتخاب مسیری برای دنبال کردن می‌کند. مانند هر کس دیگری، رویاهای من ساده هستند، نه از چیزهای بزرگ، بلکه از یک خاطره بسیار معمولی که اثری عمیق بر قلب من گذاشته است، جوانه می‌زنند. آن روزی بود که من لو را پشت خانه دیدم، یک بچه گربه لاغر و ضعیف بعد از باران. خزش خیس شده بود، چشمانش گشاد شده بود و از ترس می‌درخشید. نمی‌توانستم جلوی خودم را بگیرم و آن را به سینه‌ام نچسبانم، نفس ضعیف موجود کوچک را که نیاز به محافظت داشت، احساس می‌کردم. از آن روز به بعد، لو به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی من تبدیل شد.

من حتی بیشتر به مسیر انتخابی‌ام برای دامپزشک شدن اطمینان دارم.

اما ناگهان... بدشانسی به لو هجوم آورد. پس از ماه‌ها مراقبت دلسوزانه از او، ناگهان دست از غذا خوردن کشید، بی‌حرکت دراز کشید و ناله‌های ضعیفی سر داد. قلبم به درد آمد، زیرا این اولین باری بود که واقعاً درماندگی‌ام را احساس می‌کردم، نمی‌دانستم در چنین شرایط بحرانی چه کار کنم. آن شب، نگرانی مرا فرا گرفته بود و خواب را برایم غیرممکن کرده بود. فقط می‌توانستم بیدار بمانم و لو را نوازش کنم، به این امید که زمان کمی سریع‌تر بگذرد، به این امید که خورشید زودتر طلوع کند تا بتوانم او را با پدرم به پزشک ببرم، به این امید که به سرعت بهبود یابد.

صبح روز بعد، من و پدرم با عجله به کلینیک دامپزشکی رفتیم. هنوز هم به وضوح آن پزشک را با دستان مهربان و دلسوزش که گربه کوچک را معاینه و درمان می‌کرد، به یاد دارم. آن لحظه مانند یک معجزه، یک شگفتی واقعی، در مقابل چشمانم آشکار شد. آن پزشک تنها با دانش حرفه‌ای گسترده و عشق بی‌حد و حصرش به حیوانات، توانست جان یک حیوان کوچک را نجات دهد.

از آن لحظه، شعله‌ی عزم و اراده در درونم شدیدتر از همیشه شعله‌ور شد و در مسیری که برای دامپزشک شدن انتخاب کرده بودم، اعتماد به نفس بیشتری پیدا کردم. دلیلی که مرا به این کار ترغیب می‌کرد، نه تنها تحسین، بلکه ترسی نهفته بود. می‌ترسیدم که روزی، اگر لو دوباره به شدت بیمار شود و من دانش و زمان کافی برای بردن او به بیمارستان را نداشته باشم، شاید... لو برای همیشه از بین رفته باشد. این ترس از دست دادن، قوی‌ترین نیروی محرکه‌ای شد که مرا در مسیر فتح رویایم هدایت می‌کرد.

در آن افکار پریشان، در رویاهای خودِ آینده‌ام غرق شده بودم. خودم را تصور می‌کردم که روپوش سفید آزمایشگاه پوشیده‌ام و با ملایمت و مهربانی از حیوانات رنج‌کشیده مراقبت می‌کنم. من فقط کسی نبودم که زخم‌های فیزیکی را درمان می‌کند، بلکه کسی بودم که به «سخنان ناگفته» آنها گوش می‌دهد، زیرا می‌فهمم که اگرچه حیوانات نمی‌توانند مانند انسان‌ها صحبت کنند، اما آنها نیز درد و ترس را احساس می‌کنند و مهمتر از همه، به عشق و حمایت نیاز دارند. آنها دنیای درونی غنی با احساسات واقعی دارند و شایسته‌ی رفتار با همدلی هستند.

به خودم گفتم که باید سخت درس بخوانم، مخصوصاً در علوم طبیعی. زیست‌شناسی و شیمی برای من فقط دروس خشک و بی‌روح کلاس نیستند، بلکه «کلیدهایی» هستند که درهای رویاهایم را باز می‌کنند. می‌دانم که جاده پیش رو با گل‌های رز سنگفرش نشده است، بلکه پر از چالش‌های سخت خواهد بود، زیرا مواقعی وجود خواهد داشت که نمرات مطابق انتظار نیستند. بنابراین، باید پشتکار داشته باشم، باید تمام تلاشم را بکنم و هرگز تسلیم نشوم، زیرا معتقدم که هر مسیر موفقیتی نیاز به تلاش بی‌وقفه، اراده‌ای آهنین و قلبی پرشور دارد. هر بار که زمین می‌خورم و با مشکلاتی روبرو می‌شوم، آنها را درس‌های ارزشمندی می‌دانم که به رشد و قوی‌تر شدن من کمک می‌کنند.

از نظر من، فردا دنیایی زیباتر خواهد بود، دنیایی که در آن مردم به حیوانات احترام می‌گذارند، آنها را گرامی می‌دارند و از آنها محافظت می‌کنند. امیدوارم بتوانم سهمی کوچک اما معنادار در ساختن جامعه‌ای انسانی داشته باشم. رویای یک کلینیک دامپزشکی کوچک و گرم را در سر دارم که در آن نه تنها از "حیوانات خانگی" مراقبت می‌شود، بلکه حیوانات رها شده نیز می‌توانند آسایش، شفا و عشق را بیابند. آرزوی دیدن سگ‌ها و بچه گربه‌های سالم را دارم که می‌دوند و بازی می‌کنند و چشمانشان از اعتماد و محبت به انسان‌ها برق می‌زند. این گواهی بر پیوند و دوستی واقعی بین انسان‌ها و دنیای حیوانات خواهد بود.

همانطور که کسی زمانی گفت: «رویاها برای تحسین شدن نیستند، بلکه برای دنبال کردن هستند»، این گفته همیشه اصل راهنمای من در هر عملی بوده است. من فقط به رویاپردازی بسنده نمی‌کنم؛ من هر روز و هر ساعت تلاش می‌کنم. هر سخنرانی در کلاس، هر کتابی که با پشتکار می‌خوانم، هر اقدام کوچکی که برای مراقبت از دوستان چهارپای اطرافم انجام می‌دهم... همه اینها اولین قدم‌ها، اولین آجرها در سفر طولانی هستند که من انتخاب کرده‌ام.

فردا شاید هنوز خیلی دور باشد، اما برای من، از همین امروز شروع به وجود آمدن کرده است. با ایمان راسخ به رویاهایم و تلاش بی‌وقفه، معتقدم روزی خواهم توانست وقتی به سفری که طی کرده‌ام نگاه می‌کنم، با رضایت لبخند بزنم.

قوانین مسابقه نویسندگی «فردا از نگاه من» ۲۰۲۶

شرکت‌کنندگان

- همه دانش‌آموزان مقاطع ابتدایی، راهنمایی، متوسطه، هنرستان‌ها و دانشجویان دانشگاه در سنین ۶ تا ۲۲ سال.

- این برنامه بر کودکان مناطق محروم تمرکز دارد.

موضوع مسابقه

- درباره رویاها، آرزوها، داستان‌های واقعی سفرتان به بزرگسالی، چالش‌های زندگی و آرزوهای آینده یا چیزهایی که در حال حاضر در دل دارید، بنویسید.

- دیدگاه‌های خودشان در مورد آینده؛ آنچه به آن اعتقاد دارند و به آن امید دارند، و آرزوهایشان برای تغییر جهت روشن‌تر کردن زندگی فردا.

محتوای درخواست

- هر نویسنده می‌تواند یک اثر ارسال کند. اثر باید بین ۳۰۰ تا ۲۰۰۰ کلمه باشد (درباره خودتان، همکلاسی‌هایتان، همسالانتان؛ رویاها و آرزوهای الهام‌بخش، دارای ارزش انسانی و غیره) و حداقل یک عکس از خودتان یا خانواده‌تان داشته باشد.

- آثار می‌توانند به صورت دست‌نویس، تایپ شده یا از طریق ایمیل ارسال شوند. شرکت‌کنندگان باید نام کامل، کلاس، مدرسه و شماره تلفن/آدرس ایمیل خود را ذکر کنند؛ آثار می‌توانند مستقیماً به کمیته برگزاری مسابقه نویسندگی «فردا در چشمان من» ارسال شوند: بخش فرهنگ و جامعه، طبقه دهم، روزنامه نونگ تون نای، لات E2، منطقه شهری جدید کائو گیای، خیابان دونگ دین نای، بخش کائو گیای، هانوی ، یا از طریق آدرس ایمیل رسمی کمیته برگزاری: Ngaymaitrongmatem2026@gmail.com

خط ویژه: 097 9270846

صفحه هواداران مسابقه: www.facebook.com/cuocthivietngaymaitrongmatem

وب سایت روزنامه آنلاین دان ویت/روزنامه نونگ تون نگای نای (danviet.vn)

ساختار جایزه

جایزه نفر اول: 20 میلیون دونگ ویتنام

جوایز نفر دوم: هر نفر ۱۵ میلیون دانگ ویتنام

۳ جایزه سوم: هر کدام ۱۲ میلیون دونگ ویتنامی

۱۰ جایزه ویژه: هر جایزه به ارزش ۱۰ میلیون دانگ ویتنام (به صورت غیرنقدی اهدا می‌شود: لپ‌تاپ‌های برند دل).

05 جایزه برای افراد برجسته‌ای که در مقالات معرفی شده‌اند، هر کدام به ارزش 5 میلیون دونگ ویتنامی.

مسابقه نویسندگی «فردا از نگاه من» رسماً آثار ارسالی از ۵ مارس ۲۰۲۶ تا ۱۰ ژوئن ۲۰۲۶ را می‌پذیرد و انتظار می‌رود مراسم اهدای جوایز در پایان ژوئن ۲۰۲۶ برگزار شود.

منبع: https://danviet.vn/bai-du-thi-ngay-mai-trong-mat-em-uoc-mo-tro-thanh-bac-si-thu-y-d1427353.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
شادی سرباز جزیره

شادی سرباز جزیره

قالب ساز

قالب ساز

کاشت نشا برنج

کاشت نشا برنج