تصویرسازی توسط: ون نگوین
لطیف همچون مخمل نرم، منتظر اوست.
قطرات شبنم شیرین غرق در نور خورشید صبحگاهی
خورشید صبح به سرخی شکوفههای هلو است.
اولین رنگ سبزی که خورشید را لمس کرد.
مثل اولین روزی که نگاهمان به هم گره خورد
نگاهی عاشقانه که در تمام طول زندگی شما را دنبال خواهد کرد.
نسیم خنکی از کوچه و خیابانها میگذشت.
این جاده پر از درختان ماگنولیا است که نام عشاق روی آنها حک شده است.
هنوز هم بوی آشنا در خوابهایم پیچیده است.
هزار رویای پوچ
خورشید طلوع کرده، چمن طلایی و نرم است.
مردی که رویای تاجر شدن را در سر میپروراند، هنوز برنگشته است.
ستونی از عشق در میان امواج خروشان ایستاده است.
سپیده دم رنگ ارغوانی خود را پنهان میکند و منتظر میماند.
یک کانال وجود دارد که مردم را به مسیر قدیمی هدایت میکند.
من گوشه خیابان کنار میدان بید قدیمی هستم.
حلقه شلوغ گذشته
بارانِ بیموقع در ژانویه با حسرت بر چمن میبارد.
منبع: https://thanhnien.vn/co-xuan-tho-cua-pnthuong-doan-185250103133712371.htm






نظر (0)