Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

سرچشمه شادی

من در طبقه بالای یک آپارتمان کم ارتفاع زندگی می‌کنم که دهه‌ها پیش ساخته شده است. اینجا، یک مکان آرام و خصوصی برای استراحت دارم، در عین حال به راحتی می‌توانم محیط اطرافم را مشاهده کنم.

Báo Sài Gòn Giải phóngBáo Sài Gòn Giải phóng21/02/2026


۱. من در طبقه بالای یک آپارتمان کم‌ارتفاع زندگی می‌کنم که دهه‌ها پیش ساخته شده است. اینجا، یک مکان آرامش‌بخش و خصوصی دارم که به من اجازه می‌دهد به راحتی محیط اطرافم را مشاهده کنم. سپس، طی چند سال گذشته، تصویری در این مکان ظاهر شده است که به نظر می‌رسد بیش از هر چیز دیگری آن را دوست دارم، زیرا هم تحسین و هم رستگاری معنوی را در بر می‌گیرد.

او در بلوک روبرو زندگی می‌کند، با خانواده‌ای میانسال شامل همسر، فرزندان و والدینش که تقریباً ۸۰ سال سن دارند. مادرش پس از سکته مغزی دیگر نمی‌توانست راه برود. از آن زمان، هر اواخر بعد از ظهر او را برای طب سوزنی و فیزیوتراپی می‌برد. از آن به بعد، من مرتباً سر ساعت مقرر به صندلی‌ام می‌رفتم تا این صحنه را ببینم.

این تصویر، مرد لاغری را نشان می‌دهد که مادرش را بر پشت خود حمل می‌کند و یک صندلی پلاستیکی کوچک را به شکمش تکیه داده است. آنها آپارتمان طبقه آخر خود را ترک می‌کنند و از ۸۷ پله به طبقه همکف پایین می‌روند. وقتی خسته می‌شوند، صندلی را زمین می‌گذارند و مادرش را روی آن می‌گذارند. او در راه بازگشت به خانه نیز همین کار را می‌کند. هر بار که استراحت می‌کند، به آرامی دست مادرش را نوازش می‌کند و مراقبت و محبت زیادی را نشان می‌دهد.

۲. من هم یک بار مادرم را این‌طور بغل کردم، اما نیمه‌شب بود، در عجله‌ای دیوانه‌وار برای بردنش به بیمارستان. با دیدن این تصویر آشنا، ناگهان احساس غم شدیدی به من دست داد، نمی‌توانستم از یادآوری گذشته اجتناب کنم. مادرم در روستا زندگی می‌کرد. بعد از فارغ‌التحصیلی، برای کار به شهر رفتم. بعضی از آشنایانم مرا به خاطر اینکه همیشه هر وقت وقت آزاد داشتم به خانه برمی‌گشتم تا با مادرم باشم، گاهی اوقات بیش از هزار کیلومتر رفت و برگشت سفر می‌کردم تا فقط بیش از نصف روز را با او بگذرانم، یا به خاطر اینکه در روزهای آخر عمرش با پشتکار از او مراقبت می‌کردم، تحسین می‌کردند.

دانلود.jpg

تصویر نمایشی

اما احترام به فرزند، فضیلتی عمیق است، به وسعت اقیانوس و آسمان؛ فرزندان چگونه می‌توانند پتانسیل کامل آن را اندازه‌گیری کنند؟ به خصوص اکنون که زندگی ما پر از نگرانی‌های فراوان است: درس، زندگی اجتماعی، شغل، خانواده‌های خودمان... در تلاش بی‌وقفه برای رسیدن به نقاط عطف زندگی، گاهی اوقات وظیفه فرزندی خود را در قبال والدینمان فراموش می‌کنیم.

بارها پیش می‌آمد که احساس عذاب می‌کردم و از خودم می‌پرسیدم که مادرم در روز فوت مادربزرگم چه رنجی کشیده و چه کسی او را آرام کرده است. مادرم به عمو تو نزدیک بود، که خانه‌اش در وسط مزارع بود. بعد از چرت بعدازظهرش، اغلب کلاه مخروطی‌اش را بر سر می‌گذاشت و از مزارع به حیاط بادخیز و سایه‌دار می‌رفت، جایی که عمو تو با سیب‌زمینی آب‌پز و کاساوا منتظرش بود. بعد از فوت عمو تو، مادرم گهگاه کلاهش را بر سر می‌گذاشت و از مزارع عبور می‌کرد و تنها در همان نقطه می‌نشست. حالا که تنها دوست قدیمی‌اش رفته بود، قلبش از فقدان و پوچی به تپش افتاده بود.

با وجود تلاش‌هایمان برای مقایسه، ما اغلب درد خودمان را عظیم می‌دانیم و به ندرت به مشکلاتی که دیگران با آن مواجه هستند توجه می‌کنیم. تنها زمانی که در موقعیت‌های مشابه غرق می‌شویم، واقعاً آنها را درک و همدلی می‌کنیم. والدین نیز غم و نگرانی را تجربه می‌کنند؛ روح و سلامت روان آنها نیاز به مراقبت دارد. سالمندان به سرعت در تنهایی، در مبارزات خصوصی خود، بدون کسی که آنها را همراهی کند یا به آنها در غلبه بر مشکلاتشان کمک کند، پیر می‌شوند. با این حال، تشخیص و تسکین احساسات منفی آنها نیاز به آگاهی بسیار ظریفی از سوی فرزندانشان دارد، زیرا آنها همیشه می‌خواهند از تحمیل بار بر ما خودداری کنند.

۳. ویکتور فرانکل، روانشناس یهودی، مانند بسیاری از والدین، مشتاقانه می‌خواست پسرش برای آینده‌ای روشن‌تر به آمریکا بیاید. اما فرانکل تصمیم گرفت بماند تا به والدینش کمک کند تا با احساسات منفی که در طول آزار و اذیت وحشیانه نازی‌ها با خطر اعزام به اردوگاه‌های کار اجباری روبرو بودند، کنار بیایند.

فرانکل در چندین کتاب (مانند *انسان در جستجوی معنا*) ادعا می‌کند که تصمیم به ماندن به او حس شادی پایداری بخشیده است؛ این معنای اساسی زندگی است وقتی که فرد از عزیزان خود مراقبت می‌کند، حتی زمانی که شکنجه را تحمل می‌کند و با آستانه مرگ روبروست.

در چندین انجمن، بسیاری از افراد ادعا می‌کنند که در کنار آمدن با والدین خود مشکل دارند و «شکاف نسلی» را مقصر می‌دانند، اما متوجه نمی‌شوند که این «خلق و خوی» خودشان - شخصیت آنها و نحوه نگاهشان به والدینشان - است که این را «برچسب‌گذاری» کرده است. برای ارتباط با یکدیگر و یافتن زمینه‌های مشترک، نیاز به فرآیندی از همراهی، انباشت تجربیات و به اشتراک گذاشتن تجربیات است.

۴. از آنجایی که با زوجی که در همان آپارتمان زندگی می‌کردند دوست شده بودم، گاهی اوقات از اینکه به او در حمل صندلی پلاستیکی کوتاهش از ده‌ها پله کمک می‌کردم، خوشحال می‌شدم. یک بار، اتفاقاً زودتر رسیدم و شنیدم که او به آرامی به همسرش می‌گوید: «صبر کن تا گزارش کارم را در اداره تمام کنم، بعد صحبت می‌کنیم.» همسرش برایم توضیح داد: «هر روز همینطور است؛ بعد از اینکه از سر کار به خانه می‌آید و شام می‌خورد، با والدینش صحبت می‌کند و سپس به کارهایش رسیدگی می‌کند. اما نکته مهم این است که مادرش بسیار خوشحال است.»

با خودم فکر کردم، این فقط یک عادت نیست، بلکه یک آگاهی آگاهانه است که به یک اصل و روش زندگی ارتقا یافته، که توسط او برای پیروی مداوم از آن بنا شده است. ما آینده‌ای داریم: به امید یافتن شریک زندگی مناسب، داشتن فرزندانی مطیع، خانه‌ای راحت و شغلی باشکوه. والدین ما با گذشت زمان پیر می‌شوند، تنها گذشته‌شان درخشان‌تر می‌شود. و آینده‌شان در چشمان ماست.

بدون عنوان-1dsads-2991-5046.jpg.jpg

تصویر نمایشی

دوست من، یک جامعه‌شناس، در مطالعه‌ای روی جمعیت سالمندان دریافت که امید به زندگی افزایش یافته و افراد مسن‌تر وقتی با فرزندانشان زندگی می‌کنند، حتی اگر فقیر باشند، اما شاد، محترم، خوش‌صحبت و به آنها عشق می‌ورزند، شادتر و سالم‌تر هستند. آنها از این احساس که هنوز مفید هستند و فرزندانشان می‌توانند به آنها تکیه کنند، خوشحال بودند. در بسیاری از موقعیت‌ها، حتی زمانی که فرزندان به نصیحت آنها نیازی نداشتند، نزدیکی و به اشتراک گذاشتن مکرر با والدینشان به آنها کمک می‌کرد تا خود را تنظیم کنند و تصمیمات عاقلانه‌تری بگیرند.

یک الگوریتم نسبتاً جالب وجود دارد: اگر موضوع خاصی را در یک برنامه رسانه اجتماعی مشاهده کنید، آن موضوع دائماً جلوی چشمان شما ظاهر می‌شود. این الگوریتم را در تعاملات خانوادگی تصور کنید. اگر کمی عقب بروید، بنشینید و قلب خود را باز کنید، "الگوریتم" به طور نامحسوس رابطه را ارتقا می‌دهد و آن را عمیق‌تر و صمیمی‌تر می‌کند. "احساس شادی پایدار"، همانطور که ویکتور فرانکل تجربه کرد، پاداش این کار خواهد بود.

به نظر نمی‌رسد طول زندگی از چهار فصل پیروی کند، بلکه با افزایش یا کاهش تعداد «چه می‌شد اگر»ها سنجیده می‌شود. چقدر دیگر والدین خود را خواهیم داشت؟ کار را کنار بگذارید، تعهدات اجتماعی را کنار بگذارید و قلب خود را پاک کنید تا نور تابناک عشق خانوادگی را ببینید. به آرامی به والدین خود خیره شوید، خواهر و برادرهایتان را تحسین کنید، فرزندانتان را تماشا کنید... با هم صحبت کنید و از منبع شادی لذت ببرید.

برفی بودن

منبع: https://www.sggp.org.vn/coi-nguon-hanh-phuc-post838654.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
آشوبی از پرچم‌ها و گل‌ها

آشوبی از پرچم‌ها و گل‌ها

رقص نور

رقص نور

صبح در مو سی سان

صبح در مو سی سان