Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

دیدار دوباره عزیزان...

Việt NamViệt Nam27/10/2024


هفتاد سال گذشته است، اما خاطرات و نوستالژی روزهای زندگی و تحصیل در مدارس برای دانش‌آموزان جنوبی در شمال، همچنان «دارایی‌های معنوی» ارزشمندی هستند که دانش‌آموزان جنوبی در طول زندگی خود گرامی می‌دارند و برای آنها ارزش قائلند. و امروز، در خانه کوچک معلم لو نگوک لاپ (خیابان بویی تی شوان، بخش نگوک ترائو، شهر تان هوآ )، معلم و دانش‌آموزان هر دو با احساسی عمیق دوباره به هم پیوستند.

۱. با دریافت خبر برگزاری مراسمی در استان تان هوآ به مناسبت هفتادمین سالگرد استقبال از هموطنان، کادرها، سربازان و دانشجویانی از جنوب که به شمال نقل مکان کرده بودند، دو تان لاپ، کهنه سرباز (که اصالتاً اهل استان هائو گیانگ است و در حال حاضر در شهر هوشی مین زندگی می‌کند) عمیقاً متأثر شد. این کهنه سرباز بدون فکر زیاد، بلافاصله چند وسیله شخصی ساده را در کوله پشتی فرسوده خود گذاشت، موتورسیکلت قدیمی خود (که با دو چرخ عقب و یک سایبان کوچک اصلاح شده بود) را روشن کرد و به سمت تان هوآ حرکت کرد.

این جانباز، ریزنقش اما تنومند، با نگاهی مصمم، سفری نه روزه از شهر هوشی مین به استان تان هوآ را آغاز کرد. در این مدت، او از چندین مکان دیدنی در طول مسیر خود به شمال بازدید کرد. گذشته از خوابیدن و توقف برای غذا خوردن برای تجدید انرژی، او پیوسته رانندگی می‌کرد. وقتی از او پرسیده شد: "چه چیزی شما را به این سفر ترغیب کرد؟"، آقای لاپ با صدای بلند خندید و پاسخ داد: "هیچ چیز بزرگتر از عشق و قدردانی برای سرزمین و مردم تان هوآ و قول ملاقات با همکلاسی‌هایم از مدرسه‌ای که برای دانش‌آموزان جنوب، جایی که من در آن درس خواندم، در کلاس درس معلم سابقمان بود، نبود."

دیدار دوباره عزیزان...

دو تان لاپ، جانباز (اهل استان هائو گیانگ ، که در حال حاضر در شهر هوشی مین زندگی می‌کند) با موتورسیکلت قدیمی خود سفری ۹ روزه از جنوب به تان هوا انجام داد.

آقای لاپ با لباس نظامی سبز و نشان قرمز کهنه سربازان ویتنام بر سینه، با شور و شوق از بازگشت خود به تان هوآ گفت: «این اولین باری نیست که به تان هوآ برمی‌گردم. پیش از این، چندین بار به آنجا برگشته‌ام، مکانی که نقاط عطف مهمی را در خود جای داده و خاطرات خاص و فراموش‌نشدنی بسیاری را در زندگی من حفظ کرده است. به طور خاص، تان هوآ مکانی است که من همیشه از مراقبت و مشارکت مردم آن نسبت به هموطنان، کادرها، سربازان و دانش‌آموزانی از جنوب که ۷۰ سال پیش به شمال نقل مکان کردند، از جمله من، یک کودک ۹ ساله، و خواهر بزرگترم که در آن زمان ۱۱ ساله بود، قدردانی می‌کنم. و من عمیقاً از معلم لو نگوک لاپ به خاطر توجه فداکارانه و دلسوزانه‌اش به من، که وقتی در مدرسه شماره ۱ دونگ تریو برای دانش‌آموزان جنوبی (کوانگ نین) درس می‌خواندم، مانند فرزند خودش به من آموزش می‌داد، قدردانی و سپاسگزاری می‌کنم.»

دیدار دوباره عزیزان...

دو تان لاپ، کهنه سرباز (با لباس نظامی، نشسته در سمت چپ) با معلم لو نگوک لاپ (با پیراهن صورتی) و همکلاسی‌هایش از مدرسه شماره ۱ دانش‌آموزان جنوبی در دونگ تریو (کوانگ نین) دوباره ملاقات می‌کند.

در یک صبح سرد و خنک اوایل زمستان، داستان‌های این نوازنده پیشکسوت و مسن، فضای اطراف میز کوچک چای را گرم می‌کرد. او صحنه بندر هوی را در روزی که کشتی پهلو گرفت به یاد آورد؛ روزهایی که با یک خانواده کشاورز در منطقه‌ای نزدیک شهر تان هوآ زندگی می‌کردند. آقای لپ با صدای گرفته و چشمانش پر از اشک گفت: «اوه، آن روزها، روزهای سختی و کمبودهای بی‌شماری بود، با این حال مردم اینجا هنوز از هر نظر به ما اهمیت می‌دادند. اما وقتی پیشنهاد دادیم که غذایمان را با بچه‌ها تقسیم کنیم، زنان و مادران موافقت نکردند. آنها می‌ترسیدند که ما غذای کافی برای خوردن نداشته باشیم، در حالی که مردم خودشان فقط سبزیجات و فرنی برای گذران زندگی داشتند.» دانش‌آموزانی که از جنوب به شمال نقل مکان کرده بودند، فقط مدت کوتاهی در سام سون ماندند و سپس در مکان‌های مختلف در سراسر شمال پراکنده شدند و روزهای خود را صرف تحصیل و آموزش در مدارس ویژه کردند.

آه، آن روزها فوق‌العاده سخت و چالش‌برانگیز بودند، با این حال مردم اینجا هنوز هم از هر نظر از ما مراقبت می‌کردند. اما وقتی پیشنهاد دادیم که غذایمان را با بچه‌ها تقسیم کنیم، زنان و مادران قبول نکردند...

[جاسازی]https://www.youtube.com/watch?v=5z1XzK4yh74[/جاسازی]

حافظه و استقامت این جانباز واقعاً ما، بازدیدکنندگانی که او را دنبال می‌کردند، را تحت تأثیر قرار داد. یک جانباز تقریباً ۸۰ ساله، موتورسیکلتی با پلاک شروع شده با ۹۵، دارای سایبان و پرچم قرمز در حال اهتزاز در جلو، را در سفری نه روزه از جنوب به شمال ویتنام برای دیدار مجدد با معلم و همکلاسی‌هایش راند. هر کسی که داستان را می‌فهمید، تحت تأثیر قرار می‌گرفت. این سفرهای اتحاد، خطوط جداکننده و فواصل جغرافیایی را از بین برد و قلب‌ها را به هم پیوند داد. پس از ۷۰ سال، استان تان هوآ مفتخر و مفتخر است که شاهد این دیدارهای قلب‌هایی است که به عنوان یک قلب تپنده، با ایمان و عشق یکسان، می‌درخشند.

موتورسیکلتی با پلاکی که با ۹۵ شروع می‌شد، دارای سایبان و پرچم قرمز در حال اهتزاز در جلو، توسط یک کهنه سرباز تقریباً ۸۰ ساله در یک سفر نه روزه از جنوب به شمال ویتنام رانده شد، همه برای پیوستن به معلم و همکلاسی‌هایش...

۲. وقتی آقای لاپ رسید، دوستانش از قبل در خانه معلم لو نگوک لاپ جمع شده بودند. معلم لاپ با لبخندی درخشان با دانش‌آموزانش که سال‌ها ندیده بود، گپ می‌زد. از میان جمعیت، صدایی فریاد زد: «دوستمان دو تان لاپ از راه رسیده است!» دست دادن و احوالپرسی، اتاق نشیمن کوچک را پر از خنده و گفتگو کرد. شاید به این دلیل که معلم و دانش‌آموزان همیشه خاطراتشان را به یاد می‌آوردند و به اشتراک می‌گذاشتند، اگرچه از نظر فیزیکی از هم دور بودند، اما به هم نزدیک می‌ماندند و قلب‌هایشان بدون هیچ گونه تشریفات یا ناراحتی به هم متصل بود.

انگار «زندگی زودگذر است». همین دیروز، این دانش‌آموزان اهل جنوب، گیج و ساده‌لوح، مانند پرندگان جوانی که برای اولین بار گرمای والدینشان را ترک می‌کنند، در شمال جمع می‌شدند. با این حال، اکنون، در کنار آقای لپ، سرهایی با رگه‌های خاکستری نشسته بودند. آن دانش‌آموزانی که او از غذا و خواب گرفته تا تکالیفشان از آنها مراقبت می‌کرد، همگی بزرگ شده‌اند. این «دانه‌های قرمز» که او با تمام قلب و عقلش پرورش داده، دیپلمات، روشنفکر، مهندس، معلم، پیشکسوت، موسیقیدان شده‌اند... و قدرت خود را در ساختن میهن و کشورشان به کار گرفته‌اند.

من و دانش‌آموزانم همیشه خاطرات شیرین، رابطه‌ی وفادارانه و فرزندی معلم-شاگردی و اصل به یاد داشتن ریشه‌هایمان را گرامی خواهیم داشت.

کلاس دهم الف در مدرسه شماره ۱ دانش آموزان جنوبی دونگ تریو در آن زمان بیش از ۴۰ دانش آموز، اعم از دختر و پسر، داشت. معلم لو نگوک لاپ به طور محرمانه گفت: «اگرچه دانش آموزان جوان بودند و مجبور شدند خانواده های خود را ترک کنند و به سرزمینی دور بروند، اما بسیار خوش رفتار، در تحصیل بسیار وظیفه شناس و برای موفقیت تلاش می کردند. واضح ترین گواه، دستاوردهای امروز آنهاست. من از این بابت بسیار خوشحالم و به آن افتخار می کنم. حتی تأثیرگذارتر این است که با وجود فاصله و فرصت های کم برای ملاقات، آنها همیشه یکدیگر را به یاد می آورند و همیشه به یاد دارند که در تان هوآ معلمی بوده که به آنها درس داده و آنها را همراهی کرده است. بسیاری از دانش آموزانی که شانس عبور از تان هوآ را داشتند، هرگز فراموش نکردند که به من سر بزنند یا با من تماس بگیرند تا از وضعیت خود مطلع شوند. آنها همچنین اغلب برای گپ زدن و جویا شدن از سلامتی من تماس می گیرند. من و دانش آموزانم همیشه در خاطرات خوش، در رابطه وفادارانه و سپاسگزار معلم و دانش آموز، با یادآوری ریشه هایمان، زندگی خواهیم کرد.»

دیدار دوباره عزیزان...

هفتاد سال گذشته است و بزرگترین شادی این است که معلمان و دانش‌آموزان مدرسه شماره ۱ دانش‌آموزان جنوبی در دونگ تریو می‌توانند دوباره دور هم بنشینند و خاطرات گذشته را مرور کنند.

شاید گذشت زمان بر سلامت آقای لاپ تأثیر گذاشته باشد و موهای بسیاری را سفید کرده باشد، اما ارزشمندترین چیز این است که همه دانش‌آموزان کلاس 10A (1965-1966) همیشه خاطرات شیرین یکدیگر را گرامی داشته‌اند. آقای تران کوک به، 79 ساله، مدیر کلاس 10A، پرشورترین سال‌های جوانی خود را به یاد آورد: «آن دوران، دوران سختی بود، پر از سختی، اما همه مصمم بودند که سخت درس بخوانند و آموزش ببینند تا از مراقبت و حمایت حزب، رئیس جمهور هوشی مین و فداکاری معلمان مدرسه ناامید نشوند.»

«آن دوران، دوران سختی بود، پر از سختی، اما همه مصمم بودند که سخت درس بخوانند و آموزش ببینند تا از مراقبت و حمایت حزب، رئیس جمهور هوشی مین و فداکاری معلمان مدرسه ناامید نشوند.»

آقای بِ همیشه تصویر آقای لاپ را به یاد خواهد داشت، کسی که روزانه از دانش‌آموزانش مراقبت، مراقبت و با فداکاری از آنها مراقبت می‌کرد، گویی آنها فرزندان خودش بودند. او نه تنها معلم دروس دانشگاهی در کلاس درس بود، بلکه یک مربی نیز بود که حتی کوچکترین جنبه‌های زندگی را هدایت و اصلاح می‌کرد. آقای بِ گفت: «تا به امروز، ما هنوز هم از چیزهای گرانبهایی که دریافت کرده‌ایم سپاسگزاریم. آقای لاپ بیش از یک معلم یا پدر، کسی بود که مرا راهنمایی و هدایت کرد و از زمان دبیرستان به من اراده و تلاش برای پیوستن به حزب و افتخار عضویت در حزب را داد. نمی‌توانم این مهربانی را با کلمات بیان کنم.»

دیدار دوباره عزیزان...

معلم لو نگوک لاپ - که حدود 20 سال با مدرسه برای دانش‌آموزان ویتنام جنوبی در شمال کار کرده است.

خیلی از وقت ناهار گذشته بود و داستان هفتادمین سالگرد به دلیل برنامه‌های فشرده و کارهای فوری قطع شد. برخی که نمی‌خواستند تجدید دیدار با دوستان و معلم کلاس خود را از دست بدهند، موقتاً کار ناتمام خود را کنار گذاشته و به تان هوآ پرواز کرده بودند. اکنون، پس از برآورده شدن آرزویشان، با عجله به فرودگاه بازگشتند تا به جنوب بازگردند. بقیه همگی هیجان‌زده و مشتاق بودند تا برای مراسم بزرگداشت مفصل و باشکوه بعدازظهر در سام سون که در منطقه یادبود برای هموطنان جنوبی، کادرها و سربازانی که به شمال نقل مکان کرده بودند، برگزار می‌شد، آماده شوند. آقای دو تان لاپ گفت: «با دیدن اخبار و تصاویر منطقه یادبود و آماده‌سازی‌های بزرگداشت از طریق مطبوعات، احساس می‌کنم که بیشتر تحت تأثیر قرار گرفته‌ام و مشتاق‌تر هستم. واقعاً دلگرم‌کننده است که پس از ۷۰ سال، تان هوآ بار دیگر از ما در چنین تجدید دیدار باشکوه و پرمهری استقبال می‌کند.»

دیدار دوباره عزیزان...

معلم لو نگوک لاپ زمانی مفتخر به دریافت تقدیرنامه از رئیس جمهور هوشی مین شد.

زندگی مجموعه‌ای از ملاقات‌ها و جدایی‌هاست. جدایی‌ها اغلب به تجدید دیدارها منجر می‌شوند. با مشاهده‌ی مستقیم و گوش دادن به داستان‌های صمیمانه و خاطرات محبت‌آمیز معلم لو نگوک لاپ با دانش‌آموزانش، و خاطرات زیبای رفاقت شمال و جنوب در آن دوره‌ی پرآشوب، همه‌ی ما عمیقاً از معنا و ارزش عمیق انسانی این رویداد یادبود و وجود مکان یادبود، که نمادی از کشتی گردهمایی است، در ساحل سام سون، قدردانی می‌کنیم.

هوانگ تائو - هوانگ سون



منبع: https://baothanhhoa.vn/cuoc-hoi-ngo-cua-nhung-yeu-thuong-228778.htm

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
وطن در قلب من

وطن در قلب من

ساختن پل‌هایی برای اتصال سواحل شادی.

ساختن پل‌هایی برای اتصال سواحل شادی.

تصویر زیبا از پدر و پسر

تصویر زیبا از پدر و پسر