این سخنرانی، بر اساس روحیهی «مردم پایه و اساس هستند»، الزامات جدیدی را برای جبههی میهنی ویتنام مطرح میکند: از متحد کردن مردم تا ایجاد اجماع اجتماعی، از بسیج جنبشها تا حفاظت از منافع مشروع مردم، از صحبت با مردم تا گوش دادن واقعی به مردم، درک عمیق مردم و جلب اعتماد آنها.
اراده مردم - منبع قدرت ویتنام.
در طول تاریخ این ملت، یک منبع قدرت بیوقفه وجود داشته است: اراده مردم. میتوان گفت که تاریخ ویتنام، تاریخ ملتی است که میداند چگونه اراده مردم را به قدرت تبدیل کند، چگونه میهنپرستی را به عمل تبدیل کند و چگونه آرمانهای استقلال، آزادی و خوشبختی را به شاهکارهای خارقالعاده تبدیل کند.

بنابراین، وقتی دبیرکل و رئیس جمهور تو لام تأکید کردند که «وقتی ملت ما متحد باشد، قلبهای مردم متحد باشد و اراده کل ملت یکپارچه باشد، کشور بر همه مشکلات غلبه خواهد کرد، همه دشمنان را شکست خواهد داد و معجزات با اهمیت ماندگار خلق خواهد کرد»، این نه تنها یک خلاصه تاریخی، بلکه حقیقتی از توسعه نیز هست.
نکته جدید و قابل توجه در این سخنرانی این است که وحدت ملی نه تنها به عنوان یک سنت گرانبها و میراث معنوی شناخته میشود، بلکه به یک ظرفیت توسعه ملی نیز ارتقا مییابد. این یک رویکرد بسیار مدرن است. اراده مردم نه تنها پایه سیاسی، بلکه نوعی سرمایه اجتماعی، یک منبع نرم و یک نیروی محرکه درونزا است که برای توسعه پایدار بسیار مهم است.
برای اینکه یک ملت به توسعه پایدار دست یابد، بتواند از تغییرات غیرقابل پیشبینی زمانه عبور کند و از شوکهای خارجی مصون بماند، به اعتماد اجتماعی نیاز دارد. این اعتماد از مردم آغاز میشود. وقتی مردم اعتماد کنند، همکاری خواهند کرد. وقتی مردم همکاری کنند، همه منابع آزاد میشوند. وقتی به مردم احترام گذاشته شود، به حرف آنها گوش داده شود، مشارکت داده شوند و از آنها بهرهمند شوند، قدرت خلاق جامعه آزاد خواهد شد. به همین دلیل است که قرار دادن مردم در مرکز نه تنها یک الزام اخلاقی، بلکه یک الزام برای توسعه نیز هست.
قرار دادن مردم در مرکز - معیاری برای حکومتداری ملی.
یکی از عمیقترین نکات سخنرانی، الزام به رعایت اصل «مردم پایه و اساس هستند» به عنوان یک اصل راهنما در کل فعالیتهای جبهه میهنی بود. در این راستا، روح «مردم پایه و اساس هستند» در معیارهای بسیار روشنی تجسم مییابد: تمام دستورالعملهای حزب، سیاستها و قوانین دولتی و تمام برنامهها، جنبشها و کمپینهای جبهه میهنی باید از نیازها، آرزوها، حقوق و منافع مشروع مردم سرچشمه بگیرند؛ با هدف بهبود زندگی مادی و معنوی و خوشبختی مردم.

این نکتهی حیاتی است. قرار دادن مردم در مرکز باید در فرآیند سیاستگذاری، در نحوهی اجرای سیاستها، در نگرش مسئولان، در اثربخشی حل مشکلات خاص زندگی و در توانایی حفاظت از حقوق و منافع مشروع مردم منعکس شود.
دبیرکل و رئیس جمهور تأکید کردند که «اثربخشی کار جبهه میهن نه تنها باید با تعداد جلسات، اسناد، جنبشها و مراسم افتتاحیه سنجیده شود، بلکه باید با اعتماد، رضایت، سطح مشارکت مردم، توانایی در حفاظت از حقوق و منافع مشروع مردم و نتایج ملموس در بهبود و بهبود زندگی مردم نیز سنجیده شود.» این نشان دهنده یک تغییر اساسی در تفکر ارزیابی است. از اولویت دادن به ورودیها و اشکال سازمانی، باید به شدت به سمت ارزیابی خروجی، نتایج، تأثیرات و احساسات واقعی مردم حرکت کنیم.
قرار دادن مردم در مرکز همچنین به معنای تبدیل دموکراسی به یک عمل روزمره است. شعار «مردم میدانند، مردم بحث میکنند، مردم عمل میکنند، مردم بازرسی میکنند، مردم نظارت میکنند و مردم سود میبرند» باید به طور اساسیتر، ملموستر و قابل اندازهگیریتری اجرا شود. دانستن مردم به معنای مطلع شدن تنها پس از تصمیمگیری نیست. بحث مردم به معنای ارائه پیشنهادات صرف نیست. عمل کردن مردم به معنای اجرای ساده برنامههای از پیش تعیین شده نیست. بازرسی و نظارت مردم نباید فقط حقوق روی کاغذ باشد. و سود بردن مردم نمیتواند یک وعده دور از دسترس باشد، بلکه باید پیشرفتهای ملموس در زندگی روزمره باشد: از اشتغال، درآمد، مسکن، مراقبتهای بهداشتی، آموزش، محیط زندگی گرفته تا زندگی فرهنگی و معنوی و حس مورد احترام بودن.
در این عصر جدید توسعه، حکومت ملی نمیتواند صرفاً بر دستورات اداری متکی باشد، بلکه باید بر اجماع اجتماعی مبتنی باشد. این اجماع صرفاً سکوت رسمی نیست. بلکه بر اساس گفتگو، گوش دادن، حل هماهنگ تضاد منافع، حفاظت از حقوق مشروع و ایجاد فرصتهایی برای مردم جهت مشارکت در فرآیند توسعه بنا شده است. وقتی مردم احساس کنند که رعایای جامعه هستند، نه بیگانگان، وقتی احساس کنند که به صدایشان بها داده میشود، وقتی احساس کنند که شکایات مشروعشان شنیده و رسیدگی میشود، اعتماد اجتماعی تقویت خواهد شد. این عمیقترین پایه ثبات سیاسی و توسعه پایدار است.
از متحد کردن مردم تا ایجاد اجماع اجتماعی.
سخنرانی دبیرکل و رئیس جمهور، تو لام، الزام جدید و بسیار مهمی را برای جبهه میهنی ویتنام مطرح کرد: نه تنها گرد هم آوردن و بسیج مردم، بلکه ایجاد اجماع اجتماعی؛ نه تنها راه اندازی جنبش ها، بلکه سازماندهی اجرای مشخص؛ نه تنها انتقال سیاست ها و دستورالعمل ها به مردم، بلکه رساندن صداها، آرزوها، ابتکارات و نگرانی های مشروع مردم به حزب و دولت.
این سخنرانی تأکید کرد که وحدت در عصر جدید به معنای احترام به تفاوتهای مشروع؛ حل هماهنگ تضاد منافع؛ در نظر گرفتن اهداف مشترک ملت و مردم به عنوان نقطه مشترک؛ و استفاده از آرمان ساختن ویتنامی صلحآمیز، مستقل، دموکراتیک، مرفه، متمدن و شاد به عنوان پرچمی برای متحد کردن همه مردم میهنپرست ویتنام است.

این طرز تفکر بسیار مدرن است و ماهیت یک جامعه توسعهیافته را به دقت تشخیص میدهد. هرچه یک جامعه توسعهیافتهتر شود، منافع آن متنوعتر، نیازهای آن متنوعتر و صداهای آن متنوعتر میشود. بنابراین، نقش جبهه در دوران جدید فقط «دعوت به وحدت» نیست، بلکه سازماندهی، پرورش و محافظت از شرایط برای تبدیل وحدت به یک قدرت واقعی است.
برای دستیابی به این هدف، جبهه میهن باید به طور چشمگیری در کار نظارت و انتقاد اجتماعی خود نوآوری ایجاد کند. نظارت باید بر مسائل مورد توجه عموم، مسائل اجتماعی مبرم و سیاستهایی که به طور قابل توجهی بر زندگی مردم تأثیر میگذارند، متمرکز شود. انتقاد اجتماعی باید از همان ابتدا و به طور فعال، درست از همان فرآیند تدوین سیاست، انجام شود. به طور خاص، انتقاد نباید فقط در مورد کلمات باشد، بلکه باید در مورد اهداف سیاست، تأثیر اجتماعی، امکانسنجی، منابع اجرا و منافع مردم نیز باشد. این یک الزام بسیار بالا، اما در عین حال بسیار معتبر است. یک سیاست خوب نه تنها در نیت خود صحیح است، بلکه باید در عمل نیز قابل اجرا باشد؛ نه تنها روی کاغذ منطقی باشد، بلکه در تأثیر خود انسانی باشد؛ نه تنها اهداف مدیریتی را برآورده کند، بلکه از حقوق مشروع مردم نیز بهتر محافظت کند.
در اینجا، جبهه میهن میتواند به یک «حسگر اجتماعی» بسیار مهم تبدیل شود. این جبهه به مردم نزدیک است، آنها را درک میکند، شبکه گستردهای دارد و قادر است لایهها، بخشها و جوامع زیادی را به هم متصل کند. اگر این نقش را به خوبی ایفا کند، میتواند به نظام سیاسی کمک کند تا مشکلات ناشی از ریشهها را در مراحل اولیه شناسایی کند، به صداهایی که هنوز به کانالهای رسمی نرسیدهاند گوش دهد، تنگناهای سیاستگذاری، شکایات اجتماعی و آسیبپذیریهای گروههای محروم را تشخیص دهد. اما برای انجام این کار، جبهه باید شجاعت، دادهها، متخصصان، روشها و سازوکارهایی برای پیگیری توصیهها پس از نظارت و انتقاد داشته باشد. اگر توصیهها فقط در مرحله گزارش باقی بمانند و اگر نظرات مشروع مردم با سکوت مواجه شود، اعتماد از بین خواهد رفت.

نکته بسیار جدید دیگر در سخنرانی، الزام به ایجاد یک جبهه میهنی مدرن بود که در آن تحول دیجیتال باید اساسی باشد. تحول دیجیتال در کار جبهه میهنی باید روشهای جدیدی را برای جبهه ایجاد کند تا به مردم نزدیکتر باشد، به طور گستردهتری به مردم گوش دهد، سریعتر به مردم پاسخ دهد و بر حل و فصل دادخواستهای مردم با شفافیت بیشتری نظارت کند. دبیرکل و رئیس جمهور پیشنهادات بسیار قابل توجهی ارائه دادند، مانند: یک پورتال جبهه میهنی 24 ساعته، "ماه گوش دادن به مردم" و مجموعهای از شاخصهای اعتماد اجتماعی در سطح استانی... اگر به طور جدی اجرا شود، میتواند یک تغییر مهم از مدیریت جنبش به مدیریت مبتنی بر داده، از گوش دادن دورهای به تعامل منظم، از تأمل فردی به سنجش سیستماتیک افکار، آرزوها و اعتماد اجتماعی باشد.
با این حال، مدرنسازی جبهه میهنی فقط به فناوری مربوط نمیشود. هسته اصلی همچنان مردم هستند. یک جبهه میهنی مدرن نمیتواند توسط مقامات بوروکراتیکی که از مردم جدا هستند، از رویارویی میترسند، مهارتهای گفتگو ندارند و جرات نمیکنند حقیقت را از زبان مردم بگویند، ساخته شود.
بنابراین، قرار دادن اراده مردم در مرکز دوران جدید توسعه، نه تنها وظیفه جبهه میهن، بلکه مسئولیت کل نظام سیاسی است. کمیتههای حزبی و دولتها در تمام سطوح باید واقعاً به جبهه میهن احترام بگذارند، به آن گوش دهند، با آن هماهنگ شوند و شرایطی را ایجاد کنند که جبهه میهن بتواند وظایف و کارکردهای خود را به طور مؤثر انجام دهد. نظارت، انتقاد و توصیههای جبهه میهن باید به عنوان کانال مهمی برای بهبود رهبری، مدیریت و اداره در نظر گرفته شود. کمیتههای حزبی و دولتها باید مسئول دریافت، توضیح و پاسخگویی واضح باشند. وقتی جبهه میهن صادقانه، دقیق و با پایه و اساس صحبت میکند، برای خیر عمومی صحبت میکند و روند حل و فصل را پیگیری میکند، آنگاه صدای جبهه میهن، صدای مردم است که سازماندهی، پالایش و به نیروی محرکهای برای بهبود سیاست تبدیل شده است.
با نگاهی گستردهتر، سخنرانی دبیرکل و رئیس جمهور تو لام در کنگره پیامی با اهمیت ارسال کرد که از محدوده یک اصطلاح فراتر میرود: در عصر جدید توسعه، اراده مردم باید محور همه استراتژیهای توسعه باشد. وقتی قلبهای مردم در آرامش باشد، کشور پایدار است. وقتی قلبهای مردم موافق باشند، اصلاحات شتاب میگیرند. وقتی قلبهای مردم مطمئن باشند، آرمان توسعه پایه و اساس دارد. وقتی قلبهای مردم بیدار شوند، هر شهروند نه تنها از ثمرات توسعه بهرهمند میشود، بلکه در آن ثمرات نیز سهیم خواهد بود. این معنای عمیق قرار دادن «اراده مردم» در مرکز عصر جدید توسعه است.
دبیرکل و رئیس جمهور، تو لام، در پایان سخنان خود، این نصیحت رئیس جمهور هوشی مین را تکرار کرد: «در آسمان، هیچ چیز گرانبهاتر از مردم نیست. در جهان، هیچ چیز قویتر از نیروی متحد مردم نیست.» در شرایط امروز، این آموزه حتی به عنوان یک الزام تاریخی و راهنمایی برای آینده، قویتر طنینانداز میشود. بگذارید وحدت به قدرت تبدیل شود. بگذارید دموکراسی به نیروی محرکه تبدیل شود. بگذارید اعتماد مردم به پایه محکم ملت تبدیل شود. و مهمتر از همه، بگذارید اراده مردم نه تنها در لحظات مهم ذکر شود، بلکه در هر سیاست، هر تصمیم، هر اقدام مشخص و هر تغییر مثبت در زندگی هر شهروند ویتنامی حضور داشته باشد.
منبع: https://daibieunhandan.vn/dat-long-dan-vao-trung-tam-cua-ky-nguyen-phat-trien-moi-10416696.html








نظر (0)