Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

جاده دا نانگ در خاطرات یک سرباز.

آقای نگوین چی فونگ در سال ۱۹۷۳ به میدان نبرد کوانگ نام پیوست و در هنگ ۳۱، لشکر دوم، منطقه نظامی پنجم جنگید و در نبردهای بزرگی مانند آزادسازی نونگ سون - ترونگ فوک و آزادسازی تین فوک - فوک لام شرکت کرد. بیش از ۵۰ سال گذشته است، اما خاطرات پیروزی بزرگ در کوانگ نام در مارس ۱۹۷۵، به ویژه سفر بازگشت به دانانگ در آن روز تاریخی ۲۹ مارس، همچنان عمیقاً در ذهن او حک شده است.

Báo Đà NẵngBáo Đà Nẵng27/05/2026

جیای-فونگ-دا-نانگ-۲.jpg
تانک‌های تیپ ۲۰۳، لشکر ۳۰۴، سپاه دوم، در ۲۹ مارس ۱۹۷۵ برای آزادسازی دانانگ پیشروی می‌کنند. عکس: VNA

آقای نگوین چی فونگ پیش از بازنشستگی، مدرس دانشگاه فناوری (دانشگاه دا نانگ) بود. به یاد این معلم اهل کمون هیِن نین، ناحیه کوانگ نین ، استان کوانگ بین (سابق)، روزهای شرکت مستقیم در تهاجم بهاری ۱۹۷۵ همچنان زنده است.

دنبال کردن ردپای سربازانی که به سمت دانانگ رژه می‌روند

آقای فونگ به یاد آورد: «صبح روز ۲۴ مارس ۱۹۷۵، گردان ۸ برای آزادسازی تام کی پیشروی کرد و منطقه لجستیک لشکر دوم دست‌نشانده را تصرف کرد. در آن زمان، من به همراه یک فرمانده گروهان دیگر، به عنوان معاونان رئیس کمیته اداره نظامی شهر تام کی، به ریاست معاون فرمانده هنگ ۳۱، منصوب شده بودم. تشکیلات لشکر به پیشروی خود به سمت دانانگ ادامه داد، در حالی که واحد اداره نظامی ما، با ۳۶ نفر، برای تثبیت وضعیت شهر در منطقه باقی ماند. در ۲۸ مارس ۱۹۷۵، ما دستور آماده شدن برای شرکت در آزادسازی دانانگ را دریافت کردیم، اما تاریخ دقیق حرکت مشخص نبود. ساعت ۲ بامداد ۲۹ مارس، معاون فرمانده هنگ دستور راهپیمایی را صادر کرد.»

بدون هیچ وسیله نقلیه‌ای، تمام دسته پیاده از شهر تام کی تا هونگ آن راهپیمایی کردند. در آن زمان، دیگر سپیده دمیده بود. آقای فونگ هنوز پلی را که قبلاً توسط دشمن تخریب شده بود، به یاد دارد. توپخانه ما در ساحل جنوبی رودخانه انباشته شده بود، از جمله توپ‌های ۱۰۵ میلی‌متری، ۱۲۲ میلی‌متری، ۱۳۰ میلی‌متری، توپ‌های ضدهوایی... در حالی که گروه‌هایی از سربازان توسط مردم محلی با قایق از رودخانه عبور می‌کردند، توپخانه سنگین ما به طور مداوم به سمت بندر سون چا و فرودگاه دا نانگ گلوله باران می‌کرد. غرش توپخانه، افسران و سربازان را در راهپیمایی شتابزده‌شان بیشتر تحریک می‌کرد.

دسته فونگ به سمت ساحل جنوبی رودخانه تو بون حرکت کردند، اما پل کائو لائو توسط دشمن تخریب شده بود. قایق‌هایی برای انتقال سربازان از رودخانه بسیج شدند. در طول مسیر، مردم سبدهای برنج پیچیده شده در برگ موز را حمل می‌کردند و به سربازان می‌دادند. با چنین راهپیمایی سریعی، آشپزهای این واحد چگونه می‌توانستند وقت تهیه غذا داشته باشند؟! به راستی که قدرت مردم بسیار زیاد است؛ استراتژی جنگ مردم شکست‌ناپذیر است!

شکست نظامی مانند رانش زمین است.

وقتی سربازان از رودخانه عبور کردند و به راه خود ادامه دادند، وسایل نقلیه و توپخانه دشمن را دیدند که در دو طرف جاده پراکنده بودند. کامیون‌های GMC، کامیون‌های Dodge، جیپ‌های کم ارتفاع و جیپ‌های کم ارتفاع... برخی از وسایل نقلیه هنوز توپ‌های خود را یدک می‌کشیدند، در حالی که برخی دیگر هنوز موتورهایشان با صدای آهسته‌ای در کنار جاده کار می‌کرد. انواع سلاح‌ها، تجهیزات نظامی و تدارکات نیز رها شده بود. این واقعاً یک شکست ویرانگر بود! در ادامه، به سمت Vinh Dien، آنها شروع به دیدن سربازان دشمن کردند که دسته دسته می‌دویدند. برخی فقط شلوارک پوشیده بودند؛ برخی دیگر شلوار نظامی و لباس غیرنظامی پوشیده بودند؛ برخی شلوار نظامی و تاپ رکابی پوشیده بودند... با وجود اینکه باران می‌بارید، هیچ کس کلاه یا کلاه لبه‌دار نداشت.

giai-phong-da-nang-660x429.jpg
نیروهای ارتش آزادیبخش کنترل نهادهای رژیم دست نشانده در شهر دانانگ را به دست گرفتند. عکس: VNA.

معاون فرمانده هنگ که مسئول گروه رژه‌رو بود، با دیدن سربازان دشمن که دسته دسته فرار می‌کردند و می‌دویدند، دستور توقف داد و از آنها پرسید که آیا رانندگی بلدند یا خیر. سرانجام، سه سرباز چابک و قوی سایگون انتخاب شدند. معاون فرمانده هنگ دستور داد: «بروید وسیلۀ نقلیه‌ای پیدا کنید که بتواند یک دسته را با یک باک پر از سوخت حمل کند و آن را به اینجا بیاورید تا ما را به دانانگ ببرد. به محض اینکه رسیدیم، به شما گواهی شایستگی برای کمک به ارتش آزادی‌بخش می‌دهیم.» سه سرباز مدتی رفتند و با یک کامیون GMC با یک باک پر از سوخت برگشتند. تمام دسته فونگ سوار کامیون شدند و با رسیدن به پل وین دین، گروهی از سربازان ارتش آزادی‌بخش آنها را متوقف کردند و به آنها توصیه کردند که بیشتر پیشروی نکنند زیرا هنوز کنترل منطقه را در دست نداشتند و وضعیت نامشخص بود.

آقای فونگ ادامه داد: «با شنیدن این حرف، سه سرباز سایگون وحشت‌زده گفتند: «خواهش می‌کنم، سربازان ارتش آزادی‌بخش - آنها دیگر از اصطلاح ویت‌کنگ استفاده نمی‌کنند - لطفاً بگذارید به خانه برگردیم، ادامه دادن خیلی خطرناک است. ما زن و بچه داریم...» بنابراین مجبور شدیم مدت زیادی آنها را تشویق کنیم تا اینکه دوباره سوار ماشین شدند و به رانندگی ادامه دادند.»

وقتی دسته فونگ به هواکام نزدیک شد، سربازانی را دید که در ستون‌های طولانی از محوطه آموزش نظامی هواکام بیرون می‌ریختند. بعداً فهمیدند که روز قبل، گروهی از سربازان محوطه آموزش شورش کرده و فرار کرده‌اند، اما بسیاری هنوز آنجا بودند. آنها به سمت جنوب و به سمت منطقه تحت کنترل ما ادامه دادند. در تقاطع هواکام، سه سربازی که وسیله نقلیه را می‌راندند از ادامه مسیر خودداری کردند و گفتند: «رفقای ارتش آزادی‌بخش، ما از صبح امروز به خوبی به شما خدمت کرده‌ایم و شما را از وین دین به اینجا آورده‌ایم. از شما درخواست می‌کنیم که یک گواهی تأیید برای ما صادر کنید تا بتوانیم برگردیم.»

معاون فرمانده هنگ فوراً کیفش را بیرون آورد، چند برگه کاغذ کوچک و از پیش چاپ شده، تقریباً به اندازه سه انگشت، بیرون آورد، از هر نفر نامش را پرسید، آن را نوشت، امضا کرد و به آنها داد. سربازان رژیم سایگون، در حالی که نگرانی در چهره‌هایشان نمایان بود، کاغذ را گرفتند و گفتند: «قربان، لطفاً آن را مهر بزنید. چطور کاغذی بدون مهر قرمز مثل این می‌تواند معتبر باشد؟!» معاون فرمانده هنگ پاسخ داد: «به دلیل شرایط جنگ، برای اطمینان از محرمانه بودن، نمی‌توانیم آن را مهر کنیم. نکته مهم شماره‌ای است که در لبه کاغذ نوشته شده است. وقتی این کاغذ را برای گزارش دادن برگردانید، آنها شماره را می‌بینند و می‌دانند کدام واحد آن را صادر کرده است. حالا مطمئن شدید؟!»

لحظه ورود به ستاد سپاه یکم ارتش.

از آنجایی که هیچ وسیله نقلیه‌ای در دسترس نبود، کل دسته پیاده راهپیمایی کردند. در آن زمان، جاده‌ای که از کام له تا تقاطع سپاه ارتش، جایی که اکنون فرماندهی منطقه پنجم نظامی در آن قرار دارد، جاده وو تان نامیده می‌شد - که به نام ژنرال گیا لانگ در طول جنگ علیه تای سون نامگذاری شده بود. از آنجا که آنها از وضعیت دشمن مطمئن نبودند، کل دسته جرات راهپیمایی در جاده اصلی را نداشتند، بلکه در عوض روستاهای سمت راست جاده را دنبال کردند تا به مقر سپاه اول ارتش برسند.

«اولین کاری که کردیم این بود که به پشت‌بام طبقه سوم، جایی که «لانه کبوتر» بود، رفتیم و پرچم سه‌راه رژیم سایگون، پرچم ارتش دست‌نشانده و پرچم سپاه اول ارتش را پایین کشیدیم و آنها را به زمین انداختیم. حیف شد که آن زمان آنها را به عنوان اشیاء باستانی نگه نداشتیم. سپس به سرعت پخش شدیم تا جاهای مختلف را اشغال کنیم. بعد از آن، وارد یک اتاق بزرگ شدیم. در وسط، یک میز بسیار زیبا و پهن با رویه‌ای از میکا قرار داشت که یک نقشه بزرگ با فلش‌های سبز و قرمز روی آن مشخص شده بود و مسیر نبرد در منطقه تاکتیکی اول تا 28 مارس 1975 را نشان می‌داد. نقشه‌ها نیز در اطراف دیوارها آویزان بودند. در جنگل، من فقط به دیدن میزهای جلسه فرماندهان که از تکه‌های چوب ساخته شده بودند عادت داشتم، بنابراین دیدن اتاق توجیهی ژنرال‌ها و افسران سپاه اول ارتش بسیار طاقت‌فرسا بود. یادم می‌آید که یک بشقاب برنج چسبناک و یک مرغ آب‌پز نیم‌خورده به همراه یک بشقاب نمک و فلفل روی میز بود. یک سرباز می‌خواست بیشتر از آن بخورد. برنج چسبناک، اما من جلویش را گرفتم: «نه، می‌میری!» همچنین تلفن‌های زیادی در اتاق توجیهی وجود داشت؛ بعضی از آنها هنوز بوق می‌زدند و سربازان ما با گیرنده‌ها بازی می‌کردند. شنیدم کسی گفت: «سلام، سلام.»

سپس به دفتر سپهبد نگو کوانگ ترونگ، فرمانده منطقه تاکتیکی اول، رفتیم. سه ستاره به دیوار ورودی اصلی سنجاق شده بود. با خودم فکر کردم: عجیب است، یک سپهبد فقط سه ستاره دارد، سپس یادم آمد که ارتش ویتنام جنوبی هم سرتیپ داشت. دفتر فرمانده خالی بود به جز دفترچه یادداشت یک افسر وظیفه که احتمالاً توسط یکی از زیردستان به جا مانده بود. سپس به محل نمایشگاه آنها رفتیم. آن مکان اکنون موزه منطقه نظامی پنجم است. در آنجا دیدیم که در طول جنگ، آنها تعداد زیادی از سلاح‌های ما، توپ‌های بزرگ و کوچک، حتی خمپاره‌اندازهای ۱۲۰ میلی‌متری را به غنیمت گرفته بودند. برخی از مسلسل‌های دستی حتی برچسب‌هایی داشتند که به وضوح نام و رتبه کاربران آنها را نشان می‌داد. این تکان دهنده است! حتی کشتی‌های بدون نشان ما که غرق شده بودند، نجات داده شدند و برای "نمایش غنایم جنگی" بازگردانده شدند. این نشان می‌دهد که چقدر فداکاری و تلفات برای رسیدن به پیروزی کامل باید پرداخت می‌شد!

برای مثال، در طول این نبرد، از آزادسازی تین فوک در 10 مارس تا پیشروی به سمت شهر تام کی در 24 مارس 1975، آقای نگوین چی فونگ شاهد خونریزی رفقای بی‌شماری بود. آزادسازی دا نانگ در 29 مارس 1975، نسبتاً روان بود، تا جایی که بسیاری بعداً اظهار داشتند: "حتی یک لامپ هم نشکست، حتی یک برگ هم نیفتاد." جنگ تمام شده است و تأمل در مورد آن نیز برای سربازان نعمتی بود. بیش از نیم قرن گذشته است، اما برای آقای فونگ و سربازان قهرمان لشکر دوم، تأثیر آن لحظه تاریخی پیشروی برای آزادسازی دا نانگ همچنان زنده، مقدس و سرشار از غرور است.

منبع: https://baodanang.vn/duong-ve-da-nang-trong-ky-uc-nguoi-linh-3329980.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
زیر نور ماه

زیر نور ماه

کنار چرخ خیاطی قدیمی

کنار چرخ خیاطی قدیمی

جذابیت ملایم رنگ

جذابیت ملایم رنگ