Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

حفظ وفاداری مردم در مناطق مرزی سرزمین پدری.

در میان کوه‌ها و جنگل‌های سر به فلک کشیده غرب نِگه آن، ما بزرگراه ملی ۷ را تا پاسگاه مرزی بین‌المللی نام کان، منطقه‌ای مرزی در مجاورت لائوس، دنبال کردیم. از سال‌های جنگ تا به امروز، نسل‌های بی‌شماری از افسران و سربازان با مردم محلی ارتباط نزدیکی داشته‌اند و قاطعانه از حاکمیت ارضی و امنیت مرزی محافظت کرده‌اند.

Báo Nhân dânBáo Nhân dân31/05/2026

مأموران و سربازان ایستگاه مرزبانی دروازه مرزی بین‌المللی نام کان، با هماهنگی دولت و سازمان‌های محلی، در حال همکاری برای از بین بردن خانه‌های موقت و مخروبه برای بسیاری از خانواده‌های محروم در این منطقه هستند.
مأموران و سربازان ایستگاه مرزبانی دروازه مرزی بین‌المللی نام کان، با هماهنگی دولت و سازمان‌های محلی، در حال همکاری برای از بین بردن خانه‌های موقت و مخروبه برای بسیاری از خانواده‌های محروم در این منطقه هستند.

در مارس ۱۹۵۹، پست مرزی ۷۵ (پیش از پست مرزی دروازه مرزی بین‌المللی نام کان) تأسیس شد که مسئولیت منطقه‌ای مهم و استراتژیک در مرز ویتنام و لائوس را بر عهده داشت.

سرلشکر نگوین سین شو، مدیر سابق اداره مبارزه با مواد مخدر و جرایم (فرماندهی گارد مرزی)، با یادآوری دوران کاری خود در نام کان از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۴، تعریف کرد که برای در امان ماندن از هواپیماهای دشمن، این پاسگاه باید به نزدیکی یک نهر، در حدود ۳ کیلومتری محل فعلی‌اش، تخلیه می‌شد.

سرلشکر خو به یاد می‌آورد: «زندگی آنقدر سخت بود که سربازان جرات خوردن برنج جدید را نداشتند و در عوض آن را ذخیره می‌کردند. هر روز برنج کهنه و کپک‌زده می‌پختند و هر بار که آن را می‌شستند، شپشک‌ها سطح آب را می‌پوشاندند. سربازان خارج از خدمت، از وقت آزاد خود برای کشت ذرت، کدو تنبل، چایوت و پرورش مرغ و خوک استفاده می‌کردند تا شرایط زندگی خود را بهبود بخشند.»

سرلشکر شو به وضوح شبی سرد و یخبندان را به یاد می‌آورد که در حال بازرسی کامیونی بود که از لائوس می‌رسید. زیر چادر، اجساد سربازان کشته‌شده‌ای که در میدان نبرد در آن کشور جان باخته بودند، قرار داشت.

او تعریف کرد: «اولش ترسیدم. اما بعد فکر کردم رفقای من هستند، بنابراین به ایستگاه رفتم تا برایشان عود روشن کنم و بعد به کارم ادامه دادم.»

در یک مورد دیگر، او و رفقایش از کنار غاری که پناهگاه نیروهای داوطلب جوانان محلی بود، عبور کردند. صحنه داخل غار او را مات و مبهوت گذاشت.

پس از بمباران، تمام مردان و زنانی که در غار پناه گرفته بودند، جان باختند و اجسادشان مثله شد. او و رفقایش بقایای سربازان کشته شده را برای دفن جمع آوری و آماده کردند.

جنگل‌ها پر از مارهای سمی و پشه‌هایی بود که مالاریا را منتقل می‌کردند. در طول سفرهای یک هفته‌ای، سربازان در کلبه‌های بامبو می‌خوابیدند، شاخه‌های بامبوی وحشی می‌خوردند و از آب نهرها می‌نوشیدند. برخی از کسانی که روز قبل سالم بودند، چند روز بعد بر اثر مالاریا به کما می‌رفتند و می‌مردند. در آن سختی‌ها، سربازان یاد گرفتند که با مردم زندگی کنند، آنها را درک کنند و برای دفاع از مرز به آنها تکیه کنند.

"چهار نفر با هم" با مردم

از همان ابتدا، افسران و سربازان پاسگاه مرزی ۷۵، بسیج عمومی را به عنوان یک وظیفه استراتژیک و حیاتی شناسایی کرده‌اند.

در شرایطی که بیش از ۹۰٪ جمعیت بی‌سواد بودند، آنها همزمان وظایف حفاظت از مرزها را انجام می‌دادند، به مردم در ریشه‌کن کردن بی‌سوادی کمک می‌کردند، مدرسه می‌ساختند، مراقبت‌های پزشکی ارائه می‌دادند، مردم را به ترک تریاک تشویق می‌کردند و شیوه زندگی جدیدی را بنا می‌نهادند.

بعد از هر بار نگهبانی و گشت مرزی، آنها با پشتکار زبان‌های همونگ، تایلندی و خمو را مطالعه می‌کردند. آنها به هر روستا می‌رفتند و در کنار مردم برای پاکسازی زمین برای کشاورزی، ارائه مراقبت‌های پزشکی، ساخت خانه‌ها و تشویق مردم به ترک آداب و رسوم منسوخ کار می‌کردند.

سرلشکر خو در پایان گفت: «برای جلب اعتماد مردم، سربازان ابتدا باید مانند مردم زندگی کنند. با مردم غذا بخورند، با مردم زندگی کنند، زبان آنها را یاد بگیرند و آداب و رسوم و سنت‌های آنها را درک کنند. آنها واقعاً باید مردم را مانند گوشت و خون خود بدانند.»

در آن زمان، هر زمان که سربازان به روستاها می‌رفتند، آذوقه آنها همیشه شامل چند قرص کینین (دارویی برای درمان و پیشگیری از مالاریا)، یک بطری ضدعفونی‌کننده (مورد استفاده برای ضدعفونی کردن)، مقداری جیره خشک و گاهی یک قوطی گوشت بود که به روستاییان می‌دادند.

در طول سال‌های مبارزه با راهزنان چائو فا، بزرگترین درس برای او و رفقایش این بود که برای محافظت از مرز، باید قلب مردم را به دست آورند. سربازان فقط دو دست و دو چشم دارند، اما مردم «صد دست و هزار چشم» دارند.

بزرگان روستا و رهبران جامعه به "چشم و گوش" سربازان تبدیل شدند و به آنها در شکار راهزنان و ترغیب کسانی که گمراه شده بودند به بازگشت به خانه کمک کردند.

افرادی بودند که زمانی به شورشیانی که علیه انقلاب می‌جنگیدند، پناه داده بودند، اما پس از نجات توسط ارتش، درمان بیماری‌هایشان، کمک به ساخت خانه و فراهم کردن زمینه تحصیل فرزندانشان، خودشان به کادرهای انقلابی تبدیل شدند و سربازان را مانند پسران خود پذیرفتند. آن روحیه هنوز توسط کادرهای امروزی ادامه دارد.

سرگرد لو ون هیپ، از گروه قومی تای، نزدیک به سه سال است که در منطقه مرزی نام کان کار می‌کند. او به عنوان رهبر تیم بسیج اجتماعی، مرتباً به روستاها می‌رود تا اطلاعات حقوقی را منتشر کند، مردم را به حفظ امنیت و نظم تشویق کند و در حفاظت از حاکمیت مرزی مشارکت داشته باشد.

سرگرد هیپ گفت: «برای اینکه مردم به حرف‌هایشان گوش دهند، اول و مهمتر از همه، افسران باید در گفتار و رفتار خود الگو باشند.» برای کمک به مردم در توسعه اقتصادشان ، آنها باید به‌طور مستقل در مورد تکنیک‌های کشاورزی و دامداری تحقیق کنند، پروژه‌های نمونه بسازند و سپس مردم محلی را راهنمایی کنند.

این واحد اصل «چهار نفر با هم» را به عنوان یک تمرین منظم حفظ کرد. در خاطره سرگرد هیپ، داستانی وجود دارد که هم سرگرم‌کننده و هم تأثرانگیز است.

در یک مورد، مقامات محلی با کمون هماهنگی کردند تا آگاهی در مورد جلوگیری از ازدواج کودکان را در بین روسای روستاها و رهبران قبایل همونگ افزایش دهند و آنها تعهداتی را برای رعایت قانون امضا کردند. با این حال، تنها یک هفته بعد، مقامات محلی کشف کردند که یک مرد جوان، که برای ازدواج زیر سن قانونی بود، یک دختر ۱۳ ساله، دانش‌آموز کلاس هفتم، را برای آماده شدن برای عروسی خود به خانه آنها آورده است.

پاسگاه مرزی با هماهنگی پلیس کمون و انجمن زنان، برای اطلاع‌رسانی و توضیح قانون به خانه خانواده رفتند و از آنها خواستند که عروسی را متوقف کنند.

چند روز بعد، وقتی برای ملاقات برگشتند، پدر پسر تعریف کرد: «ما دو گاو بزرگ کردیم تا هزینه عروسی پسرمان را تأمین کنیم. حالا باید همه آنها را بفروشیم تا به خانواده عروس غرامت بدهیم. گاوها رفته‌اند و ما هنوز عروس نداریم!» این داستان مردان را سرشار از ترحم و شادی کرد. ترحم به این دلیل که فقر و عقب‌ماندگی هنوز پابرجا بود. اما شادی به این دلیل که مردم یاد گرفته بودند به قانون احترام بگذارند و آداب و رسوم منسوخ را کنار بگذارند.

دفاع از مرز به «حمایت مردم» متکی است.

پایگاه این واحد در ارتفاعی بیش از ۱۲۰۰ متر از سطح دریا واقع شده است. پس از ایجاد یک دولت محلی دو لایه، این پایگاه مرزی، دو کمون مرزی با ۳۸ روستا را اداره می‌کند. این منطقه وسیع است و دورترین روستا بیش از ۷۰ کیلومتر از پایگاه فاصله دارد و حمل و نقل دشوار است، در حالی که تیم بسیج جامعه تنها از چهار افسر تشکیل شده است. برای نزدیک ماندن به مردم و منطقه، این واحد دو گروه ویژه «مستقر در روستا» را در خود جای داده است.

با این وجود، روحیه «پایگاه مرزی خانه ماست، مرز میهن ماست و مردم همه گروه‌های قومی برادران و خواهران ما هستند» همچنان توسط سربازان امروزی از طریق اقدامات ملموس حفظ می‌شود. در حال حاضر، این واحد از ۳۱ دانش‌آموز از خانواده‌های محروم حمایت می‌کند و از سه نفر دیگر، از جمله یک دانش‌آموز لائوسی، حمایت بیشتری می‌کند.

لاو با ترین، پسری از قبیله همونگ از روستای هوی پوک، به فرزندخواندگی یک پست مرزی درآمده است. ترین پدرش را در سن کم از دست داده و مادرش اغلب بیمار است. در سال ۲۰۱۸، زمانی که او تازه کلاس اول را شروع کرده بود، ترین توسط افسران پست مرزی برای مراقبت پذیرفته شد. اکنون او کلاس نهم را تمام کرده و برای شرکت در آزمون ورودی کلاس دهم آماده می‌شود.

خانه خانم وا وای مای، مادر ترین، نیز با تلاش مشترک مرزبانان و مردم محلی بازسازی شد تا او مکانی جادار و محکم برای زندگی داشته باشد.

به گفته سرگرد هو تو، افسر سیاسی ایستگاه مرزبانی دروازه مرزی بین‌المللی نام کان، این واحد ۱۳۲ افسر و سرباز را با ۲۳۲ نفر-روز نیرو، برای برنامه حذف اسکان موقت فقط در این منطقه بسیج کرد.

تا پایان ژوئن ۲۰۲۵، تمام ۱۲۶ خانه موقت در دو کمون نام کان و مونگ زین تخریب شده بودند. کمک به مردم در برداشت برنج، تعمیر خانه‌ها، پیشگیری و کاهش بلایای طبیعی... از وظایف همیشگی افسران و سربازان بود.

سرگرد هیپ گفت: «رفتن به روستاها به معنای این است که مردم محلی با شما مانند خانواده رفتار می‌کنند.» برای آنها، نگهبانی از مرز فقط به معنای محافظت از هر علامت و خط مرزی نیست، بلکه به معنای حفظ یک زندگی صلح‌آمیز و مرفه برای مردم محلی نیز هست.

سرگرد هو تو معتقد است که مهمترین عامل در ایجاد «وضعیت دفاعی مردم» اعتماد مردم به حزب، دولت و نیروهای مرزبانی است: «وقتی مردم به سربازان اعتماد و آنها را دوست داشته باشند و داوطلبانه با نیروهای مرزبانی برای حفاظت از مرز و علائم مرزی همکاری کنند، آنگاه وضعیت دفاعی مردم در مناطق مرزی همیشه قوی خواهد بود.»

از پست مرزی سابق شماره ۷۵ تا پست مرزی فعلی دروازه مرزی بین‌المللی نام کان، سفری بیش از ۶۰ سال بوده که در آن بر بمب‌ها، شورش‌ها و جرایم مواد مخدر، با دشواری‌های بی‌شماری غلبه شده است.

در آن خط مقدم، آنچه که در نهایت باقی می‌ماند، نه تنها نشانه‌های حاکمیت، بلکه پایه‌های محکم حمایت مردمی است که طی نسل‌های متمادی ایجاد شده است.

منبع: https://nhandan.vn/giu-vung-long-dan-noi-phen-giau-to-quoc-post965976.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
جذابیت ملایم رنگ

جذابیت ملایم رنگ

«ملودی فلوت در میان آسمان»

«ملودی فلوت در میان آسمان»

عازم شدن به ماموریت.

عازم شدن به ماموریت.