Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

چهره بهار در شعر تان هوآ

Việt NamViệt Nam02/02/2025


بهار بی‌شک طراوت و جوانی را به ارمغان می‌آورد. تنها فکر کردن به آن، تمام سختی‌ها و مشکلات را محو می‌کند، همه چیز را دوباره زنده می‌کند، "سبز و پر جنب و جوش". اندکی عشوه از "شاخه‌های لرزان" یا "ترانه‌های عاشقانه‌ی پر جنب و جوش پرستوها و بلبل‌ها" کافی است تا قلب مسافری دور از خانه را به تپش درآورد. لحظات شادی به زیبایی شکوفه‌های درختان هلو و زردآلو وجود دارد. و سپس دلتنگی‌ها و جدایی‌هایی وجود دارد که خاطرات عمیق، تأملات و احساسات تکان‌دهنده را در هم می‌آمیزد. بنابراین، چهره‌ی بهار چندوجهی، رنگارنگ و طنین‌انداز می‌شود و با روح شاعران در تمام اعصار در زمینه‌ها و لحظات مختلف قلبشان پیوند می‌خورد.

چهره بهار در شعر تان هوآ

هنرمندان و نویسندگان برای انجام کارهای خلاقانه به یک سفر میدانی به منطقه کوانگ شونگ رفتند.

فصل عشق

بیایید چهره بهار را در شعر «بهار در راه است» اثر ون داک تجربه کنیم تا جوهر باشکوه و شگفت‌انگیز بهار را ببینیم:

عزیزم! بهار!

حتی من هم هرگز تصور نمی‌کردم که دریای نیلگون بتواند هزار سال دوام بیاورد.

فقط سبز بمان، بگذار امواج فرزندانت باشند.

خورشید مانند میوه‌ای رسیده بر فراز دکل طلوع کرد.

تصویرسازی در شعر واقعاً بی‌نظیر است، مشخصاً وان دِچ، اما عمیقاً قابل درک است. در مواجهه با عشق، انسان به طور غیرمنتظره‌ای جوان، ساده‌لوح، معصوم و رمانتیک می‌شود. «خورشید مانند میوه‌ای رسیده بر دکل» تصویری بسیار شاعرانه و خاطره‌انگیز است. هیچ‌کس تا به حال چنین مقایسه و تداعی واضحی انجام نداده است. نویسنده در مقابل معشوق و دریا، دست و پا چلفتی و لرزان می‌شود، اما موقعیت‌یابی احساسی او دقیق است. میوه رسیده بر دکل، یا بهتر بگوییم دیدگاه شاعرانه نویسنده، نشانه‌ای منحصر به فرد و غیرقابل انکار دارد. خورشید، و در نتیجه معشوق، نیز عمیقاً متأثر می‌شوند. اینگونه است که وان دِچ همیشه خود را با تمام ظرافت، ظرافت و خلوص معشوق وقف شخصیت او می‌کند.

دستم روی شاخه ماند.

هر تعداد برگ می‌تواند به اعلام عشق تبدیل شود.

(مخفیانه دست و پا چلفتی)

از منظری دیگر، چهره بهاری هوی ترو به شیوه‌ای متفاوت با خوانندگان «درگیر» می‌شود، نوعی دوست‌داشتنی و حریص از «جمع کردن همه» بهار زندگی و بهار قلب، که از ویژگی‌های تان هوآ است. «باغ من» گواهی بر احساسات شاعرانه در این زمینه است:

تمام روزهای زمستان را در دامن کتت جمع کن.

بگذار تمام نور گلگون آفتاب روی کفش‌های پاشنه‌دار رژلب‌ات بیفتد.

بهار با نسیم ملایمی در حال جوانه زدن است.

تپه‌ها پوشیده از شکوفه‌های تخمیر شده زردآلو هستند، غنچه‌هایشان تپل و گرد.

افعال و صفات تعیین‌کننده هستند و شدت و جسارت عشق را در مواجهه با بهار به تصویر می‌کشند. یا اینکه بهار مردم را قوی‌تر می‌کند؟

به اعتراف صمیمانه شاعر گوش دهید:

او در باغ پنهان شد و میوه ممنوعه را تکاند.

شکوفه‌های هلو و زردآلو چشمانشان را گشاد می‌کنند و منتظر شب سال نو هستند.

با کج کردن جام، زمین و آسمان به رقص و پایکوبی می‌پردازند.

چشم‌ها در هم قفل شده بودند، مثل ماکوهایی که به این سو و آن سو می‌دویدند.

عشق و بهار در آثار شاعران جوان، پرجنب‌وجوش و پرشور نیز پدیدار می‌شوند. بگذارید بهار همچنان بهانه‌ای برای سلطنت شعر باشد:

فصلی از حسرت و آرزو بود که سینه‌ی چپم را فرا گرفته بود.

همین جا

درختان سبز و شادابند...

همین جا

دلم هوس یک غریبه را کرده است.

نوستالژی در میان علف‌های انبوه و درهم‌تنیده جوانه می‌زند...

بدون ذکر کلمه "بهار"، هنوز هم می‌توان احساس کرد که بهار در قلبی جوان لبریز است؛ بدون گفتن هیچ حرف پر آب و تابی، می‌توان بازگشت تمام جوانی را حس کرد، قلبی که مشتاق دیدار است و رشته‌های عشق را در سراسر فضای شاعرانه می‌بافد. ویت هونگ، معلم و شاعر جوان، عشق را اینگونه در شعر خود "فصلی از محبت به سینه چپ من بازمی‌گردد" بیان می‌کند.

فام ون دانگ به تازگی از شعر جدید خود با عنوان «آرزوهای بهاری» رونمایی کرده است که هم از نظر کلمات و هم از نظر تصاویر، بدیع و تازه است. او همچنین می‌خواهد شعری بهاری سرشار از شور آتشین عشق رمانتیک ارائه دهد.

«بهار، سایبانی از برگ‌های سبز و شاداب را فرا نمی‌خواند.»

به یک گلبرگ هم نگویید قرمز آتشین...

بگذار بهار چشمانم را پر کند.

شعله سوسوزن عشق

زمان بگذارید

نگذارید شور و شوقتان کم شود.

بهار همین است. چه من باشم و چه کس دیگری، تا زمانی که تو و بهار هستی، شعر با احساسات انسانی و عشق به زندگی سرزنده می‌ماند. هزاران شاعر، چه حرفه‌ای و چه آماتور، در تان هوآ وجود دارند. هر نویسنده‌ای بهار را به شیوه‌ای منحصر به فرد می‌پوشاند و تنوع می‌آفریند. شعر، ترانه‌ای عاشقانه بهاری برای کسانی است که عاشق بوده‌اند یا هستند؛ هر ترانه عاشقانه متفاوت است، هر کدام دلیل خاص خود را دارد، اما در نهایت همه از قلبی حساس سرچشمه می‌گیرند که می‌خواهد خود را به زندگی تقدیم کند تا این زندگی را زیباتر کند.

چهره فرهنگی

در هر ژانر ادبی یا هنری، علاوه بر تأثیر شخصی، همیشه جوهره فرهنگی میهن و ملت وجود دارد. فرهنگ در شعر، نظریه نیست، بلکه واقعیتی است که از طریق ادراک نویسنده بیان می‌شود. اکثر شاعران، هنگام سرودن اشعار بهاری، آنها را با جشنواره‌های روستایی، اجراهای مردمی، غذاهای محلی یا چهره‌های فرهنگی مرتبط می‌کنند... شاعر وونگ آن نمونه بارزی از این دست است؛ او هم شاعر است و هم محقق فرهنگی. او شایسته دریافت جایزه دولتی ادبیات و هنر است. او در شعر خود با عنوان «لالایی» نوشت:

لالایی ژانویه همچنان ادامه دارد.

ماه های عیاشی و خوشگذرانی، ماه های طلسم و جادو کردن مردم».

نم نم باران هزاران امید را برمی‌انگیزد.

این ضرب المثل پر از معناست: «خورشید و باران، زیر آسمان، یک ننو می بافند...»

...در ماه ژانویه، ما برای برکت و خوش شانسی دعا می‌کنیم.

نگذارید برداشت محصول از بین برود و دست خالی بمانید.

لالایی، مضطرب، ملایم

چه کسی می‌تواند تمام گنجینه‌ی ترانه‌های محلی را به طور کامل بخواند؟

سطرهای پایانی شعر طولانی نیستند، بلکه چالشی ملایم هستند، در عین حال به نسل‌های آینده یادآوری می‌کنند که فرهنگ عامیانه و لالایی‌های خود را به عنوان سنگ بنای زندگی خود حفظ کنند.

ژانویه با فرهنگ پیوند خورده است، و این پیام بار دیگر در شعر او «در انتظار در ارتفاعات» ظاهر می‌شود، جایی که او خلاصه‌ای عمیقاً بصیرت‌آمیز ارائه می‌دهد:

بازدید و گذراندن شب در یک خانه چوبی تایلندی.

شراب برنج را می‌توان صد سال نوشید و هنوز هم مقدار زیادی از آن باقی بماند.

جشنواره مونگ یک ماه کامل طول می‌کشد و هنوز کافی نیست.

صدای فلوت همونگ حتی پس از پایان کوه‌ها نیز ادامه دارد...

بازار در ابرها نیز در بهت و حیرت بود.

مردم به طرز خطرناکی روی کوه نشسته بودند و اسب‌های باربر، گاری‌هایشان را کج می‌کردند.

شب مهتابیِ دلربای رقص دایره.

دست در دست هم، از این می‌ترسند که جریان آب آنها را با خود ببرد.

روایت‌های فرهنگی گنجانده شده در شعر، چشم‌انداز شاعرانه‌ی بهاری را با عمق، غنا و ویژگی ملی اشباع می‌کنند. شاعر به جای فهرست کردن ساده‌ی حقایق، آنها را از طریق مشاهده، درک و تجربه‌ی عملی بیان می‌کند و شعر را برای خوانندگان قابل فهم‌تر از تاریخ یا تحقیقات علمی می‌سازد. او شعر، ژانری آشنا، را انتخاب کرد تا به خوانندگان فهمی بدون تعصب ارائه دهد. حتی پس از بستن کتاب، صدای فلوت همچنان باقی می‌ماند، رقص دایره‌ایِ تأمل‌برانگیز باقی می‌ماند، شب‌های بی‌خوابی که صرف بازدید از معبد شده است، هنوز با گنجینه‌ی ترانه‌های محلی در هم تنیده شده‌اند...

بیایید تجربه دیگری را به «بازار تت کوهستانی» با شاعر زن، لو هوین، اضافه کنیم تا خود را در فرهنگ مردم کوهستانی تایلند، مونگ و دائو غرق کنیم...

او لباسی پوشیده بود که با شکوفه‌های آناناس گلدوزی شده بود.

یک روز قدم زدن در بازار

اوه، نگاه کن، زرد، سبز، سفید و قرمز!

این پارچه با رنگ‌های روشن و طرح‌های گلدار بافته شده است.

یکی دیگر از ویژگی‌های ضروری بهار در ارتفاعات، نوشیدن شراب برنج و رقصیدن دور آتش است.

در طرف دیگر، مرد جوان اهل روستای بالایی

لب‌های گرم کنار شیشه‌ای از شراب برنج

از این طرف، دخترهای خوبی از روستای ها هستند.

بگذار صدای شیپور برگ طنین انداز شود.

و اگر از کوهستان به دشت‌ها سفر کنیم، در شعر مای تی هان له، حتی یک ترانه محلی از رودخانه ما، چیزهای زیادی را درباره یک سرزمین فرهنگی تداعی می‌کند:

شهر من بی‌صبرانه منتظر سپیده دم است.

با وجود دوراهی‌های بی‌شمار، قلبم همچنان پر از رویاهای تحقق نیافته است.

تیم زیر درخت آشنا مکث کرد.

گوش دادن به آهنگ‌های محلی در کنار رودخانه ما، خیره شدن به ماه.

شاعر جوان مای تی هان له، در بحبوحه‌ی تغییرات زمانه و در استقبال از سپیده‌دم شهر تان هوآ امروز، هنوز هم ارزش سنتی «گوش دادن به ترانه‌های عامیانه‌ی رودخانه‌ی ما» را گرامی می‌دارد. این ارزش شعر است که گذشته و حال را با ابیات صادقانه و تأثیرگذار به هم پیوند می‌دهد. این اشعار که در آستانه‌ی سال نو سروده شده‌اند، واقعاً پرمعنا هستند!

و علاوه بر این، اشعار بی‌شمار دیگری نیز از بهار الهام گرفته‌اند. اجازه دهید برای پایان این مقاله کوتاه، بندی از شعر «رقص نیلوفر آبی در جنگل مرزی» اثر شاعر نگوین مین خیم را قرض بگیرم:

میلیون‌ها قلب با قدرت متحد می‌شوند تا به او تقدیم کنند.

بهار بی‌رحم به بهار پیروزی بزرگ تبدیل شد.

هر گلبرگ نیلوفر آبی با هزاران پرتو نور خورشید می‌درخشد.

این کشور برای همیشه اعتبار باشکوه خود را حفظ خواهد کرد.

یادآوری و ابراز قدردانی از رئیس جمهور هوشی مین احساسی است که اغلب در شعر با آن مواجه می‌شویم، و همچنین موضوعی تکرارشونده در شعر به طور کلی، و به ویژه در شعر مربوط به تان هوآ است. هر بار که تت (سال نو قمری) فرا می‌رسد، تصویر رئیس جمهور هوشی مین دوباره در شعر جاری می‌شود، که مظهر نور هدایت حزب و نماد قدرت ملت است، "هر گلبرگ نیلوفر آبی با هزاران پرتو نور خورشید می‌درخشد." این شعر از تصویر گلبرگ نیلوفر آبی استفاده می‌کند تا هم او را به عنوان گلی که "برای همیشه بوی معطر می‌دهد" ستایش کند و هم با احترام این گل پاک و نجیب را به او تقدیم کند.

حالا که بهار نزدیک می‌شود، با ذکر نام آن شخص در شعر تان هوا، قلبم ناگهان چهره بهار را پرتر احساس می‌کند.

شبکه تو



منبع: https://baothanhhoa.vn/guong-mat-xuan-trong-tho-ca-thanh-hoa-237938.htm

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
ملایم کنار نهر مونگ سو

ملایم کنار نهر مونگ سو

دوست

دوست

جریان شروع به جنب و جوش کرد.

جریان شروع به جنب و جوش کرد.