Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

شادی برای زوج یتیم آسیب دیده از طوفان چانچو.

بیست سال پس از طوفان ویرانگر چانچو، روستای ساحلی ها بین (بخش تانگ آن، شهر دا نانگ) شاهد یک عروسی ویژه بود: عروس و داماد در این فاجعه یتیم شدند و سرنوشت آنها را به هم رساند.

Báo Tuổi TrẻBáo Tuổi Trẻ04/06/2026

chanchu - Ảnh 1.

دو مادر بیوه (روی جلد عکس)، که به دلیل فاجعه چانچو بیوه شده‌اند، در روز عروسی خود از یک زوج جوان هدیه‌ای از فوفل دریافت می‌کنند - عکس: تان لوک

عروس، ترونگ تائو نگوین (۲۱ ساله) و داماد، نگوین ون کی (۲۳ ساله، ساکن کمون بین مین، منطقه تانگ بین، استان سابق کوانگ نام)، هر دو در سنین بسیار کم یتیم شدند، زمانی که پدرانشان به همراه صدها ماهیگیر دیگر در جریان طوفان چانچو در ماه مه ۲۰۰۶ در دریا جان باختند.

«روستای چانچو» در روزی پر از فانوس و گل

با بازگشت به «روستای چانچو» پس از ۲۰ سال از آن فاجعه تاریخی، زخم‌های قدیمی التیام یافته‌اند و این روستای ماهیگیری فقیر نیز تغییر کرده است. بذرهای زندگی که ماهیگیران نگون‌بخت موفق به کاشتن آن شده بودند، اکنون جوانه زده و شکوفا شده‌اند و در سفرشان برای یافتن شادی، از یکدیگر حمایت می‌کنند.

خانه کوچک کنار جاده منتهی به ساحل بین مین در روز اول ژوئن، با صدای خنده و گفتگوی هر دو خانواده در روز عروسی زوج جوان، شلوغ‌تر هم شد. در اتاق زیر شیروانی، جایی که محرابی با عکسی از پدر بسیار جوانش قرار داشت، عروس، تائو نگوین، با احترام تعظیم کرد و با دستان لرزان، برای پدرش عود روشن کرد.

او در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، هق هق کنان در مقابل پدرش تعظیم کرد و اعلام کرد که امروز ازدواج می‌کند. او و شوهرش به پدرش قول دادند که با مهربانی در کنار هم زندگی کنند و سعادت زناشویی را که هم والدین خودش و هم والدین شوهرش به دلیل طوفان مجبور به ترک آن شده بودند، با هم تقسیم کنند.

علاوه بر دو مادر، دو عمو نیز به نمایندگی از دو پدر، به نمایندگی از والدین در دریافت آجیل فوفل و شراب از تازه عروس و داماد حضور داشتند. «اگر پدر بمیرد، عموها هنوز بچه دارند؛ اگر مادر بمیرد، عمه‌ها هنوز بچه‌هایی برای شیر دادن دارند. این مسئولیت عمویی مثل من است.»

«چند روز پیش، به ساحل رفتم تا عود روشن کنم و خبر خوب بزرگ شدن و سر و سامان گرفتن فرزندش را با برادر کوچکترم در میان بگذارم. به او گفتم که از حالا به بعد، می‌تواند در آرامش استراحت کند و در زندگی پس از مرگ با خوشحالی لبخند بزند!» - آقای ترونگ کونگ هیو، عموی عروس، این را به طور محرمانه گفت.

پدر تائو نگوین، ماهیگیر ترونگ کونگ تائو، در سن ۲۵ سالگی به همراه ۸۹ ماهیگیر از بین مین و ۲۷۳ ماهیگیر از ویتنام مرکزی در فاجعه تاریخی چانچو در جزایر هوانگ سا (پاراسل) جان باختند. او تنها در ۷ ماهگی یتیم شد.

مادرش، نگوین تی تای، نیز در سن ۲۱ سالگی بیوه شد. اگرچه او هرگز پدرش را نشناخته است، اما می‌گوید که بسیار شبیه اوست. او بارها و بارها آلبوم عروسی والدینش را نگاه کرده تا جایی که صفحات آن نازک شده‌اند و در هر عکس، ردی از صورت پدرش می‌بیند.

هر سال در سالگرد مرگ پدرش، او به شدت دلتنگ او می شود و وقتی پروانه ای را می بیند که به داخل خانه پرواز می کند، با خود می گوید که این پدرش است که به دیدارش می آید.

این دختر یتیم اکنون دانشجوی سال آخر رشته گردشگری در دانشگاهی در دانانگ است. شوهرش، کی، یک مهندس ساختمان است که بر پروژه‌ای برای یک پیمانکار نظارت دارد. این مهندس جوان ساکت اما با اعتماد به نفس است و ادعا می‌کند که قادر به ساختن یک خانواده شاد برای خودش است.

دو کودک یتیم که کمتر از یک کیلومتر از هم فاصله داشتند، در فقر و سختی بزرگ شدند، با این حال عاشق هم شدند و در کنار هم آرامش یافتند. دو روح تنها به هم پیوستند و داستان عاشقانه زیبایی را در میان کودکان «روستای چانچو» رقم زدند.

chanchu - Ảnh 2.

عروس تائو نگوین و داماد ون کی برای به اشتراک گذاشتن این خبر خوب با پدرشان عود روشن می‌کنند - عکس: تان لوک

شاید برایتان جالب باشد
شوهر در زمان زایمان همسرش چند روز مرخصی استحقاق دارد؟
شوهر در زمان زایمان همسرش چند روز مرخصی استحقاق دارد؟آقای دوک توین به عنوان افسر پلیس در یک شهر کوچک کار می‌کند و همسرش در یک بانک مشغول به کار است. همسرش در اول دسامبر ۲۰۲۵ زایمان خواهد کرد. آقای توین می‌پرسد که او چند روز و در چه مدت حق مرخصی دارد؟

سفری برای التیام زخم‌های یک دهکده ماهیگیری.

خانم نگوین تی تای (۴۲ ساله، مادر نگوین) به یاد می‌آورد: «وقتی خبر مرگ شوهرم را شنیدم، قلبم هم انگار مُرد. در تمام روزهای بستری در بیمارستان مثل یک دیوانه هذیان می‌گفتم، بنابراین تائو نگوین مجبور شد تحت مراقبت عمه های قرار گیرد.»

زن جوان دلشکسته، وحشت‌زده و درمانده بود. مدتی پس از مرگ شوهرش، برای امرار معاش یک آرایشگاه باز کرد. بعد از هر سفر ماهیگیری، مردان دهکده ماهیگیری، همسران و فرزندانشان را برای آرایش مو می‌آوردند. با دیدن عشق و علاقه آنها به یکدیگر، قلب بیوه زن انگار با هزار سوزن سوراخ می‌شد.

این بیوه زیبا در طول دوران جوانی و تا میانسالی، گهگاه تسلیم پیشنهادهای عاشقانه می‌شد. اما او احساسات شخصی خود را کنار گذاشت تا خود را وقف شوهرش کند و سال‌های جوانی خود را فدای بزرگ کردن تائو نگوین کرد.

در این «روستای چانچو»، ۸۹ مرد در دریا جان باختند، به این معنی که صدها کودک خردسال پدران خود را از دست دادند و والدین مسن پسران خود را. یکی از این فجایع، ماجرای آقای نگوین ون نگی (۷۶ ساله، پدربزرگ داماد، کی) است.

بیست سال پیش در آن شب غم‌انگیز، او دو پسرش را از دست داد و اجسادشان هرگز پیدا نشد. آقای نگیا با احساسی عمیق به یاد می‌آورد: «چندین روز پس از طوفان، مقامات برخی از اجساد را بازگرداندند و با اقوام تماس گرفتند تا آنها را شناسایی کنند، اما چون مدت زیادی در آب غرق شده بودند، هیچ‌کس نتوانست آنها را بشناسد. فقط دو همسر توانستند اجساد شوهرانشان را شناسایی کنند؛ یکی از آنها هنوز شلوارک پاره‌ای به تن داشت که همسرش با نخ ماهیگیری آن را دوخته بود. دیگری از روی جای زخم جراحی طولانی روی شکمش شناسایی شد.»

و از آن به بعد، سفر پدربزرگ و مادربزرگ بودن و همچنین والدین دو نوه آغاز شد. هر روز صبح، خانم توی، همسرش، دو نوه‌اش را روی یک میله‌ی چوبی به اسکله می‌برد تا ماهی بخرد و خانه به خانه بفروشد. شانه‌های او بار زندگی دو کودک را از زمانی که از شیر گرفته شدند تا روزی که ازدواج کردند، به دوش کشیده بود.

در خانه کوچک و مخروبه‌شان که بر فراز تپه‌های آفتاب‌گیر نزدیک دریا قرار داشت، آنها در کنار هم جمع شده بودند و مانند کاکتوس جلوی خانه‌شان شکوفا می‌شدند. در همین حال، خانم تران تی چین (۴۴ ساله، مادر کی) پس از مرگ شوهرش به مدت ۱۸ سال مجرد ماند و پسرش را به تنهایی بزرگ کرد. تنها زمانی که پسرش از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد و شروع به کار کرد، او با احتیاط به دنبال کسی گشت که در سال‌های پایانی عمرش به او تکیه کند.

«از دبستان تا راهنمایی، کی همیشه باور داشت که پدر و عمویش هنوز زنده هستند. هر بار که از مدرسه به خانه می‌آمد، اولین کاری که می‌کرد این بود که به سمت عکس‌های پدر و عمویش می‌رفت، دستانش را به هم می‌فشرد و می‌گفت: «پدر، عمو، من از مدرسه برگشتم.» کی تنها زمانی واقعاً باور داشت که پدرش فوت کرده است که وارد دبیرستان شد، آن هم پس از اینکه یکی از همکلاسی‌هایش با اطمینان کامل این موضوع را تأیید کرد!» - خانم چین در روز عروسی پسرش با احساسی عاطفی این ماجرا را تعریف کرد.

در طول آن سال‌های سخت، مادر خستگی‌ناپذیر برای حمایت از تحصیل فرزندانش تلاش می‌کرد. پس از پایان فصل چیدن ماهی، او به بوئون ما توت رفت تا به عنوان کارگر قهوه چیدن کار کند. وقتی فصل قهوه تمام شد، او به شغل خیاطی خود بازگشت و با فروش ماهی، پولی برای سیر کردن شکم فرزندانش به دست آورد.

زندگی کودکان یتیم روستای چانچو، مانند زوج نگوین و کی، وجه مشترک سختی و محرومیت داشت. اما مانند کاکتوسی بی‌ثمر بر روی تپه‌ای خشک و شنی، پس از فصل خشک و سپس باران، گیاه دوباره جوانه می‌زند و شکوفا می‌شود.

عشق درد را از بین می‌برد و شادی را بازمی‌گرداند…

«روستای چانچو» حالا به روستایی میلیاردرها تبدیل شده است.

این روستا که زمانی در پهنه‌ای طولانی و خشک از شن و ماسه در کنار دریا واقع شده بود، جایی که به گفته خانم توی «سگ‌ها بدون نگاه کردن به پشت سر از کنارش می‌دویدند»، اکنون به لطف موج توسعه گردشگری به «سرزمین طلایی» تبدیل شده است.

قبل از عروسی نوه‌شان، خانم توی و همسرش مقداری از زمین باغ خود را فروختند و یک خانه دو طبقه بزرگ به عنوان خانه‌ای گرم برای زوج جوان ساختند. آنها همچنین فراموش نکردند که مقداری سرمایه به آنها بدهند تا بتوانند با اطمینان خاطر زندگی مشترک خود را آغاز کنند، به عنوان راهی برای جبران خساراتی که به عنوان یتیمی متحمل شده بودند!

اکنون در «روستای چانچو»، هر جا که بروید می‌توانید میلیونرها را ببینید. برخی به لطف افزایش قیمت زمین ثروتمند شدند، برخی با کار سخت در ماهیگیری ماهی مرکب دریایی ثروتمند شدند و برخی دیگر با کار در خارج از کشور زندگی خود را تغییر دادند.

«روستای چانچو» اکنون شبیه یک شهر ساحلی شلوغ است که گردشگران را به خود جذب می‌کند، با تفرجگاه‌ها، پارک‌های تفریحی، هتل‌ها و رستوران‌هایی که یکی پس از دیگری سر بر می‌آورند و ماشین‌هایی که سپر به سپر در امتداد جاده‌های روستا پارک شده‌اند.

تمام روستا از این زوج جوان شادمان شدند.

بسیاری از همسایگان مسن داماد، کی، در انتظار رسیدن دسته گل عروسی، نتوانستند شادی و احساسات خود را پنهان کنند. آنها سعی کردند تا حد امکان به نرده‌ها نزدیک شوند تا در شادی این روز مهم برای دو کودک یتیم شریک شوند.

خانم لی تی فونگ (۸۰ ساله) گفت که این محله صدها کودک یتیم مانند کی دارد. بسیاری از مردان، وقتی فوت می‌کنند، همسران و ۴-۵ فرزند خردسال از خود به جا می‌گذارند.

این یک درد ماندگار بود، نه فقط برای خانواده قربانی، بلکه دردی مشترک برای تمام روستا. خانم فوئونگ با نگاه به شادی امروز آنها گفت که زخم‌های قدیمی التیام یافته‌اند.

تان لوک

منبع: https://tuoitre.vn/hanh-phuc-doi-tre-mo-coi-vi-bao-chanchu-20260604102201902.htm


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
حفظ گنجینه‌های زمان.

حفظ گنجینه‌های زمان.

پشت پرده

پشت پرده

فصل گل‌های شاد

فصل گل‌های شاد