فرنی ارزن از دانههای ارزن تهیه میشود، نوعی غله که به برنج ریز، غلات یا ارزن سفید نیز معروف است. عطر فرنی ارزن در طول تت (سال نو ویتنامی) واقعاً فریبنده است؛ از کودکی مرا مسحور خود کرده است. عطر ارزن، شیرینی شکر قهوهای، تندی زنجبیل، طعم تند لیمو - همه در یک کاسه فرنی غلیظ و خامهای با هم ترکیب میشوند...
وقتی کوچک بودم، هر سال در بیست و سوم ماه دوازدهم قمری، وقتی که برای خدای آشپزخانه و خدای اجاق قبل از عروجشان به آسمان قربانی میکردیم، مادربزرگم فرنی ارزن میپخت. او آن را زود آماده میکرد: چند ساقه ارزن، شسته و تمیز، با کمی آهک رقیق شده مخلوط میکردند تا هرگونه رسوبی از بین برود، و سپس آن را روی اجاق میگذاشتند تا بپزد. او میپخت تا فرنی شروع به جوشیدن کند، سپس مرتباً با چوب غذاخوری هم میزد تا از گلوله شدن آن جلوگیری شود. وقتی فرنی پخته میشد، چند تکه شکر قهوهای و مقداری زنجبیل ریز خرد شده اضافه میکرد.
مادربزرگم میگفت: فرنی ارزن بدون زنجبیل خوشمزه نیست! برای درست کردن فرنی ارزن، باید شکر قهوهای اضافه کنید تا به آن رنگ طلایی-قهوهای جذاب برسید. با این حال، زمانی که مجبور بودیم از کوپنهای جیره غذایی استفاده کنیم، شکر قهوهای (نوعی که از نیشکر خرد شده تهیه میشود، برای گرفتن آب آن فیلتر میشود، سپس جوشانده میشود و در قالب ریخته میشود تا به شکل کیک سفت شود) بسیار کمیاب بود و ما همیشه مجبور بودیم آن را مخفیانه از بازار بخریم.
بعدها برای اینکه فرنی ارزن شیرین شود، علاوه بر افزودن شکر، باید کمی نمک هم اضافه می شد. بعدها، کارخانه های قند، شکر قهوه ای کمتری تولید می کردند و مجبور شدند از شکر سفید دانه بندی شده تصفیه شده استفاده کنند که این امر باعث می شد رنگ فرنی ارزن کمتر از قبل جذاب باشد.
هر سال، دیدن آن کاسههای وسوسهانگیز فرنی ارزن طلایی-قهوهای دهانم را آب میاندازد... هر چه فرنی ارزن در طول تت (سال نو قمری) بیشتر بماند، طعم بهتری پیدا میکند. در آن زمان، در کاسه غلیظ میشود؛ باید از قاشق برای برداشتن آن استفاده کنید. به نظر میرسد که هوای زمستانی و سرمای خفیف ناشی از باران نمنم بیرون، به تدریج در هر دانه ارزن نفوذ کرده و احساسی از خنکی و شیرینی به شما میدهد که با هر لقمه به دنبال آن میآید و روح را تازه میکند.
![]() |
| ماده اصلی برای تهیه فرنی ارزن، دانههای ارزن زرد طلایی است. منبع: اینترنت |
کاملاً قابل توجه است که چگونه دانههای ریز ارزن، که از نوک یک خلال دندان بزرگتر نیستند، میتوانند به گیاهان قوی و سالم تبدیل شوند، شبانهروز با پشتکار جوهر زمین و آسمان را جذب کنند و سپس خوشههای بزرگ و سنگینی پر از دانههای ریز تولید کنند. در حدود ماه آوریل یا مه در تقویم قمری، خوشههای ارزن از زرد به قهوهای تیره تغییر رنگ میدهند، که نشان میدهد دانهها رسیدهاند و باید سریع برداشت شوند تا طعمه گنجشکها نشوند. ارزن اگرچه ریز است، اما وقتی پخته میشود، به غذایی فوقالعاده خوشمزه تبدیل میشود، طعمی که هرگز فراموش نخواهید کرد...
بعدها، وقتی بزرگ شدم و به ارتش پیوستم و در جزایر وسیع و پوشیده از اقیانوس ترونگ سا مستقر شدم، هر بار که تت (سال نو قمری) از راه میرسید، دلم میخواست از فرنی ارزن مادربزرگم لذت ببرم...
بعد از چندین سال خدمت در ارتش، به زندگی غیرنظامی برگشتم. و هنوز عاشق فرنی ارزن مادربزرگم هستم. هر بار که از آن لذت میبرم، با حسرت برای تعطیلات تت آه میکشم که غذای مورد علاقهام را نداشتم. مادربزرگم فقط به سلیقه ساده من لبخند میزند، اما چشمانش پر از اشک به دوردستها خیره شده است.
مادربزرگم میگفت: «بچههای دیگران هوس گوشت و ماهی و مهمانیهای مجلل میکنند، اما نوه من فقط هوس یک کاسه فرنی ارزن مخصوص فقرا را میکند.» با توجه به شرایط خانوادگیمان، دلش برای رویای ساده نوهام سوخت! از او پرسیدم: «مادربزرگ، مادربزرگ مادریات در گذشته یک مقام عالیرتبه بود، چطور بلدی فرنی ارزن درست کنی؟» به من نگاه کرد و با محبت لبخند زد: «حتی آن مقام عالیرتبه هم آن موقع فقیر بود و مادربزرگ من کشاورز بود؛ ما چیز زیادی برای خوردن نداشتیم. فرزندم، خانواده هر دوی ما به طور مزمن فقیر بودهایم!» تازه آن موقع بود که فهمیدم آن کاسههای فرنی ارزن، اوج سالهای بیشماری از سختی و مشقت بوده است...
امروزه، زندگی راحتتر شده است. غذاهای مفصل و مغذی که با دقت برای تت (سال نو قمری) تهیه میشوند، باعث شدهاند که ما لذتهای ساده و روستایی حومه شهر را فراموش کنیم. کمتر کسی کاسه فرنی ارزن را که زمانی با احترام در طول جشنواره بهار بر روی محراب اجدادی قرار میگرفت، به یاد میآورد.
مادربزرگم هم فوت کرده است. اما هر سال که عید تت (سال نو قمری) از راه میرسد، قلبم به درد میآید وقتی کاسههای فرنی ارزن را به یاد میآورم که او با زحمت و مشقت فراوان، با تمام عشقش به فرزندان و نوههایش و با فداکاری و از خودگذشتگی خاموشش، آماده میکرد.
مادرم فقط گاهی اوقات فرنی ارزن درست میکرد. هر بار که کاسهای از فرنی ارزن را روی محراب میگذاشتم و به چشمان مهربان مادربزرگم نگاه میکردم، چشمانم پر از اشک میشد، پر از حسرت روزهای قدیم. فرنی ارزن قهوهای-زرد و غلیظ، اگرچه ساده و فروتنانه در میان ضیافتی از خوراکیهای لذیذ بیشمار بود، اما همیشه جذاب بود و انگار در وجودم نفوذ کرده بود و با هر بهار که میگذشت، به شدت طنینانداز میشد...
منبع: https://www.qdnd.vn/van-hoa/doi-song/huong-che-ke-1025793








نظر (0)