Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

سوپ مروارید یشم و یشم سفید

VHXQ - حس چشایی یک فرد اغلب توسط حس بویایی او تعیین می‌شود...

Báo Đà NẵngBáo Đà Nẵng07/02/2026

nxa_7644.jpeg
خاطرات تت (سال نو ویتنامی) با هر فرد باقی خواهد ماند... عکس: نگوین شوان آن

عنصر «حافظه»

اخیراً، در تلاش برای زندگی مانند یک فرد قرن بیست و یکم، با پشتکار مشغول مرور ویدیوهای کوتاه در رسانه‌های اجتماعی بودم. در میان ویدیوهای بی‌شماری که به صورت آنلاین در حال گردش بودند، به یک برنامه طنز ژاپنی برخوردم که به طرز شیطنت‌آمیزی مشتریان یک رستوران شیک را دست می‌انداخت.

تیم برنامه فقط کالاهای کنسروی ارزان‌قیمت مانند نودل فوری و بستنی خریدند، سپس آنها را طوری چیدند که «شیک» به نظر برسند. در نتیجه، وقتی مشتریان آنها را چشیدند، همه از خوشمزه بودنشان تعریف کردند. علاوه بر این، وقتی برنامه از آنها خواست قیمت غذاها را تخمین بزنند، همه آنها اظهار داشتند که قیمت‌ها ده‌ها برابر بیشتر از قیمت‌های ذکر شده روی این محصولات آماده مصرف است.

جالب اینجاست که حس چشایی یک فرد اغلب توسط احساسات او تعیین می‌شود - احساس لذت بردن از یک وعده غذایی در یک محیط مجلل یا این تصور که توسط یک سرآشپز مشهور پخته شده است، ممکن است تا حدودی بر جوانه‌های چشایی او تأثیر بگذارد.

ما با زبانمان، با چشمانمان و برای بسیاری از غذاها، حتی با دستانمان، مزه‌ها را حس می‌کنیم. در نهایت، مردم با خاطراتشان غذا می‌خورند. در دوران کودکی، آن دسته از ما که در یک منطقه یا کشور زندگی می‌کردیم، احتمالاً غذاهای مشابهی می‌خوردیم. تنها تفاوت در روش‌های تهیه هر منطقه و تغییراتی است که مادربزرگ‌ها و مادرانمان در دستور پخت غذاها ایجاد می‌کردند.

مادران و مادربزرگ‌ها یک «ماده‌ی مخفی» مخصوص به خودشان را نگه می‌دارند: خاطره. و طعم آن خاطره در ذهن ما باقی می‌ماند و در طول بزرگ شدن، پرسه زدن در خیابان‌ها و سفر به گوشه و کنار دنیا همراه ما است.

یک روز در پایان سال، دور از خانه، چای معطر به گل‌ها را مزه مزه می‌کنم، چند تکه میوه شیرین می‌خورم، بوی کیک برنجی چسبناک را در هوا حس می‌کنم و جلوی مسافرخانه، رشته‌های سوسیس آویزان است و عطر غنی و خوش طعم آنها توسط باد به داخل اتاق منتقل می‌شود. فقط یک بو از این عطر کافی است تا تخیل را تحریک کند: شام شب سال نو، طعم غذاهای سنتی سال نو روی زبانم مور مور می‌شود.

در خاطراتم، سعی می‌کنم رستورانی پیدا کنم، غذایی سفارش دهم و می‌بینم که پیشخدمت غذاهای آشنایی را جلویم می‌گذارد. لقمه‌ای می‌خورم. خوشمزه است، اما نه... آنطور که می‌خواستم.

انگار هنوز چیزی کم است، طعمی از کودکی، از نوستالژی، نه از غذاهای لذیذ، گاهی فقط یک غذای معمولی، مخلوطی از غذاهای مانده از یک وعده غذایی، کمی از هر چیزی، و با این حال تبدیل به یک وعده غذایی "خوشمزه" می‌شود. چون آن وعده غذایی "خوشمزه" را فقط می‌توان بعد از یک گرسنگی طاقت‌فرسا، بعد از یک شب نوشیدن زیاد، در حیاط خلوت، در آشپزخانه کوچک، دودی و چرب، که با دستان عزیزانمان آماده شده، چشید.

طعم عشق

منتقد غذا را در کارتون راتاتویی به خاطر دارید؟ شخصیتی سرد و خشن که نقدهای تندش باعث شد رستوران‌های بی‌شماری رتبه‌بندی خود را از دست بدهند. به محض اینکه غذایی که از سبزیجات معمولی درست شده بود را چشید، قلمش از دستش افتاد؛ لباس منتقدش ناگهان برایش خیلی بزرگ شد، زیرا به کودکی با دماغ آبکی تبدیل شد که جلوی مادرش ایستاده بود و از سبزیجاتی که مادرش می‌پخت، لذت می‌برد.

z7448977975037_eb24f1be411fb4ad5a38ac50bc25ef8f.jpg
غذاهای سنتی تت (سال نو قمری). عکس: XH

اینجا، یک سوال مطرح می‌شود: آیا ما برای لذت بردن از خودمان، برای شاد بودن، غذا می‌خوریم یا صرفاً برای قضاوت، ارزیابی و دیدن اینکه در چه «وضعیتی» هستیم؟ آیا جایگاه رستوران‌های پنج ستاره، آن رستوران‌های دارای ستاره میشلن، باعث می‌شود فراموش کنیم که ما (مگر اینکه برای رفع گرسنگی باشد) برای شادی غذا می‌خوریم - شادی‌ای که از خوردن غذای گران‌قیمت حاصل نمی‌شود، بلکه از خوردن چیزی است که برای ما آرامش می‌آورد.

از شیشه‌های خیارشور و پیاز، از گوشت خوک مزه‌دار شده که زیر نور خورشید در حیاط خشک می‌شود، حس آرامش ساطع می‌شود. نور خورشید بین گوشت سفت و ادویه‌دار درنگ می‌کند و منتظر است تا گرمای شیر نارگیل در حال جوش، گرمای خود را آزاد کند و گوشت را به رنگ قهوه‌ای طلایی درآورد. زیر همان نور خورشید، شیشه‌های پیازشور و خیارشور سایه‌های نازکی روی سطح سیمان می‌اندازند.

غذاهای آشنای تت، گرمای دوازدهمین ماه قمری را با خود حمل می‌کنند و منتظرند تا اولین ماه قمری بار دیگر دل‌های کودکان و کسانی را که پس از مدت‌ها دوری به خانه بازگشته‌اند، گرم کند.

بازگشت به خانه برای «جشن گرفتن تت»، مهمترین مناسبت در میان تمام جشن‌ها، مانند «گردهمایی‌های هنگام غذا/عروسی/جشن سیسمونی/تولد». ذکر طعم دوازدهمین ماه قمری، طعم عشق را تداعی می‌کند. طعمی که حتی بیشترین پول هم به سختی می‌تواند آن را بازسازی کند.

وقتی بچه بودم، فیلمی تماشا می‌کردم که در آن پادشاهی از خانواده‌ای فقیر زندگی می‌کرد و گداهای دیگر برایش سوپی به نام «مروارید، یشم و یشم سفید» می‌پختند.

پس از به تخت نشستن، دوباره سعی کرد آن غذای لذیذ را بخورد اما نتوانست. او به همه جا سر زد تا همکار سابقش را به قصر دعوت کند تا آن سوپ را برایش بپزد. گدا سوپی پخت، به عبارت ساده‌تر... یک قابلمه سوپ خوک، آنقدر بدطعم که نه پادشاه و نه درباریانش نمی‌توانستند آن را بچشند، اما او همچنان سعی می‌کرد آن را بخورد، زیرا این سوپ مروارید، یشم و مرمر سفید در قلبش بود.

شاید هر یک از ما مانند آن امپراتور باشیم، که در گذشته سیر می‌کند، و هر کدام کاسه‌ی منحصر به فرد خود را از سوپ مروارید، یشم و مرمر دارد...

منبع: https://baodanang.vn/mon-canh-tran-chau-phi-thuy-bach-ngoc-3323447.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
قطره خون، نماد عشق و وفاداری.

قطره خون، نماد عشق و وفاداری.

عالی و قوی

عالی و قوی

هانوی در پاییز هشتادمین سالگرد استقلال خود را جشن می‌گیرد.

هانوی در پاییز هشتادمین سالگرد استقلال خود را جشن می‌گیرد.