
منتظر ماندم تا کارهایم را انجام دهد، مشغول کمک به این و آن بودم، و همچنین از اینکه آنقدر به من اعتماد داشت که اجازه داد برای اولین بار آن برشهای کوچک مربای میوه ستارهای را بچشم، احساس غرور میکردم.
درخت ستاره میوه در گوشه باغ خیلی بلند نیست، برگهایش سبز تیره است و سالی دو بار گل میدهد و میوه میدهد. وقتی فصل بارندگی فرا میرسد، خوشههای ستاره میوه شروع به جمع شدن آب میکنند، به زمین میافتند و دستههایی از حشرات را که روز و شب در اطراف وزوز میکنند، به خود جذب میکنند. گاهی اوقات، مادربزرگم را میبینم که به باغ میرود و به خوشههای گرد و تپل ستاره میوه که به شدت از شاخهها آویزان هستند، نگاه میکند.
وقتی بارانهای بیوقفه بند بیاید، هوا صاف شود و باغ کمکم خشک شود، او «شروع به کار» میکند و علفهای هرز را از بین میبرد تا برای کاشت محصولات کشاورزی در تعطیلات تت آماده شود.
اول، او میوههای ستارهای افتاده را که بوی کمی ترش میدادند، جمع کرد و همه آنها را در کیسهای ریخت. بعد، با یک قمه برگها و شاخههایی را که در اثر باران طولانی مدت سنگین شده بودند، جمع کرد. در نهایت، او با دقت خوشههای میوههای ستارهای رسیده و زرد را که بالای سرش آویزان بودند، چید و آنها را به داخل خانه آورد تا مربای میوه ستارهای را برای نوههایش تهیه کند تا در طول فصل بارانی از آن لذت ببرند.
برای تهیه مربا، هر گونه میوه ستارهای نارس یا بیش از حد رسیده دور ریخته میشود. او میوههای ستارهای زرد در حال رسیدن را یک شب در مخلوط رقیق شده با آب آهک خیس میکند. صبح روز بعد، هنگامی که خورشید پردهای زرد کمرنگ بر حیاط میاندازد، یک صندلی کوچک کنار لگن آب میاندازد و با دقت لبههای آن را پوست میکند، میوه ستارهای را از طول برش میدهد و سپس آنها را کاملاً میشوید.
برای گرفتن آب ترش، او قسمت بیرونی یک بطری شیشهای را تمیز کرد و آن را روی هر بخش میوه ستارهای به جلو و عقب مالید. وقتی آب آن خارج شد و گوشت میوه ستارهای خشک شد، آن را در یک کاسه ریخت و با شکر مخلوط کرد. او کاسه را با یک توری نازک توری پوشاند تا از مگسها جلوگیری کند و سپس دسته میوه ستارهای را به حیاط برد و دوباره آن را در آفتاب قرار داد تا شکر حل شود.

شاید مهمترین و پر زحمتترین مرحله، جوشاندن مربا با حرارت ملایم باشد. برای اطمینان از اینکه مربا به طور یکنواخت جذب میشود، او با صبر و حوصله، میوههای ستارهای را که شروع به آزاد شدن عطر معطر خود کردهاند، هم میزند. او سرعت عمل خود را آهسته و پیوسته نگه میدارد تا از آسیب رساندن به بخشهای ظریف میوه ستارهای جلوگیری کند.
او دستور داد: «برای جلوگیری از سوختن میوه ستارهای و برای اینکه شکر بتواند طعم آن را به طور کامل جذب کند، آشپز باید حرارت را کم نگه دارد. اگر حرارت خیلی زیاد باشد، شکر به سرعت غلیظ میشود و میسوزد، در حالی که تکههای میوه ستارهای هنوز به غلظت و قابلیت جویدن مطلوب نرسیدهاند.»
وقتی مربا به رنگ قهوهای مایل به قرمز درآمد، او کمی زنجبیل ریز خرد شده به آن اضافه کرد تا عطر و گرمای مربا را افزایش دهد و به نوههایش کمک کند در روزهای سرد زمستان کمتر احساس گرسنگی کنند.
من قبلاً مرباهای خانگی زیادی را چشیدهام، اما مربای میوه ستارهای مادربزرگم طعم واقعاً بینظیری داشت. در حالی که مربای زنجبیل تند است، مربای پاپایا و هویج به شدت شیرین است و مربای نارگیل تازه جویدنی و غنی است، مربای میوه ستارهای شیرینی ملایمی دارد که با ترشی طراوتبخشی ترکیب شده است. چیزی که من بیشتر از همه از آن لذت بردم، طعم ماندگار و جویدنی دانههای میوه ستارهای بود که با بخشهای شفاف آن مخلوط شده بود.
امروز صبح، متوجه شدم که کمرش انگار حتی خمیدهتر شده، و درختان میوه ستارهای باغ ناگهان بلندتر از آن چیزی به نظر میرسیدند که بتواند با دستش به آنها برسد...
منبع: https://baoquangnam.vn/huong-khe-trong-vuon-3142985.html






نظر (0)