Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

تنها وقتی پسری پدر می‌شود، حقیقتاً قلب یک پدر را درک می‌کند.

BPO - من یک بار جمله‌ای شنیدم که هر وقت آن را به یاد می‌آورم، قلبم را پر از گرما می‌کند: "پدر اولین قهرمان در قلب کودک است." از نظر من، آن قهرمان به شنل نیاز ندارد، به قدرت ماوراء طبیعی نیاز ندارد؛ او فقط باید یک پدر باشد - مردی که در سکوت تمام زندگی خود را وقف عشق ورزیدن، آموزش دادن و محافظت از فرزندانش می‌کند.

Báo Bình PhướcBáo Bình Phước05/05/2025


من بزرگترین برادر از بین دو برادر بودم. برادر کوچکترم، که پنج سال از من کوچکتر بود، ریز نقش، شیطون و بسیار به پدرمان وابسته بود. خانه ما همیشه پر از خنده بود - خنده ما دو نفر که با هم بازی می‌کردیم و فریاد می‌زدیم: "بابا! بابا، این ماشین اسباب‌بازی هنوز راه نرفته؟" یا "بابا، کی فوتبالش بهتره، من یا برادرم؟" اما این صدای فریادهای ما هم بود وقتی که سر اسباب‌بازی‌ها دعوا می‌کردیم، سر یک کلوچه یا آب‌نبات دعوا می‌کردیم. پدر واسطه بود، کسی که تمام آشفتگی‌های دوران کودکی معصومانه ما را "درمان" می‌کرد.

روزهایی بود که پدر برای کار بیرون بود و او اغلب می‌پرسید: «چرا پدر اینقدر طول می‌کشد؟ آیا او به خانه برگشته است؟» بعد، عصرها، او به آرامی وارد اتاق می‌شد، به رختخواب پدر می‌رفت و زمزمه می‌کرد: «من اینجا می‌خوابم تا پدر به خانه بیاید...» هر بار که پدر تماس می‌گرفت، او گوشش را به گوشی می‌چسباند و سعی می‌کرد اولین کسی باشد که صحبت می‌کند: «بابا، می‌توانی فردا به خانه بیایی و من را به مدرسه ببری؟»

و همچنین خاطرات شیطنت‌آمیز فراموش‌نشدنی‌ای وجود دارد. یک روز، من و خواهرم آنقدر غرق بازی در حاشیه روستا بودیم که فراموش کردیم او را برای ناهار به خانه ببریم. وقتی به خانه رسیدیم، پدر را با عصایی در دست منتظر دیدیم. خشم آمیخته با نگرانی را در چشمانش دیدم. خواهرم را بغل کردم و با خودم فکر کردم: «اگر تنبیه شویم، فقط من عواقبش را متحمل خواهم شد؛ او هنوز خیلی کوچک است.» خاطره‌ای ساده، اما پر از عشق، زیرا در آن لحظات سرزنش شدن، درباره برادری و بیش از هر چیز، نگرانی خاموش یک پدر آموختیم.

همچنین زمانی بود که کار اشتباهی انجام دادم و پدرم با لحنی تند مرا سرزنش کرد. ناراحت بودم، بنابراین پیش او رفتم و پرسیدم: «بابا، هنوز هم مرا دوست داری؟» او فوراً جواب نداد، اما مرا در آغوشش کشید و به آرامی گفت: «من تو را سرزنش می‌کنم چون دوستت دارم. من تو را نه به خاطر اینکه از تو متنفرم، بلکه به این دلیل می‌زنم که می‌خواهم بزرگ شوی و آدم‌های خوبی شوی. وقتی خودت پدر شوی، می‌فهمی...»

و حالا، به عنوان یک بزرگسال با خانواده کوچک خودم و فرزندانی که با محبت مرا "بابا" صدا می‌زنند، واقعاً حکمت آن آموزه را از سال‌ها پیش درک می‌کنم. کودکانی که قبلاً هر وقت زمین می‌خوردند، گرسنه بودند یا می‌خواستند بازی کنند، "بابا!" صدا می‌زدند، اکنون همان سفر را با فرزندان خود تکرار می‌کنند. و من متوجه می‌شوم، همانطور که ضرب‌المثل قدیمی می‌گوید: "فقط با بیدار ماندن در تمام طول شب است که می‌دانید شب چقدر طولانی است؛ فقط با بزرگ کردن فرزندان است که فداکاری‌های والدین را درک می‌کنید."

من می‌فهمم که وقتی کودکی بیمار است، شب‌های بی‌خوابی و نگرانی چگونه است. من حس انتظار کشیدن برای فرزندم را وقتی دیر به خانه می‌رسم، درک می‌کنم. من اضطراب‌های بی‌نام و نشان در مورد آینده یک کودک را درک می‌کنم... و هر چه بیشتر می‌فهمم، بیشتر احساس قدردانی می‌کنم. سپاسگزار سال‌های فداکاری پدرم، سپاسگزار زمان‌هایی که مرا سرزنش کرد تا به من یاد بدهد آدم خوبی باشم. پدرم اکنون پیر است. موهایش که زمانی سیاه براق بود، اکنون رگه‌هایی از خاکستری دارد. اما چشمانش، حالت آرام و عشقش به همان پاکی زمانی که من پسر کوچکی بودم، باقی مانده است. مهم نیست چقدر دور بروم، مهم نیست چقدر سرم شلوغ باشد، می‌دانم که همیشه کسی منتظر من خواهد بود، نیازی به گل، هدیه یا هر چیز عجیب و غریبی ندارد، فقط صدای مرا می‌شنود که فریاد می‌زند: "بابا، من خانه هستم!"

متشکرم بابا - اولین معلم من، قهرمان آرام زندگی من!

سلام بینندگان عزیز! فصل چهارم با موضوع «پدر» رسماً در تاریخ ۲۷ دسامبر ۲۰۲۴ در چهار پلتفرم رسانه‌ای و زیرساخت‌های دیجیتال رادیو و تلویزیون و روزنامه بین فوک (BPTV) آغاز می‌شود و نوید می‌دهد که ارزش‌های شگفت‌انگیز عشق مقدس و زیبای پدرانه را به عموم مردم ارائه دهد.
لطفا داستان‌های تأثیرگذار خود درباره پدران را با نوشتن مقاله، تأملات شخصی، شعر، انشا، کلیپ‌های ویدیویی ، آهنگ (همراه با ضبط صدا) و غیره، از طریق ایمیل chaonheyeuthuongbptv@gmail.com، دبیرخانه تحریریه، ایستگاه رادیو و تلویزیون و روزنامه بین فوک، خیابان تران هونگ دائو ۲۲۸، بخش تان فو، شهر دونگ شوای، استان بین فوک، شماره تلفن: ۰۲۷۱.۳۸۷۰۴۰۳، برای BPTV ارسال کنید. مهلت ارسال آثار ۳۰ آگوست ۲۰۲۵ است.
مقالات با کیفیت بالا منتشر و به طور گسترده به اشتراک گذاشته می‌شوند و در ازای مشارکت آنها، مبلغی پرداخت می‌شود و پس از اتمام پروژه، جوایزی از جمله یک جایزه بزرگ و ده جایزه ممتاز اهدا خواهد شد.
بیایید با فصل چهارم «سلام عشق من» به نوشتن داستان پدرها ادامه دهیم تا داستان‌های مربوط به پدرها پخش شوند و قلب همه را لمس کنند!

منبع: https://baobinhphuoc.com.vn/news/19/172354/khi-con-lam-bo-moi-hieu-long-cha


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
جشنواره برنج جدید

جشنواره برنج جدید

یک روستای جزیره‌ای آرام.

یک روستای جزیره‌ای آرام.

شادی در روز صلح

شادی در روز صلح