Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

وقتی عشق رمانتیک با عشق به کشور در هم می‌آمیزد.

(CLO) سرهنگ دوم و شاعر نگوین ون آ، پس از تجربه سال‌های پرالتهاب در میدان‌های نبرد کوانگ تری و مرز شمالی، اشعار خود را با انبوهی از خاطرات قهرمانانه و تراژیک آغشته می‌کند. او با مجموعه اشعار خود با عنوان «سایه‌های کوهستان» که در سال ۲۰۲۶ منتشر شد، بار دیگر صدای شاعرانه ساده اما تأمل‌برانگیز خود را تأیید می‌کند، جایی که خودِ فردی با سرنوشت ملت در هم می‌آمیزد و عشق رمانتیک همیشه با شعله پرشور میهن‌پرستی گرم می‌شود.

Công LuậnCông Luận29/04/2026

سرهنگ دوم و شاعر نگوین وان آ، یک پدیده ادبی دیرهنگام اما پرشور است که بر نیروهای مسلح و جنگ انقلابی تمرکز دارد. او در روستای وان گیانگ، کمون سون تین، منطقه هونگ سون (که اکنون روستای دای تین، کمون سون تین است)، استان ها تین متولد شد و در بحبوحه جنگ بزرگ شد. سفر او از سربازی در میدان نبرد کوانگ تری (۱۹۷۱-۱۹۷۳)، شرکت در لشکرکشی هوشی مین در سال ۱۹۷۵، تا خدمت بین‌المللی در کامبوج در سال ۱۹۷۷ و دفاع از مرزهای شمالی از سال ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۰ را در بر می‌گیرد. در طول ۲۷ سال خدمت در ارتش، او از درجه سربازی به سرهنگ دومی ارتقا یافت و سپس تا زمان بازنشستگی به عنوان رئیس بخش ارتباطات مالی روزنامه فایننشال تایمز ویتنام ( وزارت دارایی ) منصوب شد. خاطرات جنگ و تجربیات زندگی او در صفحات خاطراتش با عنوان «جنوب رودخانه بن های» و مجموعه اشعارش با عنوان «قطره شبنم کنار پنجره» گنجانده شده است. در سال ۲۰۲۶، او به انتشار مجموعه شعر «سایه‌های کوهستان» به همراه مجموعه خاطرات «در سنگرهای مرزی» ادامه داد.

۷۲۲۸۶۷ab02ae83f0dabf.jpg

با مجموعه شعر «سایه‌های کوهستان»، شامل ۹۶ شعر که به سه بخش تقسیم شده‌اند: نوستالژی، انتظار بهار و سایه‌های کوهستان، صدای شاعرانه نگوین ون آ به طور مداوم سه مضمون اصلی را بررسی می‌کند: میهن‌پرستی، عشق به میهن و عشق رمانتیک. اشعار این مجموعه، فراتر از احساسات و افکار شخصی، آگاهی مشترکی از بیان خودِ فردیِ در هم تنیده با ملت، تبدیل خاطرات شخصی به خاطرات جمعی و عشق رمانتیکِ روشن شده توسط شعله‌های جنگ و همچنین گرمای میهن را به اشتراک می‌گذارند. یکی از ویژگی‌های قابل تشخیص شعر نگوین ون آ، زبان ساده و بی‌پیرایه آن است که با ساختار موسیقیایی شعر آزاد، شعر lục bát (شش و هشت هجایی) و شعر tứ tuyệt (رباعی چهار سطری) ترکیب شده است. این امر سبکی هماهنگ، پالایش‌یافته و مشخصاً ویتنامی، سرشار از سرزندگی، در عین حال با دوراندیشی و بینش پیشگویانه روشن نسبت به جامعه و زمانه ایجاد می‌کند. این امر به ویژه در اشعار او درباره میهن، سربازان و عشق مشهود است که با زندگی واقعی هماهنگ و همسو هستند. این ارزش اصلی است که اشعار او را به راحتی برای خوانندگان میانسال و مسن‌تر که شعر سنتی را درک می‌کنند، قابل فهم می‌کند.

۱. روحیه میهن‌پرستانه و میل به فداکاری و تعهد جوانان به وضوح در شعر نگوین ون آ بیان شده است، حتی می‌توان گفت که این روحیه به عنوان مضمون اصلی، رشته ادبی که در سراسر اثر جریان دارد و روح کلی آن را خلق می‌کند، تجلی یافته است. اینها شعارهای توخالی نیستند، بلکه خون و استخوان، زخم‌های «بدون ترکش گلوله» و مسئولیت بی‌وقفه در قبال رفقا و ملت هستند. او در کمپین ۸۱ روزه و شبانه‌روزی ارگ کوانگ تری شرکت کرد: «بمب‌ها و گلوله‌ها آسمان را پر کردند / آب از دهانه‌های بمب می‌نوشیدند / رفقایی را که اجسادشان سالم نبود دفن می‌کردند / سه بار توسط بمب‌ها دفن می‌شدند / خون از گوش‌هایم جاری می‌شد» (خودنگاره). این جزئیات نه برای فخرفروشی، بلکه برای حک کردن عمیق درد فقدان بازگو می‌شوند: «رفقای من پس از جنگ / برخی با عصای چوبی بازگشتند / برخی دیگر با بدن‌های زخمی بازگشتند / جای زخم‌های ناپالم را نمی‌توانستند پاک کنند.»

از آنجایی که آنها سختی‌ها و نبردهای سختی را با هم گذرانده بودند، نگوین ون آ همیشه عمیقاً به رفقایش، چه زنده و چه مرده، اهمیت می‌داد. او برای ساخت یادبودهای بسیاری برای سربازان کشته‌شده در کوانگ تری تلاش کرد و به راحتی از رفقایی که در شرایط دشوار بودند یا از جراحات رنج می‌بردند، حمایت و به دیدارشان می‌رفت. بنابراین شعر او به یک شاهد تاریخی تبدیل شد و به نسل‌های آینده ارزش صلح را که با فداکاری میلیون‌ها نفر به دست آمده بود، یادآوری کرد. اشعار او که در "میدان نبرد" کوانگ تری سروده شده بود، جایی که او شجاعانه در کنار رفقا و هموطنانش جنگید، اغلب خوانندگان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، مانند "شب در تاچ هان"، "شب در پونگ نگان" و "قلعه باستانی این بعد از ظهر" ... شاعر در مقابل رودخانه تاچ هان با احساسات تأمل کرد: "در اعماق رودخانه کجا دراز کشیده‌ای؟ / زمانی، بمب‌ها و گلوله‌ها بر تاچ هان باریدند." او در حالی که در مقابل بنای یادبود شهدا ایستاده بود، با خود اندیشید: «این سرزمین خون‌های زیادی دیده و سرهای زیادی را به خاک سپرده است/ بنای یادبود شهدا شب‌ها حتی متروک‌تر است/ چراغ‌های خیابان بی‌صدا تمام شب بیدار می‌مانند/ همراه با سربازان، حس غرور را روشن می‌کنند.»

نقطه برجسته کل مجموعه، مجموعه شعری «دوباره سرود میهن را می‌خوانیم» است، شعری ۱۴۶ سطری و ۱۰۵۴ کلمه‌ای با لحنی حماسی و سبکی شاعرانه و ساختارمند. اگرچه زبان شاعرانه، صراحت، واقع‌گرایی و زبان ساده نگوین ون آ را حفظ کرده است، اما شاعر داستانی مختصر و تأثیرگذار درباره کشور از شعله‌های جنگ تا دوره صلح و ادغام روایت می‌کند. او همیشه به روح انسانی ملت اعتقاد داشت و ابراز می‌کرد: «کشور هنوز فقیر است / بسیاری از کودکان غذای کافی برای خوردن، لباس کافی برای پوشیدن ندارند / بسیاری از کودکان فقیر از گرسنگی آموزش می‌بینند»، اما به گفته نگوین ون آ، مردم ویتنام هنوز: «آماده‌اند / که یک دانه برنج را به اشتراک بگذارند / که یک کاسه برنج را به دو نیم تقسیم کنند / که قاب آینه را با ابریشم قرمز بپوشانند.» و سپس شاعر گویی با خود فریاد می‌زند، گویی که باوری را تأیید می‌کند: «دو کلمه «ویتنام» چقدر باشکوه هستند / ما به شهروند بودن این کشور افتخار می‌کنیم!»

۲. اگر میهن‌پرستی آرزوی بزرگی است، پس عشق به سرزمین مادری، رشته‌ی احساسی اصلی در «سایه‌ی کوهستان» است، با تصاویر و مضامین شاعرانه‌ی تأثیرگذار فراوان. چهار فصل سرزمین مادری او به زیبایی و آرامش در شعرش ظاهر می‌شود، با گل‌های کاپوک قرمز ماه مارس، شکوفه‌های معطر پوملو سفید در مه صبحگاهی، گل‌های خردل زرد در مزارع و در امتداد رودخانه‌ها... همراه با پدیده‌های آب و هوایی خاص منطقه‌ی شمال مرکزی مانند باد گرم و خشک لائوس، نم نم باران و نسیم‌های خنک... همه در خاطره‌ی نگوین ون آ ریشه دوانده و به کلمات شاعرانه‌ای تبدیل شده‌اند که تأیید می‌کنند سرزمین مادری او «سایه‌ی کوهستان» است که از او محافظت می‌کند، جایی که هویت ملی را حفظ می‌کند.

همانطور که او اعتراف کرد، «من پشت پرچین‌های بامبوی روستایم به دنیا آمدم / من بدون مادر وارد زندگی شدم / پدری مجرد که فرزندانش را بزرگ می‌کند / من لاشخور شدم / زندگی را برای یافتن معاش فیلتر می‌کنم.» زادگاه نگوین ون آ، ها تین ، از طریق تصاویری از «آفتاب سوزان ظهر جیرجیرک‌ها»، «سنجاقک‌هایی که از طوفان فرار می‌کنند» و «روسری منقار کلاغی و ردای قهوه‌ای» مادرش به تصویر کشیده شده است. تصویر مادر سخت‌کوش این است: «مادر کنار پنجره نشسته و منتظر فرزندانش است / سال‌هاست که هنوز آرزو دارد و منتظر است / چشمانش به جنوب، شمال، غرب، شرق نگاه می‌کند / اما چرا ما چهار نفر برنگشته‌ایم؟» یا «با روسری منقار کلاغی و ردای قهوه‌ای / پاهای مادر در گل سرد ریشه دارد» (مادر من). در شعر او، تصویر تغزلی مادر ساده اما ملموس به نظر می‌رسد: «مادرم به تنهایی یک ماه تنهاست!»

زادگاه او، کوانگ تری، خاطراتی سرشار از غرور، اما در عین حال همراه با درد و اشتیاق بی‌وقفه برای رفقای کشته‌شده‌اش را در خود جای داده است: «دهه‌ها دور بودم، هرگز برنگشتم / در کوه‌ها و رودخانه‌های کوانگ تری / روستای فونگ نگان و مزار شهدا ماندم / تا برای همیشه منبع غم و اندوه نسل‌های آینده باشم» (شب در فونگ نگان). نگوین ون آ عاشق سرزمین مادری، ریشه‌هایش و تمام ارزش‌هایی بود که این سرزمین و مردمش در او پرورش داده بودند و او را به یک سرباز در زمان جنگ و یک جنگجوی فرهنگی و ایدئولوژیک در زمان صلح تبدیل کرده بودند. عشق او به سرزمین مادری‌اش از طریق قدردانی از گذشته، «جبران مهربانی» و از طریق نوشته‌هایش، همیشه در شعر فراوان است و این باور نویسنده را تأیید می‌کند که عشق به سرزمین مادری، میهن‌پرستی را پرورش می‌دهد و نیروی محرکه مهمی برای غلبه بر همه مشکلات در حفاظت و ساختن کشور ایجاد می‌کند.

۳. همانطور که در بالا ذکر شد، مضمون عشق رمانتیک صفحات زیادی از شعر را در بخش‌های مربوط به نوستالژی و انتظار بهار به خود اختصاص داده است. عشق در شعر نگوین ون آ از جنگ و میهن جدایی‌ناپذیر است. این عشق، عشق زمان جنگ است: «زمانی که تو را دوست داشتم / زمین پر از تیراندازی بود / زمانی که ما یکدیگر را دوست داشتیم / چراغ سوسو می‌زد» (زمانی که ما یکدیگر را دوست داشتیم). آن عشق خالص، ناقص، با بمب و وظیفه قطع شده است، اما دقیقاً به همین دلیل است که مقدس می‌شود: «من یک توپ انداختم / به درون دایره کوچک / جایی که قلب تو باز مانده بود / تا روز به روز از عشق استقبال کند / اما عزیزم، امروز بعد از ظهر / بهار در می‌زند / قلب من پر از اشک است / من توپ را به نیستی پرتاب می‌کنم» (پرتاب توپ).

شاعر در شعری درباره دختری که دوستش دارد، او را به عنوان «آخرین پرتوهای نور خورشید»، «بادی عجیب»، «شکوفه‌های گریپ فروت»، «گل‌های خردل» به تصویر می‌کشد - تصاویری آشنا و ساده اما به طرز شگفت‌انگیزی قدرتمند. عشق فقط شخصی نیست، بلکه با عشق به کشور در هم تنیده شده است، زیرا او داوطلب جوانی بود که جاده ترونگ سان را ساخت، جوانی خود را فدای ملت کرد و سپس «سردرگم در مه شامگاهی» در میان هزاران چشم مراقب بازگشت. عشق آنها عرفانی می‌شود زیرا با وظیفه پیوند خورده است: «چند دختر / چند روح شاعرانه را برانگیختند / چند مرد جوان / گمشده در اشتیاق / دور، تفنگ‌ها غرش می‌کنند / مشتاقانه «منتظر بازگشت تو هستند»».

می‌توان گفت که شاعر نگوین ون آ، عشق رمانتیک را به طرز ماهرانه‌ای به «لولایی تغزلی» تبدیل کرده که گذشته را به حال پیوند می‌دهد. بوسه‌ای زیر نور ماه، عطر شکوفه‌های گریپ فروت، چراغ نفتی سوسو زننده... همه برای شاعر به «رویاهای گل» تبدیل می‌شوند تا «گذشته را در شب جمع کند»، «با ماه تنها آه بکشد». این عشق زیباست زیرا انسانی است، زیرا نه تنها شخصی است، بلکه نمادی از یک نسل کامل است که احساسات شخصی را فدای هدفی بزرگتر کرد. سطر «زخمی بدون ترکش گلوله» دردهای پس از جنگ را که سربازان با آن روبرو بودند، در خواننده تداعی می‌کند. این فقط آسیب جسمی نیست، بلکه رنج روحی و پشیمانی طولانی برای رفقای کشته شده نیز هست: «من گذشته را در شب جمع می‌کنم / با ماه تنها آه می‌کشم / بعد از ظهرها در غروب آفتاب شما را به خواب می‌فرستم / خودم را در گرگ و میش بنفش حمام می‌کنم» (گذشته).

با این حال، در کنار نقاط قوت زبان ساده همراه با ساختار موسیقیایی شعر آزاد، شعر lục bát (شش تا هشت هجا) و شعر tứ tuyệt (رباعی چهار سطری) همانطور که در بالا ذکر شد، برخی از اشعار هنوز فاقد تلاش برای "درخشش" زبان برای معنای شاعرانه هستند؛ برخی حتی خام هستند و فاقد ساختار لازم برای انتقال اندیشه و تصویر ادبی مورد نظر نویسنده می‌باشند. اگر سرمایه‌گذاری دقیق‌تر و کاربرد جسورانه تکنیک‌های جدید شاعرانه امکان‌پذیر بود، شاید "سایه کوه" برای خوانندگان کامل‌تر می‌بود. با این حال، در محدوده این مقاله، نمی‌خواهم به طور خاص به آن بپردازم. نویسنده همیشه کسی است که به بهترین وجه نقاط قوت و ضعف اثر خود را می‌داند، بنابراین اشاره به آنها شاید غیرضروری‌ترین و زائدترین کار برای یک منتقد باشد.

و از همه مهم‌تر، همانطور که محقق لو کوی دان گفته است، ادبیات برای قدردانی است، نه برای قضاوت یا انتقاد. من معتقدم که مجموعه شعر «سایه‌های کوهستان» در برانگیختن احساسات گرم و غرورآفرین موفق بوده و به وضوح شخصیت شاعر را بیان می‌کند. استدلال فلسفی این است: گذشته‌ی دوران جنگ، پایه و اساس است؛ وطن، لنگر معنوی است؛ و عشق رمانتیک، شعله‌ای است که خاطرات را گرم می‌کند. همین کافی است!


منبع: https://congluan.vn/khi-tinh-yeu-doi-lua-hoa-tinh-yeu-dat-nuoc-10339710.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
شادی کودک.

شادی کودک.

۹/۲/۲۰۲۵

۹/۲/۲۰۲۵

ترانگ آن

ترانگ آن