Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

وقتی قلب در دنیایی بدون صدا سخن می‌گوید

در کلاسی بدون سخنرانی، هنوز «صداهایی» طنین‌انداز می‌شود - از نگاه‌ها، حرکات و همدلی. در مدرسه معلولین نهان آی (دائو تان وارد)، معلم نگوین خاچ فوک و آقای تران نگوین انگوک دوک - که هر دو ناشنوای مادرزادی هستند - بی‌سروصدا بذر امید می‌کارند و به کودکانی که در شرایط مشابه هستند کمک می‌کنند تا به تدریج بر عقده حقارت خود غلبه کنند و صدای خود را پیدا کنند.

Báo Đồng ThápBáo Đồng Tháp07/05/2026

معلمی که جهان را با دستانش «ترجمه» می‌کند

یک روز صبح، در کلاس چهارم ب مدرسه معلولین نهان آی، نه صدایی از کلاس درس می‌آمد و نه صدای گفتگوی پرشور دانش‌آموزان که مثل کلاس‌های درس معمولی جواب می‌دادند.

معلم نگوین خاک فوک در طول یک جلسه کلاس.

در عوض، چشم‌هایی بودند که با دقت هر حرکت معلم را دنبال می‌کردند، دست‌هایی که مشتاقانه بالا برده شده بودند و قدم‌های سریعی که به سمت تخته سیاه می‌رفتند.

روی تخته سیاه، مسئله با استفاده از اعداد آشنا حل می‌شود. در کلاس درس، دانش‌آموزان با استفاده از زبان اشاره با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. فضای به ظاهر آرام، در واقع سرشار از انرژی است.

هر تکان سر، هر برق در چشمان کسی که درس را می‌فهمد، واضح‌ترین «صدای» کسب دانش است.

معلم کلاس آقای نگوین خاک فوک، معلمی کم‌شنوا است که ۱۶ سال در این مدرسه فعالیت دارد. او بدون صحبت کردن، همچنان درس را به روانی مدیریت می‌کند و دانش را از طریق حرکات واضح، نگاه‌های دلگرم‌کننده و لبخندی گرم منتقل می‌کند.

متأسفانه، از آنجایی که آقای فوک ناشنوا و لال به دنیا آمد، دوران کودکی‌اش پر از دوره‌های طولانی سکوت بود.

در سنی که کودکان تازه شروع به یادگیری صداها و گفتار می‌کنند، خاک فوک مجبور بود یاد بگیرد که به روشی کاملاً متفاوت ارتباط برقرار کند.

در سن ۸ سالگی، ترک خانواده‌اش برای رفتن به مدارس تخصصی کودکان کم‌شنوا سفر آسانی نبود، زیرا خاک فوک جوان مجبور بود از طریق تصاویر، نشانه‌ها و با پشتکاری بسیار بیشتر از یک فرد عادی به تمام دانش دسترسی پیدا کند.

در حالی که برای یک فرد معمولی حدود ۱۶ سال طول می‌کشد تا تحصیلات پایه و تخصصی خود را به پایان برساند، برای آقای فوک، این سفر بیش از ۲۵ سال طول کشید. بزرگترین مانع نه تنها دانش، بلکه ارتباطات بود - یک عنصر حیاتی در هر محیط دانشگاهی.

با این حال، همین مشکلات پایه و اساس انتخاب‌های بعدی او شدند. آقای فوک با کلماتی که با دقت روی کاغذ نوشته شده بود، این را به اشتراک گذاشت: «من قبلاً از سکوت خودم متنفر بودم. اما وقتی دیدم کودکانی مثل خودم برای برقراری ارتباط با والدینشان تقلا می‌کنند، فهمیدم که نمی‌توانم جلوی خودم را بگیرم.»

آقای فوک با درک محدودیت‌های توانایی دانش‌آموزان در پردازش اطلاعات، دائماً در جستجوی نوآوری و بهبود روش‌های تدریس خود است.

به خصوص در مورد ریاضیات، که موضوعی اغلب خشک و بی‌روح تلقی می‌شود، معلم به خودش یاد داد که چگونه سخنرانی‌های الکترونیکی طراحی کند و اعداد را به تصاویر واضح و جذاب تبدیل کند.

محاسبات و فرمول‌ها دیگر نمادهای انتزاعی نیستند، بلکه به تصاویر و حرکات «ترجمه» می‌شوند تا به دانش‌آموزان کمک کنند آنها را راحت‌تر تجسم کرده و به خاطر بسپارند.

معلم فراتر از انتقال صرف دانش، بر ایجاد اعتماد به نفس در دانش‌آموزان نیز تمرکز می‌کند. برای او، بزرگترین موفقیت زمانی است که دانش‌آموزی شجاعانه پای تخته سیاه می‌رود، وقتی درس را می‌فهمد و لبخند می‌زند. او نوشت: «من دانش‌آموزانم را خیلی دوست دارم. امیدوارم چیزهای جدید زیادی یاد بگیرند تا اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنند و در آینده زندگی بهتری داشته باشند.»

یک دستیار آموزشی از سفر خودشان

اگر در کلاس چهارم ب، آقای فوک کسی بود که به دانش‌آموزان «الهام» می‌داد، در کلاس اول الف، آقای تران نگوین نگوک دوک نقش برادر بزرگتر را بازی می‌کرد - بی‌سروصدا از اولین گام‌های دانش‌آموزان حمایت و آنها را راهنمایی می‌کرد.

آقای تران نگوین نگوک دوک دست کودک خردسالی را گرفته بود و به آرامی نحوه‌ی گرفتن خودکار را تنظیم می‌کرد.

دوک که از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۲ در این مدرسه دانش‌آموز بوده، مشکلات به ظاهر کوچکی را که در واقع چالش‌های بزرگی برای کودکان کم‌شنوا هستند، درک می‌کند: نحوه‌ی در دست گرفتن قلم، نحوه‌ی نوشتن و نحوه‌ی ابراز احساسات.

پس از ترک مدرسه، او تصمیم گرفت به عنوان دستیار آموزشی به مدرسه بازگردد. شغل او نه تنها کمک به معلمان در ارائه درس با استفاده از زبان اشاره بود، بلکه همراهی در تمام فعالیت‌های دانش‌آموزان نیز بود.

از کلاس‌های درس گرفته تا فعالیت‌های فوق برنامه، رویدادهای ورزشی و هنری، او همیشه حضور دارد و با صبر و حوصله هر دانش‌آموز را راهنمایی می‌کند. او برای حرکات ساده، آنها را ده‌ها بار تکرار می‌کند تا دانش‌آموزان بتوانند آنها را به درستی انجام دهند. آقای دوک گفت: «امیدوارم این کودکان در آینده زندگی خوب و شادی داشته باشند و به اعضای مفیدی برای جامعه تبدیل شوند.»

به گفته معلم نگوین تی تان، حمایت آقای دوک به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا درس‌ها را بهتر جذب کنند، به خصوص در درک و استفاده از زبان اشاره. خانم تان گفت: «دیدن برق چشمانشان به شما می‌گوید که درس را فهمیده‌اند.»

وقتی همدلی به قدرت تبدیل می‌شود

آنچه معلمان مدرسه معلولین نهان آی را خاص می‌کند، نه تنها تخصص آنها، بلکه همدلی عمیق آنها با دانش‌آموزانشان است. همه آنها مشکلات مشابهی را پشت سر گذاشته‌اند و وقتی نتوانسته‌اند افکار خود را بیان کنند، احساس درماندگی را تجربه کرده‌اند.

بنابراین، پیوندی نامرئی بین معلم و دانش‌آموز وجود دارد - چیزی که همه نمی‌توانند آن را درک کنند. «معلم نمی‌تواند صحبت کند، اما هر چیزی را که می‌خواهم بگویم می‌فهمد»، این جمله‌ای است که بسیاری از دانش‌آموزان هنگام صحبت در مورد آقای فوک و آقای دوک به اشتراک می‌گذارند.

معلم نگوین خاک فوک و آقای تران نگوین نگوک دوک، در طول سفرهای خود برای غلبه بر سختی‌ها، منبع الهام‌بخش قدرتمندی برای نسل جوان بوده‌اند و هستند - نه تنها برای دانش‌آموزان کم‌شنوا، بلکه برای کل جامعه.

آنها نه تنها سوادآموزی، بلکه چگونه زیستن، چگونه خود را باور داشتن و چگونه عشق ورزیدن را نیز آموزش دادند.

دانش‌آموز نگوین تو آن با احساسی سرشار از احساسات گفت: «آقای فوک و آقای دوک با دقت بسیار به من آموزش دادند. آنها هنگام تدریس به ما بسیار خوشحال بودند. از آنها و راهبه‌ها به خاطر راهنمایی و دادن این همه دانش جدید به من تشکر می‌کنم.»

جمله‌ای ساده، اما نتیجه‌ی سفری طولانی - سفری از ناامنی به اعتماد به نفس.

برای انتقال مفاهیم انتزاعی مانند «رویاها» و «مهربانی»، معلمان مجبور بودند عبارات نمادین خود را یاد بگیرند و خلق کنند تا آنها را تا حد امکان به راحتی قابل فهم کنند.

شب‌هایی بود که آنها تمام شب بیدار می‌ماندند و به این فکر می‌کردند که چگونه دانش یک درس را منتقل کنند. این تلاش‌های آرام نتایج روشنی به همراه داشت: دانش‌آموزان به تدریج در یادگیری و ارتباط خود اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کردند و فعال‌تر می‌شدند.

به گفته خواهر فام تی آن ها، مدیر مدرسه، حضور معلمانی که شرایط مشابهی دارند، تأثیر آموزشی ویژه‌ای دارد. «معلمان به راحتی دانش‌آموزان را درک می‌کنند، بنابراین ارتباط صمیمی‌تر و مؤثرتر می‌شود.»

در مدرسه معلولین نهان آی، ما نه تنها سوادآموزی آموزش می‌دهیم، بلکه به بچه‌ها یاد می‌دهیم که چگونه زندگی کنند، چگونه به خودشان ایمان داشته باشند و چگونه تسلیم نشوند.

خواهر فام تی آن ها گفت: «ما خودمان چیزهای زیادی از معلمان یاد گرفته‌ایم. علاوه بر معلم فوک و معلم نگوک دوک، دانش‌آموزانی نیز هستند که قبلاً در مدرسه درس می‌خواندند و برای درخواست پرستاری یا دستیاری آموزشی برای کلاس‌ها برگشته‌اند، مانند توی کوئین، بیچ توی...».

هیچ کلمه‌ای رد و بدل نمی‌شد، اما در آن کلاس‌ها یک «ملودی» خاص وجود داشت - ملودی پشتکار، شفقت و آرزوی برتری.

مدرسه معلولین نهان آی، علاوه بر اینکه مکانی برای آموزش سوادآموزی است، خانه‌ای برای به اشتراک گذاشتن تجربیات نیز می‌باشد.

در آنجا، احساس حقارت به تدریج محو می‌شود و جای خود را به اعتماد به نفس و امید به آینده می‌دهد.

این دست‌ها نه تنها برای برقراری ارتباط استفاده می‌شوند، بلکه داستان‌های زیبایی از تاب‌آوری را نیز «می‌نویسند». در سکوت، این «شعله‌افکنان خاموش» روز به روز در حال گسترش ارزش‌های عمیق انسانی هستند.

در آن مکان، عشق بلندتر از هر صدای دیگری صحبت می‌کند. و گاهی اوقات، برای درک یکدیگر، مردم به گوش نیاز ندارند؛ آنها فقط به یک قلب باز نیاز دارند.

صبح

منبع: https://baodongthap.vn/khi-trai-tim-cat-tieng-giua-the-gioi-khong-am-thanh-a240500.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
کنار چرخ خیاطی قدیمی

کنار چرخ خیاطی قدیمی

پیشرو

پیشرو

زیر نور ماه

زیر نور ماه