اینها اشکهای عاشقانهای بودند که او برای شوهرش میریخت؛ با وجود اینکه اغلب از هم دور بودند، عشق آنها به یکدیگر همچنان پابرجا ماند.
زوج جوان در حالی که دسته گلی از گلهای تازه را که فرمانده هنگ ۶۹۲ به آنها داده بود در دست داشتند، لبخندی درخشان و سرشار از شادی بر لب داشتند. آنها بیش از دو سال است که ازدواج کردهاند و صاحب اولین فرزندشان شدهاند، اما وقتی داستان عشقشان را برای ما تعریف میکردند، لین هنوز نمیتوانست جلوی خجالت و شرمندگیاش را بگیرد: «ما در بیمارستان با هم آشنا شدیم، خواهر.» این ماجرا در ژانویه ۲۰۲۳ بود، زمانی که تونگ دانشجوی دانشکده آموزش افسران سیاسی بود. در طول مرخصیاش، او برای معاینه عمومی سلامت به بیمارستان عمومی تام آن (هانوی)، جایی که لین به عنوان پرستار کار میکرد، رفت.
ستوان نگوین تان تونگ و همسرش نگوین تی نگوک لین. |
از همان اولین ملاقاتشان، تان تونگ مجذوب پرستار جذاب و زیبایش، نگوک لین، شد. هر لبخند، صدای او و حرکات دلسوزانهاش هنگام مراقبت از بیماران، او را مسحور میکرد. پس از آن اولین برخورد، تان تونگ به طور فعال به لین پیام میداد و با او تماس میگرفت. در پیامهای اولیه، او از لین در مورد سلامت و تغذیه راهنمایی و مشاوره میخواست. به تدریج، پیامها بیشتر شد و تان و لین در مورد کار، سرگرمیها و زندگی خود اطلاعات رد و بدل میکردند. در طول تعاملاتشان، آنها متوجه شدند که هر دو متولد سال ۱۹۹۸ و اهل هانوی هستند و از نظر شخصیت و علایق بسیار با هم سازگارند و این منجر به ایجاد رابطهای نزدیکتر شد.
لین با اطمینان خاطر برای ما تعریف کرد که چطور تا هنگ ۱۶۵، لشکر ۳۱۲، سپاه ۱ (که اکنون سپاه ۱۲ نام دارد)، جایی که تونگ در حال گذراندن دوره آموزشی بود، رفته بود تا او را ملاقات کند. پس از آن ملاقات، او اطلاعات بیشتری در مورد ارتش و آرمانهایی که تونگ دنبال میکرد، به دست آورد. بنابراین، وقتی تونگ از او خواستگاری کرد، لین با خوشحالی پذیرفت. پس از اینکه تونگ دوره آموزشی خود را به پایان رساند، با حمایت هر دو خانواده، این زوج جوان تصمیم به ازدواج گرفتند.
حالا، خانوادهی تان تونگ و نگوک لین عضو جدیدی به نام مین آن دارند. با نگاهی به گذشته، مسیر بزرگ کردن یک فرزند به تنهایی برای لین آسان نبود. در طول نه ماه بارداری، لین فقط یک بار با شوهرش به معاینهی دوران بارداری رفت. او این را به طور خصوصی گفت: «هر بار که تنها به کلینیک میرفتم و زنان باردار دیگر را با شوهرانشان میدیدم، دلم میخواست گریه کنم. در آن زمانها، خیلی احساس تنهایی میکردم، اما برای اینکه به او اطمینان دهم تا بتواند روی کارش تمرکز کند، حاضر بودم بر همه چیز غلبه کنم.»
به دلیل ماهیت کارش، تونگ اغلب دور از خانه است و لین نیز مشغول شیفتهایش در بیمارستان است. با این حال، او با پشتکار و تدبیرش، همیشه نقش خود را به عنوان "نگهبان شعله" در خانه خانوادگیشان ایفا میکند. اگرچه مشکلات زیادی پیش رو است، اما این زوج جوان همیشه دست در دست هم دارند، اهداف یکسانی دارند و از یکدیگر حمایت و تشویق میکنند تا وظایف خود را به پایان برسانند تا بتوانند برگردند و یک خانواده شاد بسازند.
متن و عکسها: فوونگ نین
منبع: https://www.qdnd.vn/quoc-phong-an-ninh/xay-dung-quan-doi/khi-yeu-thuong-dong-day-829725







نظر (0)