Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

از صمیم قلب به خانم فوونگ احترام می‌گذارم!

Việt NamViệt Nam02/04/2024

هر بار که خانم نگوت به غار کو پونگ می‌رفت، نام آنها را صدا می‌زد، نام آن جوانانی که در کوه‌های باشکوه و سر به فلک کشیده جان باخته بودند تا استقلال و آزادی شکوفا شود و به ثمر بنشیند.

از صمیم قلب به خانم فوونگ احترام می‌گذارم!

خانم نگوین تی نگوات دوباره از غار Co Phuong بازدید می کند.

خانم نگوین تی نگوت (متولد ۱۹۳۲)، با موهای خاکستری و کمری خمیده، اهل کمون تیئو نگوین (منطقه تیئو هوا)، تنها بازمانده از یک گروه ۱۳ نفره از کارگران غیرنظامی که در بمباران وحشیانه فرانسوی‌ها به غار کو پونگ در سال ۱۹۵۳ جان باختند، هنوز هم وقایع غم‌انگیز اما قهرمانانه آن دوران آتشین را به وضوح به یاد می‌آورد. او با لرز از پله‌های سنگی بالا می‌رود، دستان چروکیده‌اش پلاک یادبود را لمس می‌کند، هر نام را صدا می‌زند و اشک در چشمانش حلقه می‌زند.

صبح روز دوم آوریل، بخش کوان هوا مراسمی باشکوه به مناسبت هفتاد و یکمین سالگرد فداکاری شهدا در غار کو پونگ برگزار کرد. در این مراسم، نمایندگان و مردم با اهدای گل و عود، یاد شهدا را گرامی داشتند. پیش از آن، بعدازظهر اول آوریل، این بخش مراسم یادبودی برگزار کرد و فانوس‌های شناور را بر روی رودخانه ما به اهتزاز درآورد تا یاد شهدایی که در منطقه روستای سای، کمون فو له، جان باختند، گرامی داشته شود.

خانم نگوات تعریف کرد که در سال مار آبی (۱۹۵۳)، درست قبل از سال نو قمری، او و بیش از ۱۳۰ نفر از اهالی تیو هوآ مشتاقانه برای پیوستن به نیروی کار غیرنظامی که در لشکرکشی لائوس علیا خدمت می‌کردند، ثبت نام کردند. همه با هیجان منتظر بودند تا سال نو فرا برسد تا بتوانند با یک عهد راسخ: «برای سرزمین پدری بمیرند، برای سرزمین پدری زندگی کنند» عازم شوند.

از صمیم قلب به خانم فوونگ احترام می‌گذارم!

غار کو فونگ یک مکان تاریخی انقلابی در سطح ملی است.

و روز عزیمت فرا رسید، ۲۱ ژانویه (۶ مه ۱۹۵۳). او به همراه بیش از ۱۳۰ جوان که در سه دسته سازماندهی شده بودند، زادگاه خود، تیو هوا، را به مقصد کوان هوا و وان مای ترک کردند تا در این نبرد خدمت کنند. همه افراد گروه مشتاق و پر از شور و شوق بودند و روحیه "همه برای خطوط مقدم، همه برای پیروزی" را داشتند.

در آن روزها، حمل و نقل دشوار بود. بیش از 10 روز بعد، آن مردان جوان در محل ساخت پل و جاده وان مای (استان هوا بین) حضور داشتند و شروع به سازماندهی بافت سبد و حمل سنگ برای ساخت پل و جاده کردند و به حمل و نقل متصل کننده منطقه عقب تان هوا به منطقه لائوس علیا خدمت کردند تا از ارتش در شکست دادن فرانسوی‌ها حمایت کنند.

در آن زمان، محل ساخت و ساز مملو از فضای شلوغ و پر جنب و جوش سربازان ما بود که به سمت میدان نبرد می‌رفتند، داوطلبان جوانی که آذوقه و مهمات حمل می‌کردند، و کارگران غیرنظامی که خستگی‌ناپذیر روز و شب، چه در باران و چه در آفتاب، برای شکستن سنگ‌ها، ساختن جاده‌ها و صاف کردن گودال‌های بمب کار می‌کردند.

از صمیم قلب به خانم فوونگ احترام می‌گذارم!

خانم نگوات برای بزرگداشت رفقایش که برای همیشه در غار کو پهونگ آرمیده‌اند، عود نثار کرد.

در ۳۱ مارس ۱۹۵۳، خانم نگوات و گروهی از کارگران غیرنظامی از منطقه تیو هوا برای ساخت پل فو له (کوان هوا)، حدود ۱۰ کیلومتری محل ساخت و ساز قدیمی، منتقل شدند. خانم نگوات، چه در وان مای و چه در فو له، جوان‌تر و کوشاتر بود و از طرف رهبر دسته مأمور پخت و پز و شستن لباس برای دسته می‌شد. او هر روز علاوه بر جیره غذایی، به جنگل می‌رفت و از میان نهرها عبور می‌کرد تا سبزیجات جمع کند و ماهی بگیرد تا وعده‌های غذایی دسته را بهبود بخشد. او همچنان عصرها برای کار به محل ساخت و ساز می‌رفت.

در طول لشکرکشی لائوس علیا، استان تان هوآ به یک پایگاه مهم و مستقیم در پشت جبهه تبدیل شد و بیش از ۷۰٪ از نیازهای غذایی استان را تأمین می‌کرد. در این لشکرکشی، این استان ۱۱۳,۹۷۳ کارگر بلندمدت و ۱۴۸,۴۹۹ کارگر کوتاه‌مدت، ۲۰۰۰ دوچرخه، ۱۸۰ اسب، ۸ خودرو، ۱۳۰۰ قایق و سایر منابع را بسیج کرد.

غار کو پونگ (که با نام غار کو پونگ نیز شناخته می‌شود) که در زبان تایلندی به معنای "غار درخت ستاره‌ای" است، در کنار این جاده در کوه پو ها در روستای سای، بخش فو له واقع شده است. این غار به عنوان یک انبار و ایستگاه تدارکات نظامی و همچنین پناهگاهی برای سربازان، داوطلبان جوان و کارگران غیرنظامی در خطوط مقدم استفاده می‌شد. به دلیل موقعیت استراتژیک آن، این منطقه اغلب توسط هواپیماهای استعماری فرانسه گشت‌زنی و بمباران می‌شد. بنابراین، ساخت جاده‌ها و پل‌ها و حمل و نقل تدارکات و مهمات، اغلب در شب انجام می‌شد تا پنهان‌کاری حفظ شود.

از صمیم قلب به خانم فوونگ احترام می‌گذارم!

خانم نگوات هر بار که به دیدارشان می‌رود، در سوگ رفقای از دست رفته‌اش گریه می‌کند.

خانم نگوت تعریف کرد: «تمام گروه ما در طول روز در غار کو فونگ پناه می‌گرفتند. شب‌ها برای کار به محل ساخت و ساز می‌رفتیم. ما فقط یک روز آنجا بودیم. روز بعد (۲ آوریل)، آن قتل عام غم‌انگیز رخ داد.»

به گفته خانم نگوات، حدود ساعت ۱۲ ظهر روز دوم آوریل، فرانسوی‌ها هلیکوپترهایی را فرستادند که در ارتفاع پایین بر فراز درختان منطقه بان سای پرواز می‌کردند. حدود ساعت ۳ بعد از ظهر، آنها شش هواپیمای دیگر را برای بمباران و گلوله‌باران منطقه آوردند.

«در آن زمان، من هنوز داشتم برای رفقایم کنار نهر، نه چندان دور از غار کو فونگ، لباس می‌شستم. وقتی بمباران متوقف شد، به سمت غار دویدم، نمی‌توانستم صحنه‌ای را که جلوی چشمانم بود باور کنم. درست در ورودی غار، شخصی بود که بر اثر ریزش سنگ مجروح شده بود (که در راه بیمارستان برای درمان درگذشت - PV). ورودی غار مسدود شده بود و 11 نفر از اعضای گروه در داخل آن گیر افتاده بودند. من برای رفقایم فریاد زدم، سپس غش کردم.» او مکث کرد و اشک‌هایش را پاک کرد.

از صمیم قلب به خانم فوونگ احترام می‌گذارم!

این لوح یادبود، اسامی کارگران غیرنظامی که در خطوط مقدم خدمت می‌کردند و بقایای آنها هنوز در غار کو فونگ یافت می‌شود را فهرست کرده است.

پس از آن قتل عام، نیروهای مهندسی و سایر نیروها در مورد برنامه‌هایی برای باز کردن ورودی غار بحث کردند. اما هیچ ماشینی نمی‌توانست آن تخته سنگ‌های عظیم به وزن ده‌ها تن را بیرون بکشد. و اگر آنها از مواد منفجره استفاده می‌کردند، به دلیل فشار عظیم انفجار، هیچ تضمینی وجود نداشت که بتوانند افراد داخل غار را نجات دهند. علاوه بر این، به گفته خانم نگوات، غار کو پونگ بسیار باریک بود و دهانه آن به آسمان باز می‌شد. فرانسوی‌ها دو بمب را در دو طرف غار انداختند که باعث فروپاشی کامل آن شد... بنابراین، ۱۱ کارگر غیرنظامی در خطوط مقدم جا ماندند. همه آنها اهل کمون تیو نگوین بودند.

از صمیم قلب به خانم فوونگ احترام می‌گذارم!

خانم نگوات در مراسم یادبود شهدایی که در کمون فو له جان باختند، شرکت کرد.

سلام ، این پنجمین باری است که خانم نگوات از غار کو پونگ بازدید می‌کند و به یاد رفقایش که در آن بمباران جان باختند، شمع و عود روشن می‌کند. هر بار، او نام آنها را صدا می‌زند، کسانی که جوانی خود را در کوه‌های باشکوه و سر به فلک کشیده فدا کردند تا استقلال و آزادی شکوفا شود.

این بار نیز، او نام هر شخص را صدا زد، همانطور که در قدیم آنها را برای غذا به خانه فرا می‌خواند: «سه برادر و هشت خواهرم! برادر هوآنگ، برادر فوک، برادر توان! خواهر دیو، خواهر هوی، خواهر موت، خواهر تیم، خواهر توان، خواهر تو، خواهر ون، خواهر وین! نگوت کوچولو اینجاست تا به همه شما بپیوندد!» سپس در حالی که هق هق می‌کرد، دستانش را روی سنگ ناهموار گذاشت و از حال رفت.

از صمیم قلب به خانم فوونگ احترام می‌گذارم!

فانوس‌های شناور بر روی رودخانه ما، یاد شهدایی را که جان خود را در منطقه روستای سای، بخش فو له فدا کردند، گرامی می‌دارند.

خانم نگوات گفت که از میان ۱۱ سرباز کشته‌شده، سه مرد متاهل و دارای فرزندان خردسال در خانه بودند. دو زن، خانم توآن و خانم هوی، اخیراً ازدواج کرده و باردار بودند.

بعداً، چندین کنفرانس با حضور بستگان شهدا برگزار شد تا در مورد برنامه‌هایی برای نبش قبر بقایای آنها و بازگرداندن آنها به زادگاهشان، تیو نگوین، برای دفن بحث شود. اجماع بر این بود که وضعیت موجود حفظ شود تا ۱۱ شهید بتوانند در کوه‌های سرسبز و باشکوه در آرامش آرام گیرند.

و کوه پو ها، جایی که غار کو فونگ در آن واقع شده است، به گورستان مشترک ۱۱ جوان شجاعی تبدیل شده است که در اوج زندگی خود جان باختند.

از صمیم قلب به خانم فوونگ احترام می‌گذارم!

خانم نگوین تی نگوات و دیگر نمایندگان در مراسم بزرگداشت هفتاد و یکمین سالگرد فداکاری شهدا در غار کو پونگ شرکت کردند.

در سال ۲۰۱۹، غار کو فونگ توسط دولت به عنوان یک مکان تاریخی انقلابی ملی طبقه‌بندی شد. این یک نماد و یک مکان سنتی است که روحیه مبارزه شجاعانه و تمایل به فدا کردن خون و جان برای استقلال و آزادی سرزمین پدری و خوشبختی مردم نسل‌های گذشته را ثبت می‌کند.

همچنین نمادی درخشان از میهن‌پرستی، روحیه «مبارزه تا پای جان برای سرزمین پدری» و روحیه «همه برای خطوط مقدم، همه برای پیروزی» جوانان داوطلب و کارگران غیرنظامی در خطوط مقدم استان تان هوآ است.

لشکرکشی نیروهای مشترک لائوس علیا که در ۳ مه ۱۹۵۳ با پیروزی کامل به پایان رسید، مرحله جدیدی را برای انقلاب لائوس گشود و مزایای استراتژیکی را برای ما ایجاد کرد تا در لشکرکشی زمستان-بهار ۱۹۵۳-۱۹۵۴ و لشکرکشی دین بین فو به پیروزی دست یابیم. در پایان این لشکرکشی، رئیس جمهور هوشی مین پرچم "بهترین خدمت به خط مقدم" را به تان هوآ اهدا کرد...

روز بعد از آن بمباران، به خانم نگوات و دیگر کارگران غیرنظامی در خطوط مقدم در تیو هوا اجازه بازگشت به خانه داده شد. پس از حدود نیم ماه اقامت در خانه، او با اشتیاق داوطلب شد تا به نیروی داوطلب جوانان بپیوندد و آذوقه و مهمات را از نهو کوان (نین بین) به هوا بین حمل کند و سپس در حمل برنج برای خدمت به سربازان ما در پیروزی علیه فرانسوی‌ها در دین بین فو شرکت کرد. تا سال ۱۹۵۷ او برای ازدواج به خانه برنگشت.

از نظر او، تا زمانی که جوانان را داشت و کشور به او نیاز داشت، آماده‌ی رفتن بود. زنان و دختران، اگرچه از نظر جسمی ضعیف‌تر بودند، نمی‌توانستند برای جنگ با دشمن اسلحه حمل کنند، اما ساختن جاده‌ها، حمل آذوقه و مهمات - همه اینها سهم مهمی در پیروزی داشتند.

و در امتداد آن مسیرها، کو فونگ داستانی را در قلب‌ها و ذهن‌ها حک کرد که اگرچه غم‌انگیز بود، اما عمیقاً قهرمانانه بود. این یک حماسه جاودانه است، جایی که او روح، آرمان‌ها و خاطرات گرامی دوران جوانی‌اش را ریخت...

دو دوک


منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
برازنده

برازنده

صبحی آرام و دلنشین

صبحی آرام و دلنشین

یک روستای جزیره‌ای آرام.

یک روستای جزیره‌ای آرام.