
پس از اینکه فیلم «روزی که همدیگر را ملاقات میکنیم، تو را خواهم دید » به موفقیتی چشمگیر در گیشه دست یافت و پیروزی نادری را برای ژانر عاشقانه در بازار ویتنام به ارمغان آورد، انتظار میرود «روزی روزگاری عاشق بودیم » نیز این موفقیت را تکرار کند. این امر به ویژه از آنجا اهمیت دارد که هر دو پروژه عاشقانه شباهتهای زیادی دارند، از فضای تاریخی و موسیقی گرفته تا رویکرد جسورانهترشان به کاوش عشق، دیدگاهی که به ندرت در فیلمهای داخلی دیده میشود.
با این حال، برخلاف پروژهای که یک ماه قبل منتشر شده بود، «روزی روزگاری عاشق بودیم» به سرعت بازخوردهای منفی در مورد کیفیت خود دریافت کرد؛ درآمد فیلم نیز ناچیز بود و به رکود افتاد. تا به امروز، تنها چیزی که مخاطبان از «روزی روزگاری عاشق بودیم» به یاد دارند، صحنههای عاشقانهی بیمزه و مجموعهای از دیالوگهای بهطرز مضحکی خندهدار است. و در میان آنها، نمیتوان از بازی بینظیر کوک ترونگ چشمپوشی کرد.
این فیلم در تمام شبکههای اجتماعی مورد تمسخر قرار گرفت.
«روزی روزگاری ما عاشق بودیم» داستان یک مثلث عشقی پیچیده را روایت میکند که دو دوره مختلف زندگی را در بر میگیرد. داستان فیلم از تابستان ۲۰۰۶ آغاز میشود، زمانی که بائو (فات دات) ۱۸ ساله پس از ملاقات با کوین (کوین تای)، زنی جذاب و باتجربه، اولین احساسات عاشقانه خود را تجربه میکند.
در این فیلم، کواک ترونگ نقش توآن، دوستپسر قدیمی کویین را بازی میکند. توآن به عنوان مردی آرام و رمانتیک به تصویر کشیده شده است که حاضر است برای کسی که دوستش دارد فداکاری کند. شخصیت کواک ترونگ نقشی محوری در مثلث عشقی دارد و حلقهی ارتباطی مهمی است که تضادهای بین گذشته و حال را به هم متصل میکند.
![]() |
زمانی بود که به دلیل صحنههای ناجور زیاد، در شبکههای اجتماعی وایرال میشدیم . |
در واقع، «روزی روزگاری ما عاشق بودیم» از یک مقدمه نسبتاً خوب برخوردار است و فضای زیادی برای ارائه یک داستان احساسی و جالب دارد. با این حال، در نهایت، به دلیل مدیریت ناشیانه کارگردان نگوین شوان نگیا، فیلم دچار صحنههای ناشیانه و بیمایهای میشود. به عنوان مثال، صحنهای که توآن و بائو از صخرهای بالا میروند تا برای کوین گل بچینند.
در این صحنه، کویین گلی را روی صخره میبیند و مجذوب آن میشود، که توآن را ترغیب میکند تا از صخره پایین بیاید و آن را برای معشوقش بچیند. با این حال، در واقعیت، این گل فقط یک گیاه وحشی است که در کنار جاده رشد میکند، نه به آن شادابی که در ستایشها نشان داده میشود، و این باعث ایجاد نوعی حس ناخوشایند در این بخش میشود. فکر بائو برای رها کردن توآن روی صخره نیز اجباری به نظر میرسد، زیرا انگیزه شخصیت در آن لحظه واقعاً قوی نیست. به جای اینکه مخاطب با شخصیتها احساس تعلیق کند، به رویکرد تصنعی، دیالوگهای ناشیانه و بازیهای غیرطبیعی میخندد.
اوج فیلم صحنهای است که توآن به دره سقوط میکند، این صحنه به صورت اسلوموشن با سرعت تدوین کند، زوایای دوربین قدیمی و حرکات تا حدودی اغراقآمیز فیلمبرداری شده است. ناشیگری در صحنهآرایی به وضوح به نمایش گذاشته شده و باعث میشود صحنه تعلیق و عاشقانه لازم خود را از دست بدهد، در حالی که احساسی مضحک و ناشیانه ایجاد میکند.
دیالوگهای فیلم «روزی روزگاری ما عاشق بودیم» یکی از دلایلی بود که این فیلم در رسانههای اجتماعی مورد انتقاد قرار گرفت. بسیاری از دیالوگهای شخصیتها به دلیل غیرطبیعی بودن، ناشیانه بودن و گاهی اوقات غیرقابل فهم بودن، برای بینندگان آزاردهنده بود. برای مثال، دیالوگهایی مانند: «اون گل خیلی قشنگه»، «تو فقط میخوای از این اسباببازی استفاده کنی، درسته؟ داری منو مثل ماشینت به رخ میکشی»؛ یا وقتی بائو میپرسد که چرا مطالعه کردن را دوست دارد، کوین پاسخ میدهد: «چون میخوام به کسی ثابت کنم که تحصیلکردهام .»
بسیاری از دیالوگها در «روزی روزگاری ما عاشق بودیم» به شدت رسمی هستند و فاقد طبیعی بودن زبان روزمره میباشند. در واقع، تعداد زیادی از جملات طوری به نظر میرسند که انگار مستقیماً از انگلیسی به ویتنامی ترجمه شدهاند، که منجر به دیالوگهای نامنسجم و ناروان میشود. در کنار اجرای ناهماهنگ بازیگران، بسیاری از بخشها ناشیانه میشوند و تأثیر احساسی خود را کاملاً از دست میدهند.
پس از انتشار فیلم «روزی روزگاری عاشق بودیم» (Once Upon a Time We Loved) صحنههای ناخوشایندی از آن به سرعت در رسانههای اجتماعی پخش شد و هزاران بار به اشتراک گذاشته شد و نظرات زیادی را به خود جلب کرد. کلیپها و میمهای تقلیدی متعددی منتشر شد و بحثهای داغی را در مورد فیلم برانگیخت. با این حال، در واقعیت، این تأثیر ویروسی، درآمد گیشه را بهبود نبخشید، زیرا اکثر واکنشها تمسخر و انتقاد بود.
این پروژه پس از بیش از یک هفته نمایش در سینماها، تنها ۱.۷ میلیارد دونگ ویتنام فروش داشته و با خطر ضرر سنگین روبرو است.
![]() |
کوک ترونگ و کوین تای در صحنهای از چیدن گلها. |
اجرای فراموشنشدنی کوک ترونگ
بیش از شش ماه پس از فیلم «خواهر سقوط میکند ، برادر کمک میکند»، کواک ترونگ با تصویری آشنا به پرده بزرگ سینما بازمیگردد: مردی بالغ و موفق، در کنار زنی فوقالعاده زیبا که در زندگیاش سختیهای زیادی را تجربه کرده است. این تصویر نقطه قوت این بازیگر ۳۸ ساله است، زیرا او در بسیاری از آثار قبلی نقشهای مشابهی را بازی کرده است. تا حدودی، ظاهر بالغ، رفتار آرام و سبک مردانه او نیز به کواک ترونگ در تجسم این نوع شخصیتها مزیت میدهد.
با این حال، در «روزی روزگاری ما عاشق بودیم »، آن مزیت آشنا به یک بازی به اندازه کافی قانعکننده تبدیل نشد. با زمان کلی نمایش کمتر از 30 دقیقه، تنها حدود یک چهارم زمان فیلم، واضح است که توآن زمان زیادی روی پرده سینما ندارد.
علاوه بر این، حتی در صحنههای حساسی که به او داده شده بود، کواک ترونگ نتوانست از فرصت به تصویر کشیدن عمق روانشناختی شخصیت استفاده کند. تغییرات احساسی توآن نسبتاً مبهم و فاقد عمق بود و باعث میشد بینندگان به سختی عشق، پشیمانی یا ناامیدی را که شخصیت باید تجربه میکرد، حس کنند.
در مقایسه با کوآن تی و فات دات، کوآن ترونگ تجربه بازیگری بیشتری دارد. با این حال، بازی او در بین بازیگران چندان برجسته نبود. بازی او در این فیلم هنوز نشانههای آشنایی از پروژههای قبلی را در خود دارد: حالتهای چهره او خیلی متنوع نیستند، عباراتش متنوع نیستند و دیالوگهایش گاهی غیرطبیعی به نظر میرسند. در صحنههایی که نیاز به تنش عاطفی دارند، او در ایجاد عمق کافی شکست میخورد؛ در حالی که در صحنههایی که نیاز به طغیان دارند، واکنشهای شخصیت تا حدودی صرفاً نمایشی هستند.
به طور خاص، در برخی صحنههای احساسی، بازی کوئوک ترونگ نتوانست همدلی لازم را برانگیزد. به جای به تصویر کشیدن طبیعت پرشور و بیپروای یک مرد عاشق تا سرحد بیاعتنایی به همه چیز، بازی او لجامگسیخته و تا حدودی ناهماهنگ با ریتم احساسی کلی صحنه به نظر میرسید.
در صحنهای که توآن و کوین در وسط خیابان میرقصند، زبان بدن کواک ترونگ خشک و بیروح است و تعامل عاطفی بین این دو شخصیت بیاثر است. در طول فیلم، نگاهها و اعمال آنها فاقد احساس است و مانع از آن میشود که بینندگان عشق بین آنها را احساس کنند.
![]() |
کواک ترونگ در «زمانی که عاشق بودیم» کاملاً ناشیانه بازی کرد. |
بنابراین، موقعیتی که در آن توآن تصمیم میگیرد پس از مخالفت خانوادهاش با کوین، همه چیز را رها کند تا به دنبال او بدود، غیرقابل باور میشود. وقتی پایههای عاطفی هنوز محکم نشدهاند، انتخاب افراطی شخصیت به راحتی ناگهانی به نظر میرسد.
حتی متأسفانه، سرنوشت توآن نیز با عجله پرداخت میشود و تقریباً با اطلاعاتی که در پایان از طریق دیالوگ فاش میشود، به پایان میرسد و سفر شخصیت را حتی بیهدفتر میکند.
واضح است که «روزی روزگاری عاشق بودیم» نقاط ضعف زیادی در داستانسرایی و روند پیشرفت خود دارد. در واقع، با این محدودیتها، شاید اغراق نباشد اگر بگوییم این یک پروژه فراموششدنی در کارنامه این بازیگر ۳۸ ساله است.
منبع: https://znews.vn/ly-do-quoc-truong-bi-che-cuoi-khap-mang-xa-hoi-post1653523.html











نظر (0)