Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

زندگی‌ای که ارزش زیستن دارد

Báo Thanh niênBáo Thanh niên20/11/2023


وکیل دوآن ترونگ نگیا - از مرکز کمک‌های حقوقی ایالت هوشی مین سیتی، دوست نزدیک خانم تام در بسیاری از پرونده‌های کمک حقوقی، از جمله اخذ اسناد شخصی، تأیید هویت و مداخله در حقوق مالکیت برای فقرا - پس از شنیدن داستان من خندید و گفت: «بله، «خانم تام» واقعاً آدم فضولی نیست! او کارها را به درستی انجام می‌دهد و تا آخر به کسانی که نیاز دارد کمک می‌کند!»

Một cuộc đời đáng sống - Ảnh 2.

خانم تام ها (چپ) خانم له نگوک لان - مادر بی - را برای تأیید هویت به اداره پلیس کمون لانگ هونگ، منطقه فو رینگ، استان بین فوک می‌برد.

امسال، خانم تام ها ۸۴ ساله است، سنی که باید از دوران بازنشستگی آرامی لذت ببرد، اما کسانی که او را می‌شناسند، او را هر روز مشغول و در حال عجله از جایی به جای دیگر می‌بینند.

درست اکتبر گذشته، او مجبور شد با یک تاکسی موتورسیکلت به دفتر روزنامه‌ای در منطقه ۳ برود تا به نگوین ون تانگ (ملقب به بی، که از صرع و اختلالات روانی رنج می‌برد) کمک کند تا کمک‌های خیریه را برای مادرش، لو نگوک لان، دریافت کند تا هزینه درمانش را بپردازد. او گفت که بی می‌تواند به تنهایی برود، اما بسیار نگران بود که مرد جوان را که مستعد غش و تشنج است، به این شکل در طول ده کیلومتر تنها بگذارد.

صحبت کردن در مورد مادر و دختر بی روزها طول می‌کشید. تقریباً چهار سال پیش، مادر بی به دنبال خانم تام رفت تا از او برای یافتن دختر دورگه آمریکایی‌اش که تقریباً ۴۰ سال پس از جنگ گم شده بود، کمک بخواهد. خانم تام با شنیدن این داستان، دلش برای مادر سوخت و تصمیم گرفت کمک کند. متأسفانه برای او، برنامه "انگار هرگز از هم جدا نشده بودیم" در تلویزیون ویتنام تازه تمام شده بود، بنابراین او نمی‌توانست از این ایستگاه تلویزیونی درخواست کمک کند. بنابراین او به کانال‌های دیگر در رسانه‌های اجتماعی تکیه کرد و از فرزندان و نوه‌هایش خواست تا این خبر را پخش کنند. به طور غیرمنتظره‌ای، آن پیام کوچک که او فرستاد به دخترش، لان، رسید که سپس به ویتنام بازگشت. او گفت که پس از بازگشت به آمریکا، پدرش نامه‌های زیادی برای جستجوی مادرش فرستاده بود، اما فایده‌ای نداشت. او زود درگذشت و وصیت‌نامه‌ای برای دخترش گذاشت تا او را پیدا کند.

وقتی خانم لان و دخترش غرق در شادی و غم یکدیگر را در آغوش گرفتند، خانم تام ها نیز نتوانست اشک‌های شادی خود را پنهان کند و گفت که این واقعاً یک معجزه است. دخترش از مادرش دعوت کرد تا در آمریکا به دیدارش بیاید. خانم لان پس از ملاقات با دخترش، سختی دیگری را برای خانم تام آشکار کرد: او از دهه ۱۹۹۰ مجبور به فرار از ضرب و شتم و تعقیب شوهر خشنش در مزرعه کائوچوی فو رینگ شده بود و در حال حاضر نه خانم لان و نه پسرش (بی) هیچ مدرک شناسایی ندارند. بنابراین، خانم تام ها سفر دشوار دیگری را برای کمک به خانم له نگوک لان و پسرش برای یافتن هویتشان آغاز کرد.

Một cuộc đời đáng sống - Ảnh 3.

خانم تام ها (چپ) در حال آماده‌سازی مدارک لازم برای کمک به نگوین تی لان، زنی که بیماری روانی دارد و ضایعات فلزی جمع‌آوری می‌کند، برای دریافت کارت بیمه سلامت پس از ۴۰ سال زندگی بدون مدارک شناسایی است.

خانم تام ها با دهه‌ها تجربه در برخورد با بیش از دوازده زندگی بدشانس و وظیفه دشوار ردیابی هویت، با دقت به خانم لان و فرزندش کمک کرد. او قبل از شروع کار خانم لان به عنوان کارگر مزرعه لاستیک در فو رینگ، در مورد شناسنامه و محل سکونت او تحقیق کرد. سپس، ده‌ها بار با موتورسیکلت به گو وپ، بین تان و حتی فو رینگ رفت و آمد کرد تا سوابق اصلی را بازیابی کند. پس از اتمام پرونده خانم لان، نوبت به بی رسید. متأسفانه برای خانم لان، درست زمانی که با موفقیت آن دو نفر را شناسایی کرده بود، متوجه شد که به سرطان کبد در مراحل پایانی مبتلا است. خانم لان در حالی که کارت بیمه درمانی خود را در دست داشت، در بستر مرگ، اشک‌هایش را فرو خورد: «از شما متشکرم، خانم تام، که زندگی‌ام و آینده‌ای برای بی به من بازگرداندید. بزرگترین نعمت زندگی من ملاقات با شماست. تنها پشیمانی من این است که خیلی دیر با شما آشنا شدم، بنابراین نتوانستم به زندگی ادامه دهم یا در انجام کارهای خیریه و احیای زندگی به شما بپیوندم.»

خانم لان فوت کرد، اما به لطف خانم تام ها، آقای بی کارت بیمه سلامت دریافت کرد، مدارک شناسایی شخصی‌اش را تکمیل کرد و مبلغ کمی برای درمان پزشکی داشت.

داستان خانم لان موقتاً به پایان می‌رسد و وقتی از او پرسیده شد که آیا خوشحال است، خانم تام ها پاسخ داد: «قلبم سنگین است، نه آنقدر که فکر می‌کردم سبک. بین، یک یتیم ۳۵ ساله است و هنوز جرات ازدواج ندارد زیرا هیچ پیوند خانوادگی ندارد؛ پسر اولین رئیس این بخش پس از آزادی ۵۰ ساله است و نمی‌تواند از خودش مراقبت کند؛ و اعضای بسیار فقیر انجمن قربانیان عامل نارنجی که من عضو آن هستم، برای مراقبت از فرزندان و نوه‌هایشان که آنها نیز تحت تأثیر این سم قرار گرفته‌اند، تقلا می‌کنند... ببین عزیزم!»

در واقع، بسیاری از مردم اطراف هنوز منتظرند، امیدوارند و از این زن ۸۴ ساله کمک می‌خواهند. زیرا می‌دانند که او می‌تواند آنها را نجات دهد. موقعیت‌های به ظاهر "غیرقابل عبور" زیادی وجود دارد که خانم ها با آنها دست و پنجه نرم کرده و در نهایت آنها را حل کرده است. به عنوان مثال، مورد آقای دونگ پاچ، که در یک تصادف رانندگی دچار آسیب مغزی شد و توانایی پرداخت بیمه درمانی را نداشت؛ مورد خانم نگوین تی لان، زن مسنی که ضایعات فلزی جمع می‌کند و به دلیل بیماری روانی بیش از ۴۰ سال بدون هویت زندگی کرده است؛ و موارد کودکانی که به دلیل جدایی یا عدم ازدواج والدینشان، شناسنامه ندارند.

طبق محاسبات من، خانم تام ها باید بیش از ۲۰ پرونده از این دست داشته باشد که به آنها کمک کرده است. نه فقط برای یک روز یا چند وعده غذایی، بلکه برای هر نفر، برای هر پرونده، او ده‌ها بار به این طرف و آن طرف می‌رفت، دادخواست می‌نوشت، اسناد وکالتنامه تهیه می‌کرد و از طرف سالمندان، بیماران و کودکان یتیم برای بازیابی اسناد از مناطق و شهرستان‌های مختلف اقدام می‌کرد. یک بار، یک مأمور قضایی در منطقه گو واپ او را "شکنجه" کرد و باعث شد او در عرض سه ماه نه بار از منطقه ۱۲ به گو واپ سفر کند تا علامت لهجه روی نام یک زن تقریباً ۹۰ ساله را اصلاح کند تا با اسناد شخصی پسرانش مطابقت داشته باشد. او از خستگی شکایت نکرد، بلکه فقط به مأمور گفت: "کاری که شما انجام می‌دهید گناهی در حق مردم است!"

Một cuộc đời đáng sống - Ảnh 4.

خانم تام ها و خانواده‌اش

هر وقت کسی از او تعریف می‌کرد، پس از لحظه‌ای سکوت، خانم تام ها اغلب به آرامی می‌گفت: «فرزندم، او شاگرد رئیس جمهور هوشی مین است.»

شاید هیچ‌کس نتواند بگوید که به اندازه خانم تام ها، به‌طور طبیعی، آرام و صمیمانه از عمو هو یاد می‌گیرد و از او پیروی می‌کند. خانم تام ها، با الگو قرار دادن عمو هو، همه را با تمام وجود دوست دارد و به آنها کمک می‌کند.

خانم تام ها تعریف کرد که وقتی تنها ۷ سال داشت، پدرش او و برادر کوچکترش را به مدرسه کادت نظامی منطقه ۹ فرستاد. تام کوچک به شدت امتناع کرد، بنابراین مادرش مجبور شد یک سکه نقره قرمز با طرح هوشی مین به او بدهد و او را متقاعد کند و بگوید: «رفتن به مدرسه یعنی دنبال کردن عمو هو»، تا اینکه او و برادرش بالاخره موافقت کردند که بروند. در ۱۳ سالگی، او به شمال نقل مکان کرد و ۱۰ سال دیگر به مدرسه فرستاده شد.

پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه آموزش و پرورش، او به عنوان معلم به دبیرستان تان ین در استان ها باک منصوب شد. در سال ۱۹۶۵، خانم تام ها و رفقایش از کوه‌های ترونگ سون عبور کردند تا در منطقه جنوب غربی جنگ مقاومت کار کنند. پس از اتحاد مجدد کشور، او به تدریس پرداخت و در حالی که به عنوان معاون مدیر کالج آموزش تین گیانگ خدمت می‌کرد، عنوان معلم برجسته را دریافت کرد. در سال ۱۹۹۰، او بازنشسته شد و به منطقه ۱۲ شهر هوشی مین نقل مکان کرد، جایی که شروع به مراقبت از فقرا کرد. او گفت که این کار را مطابق با آموزه‌های رئیس جمهور هوشی مین انجام داده است: مبارزه با مهاجمان خارجی، ریشه کن کردن بی سوادی و اکنون مبارزه با فقر...

داستان‌های مهربانی و خدمت بی‌دریغ خانم تام ها به جامعه می‌تواند برای همیشه ادامه یابد، زیرا او کارهای خیر زیادی انجام داده است. ما از کنار خانه‌های بی‌شماری که به لطف تلاش‌های خانم تام ساخته شده‌اند، جاده‌های بی‌شماری که به لطف بسیج اجتماعی او افتتاح شده‌اند، عبور کرده‌ایم و شاهد زندگی‌های بی‌شماری بوده‌ایم که کودکان به لطف بورسیه‌ها، کارت‌های بیمه، شناسنامه و کارت‌های شناسایی خانم تام، امروز توانسته‌اند در آنها زندگی کنند. بسیاری از مردم می‌گویند که تا آخر عمر مدیون خانم تام ها خواهند بود.

ما، کسانی که او را می‌شناختیم، همراهی‌اش می‌کردیم و دوستش داشتیم، منتظر «خاطرات تام ها» هستیم. زنی که زندگی‌ای ارزشمند داشت. ما منتظریم - چون شنیده‌ایم که او گفته هر روز کمی برای خودش می‌نویسد؛ ما منتظریم - چون می‌دانیم هر چه وعده دهد، مطمئناً به آن عمل خواهد کرد.

Một cuộc đời đáng sống - Ảnh 5.



لینک منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
روزهای فروردین ماه

روزهای فروردین ماه

تانک

تانک

خاطرات فراتر از زمان هستند.

خاطرات فراتر از زمان هستند.