Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

وفادار به حزب

Việt NamViệt Nam03/02/2024

آقای نگوین دین هوی (از کمون تان لام هونگ، ناحیه تاچ ها، استان ها تین ) که بیش از ۹۰ سال دارد، جوانی و تمام وجودش را وقف مبارزه شجاعانه برای دفاع از سرزمین پدری کرده است. او زندانی سابق زندان فو کوک است و در حال نوشتن خاطراتی از آن سال‌های خون و گل است و همیشه به فرزندانش یادآوری می‌کند که «گذشته را ببندند اما هرگز گذشته را فراموش نکنند».

وفادار به حزب

وفادار به حزب

وفادار به حزب

به دنبال مقامات روستا، به خانه کوچک آقای نگوین دین هوی (معروف به مرحوم آقای هوان - متولد ۱۹۲۷) در روستای ین ترونگ، کمون تان لام هونگ (منطقه تاچ ها) رسیدیم. او با موهایی به سفیدی برف، چهره‌ای مصمم اما لبخندی بسیار روشن و گرم، درباره زندگی پر از فعالیت‌های انقلابی خود، سختی‌ها و فداکاری‌های نسل خود برای ما تعریف کرد.

آقای هوی در خانواده‌ای فقیر متولد و بزرگ شد. پدرش با فرزندان زیاد و خانواده‌ای بزرگ و فقیر، زود فوت کرد و از سنین پایین مجبور شد برای امرار معاش به عنوان خدمتکار برای بسیاری از خانواده‌های منطقه کار کند. او که شاهد قحطی سال ۱۹۴۵ بود که جان بسیاری از اعضای خانواده، اقوام و روستاییان را گرفت، مصمم‌تر شد که آنجا را ترک کند و در مبارزه برای استقلال و آزادی کشورش مشارکت داشته باشد.

وفادار به حزب

تصویری از آقای نگوین دین هوی در جوانی، به همراه صفحاتی از خاطرات که روزهای سخت و موقعیت‌های مرگ و زندگی که او و رفقایش با آن روبرو بودند را ثبت می‌کند.

در سال ۱۹۵۰، در واکنش به جنبش ثبت نام جوانان، با اشتیاق به ارتش پیوست. پس از دو ماه آموزش، به زادگاهش بازگشت تا در نیروی ذخیره منتظر دستور خدمت کند. در پایان سال ۱۹۵۲، ازدواج کرد، اما تنها سه ماه پس از عروسی، به هنگ ۱۰۱ (بخشی از لشکر ۳۲۵) منتقل شد. سپس مدت زیادی در نبردها دور از خانه بود و در سال ۱۹۵۹، همسرش قبل از اینکه بتوانند فرزندی داشته باشند، درگذشت.

واحد او وظیفه داشت تا در جبهه‌های مرکزی و علیای لائوس، برای هماهنگی با سایر واحدها در نبرد دین بین فو، علیه دشمن ایجاد انحراف کند. او و رفقایش در نبردهای شدید بسیاری در لائوس سفلی و شمال شرقی کامبوج شرکت کردند. پس از پیروزی در دین بین فو، واحد او به استان کوانگ بین عقب‌نشینی کرد تا نیروهای منظم خود را یکپارچه کرده و برای نبرد با آمریکایی‌ها آماده شود.

در پایان سال ۱۹۵۵، او افتخار عضویت در حزب را داشت. آقای هوی به یاد می‌آورد: «این یک نقطه عطف مهم در زندگی سربازانی مثل من در میدان نبرد بود. پیوستن به حزب در هر نبرد، در هر قدم از راهپیمایی، برای ما غرور و مسئولیت به ارمغان آورد. از آن لحظه، عهد کردم که تا آخر عمر از آرمان‌های حزب و رئیس جمهور محبوب هوشی مین پیروی کنم.»

وفادار به حزب

آقای نگوین دین هوی با چشمانی اشکبار خاطرات خود از سال‌های فعالیت انقلابی را به یاد آورد.

در دسامبر ۱۹۶۲، به او مرخصی داده شد و با همسر دومش ازدواج کرد. در یکی از دوره‌های کوتاه مرخصی‌اش، آنها صاحب یک پسر شدند. در اکتبر ۱۹۶۴، زمانی که پسرش یک ماهه بود، آقای هوی دستور یافت که از پایگاهش در کوانگ بین به میدان نبرد در جنوب منتقل شود. او و رفقایش در نبردهای شدید بسیاری در استان‌های گیا لای، کون توم، داک لاک ، کوانگ نگای، بین دین، فو ین و سایر استان‌ها شرکت کردند.

در فوریه ۱۹۶۷، هنگام عملیات در بین دین، او و یکی از رفقایش متأسفانه توسط دشمن دستگیر شدند. آنها به زندان پلیکو (گیا لای) منتقل شدند، سپس به سلولی در سایگون منتقل شدند و پس از یک ماه بازداشت در سرزمین اصلی به زندان فو کوک تبعید شدند. تقریباً ۶۰ سال گذشته است، اما آقای هوی هنوز هم با یادآوری آن روزهای تاریک و عذاب‌آور در آن «جهنم روی زمین» عمیقاً متأثر می‌شود. زندان فو کوک به خاطر شکنجه‌های وحشیانه و بی‌رحمانه‌اش بدنام بود. آقای هوی و رفیقش بارها مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، دست و پایشان بسته شد، به زانوهایشان میخ کوبیده شد و در قفس ببرها حبس شدند...

.

وفادار به حزب

وفادار به حزب

آقای نگوین دین هوی درباره روزهای سخت جنگ با مقامات و نسل جوان کمون تان لام هونگ (تاچ ها) صحبت می‌کند.

«در اردوگاه ما، هر روز مقدار کمی برنج به زندانیان داده می‌شد تا خودشان بپزند. اما از آنجا که آب بسیار کثیف و بدبو بود، برنج غیرقابل خوردن بود، بنابراین به این فکر افتادم که آن را کباب کنم تا معطر شود. وقتی نگهبانان این موضوع را کشف کردند، مرا به کباب کردن برنج برای ذخیره غذا برای فرار متهم کردند و مرا برای شکنجه در سلول انفرادی حبس کردند. آنها ساعت‌ها مرا کتک زدند و باعث شدند که مرتباً غش کنم و دوباره به هوش بیایم. هر دو پایم له شد، دست راستم شکست و بدنم پر از جراحات شد. پس از آن، مرا در بشکه‌ای گذاشتند و به مدت سه شبانه‌روز زیر آفتاب رها کردند. در آن زمان، فکر می‌کردم که زنده نخواهم ماند و مرگ را پذیرفتم، اما قلبم هنوز از نبود صلح در کشور و وعده عملی نشده بازگشت به همسر و فرزندانم پس از استقلال درد می‌کرد. به لطف اعتصاب غذا و اعتراضات رفقایم، پس از هفت روز بازداشت و شکنجه، سرانجام خواسته‌های ما را پذیرفتند و مرا به اردوگاه کار اجباری منتقل کردند.»

این کتک‌ها او را «به زندگی‌ای بدتر از مرگ» کشاند، و حتی اکنون، وقتی آنها را به یاد می‌آورد، چشمانش هنوز پر از اشک می‌شود. با نگاه به زخم‌هایی که هنوز روی بازوها و پاهای پیرش دیده می‌شود، واقعاً غرق در احساسات شدیم، آمیخته با تحسین و قدردانی عمیق.

وفادار به حزب

آقای هوی در کنار فرزندان و نوه‌هایش از دوران پیری خود لذت می‌برد.

او بیش از ۱۰ سال در جنگ خدمت کرد و در فو کوک زندانی شد، دوره‌ای که در آن خانواده‌اش ارتباط خود را با او از دست دادند. با این حال، همسرش ثابت قدم ماند و معتقد بود که او پس از جنگ باز خواهد گشت. و عشق و ایمان پاداش داده شد. در مارس ۱۹۷۳، پس از امضای توافق‌نامه پاریس، آقای هوی و رفقایش برای بهبودی به شمال منتقل شدند. یک سال بعد، او مرخص شد و به زادگاهش بازگشت. او سمت‌های مختلفی از جمله کار در تعاونی‌ها و به عنوان افسر پلیس را بر عهده داشت و به طور فعال در جنبش بازسازی میهن خود شرکت می‌کرد.

به خاطر مشارکت‌هایش در آرمان انقلابی، به او مدال‌های زیر اهدا شد: مدال ضد فرانسوی؛ مدال مقاومت درجه یک؛ ۳ مدال آزادی جنوب؛ نشان جانباز؛ و تقدیرنامه‌های متعدد از واحدش...

وفادار به حزب

اینها عناوین معتبری هستند که توسط حزب و دولت به پاسداشت خدمات آقای نگوین دین هوی اعطا می‌شوند.

این زوج پس از پیوستن به خانواده‌اش، صاحب چهار فرزند دیگر شدند. حتی در دوران پیری، با وجود بازنشستگی از کار اجتماعی، شهرت او باعث شد که روستاییان همچنان به او اعتماد داشته باشند تا در طول اعیاد و تعطیلات، آداب و رسوم روستا را اداره کند. این زوج در دوران پیری با پنج فرزند (دو پسر و سه دختر)، یازده نوه و چهار نتیجه، زندگی شادی داشتند. سال‌ها، خانواده آنها جایزه "خانواده نمونه فرهنگی" را در محل دریافت کردند. در سال ۲۰۲۰، همسرش درگذشت و او به تنهایی در یک خانه کوچک زندگی می‌کند، اما فرزندان و نوه‌هایش هنوز از او مراقبت می‌کنند و روزانه غذا تهیه می‌کنند.

امسال، آقای هوی ۹۷ ساله شد - سنی نادر، با این حال او همچنان به طرز چشمگیری تیزبین و فعال است. برای کمک به فرزندانش تا زندگی انقلابی او، سختی‌ها و مبارزات مرگ و زندگی که او و رفقایش متحمل شدند را بهتر درک کنند، و برای آموزش نسل‌های آینده در مورد سنت «به یاد آوردن منبع هنگام نوشیدن آب»، او خاطرات خود را نوشته است.

وفادار به حزب

آقای هوی با وجود ۹۷ سال سن، هنوز هم بسیار تیزبین است. او خاطرات زندگی‌اش را نوشت تا داستان زندگی دشوار اما باشکوهش را برای فرزندانش حفظ کند.

«این دفترچه یادداشت باید صد سال نگهداری شود تا نوه‌ها و نتیجه‌هایشان بتوانند شرح حال مختصری از مرحوم هوان بدانند. لحظات شیرین و تلخ زیادی وجود داشت!» - اولین سطر این خاطرات یادآوری به فرزندان و نسل جوان است تا تاریخ را برای نسل‌های آینده حفظ کنند. اگرچه این خاطرات طولانی نیست، اما نقاط عطف تاریخی مهمی را در دو جنگ مقاومت علیه فرانسه و ایالات متحده ثبت می‌کند؛ نبردها، فداکاری‌های قهرمانانه و فداکاری فداکارانه برای یک آرمان والا.

خانم نگوین تی نگویت، معاون دبیر اتحادیه جوانان کمون تان لام هوئونگ، با در دست داشتن این خاطرات، گفت: «داستان‌های شاهدان زنده‌ای مانند آقای هوی همیشه منبع ارزشمندی از اطلاعات برای نسل جوان است، زیرا بدون شنیدن آنها، مطمئناً نمی‌توانند تصور کنند که اجدادشان چقدر فداکاری و مشارکت کرده‌اند. این همچنین انگیزه‌ای برای ماست تا مسئولیت‌های خود را انجام دهیم و تلاش کنیم تا انرژی جوانی خود را برای ساختن میهنی آبادتر و زیباتر به کار گیریم.»

وفادار به حزب

بهار امسال، آقای نگوین دین هوی افتخار بزرگ دیگری را با دریافت نشان عضویت ۷۰ ساله حزب به دست آورد.

آقای هوی با خود اندیشید: «من خاطراتم را برای زنده کردن دوباره‌ی خسارات و رنج‌های جنگ نمی‌نویسم، زیرا گذشته باید بسته شود تا به سوی آینده حرکت کنیم. با این حال، من هنوز به فرزندانم و نسل‌های آینده یادآوری می‌کنم که در حالی که فصل گذشته را می‌بندم، هرگز نباید آن را فراموش کنیم، هرگز نباید خون و استخوان‌های کسانی را که افتاده‌اند فراموش کنیم تا بتوانیم نسبت به میهن و کشورمان مسئولیت‌پذیرتر باشیم.»

وفادار به حزب

برای او، پرچم ملی فوق‌العاده ارزشمند بود، زیرا با خون سربازان وفادار بی‌شماری و اعضای حزب مانند خودش آغشته شده بود.

در آفتاب سوزان زمستانی، آقای هوی پرچم قرمز با ستاره زرد را بیرون آورد و آن را جلوی دروازه خود آویزان کرد. آن تصویر حس عجیبی را در من برانگیخت. فهمیدم که آن پرچم چقدر برای او ارزشمند است، زیرا با خون سربازان وفادار بی‌شماری و اعضای حزب مانند خودش آغشته شده بود. در این بهار، او افتخار بزرگ دیگری دریافت کرد: نشان عضویت ۷۰ ساله حزب. و من معتقدم که در جشن شاد بهارهای جدید، مردم کل کشور به طور کلی، و به ویژه ها تین، هرگز فداکاری‌های عظیم نسل‌های گذشته را فراموش نخواهند کرد.

متن و عکس‌ها: کیو مین

طراحی: هوی تونگ

۶:۰۳:۰۲:۲۰ ۲۴:۰۸:۳۰


منبع

نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان موضوع

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
شادی مردم در روز رژه.

شادی مردم در روز رژه.

نمونه عکس

نمونه عکس

F5 یک روند جدید است.

F5 یک روند جدید است.