Vietnam.vn - Nền tảng quảng bá Việt Nam

MU از همان ابتدا در مورد آموریم اشتباه کرد.

روبن آموریم صرفاً به دلیل تاکتیک‌ها یا شخصیت شکست نخورد. او شکست خورد زیرا MU به ساختن یک پروژه مبهم ادامه داد، جایی که مسئولیت کمرنگ می‌شد و اشتباهات همیشه با کلمه "صبر" پوشانده می‌شدند.

ZNewsZNews05/01/2026

روبن آموریم از منچستریونایتد اخراج شد.

منچستریونایتد روبن آموریم را به عنوان اولین "سرمربی" خود در تقریباً ۱۵۰ سال تاریخ منصوب کرد. اما در واقعیت، آنها هرگز به روشنی تصمیم نگرفتند که از این عنوان چه می‌خواهند.

یک «سرمربی» واقعی باید در یک ساختار پایدار عمل کند که در آن قدرت، مسئولیت و حوزه‌های نفوذ به وضوح تعریف شده باشند. MU فاقد این ویژگی است. و آموریم، از روز اول، در موقعیتی قرار گرفت که هیچ کس در مورد نحوه استفاده از او توافق نداشت.

«من سرمربی و سرمربی هستم و باید بازیکنان را انتخاب کنم.» این جمله در کنفرانس مطبوعاتی افتتاحیه یک خطای زبانی نبود. این اولین نشانه بود که این پروژه از همان ابتدا نقص داشت.

MU ساختار می‌خواهد، اما غریزی عمل می‌کند.

اینئوس با این وعده که «بزرگان در اتاق هستند» به اولدترافورد آمد. جیسون ویلکاکس، عمر برادا، دن اشورث - نام‌هایی که انتظار می‌رفت نظم را به تیم بیاورند. اما نظم از عناوین و القاب نمی‌آید، بلکه از تصمیم‌گیری‌های منسجم ناشی می‌شود.

دن اشورث به سرعت آمد و رفت. سمت مدیر ورزشی در زمانی که بیشترین نیاز به ثبات بود، خالی ماند. در همین حال، به آموریم گفته شد که "فقط روی مربیگری تمرکز کند" و به خطوط مقدم فرستاده شد تا تمام فشارها برای کسب نتایج را تحمل کند.

اتحادیه‌ی موتلفه می‌خواهد قدرت را تفکیک کند، اما فاقد قاطعیت لازم برای محافظت از ساختاری است که ایجاد کرده است.

لیورپول و وستهام در مورد توانایی آموریم برای تطبیق با لیگ برتر تردید داشتند. منچستریونایتد نه. یا می‌دانستند، اما ترجیح دادند آن را نادیده بگیرند.

آموریم از محیطی می‌آید که سرمربی تقریباً کنترل مطلق دارد، جایی که زمان یک دارایی ارزشمند محسوب می‌شود. لیگ برتر با این منطق عمل نمی‌کند، به خصوص منچستریونایتد، جایی که هر جلسه تمرینی و هر بیانیه‌ای به دقت بررسی می‌شود.

MU anh 1

آموریم از محیطی می‌آید که مربی تقریباً کنترل مطلق را در دست دارد، جایی که زمان یک دارایی ارزشمند محسوب می‌شود.

پرحرفی، رک بودن و احساساتی شدن آموریم در پرتغال مشکلی ایجاد نمی‌کرد. با این حال، در اولدترافورد، این موضوع سم بود. او تیمش را یکی از بدترین تیم‌های تاریخ باشگاه نامید. او آشکارا اعتراف کرد که به اندازه کافی خوب نیست. او بیش از حد به کوبی ماینو واکنش نشان داد، اما این واکنش، او را در مقابل آکادمی، یکی از معدود نمادهای باقی مانده منچستر یونایتد، قرار داد.

مدیری که «فیلترینگ رسانه‌ای» نداشته باشد، نمی‌تواند در MU دوام بیاورد. هیئت مدیره باید این را بداند. اما آنها همچنان آموریم را انتخاب کردند.

سرسختی به لجاجت تبدیل می‌شود.

سیستم ۳-۴-۳ مشخصه تیم آموریم بود. اما در لیگ برتر، این سیستم به سرعت به نقطه ضعفی تبدیل شد که بارها مورد سوءاستفاده قرار گرفت. بازیکنان فاقد وضوح نقش بودند. سیستم دفاعی دائماً نامتعادل بود. انتقال‌ها آشفته بودند.

آموریم به جای اینکه زود خودش را وفق دهد، ترجیح داد تحمل کند. او آن را «رنج ضروری» نامید. مشکل این است که رنج باعث پیشرفت نمی‌شود.

وقتی آموریم بالاخره در دسامبر ۲۰۲۵ سیستم دفاعی چهار نفره را آزمایش کرد، توضیح او حتی از خود تغییر دیرهنگام هم مخرب‌تر بود. آموریم گفت: «من نمی‌توانستم این تغییر را ایجاد کنم چون بازیکنان فکر می‌کردند که من به خاطر شما این کار را می‌کنم.»

آن لحظه‌ای بود که آموریم اعتراف کرد که حفظ سیستمی که از قبل کشف شده بود، صرفاً برای محافظت از وجهه قدرتش بوده است. مربی‌ای که جایگاه فردی را بر اثربخشی جمعی اولویت می‌دهد، نقصی جبران‌ناپذیر در هر پروژه بزرگی است.

MU anh 2

پرحرفی، رک‌گویی و طغیان‌های احساسی آموریم در پرتغال مشکلی ایجاد نمی‌کرد. با این حال، در اولدترافورد، این ویژگی‌ها زهرآگین بودند.

MU فصل گذشته پانزدهم شد. تیم نامتعادل بود. به آموریم زمان بیشتری داده شد. تابستان 2025 خریدهای قابل توجهی را به همراه داشت: کونها، امبومو، سسکو. کارینگتون ارتقا یافت. بدون رقابت اروپایی، برنامه‌ای آسان‌تر.

تمام شرایط برای انجام مجدد کار فراهم است.

اما MU هنوز به طور اساسی پیشرفت نکرده است: دفاع ضعیف، واکنش کند، فقدان هویت مشخص. آموریم از 50 بازی 19 برد کسب کرد. آنقدر بد نبود که فاجعه نامیده شود، اما برای توجیه یک پروژه بلندمدت خیلی پایین بود.

سوالی که باید پرسید این است: آیا MU به این دلیل با آموریم ادامه داد که معتقد بود حق با اوست، یا به این دلیل که شجاعت اعتراف به انتخاب اشتباه خود را نداشت؟

اخراج آموریم مشکل اصلی را حل نکرد. او تنها اولین "مدیر ارشد" بود، اما مشکلات آشنای دوران پس از سر الکس فرگوسن را با خود به همراه داشت: قدرت مبهم، ساختار سست و مسئولیت‌پذیری ضعیف.

سر جیم راتکلیف زمانی که تن هاگ را ترک کرد، گفت: «آیا فرم ناپایدار به دلیل مربی است یا سازمان؟» منچستریونایتد هرگز به طور قطعی به این سوال پاسخ نداد. و چون به آن پاسخ ندادند، به تکرار همان اشتباهات ادامه دادند.

آموریم با یک ایده بزرگ از راه رسید. اما منچستر یونایتد جای آزمایش پروژه‌هایی نیست که به درستی طراحی نشده‌اند. در اولدترافورد، تئوری به تنهایی برای بقا کافی نیست. تنها شفافیت، ثبات و پاسخگویی اهمیت دارد.

آموریم رفته است. سوال این است: MU چه چیزی آموخته است، یا آنها فقط در حال آماده شدن برای ساختن یک پروژه ناقص دیگر هستند؟

منبع: https://znews.vn/mu-da-sai-voi-amorim-tu-dau-post1617064.html


نظر (0)

لطفاً نظر دهید تا احساسات خود را با ما به اشتراک بگذارید!

در همان دسته‌بندی

از همان نویسنده

میراث

شکل

کسب و کارها

امور جاری

نظام سیاسی

محلی

محصول

Happy Vietnam
میدان لام وین - قلب دا لات

میدان لام وین - قلب دا لات

هدایایی از دریا!

هدایایی از دریا!

شادی‌های ساده

شادی‌های ساده