بعضی از معاملات فقط پس از گذشت زمان کافی واقعاً مورد توجه قرار میگیرند. برای منچستر یونایتد، تصمیم به فروش گارناچو به چلسی بسیار بحثبرانگیز بود. یک بازیکن جوان و سریع که از آکادمی باشگاه آمده بود و زمانی آینده باشگاه محسوب میشد، خیلی زود کنار گذاشته شد.
اما شب استمفورد بریج نشان داد که چرا اولدترافورد این خداحافظی را پذیرفت.
گارناچو باخت چون حاضر نشد بزرگ شود.
در حالی که گارناچو در میان هو کردن هواداران خودی و بیصبری تماشاگران خانگی تقلا میکرد، جانشین او، ماتئوس کونها، گل سرنوشتساز را به ثمر رساند و پیروزی ارزشمندی را برای MU در رقابت برای رسیدن به جمع چهار تیم برتر تضمین کرد.
یک بازیکن در هرج و مرج گیر افتاده است. بازیکن دیگری در یک لحظه تفاوت را رقم میزند. فوتبال گاهی اوقات میتواند به طرز بیرحمانهای ساده باشد.
استعداد گارناچو هرگز مورد تردید نبوده است. این آرژانتینی سرعت، توانایی ایجاد اختلال در دفاع حریف و غریزهای نادر برای ایجاد نفوذ دارد. مشکل این است که او همیشه طوری بازی میکند که انگار همین استعداد به تنهایی برای حل همه چیز کافی است.
![]() |
گارناچو در مقابل منچستر یونایتد، با این هدف وارد زمین شد که به باشگاه سابقش ثابت کند اشتباه میکند. اما هر چه بیشتر تلاش میکرد، گیجتر میشد. |
در یونایتد، گارناچو اغلب با عادت شوت زدن در مواقعی که باید پاس میداد، دریبل زدن در مواقعی که نیاز به سادهسازی موقعیت داشت و به خصوص مشارکتهای دفاعی بیثباتش، همتیمیهایش را ناامید میکرد. یک وینگر مدرن نمیتواند صرفاً روی حمله تمرکز کند.
بنابراین، تحت هدایت روبن آموریم، گارناچو به تدریج جایگاه خود را از دست داد. وقتی در فینال لیگ اروپا فصل گذشته به نیمکت منتقل شد، پایان کار تقریباً قطعی به نظر میرسید. واکنشهای خانوادهاش بیشتر نشان داد که گارناچو واقعاً نمیدانست رقابت در سطح بالا چه چیزی را میطلبد.
حتی پس از انتقال به چلسی، همان مشکلات قدیمی باقی ماندند.
گارناچو در مقابل منچستر یونایتد، مصمم بود به باشگاه سابقش ثابت کند که اشتباه میکند. اما هر چه بیشتر تلاش میکرد، بینظمتر میشد. او در ضدحملات زمین میخورد، چندین پاس اشتباه میداد، حرکات نمایشی انجام میداد و سپس مالکیت توپ را از دست میداد. تماشاگران استمفورد بریج آه کشیدند، در حالی که هواداران منچستر یونایتد از هر یک از این اشتباهات لذت میبردند.
این فقط یک بازی بد نبود. این خلاصهای از سفر گارناچو است: انرژی زیاد، غرور زیاد، اما فقدان بلوغ.
MU بازیکن مناسب را در زمان مناسب انتخاب کرد.
برعکس، یونایتد بازیکن پر زرق و برقتری را به خدمت نگرفت. آنها کونها را انتخاب کردند، بازیکنی که کمتر پر زرق و برق بود اما قبلاً خود را در لیگ برتر ثابت کرده بود.
![]() |
گارناچو میخواهد همه کارها را همزمان انجام دهد. کونها فقط باید کار درست را در زمان درست انجام دهد. |
قیمت ۶۲.۵ میلیون پوندی ارزان نیست، اما بازیکنی را در اوج دوران حرفهایاش به شما میدهد که فشردگی فوتبال انگلیس را درک میکند و میداند چگونه فوراً تأثیرگذار باشد. وقتی برونو فرناندز فرصتی تقریباً مشابه فرصتی که کونیا قبلاً از دست داده بود را به او داد، مهاجم برزیلی با ضربهای زیبا گل تساوی را به ثمر رساند و سرنوشت بازی را رقم زد.
آن لحظه بزرگترین تفاوت بین این دو بازیکن را برجسته کرد: خونسردی.
گارناچو میخواهد همه کارها را همزمان انجام دهد. کونها فقط باید کار درست را در زمان درست انجام دهد.
مربی مایکل کریک این را درک کرد وقتی به کونها دستور داد که به مرکز زمین برود و بیشتر جلوی دروازه ظاهر شود. تیمی که میخواهد به اوج برگردد به بازیکنانی نیاز دارد که بدانند چگونه از ساختار پیروی کنند، نه اینکه فقط به الهام گرفتن تکیه کنند.
چهار سال پیش، گارناچو به عنوان یک گوهر آیندهدار در نظر گرفته میشد. اگر او مایل به تغییر باشد، این هنوز هم میتواند درست باشد. اما فوتبال سطح بالا برای همیشه منتظر بلوغ کسی نمیماند.
در مورد یونایتد، پس از سالها اشتباه در بازار نقل و انتقالات، به نظر میرسد که آنها این بار تصمیم درستی گرفتهاند.
آنها فقط یک بازیکن بااستعداد را نفروختند. آنها یک مشکل را حذف کردند و آن را با یک راه حل جایگزین کردند.
منبع: https://znews.vn/mu-thang-lon-khi-bo-garnacho-post1644919.html









نظر (0)